راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

نكوهش دنیا و دنیاگرایان

«یا اَحْمَدُ؛ اَبْغِضِ الدُّنْیا وَ اَهْلَها وَ اَحِبَّ الاْخِرَةَ وَ اَهْلَها. قالَ یا رَبِّ؛ وَ مَنْ اَهْلُ الدُّنْیا وَمَنْ اَهْلُ الاْخِرَةِ؟ قالَ اَهْلُ الدُّنْیا مَنْ كَثُرَ اَكْلُهُ وَ ضِحْكُهُ وَ نَوْمُهُ وَ غَضَبُهُ. قَلیلُ الرِّضا، لایَعْتَذِرُ اِلى مَنْ اَساءَ اِلَیْهِ وَ لایَقْبَلُ عُذْرَ مَنْ اِعْتَذَرَ اِلَیْهِ. كَسْلانٌ عِنْدَ الطّاعَةِ وَ شُجاعٌ عِنْدَ الْمَعْصِیَةِ. اَمَلُهُ بَعیدٌ وَ اَجَلُهُ قَریبٌ، لایُحاسِبُ نَفْسَهُ. قَلیلُ الْمَنْفَعَةِ، كَثیرُ الْكَلامِ، قَلیلُ الْخَوْفِ، كَثیرُ الْفَرَحِ عِنْدَ الطّعامِ وَ اِنَّ اَهْلَ الدُّنیا لایَشْكُرُونَ عِنْدَ الرَّخاءِ وَ لایَصْبِرُونَ عِنْدَ الْبَلاءِ. كَثیرُ النّاسِ عِنْدَهُمْ قَلیلٌ، یَحْمِدُونَ اَنْفُسَهُمْ بِما لایَفْعَلُونَ وَ یَدَّعُونَ بِما لَیْسَ لَهُمْ و یَتَكَلَّمُونَ بِما یَتَمَنَّوْنَ وَ یَذْكُرُونَ مَساوِىَ النّاسِ وَ یُخْفُونَ حَسَناتِهِمْ.
فَقالَ یا رَبِّ: كُلُّ هذَا الْعَیْبِ فى اَهْلِ الدُّنْیا؟ قالَ: یا اَحْمَدُ؛ اِنَّ عَیْبَ اَهْلِ الدُّنْیا كَثیرٌ فیهِمُ الْجَهْلُ وَ الْحُمْقُ. لایَتَواضَعُونَ لِمَنْ یَتَعَلَّمُونَ مِنْهُ وَ هُمْ عِنْدَ اَنْفُسِهِمْ عُقَلاءٌ وَ عِنْدَ الْعارِفینَ حُمَقاءٌ»
‌‌‌در ادامه حدیث معراج خداوند مى‌فرماید:
«یا اَحْمَدُ؛ اَبْغِضِ الدُّنْیا وَ اَهْلَها وَ اَحِبَّ الاْخِرَةَ وَ اَهْلَها»
اى محمد؛ دنیا و اهل آن را دشمن بدار و آخرت و اهل آخرت را دوست بدار.

مفهوم دنیاخواهى و آخرت طلبى و مراتب آن دو

‌‌‌آنچه در قرآن و روایات، درباره محبت به دنیا و آخرت و مدح و ستایش اهل آخرت و نكوهش اهل دنیا، وارد شده ناظر به مرحله زندگى دنیاست، نه زندگى پس از مرگ؛ یعنى در
﴿صفحه 132 ﴾
نگرش قرآن و روایات، اهل دنیا بر كسانى كه در این دنیا زندگى مى‌كنند، و اهل آخرت بر كسانى كه به زندگى اخروى راه یافته‌اند اطلاق نمى‌گردد. همچنین ستایش محبت به آخرت و نكوهش علاقه به دنیا، بدین معنا نیست كه نباید به آنچه در دنیا وجود دارد: از قبیل آب، خاك، زمین و آسمان، محبت داشت؛ چرا كه اینها آیات و مظاهر خداوندند. علاوه در دنیا مكانهاى مقدسى؛ از قبیل مساجد و معابد و بارگاه و زیارتگاه‌هاى اولیاى دین وجود دارد و محبت و علاقه به آنها ستودنى است؛ چنانكه در جهان آخرت جهنم وجود دارد و قابل ستایش نیست.
