راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

تفاوت بارز اهل آخرت با دنیاپرستان

‌‌‌‌‌‌«قَدْ صارَتِ الدُّنیا وَ الاخِرَةُ عِنْدَهُمْ واحِدَة»
‌‌‌نوزدهمین ویژگى: دنیا و آخرت در نظر آنان یكسان است.
‌‌‌این ویژگى به مانند سایر ویژگى‌ها داراى مراتب است و چنان نیست كه همه دوستداران آخرت در دارا بودن این ویژگى یكسان باشند. دنیاپرستان به آخرت اعتقاد ندارند و تنها به دنیا مى‌اندیشند؛ خداوند از قول آنان مى‌فرماید:
«وَ قالوُا ماهِىَ اِلاّ حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ مَا یُهْلِكُنَا اِلاّ الدَّهْر»(102)
كافران گفتند: چیزى جز همین زندگى دنیا در كار نیست، گروهى از ما مى‌میرند و گروهى متولد مى‌شوند و جز روزگار كسى ما را هلاك نمى‌كند.
‌‌‌در برابر این دسته از دنیا پرستان، گروهى از دوستداران آخرت به حق بودن مرگ و معاد و آخرت گواهى مى‌دهند، امّا رفتار و كردارشان بر خلاف چیزى است كه بر زبان مى‌رانند و به درستى باور به آخرت را منعكس نمى‌كنند. افزون بر آن، بسیارى از كارهایى كه براى آخرت انجام مى‌دهند رنگ دنیا دارد: به عنوان مثال ما نماز شب مى‌خوانیم تا دعاهایمان مستجاب شود و یا بر رزق و روزیمان افزوده گردد و یا اینكه نزد مردم محبوبیت بیشترى پیدا كنیم، چرا كه در اوصاف شب زنده‌داران و برپاى‌داران نماز شب آمده است كه صورتشان نورانى مى‌شود، در دل مردم جاى مى‌گیرند و حوائجشان برآورده مى‌شود. در واقع ما عبادت خدا را وسیله‌اى قرار داده‌ایم براى رسیدن به خواسته‌هایمان، یعنى عبادت خدا را براى وصول به دنیا استخدام مى‌كنیم و همچنین شب قدر را زنده مى‌داریم، براى اینكه حاجتها و خواسته‌هاى ما برآورده شود. احیا و عبادت در شب قدر را، با آن همه ارزش و عظمتش، براى صاحب خانه شدن و
﴿صفحه 166 ﴾
زندگى خوب و مرفه استخدام مى‌كنیم! شب قدر به اندازه یك خانه براى ما ارزش ندارد؛ این نشانه این است كه ما امور اخروى را براى دنیایمان مى‌خواهیم. به تعبیر دیگر، بر این باوریم كه اصالت با دنیاست و دنیا نقد است و نباید از دست داد. اما اولیاى خدا آخرت را نیز نقد مى‌دانند.
‌‌‌كسى كه صبح به دنبال كار مى‌رود، تا از حاصل دسترنج خود غذا تهیه كند، نمى‌گوید فعلا نقد را از دست نمى‌دهم، راحتى و آسایش را بر مى‌گزینم و به دنبال زحمت و رنج نمى‌روم، بلكه انسانهاى عاقل در زندگى كار مى‌كنند براى اینكه به نتیجه آن دست یابند، چه آن نتیجه زود به دست آید و چه دیر؛ مهمّ دست‌یابى به آن نتیجه است. انسان به دانشگاه مى‌رود تا بعد از چند سال مدركى بگیرد، تازه آن مدرك وسیله‌اى است براى استخدام و كسب درآمد. شكى نیست كه از نظر عقلا پسندیده است كه انسان چند سال زحمت بكشد تا به نتیجه آن زحمات دست یابد. پس نابخردانه نیست كه انسان در دنیا كار كند و اثرش را در آخرت ببیند، بلكه این كار عاقلانه و بر طبق حكم عقل سلیم است.
