سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

مقدمه معاونت پژوهش

حقیقت اصیل‌ترین، جاودانه‌ترین و زیباترین راز هستی و نیاز آدمی است که سلسله مؤمنان و عالمان صادق چه جان‌ها که در راه آن نباخته، و جاهلان و باطل‌پرستان چه توطئه‌‌ها و ترفندها که برای محو و مسخ آن نساخته‌اند. چه تلخْ‌واقعیتی است مظلومیت حقیقت، و چه شیرینْ‌حقیقتی است این وا‌‌‌‌قعیت که در مصاف همیشگی حق و باطل، حق سربلند و سرفراز است و باطل از بین‌رفتنی و نگونسار. این والا و بالانشینیِ حقیقت، گذشته از سرشت حق، وام‌دار کوشش‌های خالصانه و پایان‌ناپذیر حقیقت‌جویانی است که در عرصه نظر و عمل کمر همت محکم بسته و از دام و دانه دنیا رسته‌اند، و در این میان، نقش و تأثیر ادیان و پیامبران الهی، و به‌ویژه اسلام و پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و جانشینان برحق و گرامی او(علیهم السلام)، برجسته‌ترین است.
دانشمندان نام‌آور شیعه، رسالت خطیر و بی‌نظیر خویش را بهره‌گیری از عقل و نقل و غوص در دریای معارف قرآن و برگرفتن گوهر ناب حقیقت از سیره آن پیشوایان و عرضه آن به عالم بشری و دفاع جانانه در برابر هجوم ظلمت‌پرستان حقیقت‌گریز دانسته و در این راه دیده‌ها سوده و جان‌ها فرسوده‌اند. اکنون در عصر بحران معنویت که دشمنان حقیقت و آدمیت هر لحظه با تولید و انتشارِ فزون از شمارِ آثار نوشتاری و دیداری و به‌کارگیری انواع ابزارهای پیشرفته سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در عرصه‌های گوناگون برای سیطره بر جهان می‌کوشند، رسالت
﴿ صفحه 18 ﴾
حقیقت‌خواهان و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی، به‌ویژه عالمان دین، بس عظیم‌تر و سخت دشوارتر است.
در جهان تشیع، پژوهشگران حوزوی در علوم فلسفی و کلامی، تفسیری و حدیثی، فقهی و اصولی و نظایر آن کارنامه درخشانی دارند، و تأملات ایشان بر تارک پژوهش‌های اسلامی می‌درخشد. در زمینه علوم طبیعی و تجربی و فناوری‌های جدید نیز پژوهشگران ما تلاش‌هایی چشمگیر کرده، گام‌هایی نویدبخش برداشته و به جایگاه درخور خویش در جهان نزدیک شده‌اند، و می‌روند تا با فعالیت‌های روزافزونشان مقام شایسته خویش را در صحنه علمی بین‌المللی بازیابند. ولی در قلمرو پژوهش‌های علوم اجتماعی و انسانی تلاش‌های دانشمندان این مرزوبوم آن‌گونه که شایسته نظام اسلامی است به بار ننشسته و آنان گاه به ترجمه و اقتباس نظریات دیگران بسنده کرده‌اند. در این زمینه کمتر می‌توان ردّ پای ابتکارات و به‌ویژه خلاقیت‌های برخاسته از مبانی اسلامی را یافت و تا رسیدن به منزلت مطلوب راهی طولانی و پرچالش در پیش است. ازاین‌روی، افزون بر استنباط، استخراج، تفسیر و تبیین آموزه‌های دینی و سازماندهی معارف اسلامی، کاوش در مسائل علوم انسانی و اجتماعی از دیدگاه اسلامی و تبیین آنها از مهم‌ترین اهداف و اولویت‌های مؤسسات علمی به‌ویژه مراکز پژوهشی حوزه‌های علمیه است.
مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله) در پرتو تأییدات رهبر کبیر انقلاب اسلامی و حمایت‌های بی‌دریغ خلف صالح وی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «مد ظله ‌العالی» از آغازِ تأسیس بر اساس سیاست‌ها و اهداف ترسیم شده از سوی حضرت آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی «دامت برکاته» به امر پژوهش‌های علمی و دینی اهتمام داشته و در مسیر برآوردن نیازهای فکری و دینی جامعه، به پژوهش‌های بنیادی، راهبردی و کاربردی پرداخته است. معاونت پژوهش مؤسسه برای تحقق این مهم، افزون بر برنامه‌ریزی و
﴿ صفحه 19 ﴾
هدایت دانش‌پژوهان و پژوهشگران، در زمینه نشر آثار محققان نیز کوشیده و بحمدالله تاکنون آثار ارزنده‌ای را در حد توان خود به جامعه اسلامی تقدیم کرده است.