‌‌‌باید گفت نكوهش اهل دنیا و دوستداران دنیا، نكوهش كسانى است كه محور افكار، اندیشه‌ها، گفتار ونگرشهایشان را امور دنیا تشكیل مى‌دهد. توجه و تعلق خاطرشان به لذتها ونعمتهاى دنیاست و به آخرت نمى‌اندیشند و جهان آخرت براى آنها جاذبه‌اى ندارد.
‌‌‌البته دوستداران دنیا داراى مراتبند و از جهت میزان علاقه و گرایش به دنیا، متفاوتند. گروهى از آنها دنیا پرستند و عالم و جهان آخرت را انكار مى‌كنند. هیچ امیدى به نجات این دسته نیست، چرا كه آنان جهان آخرت را انكار مى‌كنند و یا در آن شك دارند و درصدد دست‌یابى به یقین و ایمان نیستند. خداوند متعال درباره آنان مى‌فرماید:
«بَلْ كَذَّبُوا بِالسّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسّاعَةِ سَعِیرا»(80)
این كافران (به جاى آنكه به فكر آخرت و محشر باشند) قیامت را تكذیب كردند و ما آتش جهنم را بر كسى كه قیامت را تكذیب كرد، مهیا ساخته‌ایم.
‌‌‌دسته دیگر، به جهان آخرت ایمان دارند، ولى این ایمان در عمل آنها تأثیرى ندارد و در نتیجه عملا با كسانى كه منكر آخرتند،تفاوتى ندارند. چنین ایمانى كه اثر عملى ندارد، پایدار نخواهد بود و چونان درختى است كه به آن آب نمى‌رسد و در نتیجه مى‌خشكد:
«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ اَساؤُا السُّوآى اَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِئُون»(81)
فرجام و سرانجام كار آنان كه به اعمال زشت و كردار بد پرداختند، این شد كه به حق كافر شدند و آیات خدا را تكذیب كرده، به تمسخر گرفتند.
﴿صفحه 133 ﴾
‌‌‌(وقتى انسان به مقتضاى ایمانش عمل نكند، رفته رفته، ایمانش متزلزل مى‌گردد و در نهایت با از دست رفتن ایمان، در زمره كافران قرار مى‌گیرد).
‌‌‌دسته دیگر، كسانى هستند كه به آخرت توجه دارند، ولى توجه آنان به دنیا بیشتر است، یا یكسان به دنیا و آخرت توجه دارند و محبت به دنیا و آخرت را در هم مى‌آمیزند، چنانكه خداوند مى‌فرماید:
«و آخَرُونَ اِعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً...»(82)
برخى دیگر به گناهان خوداعتراف كردند، عمل صالح و كارناشایست را در هم‌مى‌آمیختند.
‌‌‌در برابر دنیاگریان، دوستداران و اهل آخرت قرار دارند. آیات و روایاتى كه در ستایش اهل آخرت وارد شده، ناظر به این گروه است و البته آنها نیز به مراتب و دسته‌هایى تقسیم مى‌گردند: در درجه اول و در رأس آنها، كسانى هستند كه اصالتى براى دنیا نمى‌بینند و دنیا براى آنها جاذبه‌اى ندارد و به جهت فرمان و دستور خدا به زندگى دنیا و تأمین نیازهاى مادى مى‌پردازند. از آن رو به تماشا و نظاره پدیدهاى دنیا مى‌پردازند كه آیات و نشانه‌هاى خداوندى و مظهر و تجلیگاه صفات الهى است و در واقع آیینه‌اى است كه در آن، رخ محبوب و صفات و آثار او را به تماشا مى‌نشینند. شاید گفتن این مطالب به زبان، كار آسانى باشد؛ ولى در عمل دشوار است كه انسان به این نگرش و باور دست یابد. به مقامى راه یابد كه هیچ توجهى به دنیا نداشته باشد و دنیا را تنها آیینه خداوند و وسیله‌اى براى دست‌یابى به سعادت ابدى به شمار آورد. البته جویندگان سعادت ابدى نیز متفاوتند: برخى سعادت را در بهشت و لذایذى مى‌بینند كه شبیه لذت‌هاى دنیاست، بالاتر از اینها كسانى هستند كه تنها به خدا توجه دارند و سعادت را در جوار و قرب خداوند و رضا و خشنودى او مى‌بینند.
