راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

ویژگى‌هاى عابدان

پیش از این خداوند مقام «رضایت پیشه‌گان» و محبان خود و ویژگى‌هاى آنها را بیان كرد و در این بخش مى‌پردازد به بیان مقام عابدان و صفات و ویژگى‌هاى آنها و مى‌فرماید:
«یا اَحْمَدُ؛ هَلْ تَدْرى مَتى یَكُونُ [لِى] الْعَبْدُ عابِداً؟ قالَ لا یا رَبِّ. قالَ اِذا اجْتَمَعَ فیه سَبْعُ خِصال وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنِ الْمحارِم»
اى محمد؛ آیا مى‌دانى كه چه وقت بنده من عابد مى‌شود؟ پیامبر عرض كرد: خیر، مولاى من. خداوند فرمود: هرگاه هفت ویژگى و خصلت در او جمع شود، تقوایى كه او را از حرام حفظ كند...
‌‌‌اگر سفارشها و دستورهاى عملى كه در این روایت ذكر شده، جمع‌آورى و دسته‌بندى شود، یك سلسله دستورات كامل براى «سیر و سلوك عارفانه»، به دست مى‌آید و همین طور اگر اوصافى را كه در این روایت، براى انسانهاى رو به كمال و یا به كمال رسیده بیان شده، دسته‌بندى شود، اوصاف «سالكان» و بالاتر از آن اوصاف «واصلین الى اللّه» مشخص مى‌شود، منتها شیوه تعلیم انبیا و ائمه اطهار، سلام الله علیهم اجمعین، همانند شیوه خداى متعال چنین نبوده كه تعالیم را دسته‌بندى كرده، در ضمن ابواب و فصول بیان كنند. اتفاقاً شیوه انبیا و خداوند دل‌نشین‌تر و مؤثرتر است، چرا كه در شیوه دسته بندى و فصل بندى، جنبه صورى و ظاهرى و قالب‌بندى رعایت مى‌گردد، اما چون در شیوه اول روح انسان مخاطب قرار مى‌گیرد و سعى بر این است كه مطالب گوناگون به او ارائه شده، در دل او نفوذ كند، بیان آن مطالب با
﴿صفحه 253 ﴾
اسلوب و شیوه‌هاى گوناگون مؤثرتر و دل نشین‌تر است. به هر جهت اولین ویژگى عابد، ورع و تقوایى است كه او را از محرمات و گناهان باز دارد.
‌‌‌«وَ صَمْتٌ یَكُفُّهُ عَمّا لایَعْنیه» دومین ویژگى سكوتى است كه او را از لغو باز دارد.
‌‌‌سخن گفتن زمانى رواست كه انسان روى آن فكر كند و با در نظر گرفتن فایده آن سخن گوید و الا آنجا كه سخن فایده‌اى نمى‌بخشد و موجب كمال و قرب به خدا نمى‌شود، بایسته است كه انسان سكوت پیشه سازد.
‌‌‌«وَ خَوْفٌ یَزْدادُ كُلَّ یَوْم مِنْ بُكائِه» سومین ویژگى ترسى است كه روز به روز بر گریه او مى‌افزاید.
‌‌‌به طور فطرى اگر كسى خوف و ترسى داشته باشد، موقعى كه به عبادت مى‌ایستد و یا موقعى كه قرآن مى‌خواند و به انذارهاى الهى توجه پیدا مى‌كند، دلش مى‌لرزد و اشكش جارى مى‌شود؛ چون در آن هنگام به یاد گناهان خود افتاده، از ابتلا به عذاب الهى بیمناك مى‌شود.
«اِنَّما الْمُؤْمِنُونَ الَّذیِنَ اِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتُ قُلُوبُهُمْ...»(140)
مؤمنان كسانى هستند كه چون ذكرى از خدا به میان آید، دل‌هایشان ترسان و لرزان گردد.
‌‌‌«وَ حَیاءٌ یَسْتَحْیی مِنّى فىِ الْخَلاء» چهارمین ویژگى حیایى است كه موجب مى‌گردد در خلوت نیز از من شرم و حیا كند.
‌‌‌اگر كسى خجالت مى‌كشد در حضور دیگران گناه كند، علت آن حیا از مردم است نه حیا از خدا. البته این نیز به نوبه خود خوب است و چنین شخصى بهتر است از انسان بى‌شرمى كه در حضور دیگران نیز از گناه باكى ندارد؛ ولى حیاى از خدا مطلوب‌تر و با ارزش‌تر است. از آنجا كه خدا خلوت و جلوت ندارد و همه جا حضور دارد، پس اگر در خلوت از خدا حیا كرد، حیاى او حقیقى خواهد بود. در روایتى وارد شده كه حضرت سلمان آن‌قدر با حیا بود كه، در طول عمرش، خجالت مى‌كشید به عورتش نگاه كند!
«وَ اَكْلُ ما لابُدَّ مِنْهُ وَ یُبْغِضُ الدُّنْیا لِبُغْضى لَها وَ یُحِبُّ الاَْخْیارَ لِحُبّى لَهُم»
پنجمین ویژگى عابد این است كه به اندازه نیاز و ضرورت غذا تناول كند.
﴿صفحه 254 ﴾
‌‌‌(یعنى به اندازه‌اى كه براى عبادت و انجام وظیفه توان داشته باشد، نه اینكه هرچه میل داشت تناول كند).
‌‌‌ششمین ویژگى این است كه با دنیا بغض و دشمنى ورزد، چون من با آن بغض و دشمنى مىورزم و هفتمین ویژگى اینكه اخیار و نیكان را دوست بدارد، چون من آنان را دوست دارم.
‌‌‌اگر بخواهد مرا عبادت كند باید خواسته‌هایش را با خواسته‌هاى من موافق سازد؛ یعنى بگوید: خدایا من بنده توام هر چه تو بگویى و اراده كنى انجام خواهم داد، پس وقتى پى برد، من با دنیا دشمنم او نیز با آن دشمنى مىورزد. البته چنانكه پیش از این بیان شد. دشمنى خدا و اولیاى او با دنیا به معناى دشمنى با مظاهر و نعمتهاى دنیوى نیست، بلكه دشمنى آنان با هدف قرار گرفتن دنیاست و الا با نعمتهاى دنیا و زندگى دنیوى كه نعمت خداست، كسى دشمنى ندارد: اگر حیات و زندگى دنیا نبود، آخرتى نیز در كار نبود؛ یعنى بهشت تحقق نمى‌یافت. پس چنان نیست كه زندگى و نعمتهاى دنیا بد باشد، بلكه دنیاطلبى بد است و دنیاطلبى به این است كه انسان براى دنیا اصالت قائل شود و آن را مطلوب بالذات بداند. اما اگر دنیا را وسیله آخرت قرار دهد، او در واقع آخرت طلب است.
‌‌‌عابد در كنار دشمنى با دنیا نیكان را دوست مى‌دارد، به افرادى محبت و علاقه مىورزد كه در راه خدا گام برمى‌دارند و رو به كمالند. این مطلب بیانگر این حقیقت است كه انسان یا در راه بندگى گام برمى‌دارد و یا خودپرستى! اگر كسى همه این صفات در او جمع گشت، واقعاً عابد است و الا هر قدر از این صفات كاسته شود، خود پرستى جایش را مى‌گیرد.
***
﴿صفحه 255 ﴾

