راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

نقش ارزشى روزه و سكوت

«یا اَحْمَدُ؛ عَلَیْكَ بِالصَّمْتِ فَاِنَّ اَعْمَرَ مَجْلِس قُلُوبُ الصّالِحینَ وَ الصّامِتینَ وَ اِنَّ اَخْرَبَ مَجْلِس قُلُوبُ الْمُتَكَلِمینَ بِما لا یَعْنیهِمْ.
یا اَحْمَدُ؛ اِنَّ الْعِبادَةَ عَشْرَةُ اَجْزاء، تِسْعَةٌ مِنْها طَلَبُ الْحَلالِ. فَاِنْ طَیَّبْتَ مَطْعَمَكَ وَ مَشْرَبَكَ فَاَنْتَ فى حِفْظى و كَنَفى. قالَ: یا رَبِّ وَ ما اَوَّلُ الْعِبادةِ؟ قالَ: اَوَّلُ الْعِبادَةِ اَلصَّمْتُ وَ الصّومُ.
قالَ یا رَبِّ؛ وَ ما میراثُ الصَّوْمِ؟ قالَ: اَلصَّوْمُ یُورِثُ الْحِكْمَةَ وَ الْحِكْمَةُ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ الْمَعْرِفَةُ تُورِثُ الْیَقینَ. فَاِذا اسْتَیْقَنَ الْعَبْدُ لایُبالى كَیْفَ اَصْبَحَ بِعُسْر اَمْ بِیُسْر»

رابطه تقرب به خدا با فعالیت‌هاى ایجابى و سلبى

‌‌‌انسان پس از اینكه پى برد، مسیر تكاملى خویش را باید با اراده برگزیند و با سعىو كوشش خود آنرا بپیماید و نیز پى‌برد كه هدف اصلى از آفرینش انسان و بالاترین كمالى كهاو بدان دست مى‌یابد قرب به خداوند متعال است، ناگزیر درصدد بر مى‌آید كه راه رسیدنبه آنرا بشناسد و سعى مى‌كند با تدوین برنامه‌اى صحیح و كامل، مسیر تقرب به خداوندرا طىّ كند. این برنامه از دو بخش اساسى تشكیل مى‌شود: یك بخش مربوط به فعالیتهاى اثباتى و ایجابى است، یعنى كارهایى كه در خارج باید انجام گیرد و بخش دیگر مربوطبه جنبه‌هاى سلبى و كارهایى است كه باید از آنها خوددارى كرد و هر دو از اهمیّتبه‌سزایى برخوردارند. البته كارهاى اثباتى موجب پیشرفت و ترقى انسان مى‌گرددو در جازدن او را به پیش نمى‌برد، ولى چه بسا ترك و خوددارى، به یك معنا عمل
﴿صفحه 198 ﴾
ایجابى به شمار مى‌آید و در عین حال جهت سلبى او نیز اهمیت زیادى دارد، چون انسانرا بر انجام كارهاى اثباتى و پیشبرد برنامه‌هاى مثبت، موفق مى‌سازد (اگر انسان ازكارهاى منفى خوددارى نكند، نمى‌تواند كارهاى ایجابى و مثبت را انجام دهد). بنابر این انسان در آغاز باید بیندیشد كه چه كارهایى را باید انجام دهد و از چه كارهایى باید خود دارى كند.
‌‌‌سراسر فقه و كتابهاى اخلاقى ما مملوّ از كارهایى است كه باید انجام داد و نیز كارهایى كه باید از آنها اجتناب جست و بین این كارهاى ایجابى و سلبى یك نوع تأثیر و تأثر و علیّت و معلولیّت وجود دارد، یعنى انجام دادن كارى به انسان كمك مى‌كند كه بر انجام كار سنگین‌تر موفق شود. ترك برخى از چیزها موجب مى‌گردد كه انسان بتواند از كارهاى سلبى مشكلتر اجتناب جوید، یا ترك برخى چیزها به انسان كمك مى‌كند كه راحت‌تر وظایف ایجابى‌اش را انجام دهد.
‌‌‌آنچه در تربیت مهمّ است و از مربّى مى‌توان استفاده كرد، آموختن این فرمول است كه با انجام چه كارهایى انسان به راحتى مى‌تواند به كارهاى سخت‌تر و پیچیده‌تر بپردازد. هنرمربى در این است كه به انسان بیاموزد از كار آسان و راحت شروع كند كه با انجام آن، برانجام كارهاى بزرگتر و سنگین‌تر موفق گردد. بسیار مهمّ است كه او بداند از كجا شروعكند، تا بر انجام كارهاى بزرگتر موفّق شود: بسا كارهاى بزرگى كه انسان به اهمیت وارزشش پى برده است، ولى توان انجامش را ندارد. براى مثال همه مى‌دانیم خیلى خوباست كه موفق شویم شبى هزار ركعت نماز بخوانیم، اما این كار از ما ساخته نیست، نهوقت به ما اجازه مى‌دهد و نه قدرت بدنى كافى داریم و نه سایر شرایط فراهم است. و نیز مى‌دانیم خیلى خوب است انسان لحظه‌اى از خدا غافل نشود، ولى چنین چیزى براى هر كس میسر نیست.
‌‌‌اگر انسان در زندگى برنامه منظّمى داشته باشد و از نقطه مناسبى شروع كند، با انجام و تكرار كارهاى ابتدایى و ساده و راحت‌تر، و مداومت بر آنها، توان انجام كارهاى مهمتر را نیز در خود مى‌یابد.
﴿صفحه 199 ﴾
‌‌‌در امور سلبى نیز اگر از گناهانى كه تركش آسانتر است شروع كند، مى‌تواند از گناهان بزرگ و گناهانى كه ترك آنها دشوار است، اجتناب كند. اجتناب از چیزهایى كه تركش آسان است، موجب مى‌گردد انسان از گناهان بزرگ دورى گزیند و خود را از فروافتادن در لغزشگاه‌هایى كه موجب هلاكت و تیره روزى انسان مى‌گردد، حفظ كند.