کتاب پیش روی، بخشی از مباحث اخلاقی استاد فرزانه، حضرت آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی «دامت برکاته»، است که تحقیق و نگارش آن به خامه آقای کریم سبحانی سامان یافته است. موضوع سلسله مباحث حضرت استاد بر این کتاب، شرح و بررسی مناجات اول تا هشتم از مناجات خمس عشر امام سجاد(علیه السلام)، است که به‌حق ناب‌ترین معارف و آموزه‌های عرفانی شیعه را در اختیار جویندگان حقیقت و معرفت می‌نهد. معاونت پژوهش دوام عمر پربرکت معظم‌له و توفیق روز‌افزون پژوهشگر محترم این اثر را از خداوند متعال خواستار است.
معاونت پژوهش مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(رحمه الله)
﴿ صفحه 21 ﴾

گفتار اول: (بررسی معناشناختی مناجات و جایگاه آن در آموزه‌های دینی) مفهوم مناجات و پاره‌ای از مصادیق آن در قرآن

کلمه مناجات و نجوا که هم‌خانواده هستند، در لغت عرب به معنای درگوشی سخن گفتن و راز گفتن و سخن گفتن خصوصی با دیگری می‌باشند. برخی برآنند که نجوای در کلام به این حاصل می‌شود که جمعی یا دو نفر در خلوت با یکدیگر سخن گویند، خواه سرّی سخن گویند و خواه آشکارا. پس سرّی و درگوشی سخن گفتن در معنای مناجات نهفته نیست و مناجات سخنی است که دور از اغیار باشد.(1) با این لحاظ مناجات با آهسته سخن گفتن بیشتر تناسب دارد تا با بلند سخن گفتن و آواز برآوردن. بر این اساس خواندن مناجاتی که از اهل‌بیت(علیهم السلام) وارد شده و یا اشعاری که برخی در نجوای خویش با خدا سروده‌اند، نجوا و مناجات نیست بلکه خواندن مناجات است. چه اینکه در دعا کردن، انسان به‌قصد انشا چیزی را می‌خواند و از خدا درخواست می‌کند و خواندن دعاهایی که از سوی اهل‌بیت(علیهم السلام) وارد شده، دعای خود انسان به‌حساب نمی‌آید، چون انسان به هنگام خواندن آنها قصد انشا ندارد و به قصد حکایت جملاتی را بیان می‌کند و در این ‌صورت انسان دعا
﴿ صفحه 22 ﴾
نمی‌کند، بلکه به خواندن دعا می‌پردازد و گاهی شخصی که آن دعاها را می‌خواند توجهی به معانی‌شان ندارد.
به‌هرحال، مناجات به معنای رازگفتن و خصوصی سخن گفتن است و گاهی مناجات بین دو انسان صورت می‌پذیرد و گاهی بین انسان و خدا و گاهی بین خدا و انسان. از شمار قسم اول و مصادیق نکوهیده آن، در برخی از آیات قرآن از نجوا و سخنان درگوشی منافقان و کسانی که ایمان به خدا نداشتند و با هدف توطئه و دسیسه، علیه مؤمنین خصوصی و درگوشی با یکدیگر صحبت می‌کردند و باعث حزن، اندوه و نگرانی مؤمنان می‌شدند نکوهش شده است و خداوند خطاب به مؤمنان می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَیْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِیَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ؛(2)«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون با یکدیگر راز گویید رازی مگویید که در آن گناه و ستم و نافرمانی پیامبر باشد و با یکدیگر به نیکوکاری و پرهیزکاری راز گویید و از خدایی که به‌سوی او برانگیخته می‌شوید پروا کنید».
بر اساس آیه شریفه، سخنان خصوصی و درگوشی در حضور دیگران در صورتی رواست که دارای مصلحت و به جهت انجام کار خیری باشد و موجب حزن، اندوه و نگرانی دیگران نگردد و الاّ درگوشی سخن گفتن، خودبه‌خود، خلاف ادب و نارواست و باید از آن پرهیز شود.
در آیه دیگر و در ارتباط با کسانی که با هدف کسب موقعیت و برای اینکه در نزد دیگران عزیز و موجه جلوه کنند، مکرر نزد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) می‌آمدند و به‌صورت
﴿ صفحه 23 ﴾
خصوصی با آن حضرت سخن می‌گفتند و رنجش و مزاحمت برای آن حضرت فراهم می‌آوردند، خداوند می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکمْ صَدَقَه ذَلِک خَیْرٌ لَّکمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛(3) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون با پیامبر راز (سخن محرمانه) گویید، پیش از راز گفتن خود صدقه‌ای بدهید. این برای شما بهتر و پاک‌تر است. پس اگر [صدقه‌ای] نیافتید، همانا خدا آمرزگار و مهربان است [می‌توانید بی‌صدقه راز گویید]».