‌‌‌باور اولیا و دوستان خدا به آخرت، بیش از باور ما به نتایج كارهاى دنیوى است، زیرا به نتایج كارهاى دنیا نمى‌توان زیاد مطمئن بود، مثلا وقتى نهال مى‌كاریم و كشاورزى مى‌كنیم مطمئن نیستیم كه به محصول دست مى‌یابیم، چون ممكن است زراعت ما آفت ببیند و به موقع بار ندهد؛ با این وجود با همان ظنّ قوى كه به نتیجه و دست‌یابى به محصول داریم تلاش مى‌كنیم. اگر همین اندازه به آخرت اطمینان مى‌داشتیم و اینكه اثر كارهاى ما باقى خواهد ماند، هیچ‌گاه حاضر نبودیم چیزى را كه نتیجه‌اش بى‌نهایت است با چیزى كه نتیجه‌اش مقطعى و محدود است مبادله كنیم. نتیجه و لذت بسیارى از كارهاى دنیایى بیش از یك ساعت به طول نمى‌انجامد و برخى براى رسیدن به همین لذت زودگذر مدّتها تلاش مى‌كنند، امّا یك دهم این تلاش را براى رسیدن به لذت‌هاى ابدى به كار نمى‌گیرند، دلیلش این است كه آخرت را باور ندارند و ایمانشان ضعیف است، گرچه در ظاهر به گونه دیگر وانمود مى‌كنند.
‌‌‌در مقابل دنیاگرایان، دنیا و آخرت نزد آخرت دوستان یكسان است، همان‌طور كه دنیا را دست یافتنى مى‌دانند، آخرت را نیز دست‌یافتنى مى‌دانند. حسابى كه براى دنیا باز مى‌كنند براى آخرت نیز باز مى‌كنند، امور دنیا و آخرت را مقایسه كرده، لذت ابدى را بر مى‌گزینند،
﴿صفحه 167 ﴾
چون آن لذت نیز براى آنان نقد است. این برداشتى بود از جمله «قَدْ صارَتِ الدُّنْیا وَ الآخِرَةُ عِنْدَهُمْ واحِدَة» ولى این حقیقت مرتبه بالاترى نیز دارد و آن اینكه برخى به مقامى مى‌رسند كه تنها به عالم آخرت مى‌نگرند و دنیا در نظرشان فانى و زودگذر است.
‌‌‌امام صادق(علیه السلام) فرمود: «روزى رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) نماز صبح را با مردم بر پاى داشت ، سپس در مسجد نگاهش به جوانى [زید بن حارثه] افتاد كه چرت مى‌زد و سرش پایین مى‌افتاد، رنگش زرد بود و تنش لاغر و چشمانش به گودى رفته بود.
«فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) كَیْفَ اَصْبَحْتَ یا فُلانُ؟ قالَ: اَصْبَحْتُ یا رَسُولَ اللّهِ مُوقِنا»
رسول‌خدابه‌او فرمود:حالت چگونهاست؟عرضكرد:یارسول‌اللّه؛من‌به‌یقیندست یافته‌ام.
«فَعَجِبَ رَسُولُ اللّهِ مِنْ قَولِهِ وَ قالَ: اِنَّ لِكُلِّ یَقین حَقیقَةً فَما حَقیقَةُ یَقینِك»؟
رسول خدا از گفته او در شگفت شد [خوشش آمد]و فرمود: همانا هر یقینى را حقیقتى است، حقیقت یقین تو چیست؟
«فَقالَ: اِنَّ یَقینى یا رَسُولَ اللّهِ هُوَ الَّذى اَحْزَنَنى وَ اَسْهَرَ لَیْلى وَ اَظْمَأَ هَواجِرى فَعَزَفَتْ نَفْسى عَنِ الدُّنْیا وَ ما فیها حَتّى كَأَنى اَنْظُرُ اِلى عَرْشِ رَبّى وَ قَدْ نُصِبَ لِلْحِسابِ وَ حُشِرَ الْخَلائِقُ لِذلِكَ وَ اَناَ فیهِم»
عرض كرد: یا رسول اللّه این یقین مرا اندوهگین ساخته است و با بیدارى شب و تشنگى روزهاى گرم قرینم گردانیده است. از دنیا و آنچه در اوست بى‌رغبت گشته‌ام. گویا عرش پروردگارم را مى‌بینم كه براى رسیدگى به حساب خلق بر پا گردیده است و مردم براى حساب گرد آمده‌اند و من در بین آنهایم.
