راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس نوزدهم: مقام عابدان و رسولان الهــى و نقش عقل‌مندى، یاد خدا و گریز از غفلت

ـ اهمیت به كارگیرى عقل، یاد خدا و دورى از غفلت
ـ ملاك برترى پیامبر اسلام بر سایر پیامبران
‌‌‌‌‌‌ـ تأثیر كم‌گویى و كم‌خورى در شناخت و ادراك انسان
‌‌‌‌‌‌ـ ویژگى‌هاى عابدان
﴿صفحه 244 ﴾
﴿صفحه 245 ﴾

مقام عابدان و رسولان الــهى و نقش عقل‌مندى، یاد خدا و گریز از غفلت

«یا اَحْمَدُ؛ اِجْعَلْ هَمَّكَ هَمّاً واحِداً. فَاجْعَلْ لِسانَكَ لِساناً واحِداً وَاجْعَلْ بَدَنَكَ حَیّاً لاتَغْفُلْ اَبَداً؛ مَنْ غَفَلَ لا اُبالى بِأَىِّ واد هَلَكَ. یا اَحْمَدُ؛ اِسْتَعْمِلْ عَقْلَكَ قَبْلَ اَنْ یَذْهَبَ. فَمَنِ اسْتَعْمَلَ عَقْلَهُ لایُخْطِئُ وَ لایَطْغى.
یا اَحْمَدُ؛ هَلْ تَدْرى لاَِىِّ شَىء فَضَّلْتُكَ عَلى سایِرِ الاَْنْبیاءِ؟ قالَ اللّهُمَّ لا. قالَ: بِالْیَقینِ وَ حُسْنِ الْخُلْقِ وَ سَخاوَةِ النَّفْسِ وَ رَحْمَة بِالْخَلْقِ وَ كَذلِكَ اَوْتادُ الاَْرْضِ لَمْ یَكُونُوا اَوتاداً اِلاّ بِهذا.
یا اَحْمَدُ؛ اِنَّ الْعَبْدَ اِذّا جاعَ بَطْنُهُ وَ حَفِظَ لِسانَهُ عَلَّمْتُهُ الْحِكْمَةَ وَ اِنْ كانَ كافِراً تَكُونُ حِكْمَتُهُ حُجَّةً عَلَیْهِ وَ وَبالا. وَ اِنْ كانَ مُؤْمِناً تَكُونُ حِكْمَتُهُ لَهُ نُوراً وَ بُرْهاناً وَ شِفاءً وَ رَحْمَةً. فَیَعْلَمُ ما لَمْ‌یَكُنْ یَعْلَمْ وَ یَبْصُرُ ما لَم‌یَكُنْ یَبْصُرْ. فَاَوَّلُ ما اُبْصِرُهُ عُیُوبُ نَفْسِهِ حَتّى یَشْتَغِلَ بِها عَنْ عُیُوبِ غَیْرِهِ وَ اُبْصِرُهُ دَقایِقَ الْعِلْمِ حَتّى لایَدْخُلَ عَلَیْهِ الشَّیْطانُ.
یا اَحْمَدُ؛ لَیْسَ شَىءٌ مِنَ الْعِبادَةِ اَحَبَّ اِلَىَّ مِنَ الصَّمْتِ وَ الصَّوْمِ، فَمَنْ صامَ وَ لَمْ یَحْفَظْ لِسانَهُ كَمَنْ كانَ قامَ وَ لَمْ یَقْرَأْ فى صَلاتِهِ، فَاُعْطیهِ اَجْرَ الْقِیامِ وَ لَمْ اُعْطِهِ اَجْرَ الْعابِدینَ. یا اَحْمَدُ؛ هَلْ تَدْرى مَتى یَكُونُ [لِى] الْعَبْدُ عابِداً؟
قالَ لا یا رَبِّ. قالَ اِذا اجْتَمَعَ فیه سَبْعُ خِصال وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنِ
﴿صفحه 246 ﴾
الْمحارِمِ وَ صَمْتٌ یَكُفُّهُ عَمّا لایَعْنیهِ، وَ خَوْفٌ یَزْدادُ كُلَّ یَوْم مِنْ بُكائِهِ وَ حَیاءٌ یَسْتَحْیی مِنّى فىِ الْخَلاءِ وَ اَكْلُ ما لابُدَّ مِنْهُ وَ یُبْغِضُ الدُّنْیا لِبُغْضى لَها وَ یُحِبُّ الاَْخْیارَ لِحُبّى لَهُمْ.»