درس بیستم: چگونگى محبت به خدا

‌‌‌‌‌‌ـ رابطه زهد و عبادت با محبت خدا
‌‌‌‌‌‌ـ رابطه گریه با محبت خدا
‌‌‌‌‌‌ـ نقش رفاقت و دوستى با علما و فقرا
﴿صفحه 256 ﴾
﴿صفحه 257 ﴾

چگونگى محبت به خدا

«یا اَحْمَدُ؛ لَیْسَ كُلُّ مَنْ قالَ اُحِبُّ اللّهَ اَحَبَّنى، حَتّى یَأْخُذَ قُوتاً وَ یَلْبِسَ دُوناً وَ یَنامَ سُجُوداً وَ یُطیلَ قِیاماً وَ یَلْزَمَ صَمْتاً وَ یَتَوَكَّلَ عَلَىَّ وَ یَبْكِىَ كَثیراً وَ یُقِلَّ ضِحْكاً وَ یُخالِفَ هَواهُ وَ یَتَّخِذَ الْمَسْجِدَ بَیْتاً وَ الْعِلْمَ صاحِباً وَ الزُّهْدَ جَلیساً وَالْعُلَماءَ اَحِبّاءً والْفُقراءَ رُفَقاءً وَ یَطْلُبَ رِضاىَ وَ یَفِرَّ مِنَ الْعاصینَ فِراراً وَ یَشْتَغِلَ بِذِكْرى اِشْتِغالا وَ یُكْثِرَ التَّسْبیحَ دائِماً وَ یَكُونَ بِالْعَهْدِ صادِقاً وَ بِالوَعْدِ وافِیاً وَ یَكُونَ قَلْبُهُ طاهِراً وَ فى الصَّلوةِ ذاكِیاً وَ فىِ الْفَرائِضِ مُجْتَهِداً وَ فیما عِنْدى مِنَ الثَّوابِ راغِباً وَ مِنْ عَذابى راهِباً وَ لاَِحِبّائى قَریباً وَ جَلیساً.
یا اَحْمَدُ؛ لَوْ صَلّى الْعَبْدُ صَلوةَ اَهْلِ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ وَ صامَ صِیامَ اَهْلِ السَّماءِ وَالاَْرْضِ وَ طَوى مِنَ الطَّعامِ مِثْلَ الْمَلائِكَةِ وَ لَبِسَ لِباسَ الْعارى، ثُمَ اَرى فى قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا ذَرَّةً اَوْ سُمْعَتِها اَوْ رِیاسَتِها اَوْ حُلِیِّها اَوْ زینَتِها لا یُجاوِرُنى فى دارى وَ لاََنْزِعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتى وَ عَلَیْكَ سَلامى وَ رَحْمَتى وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمین»
‌‌‌در یك جمع‌بندى مى‌توان مطالبى را كه در حدیث معراج ذكر شده، به دو بخش كلى تقسیم كرد: بخش اول مربوط به حركت انسان به سوى خداست كه این حركت از آغاز با جدیت، تلاش و كوشش انسان شروع مى‌گردد و به جایى مى‌انجامد كه قلب انسان را لایق دریافت محبت الهى مى‌سازد. و در صدد بیان این است كه انسان چه كند تا موانع را كنار زده، به مقام محبت الهى دست یابد. اما بخش دوم مربوط به این است كه بعد از رسیدن به محبت خدا و رسوخ آن در دل، چگونه خداوند انسان را به پیش مى‌برد و بالاخره سرانجام و عاقبت انسان
﴿صفحه 258 ﴾
چه خواهد شد؟ به تعبیر دیگر مى‌توان گفت محور گفتگوها در این حدیث، محبت خداست: بخشى درباره مقدمات تحصیل محبت و بخش دیگر مربوط به آثار و نتایج محبت خداوند. نیز مطرح گردید كه محبت خدا با محبت دنیا جمع نمى‌شود. در بخش پایانى حدیث در مورد چگونگى محبت به خدا و رفتارى كه شایسته محب خداست، بحث مى‌گردد.