سكوت، آبادكننده دل اولیاى خدا

«یا اَحْمَدُ؛ عَلَیْكَ بالصَّمْتِ فَاِنَّ اَعْمَرَ مَجْلِس قُلُوبُ الصّالِحینَ و الصّامِتینَ وَ اِنَّ اَخْرَبَ مَجْلِس قُلُوبُ الْمُتَكَلِمّینَ بِما لا یَعْنیهِمْ»
اى محمد؛ بر تو باد كه سكوت پیشه‌سازى همانا بهترین و آبادترین انجمن‌ها قلبهاى صالحان و ساكتان است و خرابترین آنها، قلبهاى یاوه گویان است.
‌‌‌براى انسان دشوار نیست كه جلوى زبانش را بگیرد و هر حرفى را نزند، چرا كه زبانكاملا در اختیار اوست و مى‌توان مواظب بود كه بى‌جهت به حركت در نیاید. كاردشوارى نیست كه انسان حرفى بزند كه براى آخرتش فایده داشته باشد و در موارددیگر سكوت اختیار كند. البته در جایى كه وظیفه ایجاب مى‌كند انسان سخن بگوید،باید سخن گفت و سكوت در مواردى ستوده است كه فایده و ثمره‌اى بر سخن گفتن مترتب نمى‌گردد. آثار مطلوب فراوانى بر این سكوت بار مى‌شود كه در این روایت به برخىاز آنها اشاره شده است. از جمله فواید و بهره‌هاى سكوت این است كه انرژى ذهنىانسان براى كارهاى مثبت و ثمر بخش ذخیره مى‌گردد. كسانى كه زیاد حرفمى‌زنند، فعالیتهاى ذهنى‌شان پراكنده مى‌گردد و از قدرت تفكر و تمركزشانكاسته مى‌شود. وقتى انسان سعى كند كم حرف بزند و از حرفهاى بى‌فایده اجتنابكند، انرژیى كه صرف حرف زدن مى‌گشت، صرف فكر كردن و دستیابى به آگاهى بیشتر مى‌گردد.
‌‌‌ارزش انسان به آگاهى و شعور اوست و اگر درك و آگاهى نداشته باشد، گرچه از بعد حیوانى جسمش رشد مى‌كند، ولى از بعد انسانى ارزشى ندارد. هر قدر شعور، آگاهى و توجه
﴿صفحه 200 ﴾
انسان بیشتر باشد، از بعد انسانى بیشتر رشد كرده است و هر قدر به غفلت مبتلا گردد، از انسانیت دور مى‌شود. انسانهایى كه زیاد حرف مى‌زنند، درك و آگاهى و شعورشان كم است، لذا وقت خود را به امور بى‌فایده مى‌گذرانند، گاهى چند ساعت حرف مى‌زنند، ولى توجه ندارند چه مى‌گویند، در مقابل كسانى كه شعور و آگاهى‌شان بیشتر است، خود را كنترل مى‌كنند و سنجیده سخن مى‌گویند.