قبل از نزول آیه فوق، ثروتمندان و توانگران مدینه پیوسته نزد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) می‌آمدند و با آن حضرت گفت‌وگو می‌کردند و این ‌را برای خود مایه فخر و مباهات می‌دانستند و می‌خواستند در برابر فقرا خود را از نزدیکان و خصّیصین رسول خدا وانمود کنند، اما پس از آنکه آیه نازل شد و دستور داده شد که برای رازگویی با آن حضرت صدقه بدهند و فقرا و تهیدستان از صدقه دادن معاف شدند، از بیم هزینه کردن، به‌جز علی(علیه السلام) کس دیگری حاضر به رازگویی با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نشد و آن حضرت دیناری را به ده درهم فروخت و در طی ده روز هر بار که می‌خواست با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خصوصی سخن گوید یک درهم صدقه می‌داد.(4) در نهایت وقتی مسلمانان از بیم صدقه دادن از گفت‌وگوی با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خودداری کردند، خداوند حکم صدقه را نسخ کرد و در آیه بعد فرمود:
أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاه وَآتُوا الزَّکاه وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا
﴿ صفحه 24 ﴾
تَعْمَلُونَ؛(5) «آیا ترسیدید که پیش از رازگفتن خود صدقه‌ها بدهید؟ پس چون نکردید [و از دل و دستتان برنیامد که صدقه بدهید] و خدا هم [به بخشایش خویش] بر شما بازگشت [این حکم را برداشت]. پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و خدا و پیامبر او را فرمان برید، و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است».

مناجات با خدا در روایات و عرف متدینان

در عرف و ادبیات دینی ما، اغلب مناجات در مورد نجوا و سخنان خصوصی انسان با خدا به ‌کار می‌رود و شرایط روحی خاص و شرایط بیرونی ایجاب می‌کنند که انسان آهسته با خداوند سخن گوید. مثلاً وقتی انسان می‌خواهد در پیشگاه خداوند به گناهان خود اعتراف کند، چون مایل نیست دیگران از گناهان و عیوب او باخبر شوند، آهسته در پیشگاه خداوند به گناهانش اعتراف می‌کند و به‌هیچ‌وجه با داد و فریاد گناهانش را برنمی‌شمارد تا دیگران از آنها مطلع گردند. همچنین گفت‌وگوهای عاشقانه بین عاشق و معشوق به‌صورت رمزی و خصوصی مطرح می‌شوند و هنگامی که بنده عاشق در برابر معشوق و معبود خود قرار گرفته، آهسته به نجوای با معشوق می‌پردازد و طبع این گفت‌وگوهای عاشقانه و محبت‌آمیز ایجاب نمی‌کند که بلند و به‌گونه‌ای ادا شوند که اغیار از آنها باخبر شوند. در مقابل مناجات، «ندا» به صدایی گفته می‌شود که بلند و فریادگونه است که انسان از راه دور کسی را صدا می‌زند و یا از راه نزدیک، ولی نه به‌قصد رساندن صدا به طرف مقابل، بلکه با انگیزه‌ای دیگر، مانند آرام شدن و تخلیه روانی صدای خود را بلند می‌کند. بر این اساس، وقتی انسان خدا را ندا می‌دهد و با صدای بلند و فریادگونه او را می‌خواند که گرفتاری‌ها و سختی‌ها او را در کمند خود
﴿ صفحه 25 ﴾
گرفته‌اند و او برای رهایی از گرفتاری‌ها و سختی‌ها و با ناراحتی خداوند را به فریادرسی خود فرامی‌خواند. در برابر این دو واژه، «دعا» دارای مفهوم عام و معنایی گسترده است و به خواستن با هر زبانی و با هر کیفیتی، خواه از راه دور باشد یا نزدیک و خواه بلند باشد و خواه آهسته، دعا اطلاق می‌گردد. در آغاز مناجات شعبانیه هر سه واژه «دعا»، «ندا» و «مناجات» به ‌کار رفته است و معصوم(علیه السلام) می‌فرماید: وَاسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُک وَاسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُک وَأَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُک ؛(6) «و بشنو دعایم را آن‌گاه که تو را می‌خوانم و بشنو ندایم را آن‌گاه که تو را ندا می‌کنم و رو به من آور آن‌گاه که با تو مناجات می‌کنم».
