راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس سیزدهم: اوصاف اهل آخرت (3)

‌‌‌‌‌‌
ـ اهمیت مبارزه با نفس اماره
ـ اولیاى خدا و محو گشتن در جمال ربوبى
ـ اولیاى خدا و عنایات خداوند
﴿صفحه 170 ﴾
﴿صفحه 171 ﴾

اوصاف اهل آخرت (3)

«یَمُوتُ النّاسُ مَرَّةً وَ یَمُوتُ اَحَدُهُمْ فى كُلِّ یَوْم سَبْعینَ مَرَّةًمِنْ مُجاهَدَةِ اَنْفُسِهِمْ وَ مُخالَفَةِ هَواهُمْ وَ الشَّیْطانِ الَّذىیَجْرى فى عُرُوقِهِمْ وَلَوْ تَحَرَّكَتْ ریحٌ لَزَعْزَعَتْهُمْوَ اِنْ قامُوا بَیْنَ یَدَىَّ كَاَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ لااَرىفى قَلْبِهِمْ شُغْلاً لَِمخْلُوق فَوَعِزَّتى وَ جَلالى لاَُحْییَنَّهُمْحَیاةً طَیِّبَهً، اِذا فارَقَتْ اَرْواحُهُمْ مِنْ جَسَدِهِمْ، لااُسَلِّطُعَلَیْهِمْ مَلَكَ الْمَوْتِ وَ لایَلى قَبْضَ رُوحِهِمْ غَیْرى وَ لاََفْتَحَنَّلِرُوحِهِمْ اَبْوابَ السَّماءِ كُلَّها وَ لاََرْفَعَنَّ الْحُجُبَ كُلَّها دُونىوَ لاَمُرَنَّ الجِنانَ فَلْتَزَیَّنَنَّ وَ الْحُورَ الْعینَ فَلْتَزِفَّنَّ وَ الْمَلائِكَةَفَلْتُصَلّینَّ وَ الاَْشْجارَ فَلْتُثْمِرَنَّ وَثِمارَ الجَنّةِ فَلْتُدْلینَّ وَ لاَمُرَنَّریحاً مِنَ الرِّیاحِ الَّتى تَحْتَ الْعَرْشِ، فَلْتَحْمِلَنَّ جِبالا مِنَ الْكافُورِ وَ الْمِسْكِ الاَْذْفَرِ فَلْتَصیرَنَّ وَقُوداً مِنْ غَیرِ النَّارِ فَلْتَدْخُلَنَّ بِهِ وَلایَكُونُ بَیْنى وَ بَیْنَ رُوحِهِ سِترٌ. فَاَقُولُ لَهُ عِنْدَ قَبْضِ رُوحِهِ: مَرْحَباًوَ اَهلا بِقُدُومِكَ عَلَىَّ، اِصْعَدْ بِالْكَرامَةِ وَ الْبُشْرى وَ الرَّحْمَةِوَ الرِّضْوانِ وَ جَنات لَهُمْ فیها نَعیمٌ مُقیمٌ، خالِدینَ فیها اَبَداً اِنَّ اللّهَ عِنْدَهُ اَجْرٌ عَظیمٌ. فَلَوْ رَاَیْتَ الْملائِكَةَ كَیْفَ یَأْخُذُ بِها واحِدٌ وَ یُعْطیها الاْخَر»
‌‌‌پیش از این، بخشى از ویژگى‌هاى اهل آخرت بررسى شد و در این قسمت، بخش دیگرى از ویژگى‌هاى آنان را بیان مى‌كنیم.
﴿صفحه 172 ﴾

اهمیت مبارزه با نفس امّاره

«یَمُوتُ النّاسُ مَرَّةً وَ یَمُوتُ اَحَدُهُمْ فى كُلِّ یَوْم سَبْعینَ مَرَّةً مِنْ مُجاهَدَةِ اَنْفُسِهِمْ وَ مُخالَفَةِ هَوائِهِمْ وَالشَّیْطانِ الَّذى یَجْرى فى عُرُوقِهِم»
‌‌‌بیستمین ویژگى: مردم در عمرشان یك بار مى‌میرند، ولى اهل آخرت، در اثر مبارزه با نفس و مخالفت با هوى و هوس و مجاهده با شیطانى كه در درون آنهاست، روزى هفتاد بار مى‌میرند.
‌‌‌یعنى مخالفت با هواهاى نفسانى به‌قدرى دشوار است كه زحمت و رنج آن بیش از رنج تحمل مرگ است. اگر رنج مخالفت با نفس را با رنج تحمل مرگ مقایسه كنیم، پى مى‌بریم كه اهل آخرت در روز هفتاد برابر زحمت و رنجى را كه هنگام مرگ بر انسان پیش مى‌آید، تحمل مى‌كنند. آن‌قدر انگیزه آنان براى اطاعت خدا و مخالفت با هواى نفس قوى است كه در مقابل هیجانات شدید و گرایشهاى قوى نفس و وسوسه‌هاى شیطانى با تمام وجود مقاومت مى‌كنند و دل از خدا نمى‌كنند، گویى هر روز هفتاد بار خود را به مرگ وا مى‌دارند؛ ولى دل به شیطان نمى‌دهند! حاضرند روزانه هفتاد بار جان بكنند ولى دل به دنیا و هواهاى نفسانى و شیطان نسپارند. (این جمله از حدیث معراج، در واقع، اشاره دارد به اهمیت مبارزه با نفس و مخالفت با هواهاى نفسانى، اما اینكه انسان تا چه حد باید خود را جهت تحمل مشقتهاى ناشى از مبارزه با نفس آماده سازد، در ویژگى بعدى ذكر شده است).
‌‌‌تعبیر «الشَّیْطانِ الَّذى یَجْرى فى عُرُوقِهِم» یك تعبیر كنایى است، در زبان فارسى نیز مى‌گوییم: «شیطان در رگ و پوستش رفته است»، یعنى شیطان آن قدر به انسان نزدیك است و در وسوسه كردن مهارت دارد كه گویى در درون رگهاى انسان جاى گرفته است و با خون در تمامى اعضا و اندام او جریان پیدا مى‌كند.