اهمیت به كارگیرى عقل؛ یاد خدا و دورى از غفلت

‌‌‌در گفتگوهایى كه در «حدیث معراج» بین خداوند و پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) انجام گرفته است اسلوبهاى گوناگونى به كار رفته كه این خود نوعى بلاغت در سخن است، زیرا اگر اسلوب كلام، از آغاز تا پایان، یكنواخت باشد ملال‌انگیز و خستگى‌آور است، اما وقتى در گفتگو اسلوبهاى گوناگونى به كار رود، نشاط انگیز بوده و طراوت بحث حفظ مى‌گردد.
‌‌‌در دو بحث اخیر فرازهایى از سخنان خداوند متعال خطاب به پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)بیان شد، حاصل آن این بود كه دسته‌اى از صفات باعث مى‌گردد، انسان زندگى گوارا و حیات خوش و پایدارى داشته باشد و آن ویژگى‌ها و صفات كسانى است كه به مقام رضا رسیده‌اند. علاوه بر آن مقام محبان و دوستان خدا و برخى از اوصاف آنان بررسى شد. در این بخش اسلوب سخن تغییر مى‌یابد و خداوند پیامبر را به مطالبى چند توصیه و سفارش مى‌كند و مى‌فرماید:
«یا اَحْمَدُ؛ اِجْعَلْ هَمَّكَ هَمّاً واحِداً فَاجْعَلْ لِسانَكَ لِساناً واحِداً وَاجْعَلْ بَدَنَكَ حَیّاً لاتَغْفُلْ اَبَداً. مَنْ غَفَلَ لا اُبالى بِأَىِّ واد هَلَك» اى محمد؛ همت خود را به یك چیز متوجه ساز و زبانت را یكسان قرار بده. بدنت را زنده‌بدار و هرگز غافل مباش، كسى كه از من غافل گردد، برایم مهم نیست كه به كدام وادى هلاكت در افتد.
‌‌‌اینكه فرمود همتت را به یك چیز متوجه گردان، بدین معنا نیست كه انسان در دنیا فقط یك چیز را هدف قرار دهد و غیر آنرا رها كند، بلكه منظور این است كه وقتى در اهدافانسان تزاحم رخ مى‌دهد، چنان نباشد كه گاهى این هدف را ترجیح دهد و گاهى هدف دیگررا، گاهى خدا و گاهى خلق را، بلكه همواره همت او به یك چیز متوجه گردد و فقط خدارا طلب كند. گرچه خدا خواهى و طلب رضاى او، در جهات گوناگون مطرح مى‌گردد: گاهىدر مسائل فردى و گاهى در مسائل اجتماعى، گاهى در مسائل مادى و گاهى در مسائل معنوى.
﴿صفحه 247 ﴾
بالاخره در همه فعالیتها، انسان باید یك همّ داشته باشد و آن طلب رضاى خداست.پس «اِجْعَلْ هَمَّكَ همَّاً واحِدا» یعنى تزلزل نداشته باش كه گاهى دنیا رابخواهى و گاهى آخرت را، گاهى خدا و گاهى خلق را؛ بلكه نهایت سعى و همتّت براى خدا باشد.
‌‌‌شركى كه باعث مى‌گردد انسان هم خدا را بخواهد و هم غیر او را، هم در عمل اثر مى‌گذارد و هم در گفتار انسان، چرا كه انسان طالب دل‌خواه خود است و سخن او تابع شرایط و منافعش مى‌باشد، در واقع نان به نرخ روز مى‌خورد. به گونه‌اى سخن مى‌گوید كه مخاطبش را به خود جلب كند و یا او را فریب دهد ـ چنین افرادى دو زبان دارند اما كسى كه هدفش خداست و طالب رضاى اوست، زبانش نیز یكى است و یك جور سخن مى‌گوید؛ لذا خداوند مى‌گوید: «وَ اجْعَلْ لِسانَكَ لِساناً واحِدا»
‌‌‌توصیه دیگر خداوند به پیامبر این است كه اگر یاد خدا در دلت نباشد، بدنت مرده است. حیات انسانى تو، به یاد خدا بستگى دارد و اگر به یاد خدا نباشى از حیات انسانى محروم خواهى بود و بدنت مرده است، گرچه داراى حیات حیوانى است. وقتى بدن انسان زنده مى‌ماند كه لحظه‌اى از خدا غافل نگردد. سپس خداوند آفت اصلى غفلت را چنین ذكر مى‌كند كه اگر كسى غفلت ورزد «لا اُبالى بِأَىِّ واد هَلَك» باك ندارم كه در كدامین وادى هلاك شود، یعنى غفلت عامل اصلى هلاكت است. اگر كسى خدا را فراموش كند و از او روى برگرداند، ممكن است به هر نوع هلاكتى گرفتار شود. سنّت خدا در این عالم بر این است كه انسان مختار باشد و این سخن خدا تهدیدى است براى انسان كه متوجه باشد غفلت از خدا او را به انواع هلاكتها دچار مى‌كند، چنانكه خداوند مى‌فرماید:
«وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَلَهُ قَرین»(136)
كسى كه از یاد خدا اعراض كند شیطان را بر او مى‌گماریم تا هم‌نشین او گردد.
‌‌‌یعنى مقارنت شیطان در اثر غفلت از یاد خداست والا اگر انسان همیشه ذاكر باشد شیطان بر او مسلط نمى‌شود.
﴿صفحه 248 ﴾
«وَ اِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبیلِ وَ یَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ مُّهْتَدُون»(137)
آن شیاطین مردم را از راه خدا باز مى‌دارند و خود پندارند كه هدایت یافته‌اند.
‌‌‌او فكر مى‌كند به خود و خلق خدمت مى‌كند، در صورتى كه گمراه است و پیوسته به نابودى و هلاك نزدیكتر مى‌شود.
«یا اَحْمَدُ؛ اِسْتَعْمِلْ عَقْلَكَ قَبْلَ اَنْ یَذْهَبَ. فَمَنِ اسْتَعْمَلَ عَقْلَهُ لایُخْطِئُ وَ لایَطْغى»
اى محمد؛ عقل خود را به كار انداز قبل از اینكه از دستت برود. پس كسى كه از عقل خود استفاده برد، خطا و طغیان نمى‌كند.
‌‌‌یعنى انسان تا از عقل بهره مى‌برد، حدود را مى‌شناسد و رعایت مى‌كند و در نتیجه در تشخیص خطا نكرده، در عمل نیز طغیان نمى‌كند، اما وقتى عقلش كنار رفت، شهوت یا غضب غالب مى‌شود و از حدود تجاوز مى‌كند.