از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) روایت شده که حضرت موسی(علیه السلام) در مناجات با خداوند فرمود: یَا رَبِّ أَ بَعِیدٌ أَنْتَ مِنِّی فَأُنَادِیَک أَمْ قَرِیبٌ فَأُنَاجِیَک فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنَا جَلِیسُ مَنْ ذَکرَنِی؛(7) «خدایا، آیا تو از من دوری تا تو را ندا کنم. یا به من نزدیک هستی تا به نجوای با تو پردازم؟ خداوند به او وحی کرد: من هم‌نشین کسی هستم که مرا یاد کند».
در روایت دیگری، امیر مؤمنان(علیه السلام) درباره پاره‌ای از فضایل ماه رمضان و مناجات در آن می‌فرمایند:
بَشِّر أَیُهَا الصَّائِمُ فَإِنَّک فی شَهْرٍ صِیامُک فِیهِ مَفْرُوضٌ ونَفَسُک فِیهِ تَسْبیحٌ وَنَوْمُک فِیهِ عِبَادَه وَطاعَتُک فِیهِ مَقْبُولَه وَذُنُوبُک فِیهِ مَغْفُورَه وَأَصْواتُک فِیهِ مَسْمُوعَه وَمناجاتُک فِیهِ مَرْحُومَه؛(8) «بشارت باد بر تو ای روزه‌دار، همانا تو در ماهی به ‌سر می‌بری که روزه تو در آن واجب است و نفس تو در آن تسبیح و خواب تو در آن عبادت می‌باشد و طاعت تو مقبول خداوند
﴿ صفحه 26 ﴾
است و گناهانت بخشیده می‌شود و صداها و درخواست‌های تو شنیده می‌شود و مناجات تو مشمول عنایت و رحمت الهی قرار می‌گیرد».
در توضیح جمله «وأصواتک فیه مسموعه» باید گفت که گاهی بچه یا سفیه و یا انسان دون‌پایه‌ای در جمعی سخنی می‌گوید که بدان توجه نمی‌شود. در این ‌صورت گفته می‌شود که سخن او مسموع نشد، یعنی کسی به سخن او اعتنایی نکرد. ممکن است بر اثر فاصله و حجابی که گناهان بین انسان خطاکار و خداوند ایجاد کرده، خداوند اعتنایی و توجهی به درخواست‌های او نکند. اما خداوند در ایام خاص و مبارک، نظیر ماه مبارک رمضان که بار عام به بندگانش می‌دهد و قول داده که آنان را از لطف و رحمت واسعه خود بهره‌مند سازد، به صداها و درخواست‌های آنان توجه می‌کند و آنها را به اجابت می‌رساند و این عنایت الهی حاکی از اهمیت مناجات و تأثیر آن در ایام خاص است و البته چنان‌که در روایات آمده است، به‌جز ماه مبارک رمضان و ایام خاص، در اوقات معیّنی نظیر وقت سحر مناجات با خدا دارای اهمیت ویژه است و مورد عنایت و توجه خاص خداوند قرار می‌گیرد. امام صادق(علیه السلام) دراین‌باره می‌فرمایند:
وَإِنَّ الْعَبْدَ إِذَا تَخَلَّى بِسَیِّدِهِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ [الْمُظْلِمِ] وَنَاجَاهُ أَثْبَتَ اللَّهُ النُّورَ فِی قَلْبِهِ، فَإِذَا قَالَ: یَا رَبِّ یَا رَبِّ، نَادَاهُ الْجَلِیلُ جَلَّ جَلَالُهُ: لَبَّیْک عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِک وَتَوَکلَ عَلَیَّ أَکفِک. ثُمَّ یَقُولُ جَلَّ جَلَالُهُ لِمَلَائِکتِهِ: یَا مَلَائِکتِی، انْظُرُوا إِلَى عَبْدِی فَقَدْ تَخَلَّى بِی فِی جَوْفِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ وَالْبَطَّالُونَ لاهُونَ وَالْغَافِلُونَ نِیَامٌ اشْهَدُوا أَنِّی غَفَرْتُ لَهُ؛(9) «هنگامی که بنده در نیمه‌شب با مولای خویش خلوت می‌کند و به رازونیاز با او مشغول می‌گردد، خداوند نور را در قلبش می‌گستراند. پس وقتی گفت: پروردگارا، پروردگارا، خداوند صاحب جلالت و عظمت در پاسخ او می‌فرماید: لبیک بنده من،
﴿ صفحه 27 ﴾
درخواست کن تا به تو عطا کنم و بر من توکل کن تا تو را کفایت کنم. سپس خداوند به فرشتگان خود می‌فرماید: ای فرشتگان من، بنگرید به بنده‌ام که در حالی در نیمه‌شب تاریک با من خلوت کرده که خوش‌گذرانان بیهوده‌کار به لهو و لعب مشغولند و غافلان در خواب فرورفته‌اند. گواه باشید که من او را مشمول مغفرت خویش قرار دادم».