راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

گذر از دنیا، اولین گام براى رسیدن به معرفت خدا

‌‌‌براى كسى كه مى‌خواهد در مسیر معرفت ناب خداوند و محبت به او گام بردارد و دل از ما سواى او بركند، اولین قدم این است كه از لذتهاى دنیا بگذرد. تا ما از این لذتهایى كه به انواع رنجها و بلا و گرفتارى‌ها آلوده است نگذریم، چگونه مى‌توانیم از نعمتهاى آخرت كه هیچ رنج و محنتى همراه آن نیست بگذریم!
‌‌‌خداوند درباره نعمتهاى بهشت مى‌فرماید:
«لاَیُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لاَیُنْزِفُون»(115)
هر چه از نوشیدنى‌هاى بهشتى بنوشند، نه به سر درد مبتلا مى‌شوند و نه به رنج خمار و مستى مبتلا مى‌گردند.
‌‌‌در جاى دیگر مى‌فرماید:
«لاَیَمَسُّهُمْ فِیهَا نَصَبٌ وَ مَا هُمْ مِّنْها بِمُخْرَجِین»(116)
در بهشت هیچ رنج و زحمتى به آنها نرسد و هرگز از آنجا بیرونشان نكنند.
‌‌‌پس وقتى مى‌توان از آن نعمتهاى ارزشمند بهشتى گذشت كه ابتدا از نعمتهاى كم‌بهاى دنیا بگذریم و از دلبستگى به دنیا بكاهیم و این شدنى نیست، مگر اینكه در ابتدا از نعمتهاى غیر حلال چشم بپوشیم و پس از آن از نعمتهاى حلال دنیا. چون هر قدر انسان از نعمتها، ولو
﴿صفحه 191 ﴾
نعمتهاى حلال، استفاده كند، دلبستگى او به دنیا بیشتر مى‌شود و رفته رفته به حرام نیز كشانده مى‌شود و اگر انسان بخواهد به حرام مبتلا نشود، باید مرز و قرقگاهى براى خود قرار دهد و از برخى نعمتهاى حلال چشم بپوشد تا به حرام نیفتد. به بعضى از صحنه‌هاى جایز و حلال نگاه نكند تا به نگاه‌هاى حرام مبتلا نگردد و الا اگر انسان لب مرز حركت كند به یكباره فرو مى‌غلطد و سقوط مى‌كند.
‌‌‌گرچه بر انسان جایز است از خوردنى‌ها و نوشیدنى‌هاى حلال استفاده كند، ولى لازم است گهگاهى، مخصوصاً در ماه‌هاى پر فضیلت سال مثل ماه رجب، روزه بگیرد و با این كار با خواسته‌هاى نفس خود مخالفت كند، و همین‌طور در مورد لباس، مسكن و از این قبیل. شكى نیست كه از جمله بهترین راهها براى مخالفت با زیاده طلبى نفس و صرف نظر كردن از برخى نعمتهاى حلال، انفاق و صدقه دادن است كه در این باره خداوند مى‌فرماید:
«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ...»(117)
شماهرگز به مقام نیكوكاران نخواهید رسید، مگر از آنچه دوست مى‌دارید در راه خدا انفاق كنید.
‌‌‌در جاى دیگر خداوند مى‌فرماید:
«خُذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكّیِهِمْ بِها»(118)
اى رسول ما؛ از مؤمنان صدقه بگیر تا به سبب آن نفسشان را پاك و پاكیزه سازى.
‌‌‌انفاق مال و چیزهایى كه انسان بدان علاقه دارد، باعث مى‌شود از دلبستگى او به دنیا كاسته شود. پس از یك طرف انسان از لذتهاى حلال چشم مى‌پوشد تا به لذتهاى حرام نیفتد و در اثر پشت پا زدن به این لذتها به مرحله‌اى مى‌رسد كه از لذتهاى بهشت نیز چشم مى‌پوشد ـ این از بعد سلبى و مخالفت با هواى نفس و ترك لذت جویى. از طرف دیگر از بعد ایجابى و مثبت قضیه، انسان چه كند كه فقط خدا را به یاد داشته باشد؟
‌‌‌نهایت همّت ما در انجام واجبات و عمل به دستورات خداوند این است كه به عذاب جهنم
﴿صفحه 192 ﴾
مبتلا نگردیم، حال اگر در ترك آنها عذابى در كار نبود شاید بدان عمل نمى‌كردیم. وقتى انسان، با عمل به دستورات خداوند، مطمئن شد كه عذاب نمى‌بیند، باید سعى كند نعمتهاى اخروى بیشترى بدو ارزانى شود؛ این سعادت بزرگى است كه انسان از عذاب‌الهى در امان‌بماند و از نعمتهاى اخروى بهره‌مند شود:
«... هَلْ اَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَة تُنْجیكُمْ مِّنْ عَذاب اَلیم. تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فى سَبیلِ اللّهِ بِاَمْوالِكُمْ وَاَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ اِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون»(119)
آیا شما را به تجارتى سودمند كه از عذاب دردناك آخرت نجاتتان بخشد راهنمایى كنم؟ آن تجارت این است كه به خدا و رسولش ایمان آورید و به مال و جان در راه خدا جهاد كنید، این تجارت اگر دانا باشید براى شما بهتر است.
‌‌‌ما نمى‌توانیم از این داد و ستد و نعمتهاى بهشتى چشم بپوشیم، حتى اگر رضاى خدا در این باشد كه در جهنم بسوزیم ما براى تحمل آن آمادگى نداریم، چرا كه عاجز و ناتوانیم و به مراتب والاى بندگى و اخلاص دست نیافته‌ایم: در همین حدیث معراج خداوند از قول بنده مؤمن و رهیافته به جوار ربوبى مى‌فرماید:
«لَوْ كانَ رِضاكَ فى اَنْ اُقْطَعَ اِرْباً اِرْباً وَ اُقْتَلَ سَبْعینَ قَتْلَةً باَشَّدِ ما یُقْتَلُ بِهِ النّاسُ لَكانَ رِضاكَ اَحَبَّ اِلى»
خدایا، اگر رضاى تو در آن باشد كه قطعه قطعه شوم و هفتاد بار به بدترین و سخت‌ترین وضعى كه ممكن است مردم بدان كشته شوند، كشته شوم و رضاى تو در آن باشد، از همه چیز نزد من بهتر است.
‌‌‌این معرفت نصیب ما نمى‌شود (اگر مى‌شد كه براى گذشتن از خوشى‌هاى دنیا آماده‌تر بودیم)، ولى باید سعى كنیم به مسیر اولیاى خدا نزدیك شویم كه در این صورت مرهون لطف و عنایت و دستگیرى خدا قرار مى‌گیریم. براى این مهم از كارهایى كه وقت كمى مى‌گیرد و انجام آن چندان دشوار نیست، شروع كنیم؛ كارهایى كه به نظر مهم نمى‌رسد و بگوییم: خدایا ما این كار را براى تو انجام دادیم، ولو ما را به جهنم ببرى. سعى كنیم در شبانه روز حداقل دو
﴿صفحه 193 ﴾
ركعت نماز نافله، مثل نافله صبح بخوانیم و بگوییم: خدایا اگر مى‌خواهى ما را به جهنم ببرى ببر، ولى ما چون تو را دوست مى‌داریم و چون از نماز خشنود مى‌گردى این دو ركعت نماز را خواندیم.
‌‌‌اگر همه رفتار، كردار، اعمال و نیتهایمان براى رضاى خدا نیست، سعى كنیم چند دقیقه براى رضاى خدا صرف كنیم و این دو ركعت نماز را فقط براى خدا و بدون درخواست اجر و پاداش بجا آوریم. دو ركعت نافله به جاى خود، من فكر مى‌كنم اگر یك ذكر «اللّه اكبر» یا «لا اله الاّ اللّه» به این نیت بگوییم، بر همه عبادتهاى روزانه‌مان برترى دارد؛ چون ارزش عبادت به حجم و نیرویى كه براى آن صرف گردیده نیست، بلكه به نیّت و انگیزه آن است.
‌‌‌باید در دل ما معرفت، شناخت و محبتى باشد تا از آن نیتى بلند برخیزد. ما حتى اگر شبانه‌روز عبادت كنیم، براى این است كه از عذاب جهنم نجات یابیم و یا به ثوابهاى بهشتى دست یابیم، این كجا و گفتن یك ذكرى كه فقط براى خدا گفته مى‌شود كجا!. اگر كسى با یقین به عذاب جهنم و یقین به بهشت و آخرت فقط یك «یا اللّه» براى خدا بگوید، نه براى ثواب بهشت یا ترس از عذاب جهنم، بر همه عمرى كه براى نجات از عذاب جهنم و رسیدن به ثوابهاى اخروى صرف گردیده، برترى دارد و این سخن گزافى نیست.
***
﴿صفحه 195 ﴾