«وَ كَاَنّى اَنْظُرُ اِلى اَهْلِ الْجَنَّةِ، یَتَنَعَّمُونَ فىِ الْجَنَّةِ وَ یَتَعارَفُونَ وَ عَلى الاَْرائِكِ مُتَّكِئُونَ وَ كَاَنّى اَنْظُرُ اِلى اَهْلِ النّارِ وَ هُمْ فیها مُعَذَّبُونَ مُصْطَرِخُونَ وَ كَاَنّى الاْنَ اَسْمَعُ زَفیرَ النّارِ یَدُورُ فى مَسامِعى»
گویا اهل بهشت را مى‌نگرم كه در نعمت مى‌خرامند و بر كرسى‌ها تكیه زده و یكدیگر را معرفى مى‌كنند و گویا اهل دوزخ را مى‌بینم كه در آنجا معذبند و به فریاد رسى ناله مى‌كنند و گویا اكنون آهنگ زبانه كشیدن آتش دوزخ در گوشم طنین انداز است.
﴿صفحه 168 ﴾
«فَقالَ رَسُولُ‌اللّهِ لاَِصْحابِهِ: هذا عَبْدٌ نَوَّرَ اللّهُ قَلْبَهُ بِالاْیمانِ، ثُمَّ قالَ لَهُ: اِلْزَمْ ما اَنْتَ عَلَیْه»
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به اصحاب خود فرمود: این جوان بنده‌اى است كه خدا دلش را به نور ایمان روشن ساخته، سپس به او فرمود: بر این حال كه دارى ثابت باش.
«فَقالَ الشّابُّ: اُدْعُ اللّهَ لى یا رَسُولَ اللّهِ اَنْ اُرْزَقَ الشَّهادَةَ مَعَكَ فَدَعا لَهُ رَسُولُ اللّهِ، فَلَمْ‌یَلْبَثْ اَنْ خَرَجَ فى بَعْضِ غَزَواتِ النَّبىِّ فَاْسْتُشْهِدَ بَعْدَ تِسْعَةِ نَفَر وَ كانَ هُوَ الْعاشِر».(103)
جوان گفت: اى رسول اللّه، از خدا بخواه شهادت در ركابت را روزیم سازد. رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) براى او دعا كرد. مدتى نگذشت كه در جنگى همراه پیامبر شركت كرد و شهید شد.
‌‌‌اینكه آن جوان به پیامبر گفت: «گویا بهشت و اهل آنرا مى‌بینم ...» به این مى‌ماند كه شما در اتاق نشسته‌اید و داخل حیاط را نمى‌بینید؛ ولى از آنجا كه به وجود حیاط و باغچه یقین دارید، گویا حیاط و باغچه را مشاهده مى‌كنید. اهل آخرت گرچه به وضوح بهشت را نمى‌بینند، ولى براساس یقینى كه به آن دارند، گویى آنرا مشاهده مى‌كنند؛ مثل اینكه پرده‌اى فاصله شده باشد و از آثار پى به آنچه پشت پرده است مى‌برند.