‌‌‌یكى از آقایان از علاّمه طباطبایى(رضی الله عنه) پرسید: چه كنم تا در نماز حضور قلب داشتهباشم؟ ایشان فرمودند: اگر مى‌خواهى در نماز حضور قلب داشته باشى، كم حرف بزن.توضیح روان‌شناختى این مطلب این است كه وقتى انسان زیاد حرف مى‌زند، ذهنشبه امور گوناگون مشغول مى‌گردد و در نتیجه پراكنده نگرى، قدرت تمركز از اوگرفته مى‌شود، لذا در نماز نیز نمى‌تواند حواسش را جمع كند و فكرش پراكنده مى‌گردد.اما وقتى عادت كرد جلوى زبانش را بگیرد و هر حرفى را نزند، قدرت بر تمركز پیدامى‌كند.
‌‌‌پس بر اساس این روایت آبادترین انجمنها دل مؤمنى است كه كم حرف مى‌زند و دل خود را به یاد و توجه خدا آباد مى‌سازد و در مقابل ویران‌ترین انجمنها دل انسانهاى پر حرف و یاوه گوست. هیچ گاه دل آنان آباد نمى‌گردد، چون با پراكنده گویى و پراكنده‌نگرى بنیان دل را بر ویرانى مى‌نهند، سخنان آنان نه نفعى براى دنیایشان دارد و نه براى آخرتشان و به دیگران نیز نفع نمى‌رساند.
‌‌‌در ادامه حدیث معراج خداوند مى‌فرماید:
«یا اَحْمَدُ؛ اِنَّ الْعِبادَةَ عَشْرَةُ اَجْزاء، تِسْعَةٌ مِنْها طَلَبُ الْحَلالِ. فَاِنْ طَیَّبْتَ مَطْعَمَكَ و مَشْرَبَكَ فَاَنْتَ فى حِفْظى وَ كَنَفى»
اى محمد؛ عبادت ده جزء دارد كه نُه جزء آن طلب مال حلال است. پس اگر خوردنى و آشامیدنى خود را پاك و پاكیزه نمایى، همواره تحت حفاظت و در كنف عنایت من خواهى بود.
‌‌‌براى عبادت و بندگى خدا، باید روزى انسان حلال باشد، اگر روزى كه قوام زندگى به آن
﴿صفحه 201 ﴾
است، از راه حرام و معصیت خدا تأمین گردد، چگونه انسان مى‌تواند به خدا تقرب جوید. سخن كه به اینجا مى‌رسد، پیامبر سؤال مى‌كند:
«یا رَبِّ وَ ما اَوَّلُ الْعِبادَةِ؟ قالَ: اَوَّلُ الْعِبادَةِ الصَّمْتُ وَ الصَّوْمُ.»
پروردگارا، شروع و آغاز عبادت به چیست؟ خداوند مى‌فرماید آغاز و شروع عبادت به سكوت و روزه است.
‌‌‌اگر مى‌خواهید در راه بندگى خدا قدم بردارید و راهى را پیش گیرید كه سرانجام آن، قرب الهى و جوار خدا و مقام عالى انسان است، باید از سكوت و روزه‌دارى آغاز كنید و این دو، اولین قدم در راه عبادت و بندگى خدا و تكامل انسان است. تا مادامى كه زبان آزاد است و انسان از گفتن هر چیزى باكى ندارد، به جایى نمى‌رسد و نیز اگر شكمش را آزاد بگذارد، به مانند حیوانى است كه تنها به علف مى‌اندیشد.