درس پانزدهم: نقش ارزشى روزه و سكوت

‌‌‌‌‌‌ـ رابطه تقرب به خدا با فعالیت‌هاى ایجابى و سلبى
‌‌‌‌‌‌ـ سكوت، آبادكننده دل اولیاى خدا
‌‌‌‌‌‌ـ حكمت، معرفت و یقین ره‌آورد روزه
﴿صفحه 196 ﴾
﴿صفحه 197 ﴾

نقش ارزشى روزه و سكوت

«یا اَحْمَدُ؛ عَلَیْكَ بِالصَّمْتِ فَاِنَّ اَعْمَرَ مَجْلِس قُلُوبُ الصّالِحینَ وَ الصّامِتینَ وَ اِنَّ اَخْرَبَ مَجْلِس قُلُوبُ الْمُتَكَلِمینَ بِما لا یَعْنیهِمْ.
یا اَحْمَدُ؛ اِنَّ الْعِبادَةَ عَشْرَةُ اَجْزاء، تِسْعَةٌ مِنْها طَلَبُ الْحَلالِ. فَاِنْ طَیَّبْتَ مَطْعَمَكَ وَ مَشْرَبَكَ فَاَنْتَ فى حِفْظى و كَنَفى. قالَ: یا رَبِّ وَ ما اَوَّلُ الْعِبادةِ؟ قالَ: اَوَّلُ الْعِبادَةِ اَلصَّمْتُ وَ الصّومُ.
قالَ یا رَبِّ؛ وَ ما میراثُ الصَّوْمِ؟ قالَ: اَلصَّوْمُ یُورِثُ الْحِكْمَةَ وَ الْحِكْمَةُ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ الْمَعْرِفَةُ تُورِثُ الْیَقینَ. فَاِذا اسْتَیْقَنَ الْعَبْدُ لایُبالى كَیْفَ اَصْبَحَ بِعُسْر اَمْ بِیُسْر»