سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

عوامل حرمان از مناجات با خدا

با توجه به عظمت مناجات با خدا و اهمیت ارتباط با معبود و نقشی که در سعادت دنیوی و اخروی انسان دارد و خسارتی که حرمان از این توفیق بزرگ الهی متوجه انسان می‌کند، بایسته است عواملی را که باعث می‌گردند انسان از مناجات خدا لذت نبرد و از آن محروم بماند بشناسیم. در برخی از روایات این عوامل معرفی شده‌اند و از جمله در حدیث معراج درباره یکی از عوامل حرمان از درک مناجات با خدا، پروردگار عالم خطاب به حبیب خود رسول‌الله(صلى الله علیه وآله) می‌فرماید:
یا أحمد لو صَلَّى العبدُ صلاه أهلِ السماءِ والأرضِ ویصومُ صیامَ أهلِ السماءِ والأرضِ ویَطوِی مِنَ الطعامِ مِثلَ الملائکه ولَبِسَ لباسَ العاری ثُمّ أرى فی قلِبِه مِنْ حُبِّ الدّنیا ذرّهً أو سُمْعَتِها أو رِئاستِها أو حُلیِّها أو زینتِها لا یُجاوِرُنی فی داری وَلأَنزِعَنَّ من قلِبِه مَحّبتی (ولَأُظلِمنَّ قلبَهُ حتّی یَنسانی ولا أُذیقُه حلاوه مَحبّتی)؛(11) «ای احمد، اگر بنده‌ای به‌اندازه اهل آسمان و زمین نماز بخواند و روزه بگیرد و چونان فرشتگان از خوردن غذا دوری گزیند و لباس عابدان بپوشد، سپس در قلب او ذره‌ای از حب دنیا، یا خودنمایی و ریا، یا ریاست، یا شهرت‌طلبی و یا علاقه به زینت دنیا ببینم، او را از جوار خویش محروم می‌سازم و محبت خود را از دلش خارج می‌سازم (و چنان دلش را تاریک می‌گردانم تا مرا فراموش کند و هرگز شیرینی محبتم را به او نمی‌چشانم)».
در اخبار حضرت داوود(علیه السلام) آمده است که خداوند خطاب به او فرمود: مَا لِأَوْلِیَائِی وَ الْهَمَّ بِالدُّنْیَا إِنَّ الْهَمَّ یُذْهِبُ حَلَاوَه مُنَاجَاتِی مِنْ قُلُوبِهِم ؛(12) «نباید دوستان من همّ و
﴿ صفحه 30 ﴾
غم دنیا داشته باشند، چون اهتمام و تعلق به دنیا شیرینی مناجات با من را از دلشان خارج می‌سازد».
کسانی که تعلق خاطر و دل‌بستگی به دنیا دارند، نباید انتظار داشته باشند که از مناجات با خدا لذت ببرند. این گروه اگر هم به دعا و مناجات بپردازند، انگیزه آنها فراتر از امید به برآورده شدن حاجات و آمرزش گناهانشان نخواهد بود و در سراسر دعا بی‌حالی و کسالت بر آنان چیره می‌گردد و لذت مناجات با خدا را درک نخواهند کرد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که خداوند، در حدیث قدسی، به حضرت داوود(علیه السلام) وحی کرد و فرمود:
لا تَجْعَلْ بَیْنِی وَبَیْنَک عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْیَا فَیَصُدَّک عَنْ طَرِیقِ مَحَبَّتِی، فَإِنَّ أُولَئِک قُطَّاعُ طَرِیقِ عِبَادِیَ الْمُرِیدِینَ. إِنَّ أَدْنَى مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلاوَه مُنَاجَاتِی عَنْ قُلُوبِهِمْ؛(13)«میان من و خودت، عالِم فریفته دنیا را واسطه قرار مده تا تو را از راه دوستی و محبت من باز دارد، زیرا ایشان رهزنان بندگان جویای من‌اند. همانا کمتر کاری که با ایشان می‌کنم این است که شیرینی مناجاتم را از دلشان بردارم».
﴿ صفحه 31 ﴾

گفتار دوم: (جلوه‌های رضوان الهی و مناجات خدا با انسان) مناجات خدا با بندگان خویش

الف) مناجات خدا با انبیا

در جلسه پیشین در ارتباط با مناجات انسان با خدا، این پرسش را مطرح کردیم که چرا با توجه به اینکه عالی‌ترین توفیق‌ها و فرصت‌ها برای انسان در مناجات و گفت‌وگوی خصوصی با خداوند و بهره‌مند گشتن از لذت مناجات با اوست، کسانی انگیزه و میلی برای مناجات با خدا ندارند و اساساً چه عاملی باعث حرمان از مناجات با خدا می‌گردد؟ در پاسخ گفتیم: از روایات استفاده می‌شود که اساسی‌ترین عامل حرمان از مناجات و رازگویی با خدا و عدم درک لذت گفت‌وگوی با خدا، تعلق و وابستگی به دنیا و لذت‌های آن است. پس راه نایل آمدن به شرف و افتخار درک لذت مناجات با معبود، گسستن از تعلقات دنیوی و عدم دل‌بستگی به لذت‌های فانی دنیاست. اینک وقت آن رسیده که به مسئله مناجات خدا با انسان‌های برگزیده و بندگان مخلِص خود بپردازیم.
از روایات فراوانی استفاده می‌شود که خداوند با برخی از بندگانش مناجات و رازگویی می‌کند. بی‌شک انبیای الاهی در مرتبه نخستِ کسانی هستند که خداوند به مناجات با آنها می‌پردازد و برخی از وحی‌های او به آنها، مناجات به‌حساب می‌آیند.
﴿ صفحه 32 ﴾
دراین‌بین، حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) که به صفت کلیم‌الله و هم‌سخن خدا اختصاص یافته کراراً‌ مخاطب نجواهای الاهی بوده است. آن حضرت که فراوان برای عبادت خدا به کوه طور می‌رفت و روزهای متوالی و گاهی چهل روز در آنجا به عبادت و گفت‌وگوی با خدا می‌پرداخت، بهره فراوانی از مناجات الاهی داشت که برخی از آنها در احادیث قدسی مربوط به آن حضرت گرد آمده‌اند، و در قرآن نیز خداوند درباره توقف چهل روزه آن حضرت در کوه طور جهت عبادت و مناجات متقابل بین او و خداوند، می‌فرماید: وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَه وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَه؛(14) «و با موسی سی شب وعده نهادیم و آن را به ده شب دیگر کامل کردیم، پس هنگام وعده پروردگارش به چهل شب تمام شد».