‌‌‌اما مرحله بالاتر از این، مربوط به كسانى است كه روحشان از افق دنیا و زمان فراتر رفته است و واقعاً بهشت را مى‌بینند، نه اینكه چیزى شبیه او را مشاهده كنند. البته حقیقت این امر بر ما روشن نیست، ولى مى‌دانیم كسانى كه به این مرحله رسیده‌اند، بر دنیا و آخرت اشراف دارند و آن دو را یكسان مى‌بینند.
***
﴿صفحه 169 ﴾

درس سیزدهم: اوصاف اهل آخرت (3)

‌‌‌‌‌‌
ـ اهمیت مبارزه با نفس اماره
ـ اولیاى خدا و محو گشتن در جمال ربوبى
ـ اولیاى خدا و عنایات خداوند
﴿صفحه 170 ﴾
﴿صفحه 171 ﴾

اوصاف اهل آخرت (3)

«یَمُوتُ النّاسُ مَرَّةً وَ یَمُوتُ اَحَدُهُمْ فى كُلِّ یَوْم سَبْعینَ مَرَّةًمِنْ مُجاهَدَةِ اَنْفُسِهِمْ وَ مُخالَفَةِ هَواهُمْ وَ الشَّیْطانِ الَّذىیَجْرى فى عُرُوقِهِمْ وَلَوْ تَحَرَّكَتْ ریحٌ لَزَعْزَعَتْهُمْوَ اِنْ قامُوا بَیْنَ یَدَىَّ كَاَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ لااَرىفى قَلْبِهِمْ شُغْلاً لَِمخْلُوق فَوَعِزَّتى وَ جَلالى لاَُحْییَنَّهُمْحَیاةً طَیِّبَهً، اِذا فارَقَتْ اَرْواحُهُمْ مِنْ جَسَدِهِمْ، لااُسَلِّطُعَلَیْهِمْ مَلَكَ الْمَوْتِ وَ لایَلى قَبْضَ رُوحِهِمْ غَیْرى وَ لاََفْتَحَنَّلِرُوحِهِمْ اَبْوابَ السَّماءِ كُلَّها وَ لاََرْفَعَنَّ الْحُجُبَ كُلَّها دُونىوَ لاَمُرَنَّ الجِنانَ فَلْتَزَیَّنَنَّ وَ الْحُورَ الْعینَ فَلْتَزِفَّنَّ وَ الْمَلائِكَةَفَلْتُصَلّینَّ وَ الاَْشْجارَ فَلْتُثْمِرَنَّ وَثِمارَ الجَنّةِ فَلْتُدْلینَّ وَ لاَمُرَنَّریحاً مِنَ الرِّیاحِ الَّتى تَحْتَ الْعَرْشِ، فَلْتَحْمِلَنَّ جِبالا مِنَ الْكافُورِ وَ الْمِسْكِ الاَْذْفَرِ فَلْتَصیرَنَّ وَقُوداً مِنْ غَیرِ النَّارِ فَلْتَدْخُلَنَّ بِهِ وَلایَكُونُ بَیْنى وَ بَیْنَ رُوحِهِ سِترٌ. فَاَقُولُ لَهُ عِنْدَ قَبْضِ رُوحِهِ: مَرْحَباًوَ اَهلا بِقُدُومِكَ عَلَىَّ، اِصْعَدْ بِالْكَرامَةِ وَ الْبُشْرى وَ الرَّحْمَةِوَ الرِّضْوانِ وَ جَنات لَهُمْ فیها نَعیمٌ مُقیمٌ، خالِدینَ فیها اَبَداً اِنَّ اللّهَ عِنْدَهُ اَجْرٌ عَظیمٌ. فَلَوْ رَاَیْتَ الْملائِكَةَ كَیْفَ یَأْخُذُ بِها واحِدٌ وَ یُعْطیها الاْخَر»
‌‌‌پیش از این، بخشى از ویژگى‌هاى اهل آخرت بررسى شد و در این قسمت، بخش دیگرى از ویژگى‌هاى آنان را بیان مى‌كنیم.
﴿صفحه 172 ﴾