‌‌‌پس آیات و روایاتى كه در مقام ستایش اهل آخرت و نكوهش دنیا واهل دنیا وارد شده، ناظر به این دو گروه است. و چنانكه اشاره شد، هر یك ازاین دو گروه داراى مراتب گوناگونى
﴿صفحه 134 ﴾
هستند و نیز آیات و روایات، از جهت بیان دامنه صفات و ویژگیهاى دنیاگرایان و آخرت دوستان، متفاوتند: برخى از آنها همه صفات را بیان مى‌كند وبرخى بعضى را، در برخى صفات برجسته و در برخى صفات غیر برجسته ذكر شده است.
‌‌‌دارا بودن ویژگى‌هایى كه آیات و روایات براى دنیاگرایان ذكر كرده‌اند، انسان را در زمره دنیا دوستان قرار مى‌دهد و لازم نیست كه فرد دنیاگرا به همه آنها متصف گردد، بلكه، اتصاف به برخى از آن صفات، در زمره دنیا دوستان قرار مى‌گیرد.
‌‌‌پس اگر در این فراز از حدیث معراج، بیست ویژگى براى دنیا دوستان و دنیاپرستان ذكر گردیده است و ما دیدیم كه برخى از آن صفات یا در ما وجود ندارد و یا ضعیف است، نباید تصور كنیم كه در جمله دنیادوستان نیستیم، چرا كه هم دنیا دوستان و هم ویژگى‌ها و صفات آنان داراى مراتبند. در مقابل اگر در آیات و روایات ویژگى‌هاى آخرت دوستان شماره گردید و ما دیدیم كه برخى از آنها یا در ما وجود ندارد و یا به نحو بارز و برجسته نیست، نباید تصور كنیم دنیا پرستیم و در جمله اهل آخرت قرار نداریم؛ چرا كه آخرت دوستان و نیز ویژگى‌هاى آنان داراى مراتبند.
‌‌‌در آیات فراوانى از قرآن، دنیا دوستى و دنیا طلبى با شقاوت و كفر برابر قلمداد شده است و فرجام آن عذاب ابدى معرفى گردیده است. در مقابل آخرت خواهى مساوى با سعادت ابدى ذكر گردیده است و پاداش آن نعمتهاى اخروى معرفى شده است و نیز مطرح گردیده كه خداوند در این دنیا موانع را از سر راه این دو گروه بر مى‌دارد تا آنها به حركت و سیر خود ادامه دهند؛ پس آنان كه دنبال شقاوتند در دنیا ابزارها و وسایل كافى در اختیارشان قرار مى‌گیرد و نیز آنان كه طالب سعادت و نیكبختى هستند، عوامل و اهرمهاى كافى، جهت رشد و ترقى و سیر معنوى، در اختیارشان قرار داده مى‌شود:
«مَن كانَ یُریدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فیها مَانَشآءُ لِمَنْ نُّرِیدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلیها مَذْمُوماً مَّدْحُورا»(83)
هر كس با سعى و تلاش خود، طالب دنیا و متاع زوال پذیر آن است، متاع دنیا را به
﴿صفحه 135 ﴾
او مى‌دهیم (لیكن) به هر كه ما بخواهیم، آنچه مشیت ازلى ماست (مى‌دهیم). سپس در عالم آخرت دوزخ را نصیب او مى‌كنیم تا با نكوهش و سرزنش به جهنم درآید.
‌‌‌«العاجلة»، از جمله نامهاى دنیاست و به معناى زودگذر و زوال‌پذیر است و در مقابل آن «الآجلة»، به معناى دیرپاى و باقى و مدت‌دار است.
‌‌‌قرآن مى‌فرماید، دسته اى از مردم، زندگى دنیا را كه با شتاب مى‌آید و به سرعت زوال مى‌پذیرد، دوست دارند و به وراى این زندگى توجهى ندارند. چنان نیست كه هر چه این گروه بخواهند خداوند در اختیارشان بگذارد، بلكه بر اساس نظم و تدبیر حاكم بر جهان، برخى از خواسته‌هاى آنان را پاسخ مى‌گوید و به هر كس بخشى از نعمتهاى خود را مى‌دهد. پس نه همه طالبان دنیا به خواسته‌هاى خود مى‌رسند و نه هر كس به دنیا دست یابد به همه خواسته‌هاى خود مى‌رسد، بلكه به برخى از آنها دست مى‌یابد؛ آنگاه بعضى از آنان كه خداوند به برخى از خواسته‌هاى دنیوى آنان پاسخ مى‌دهد، به عذاب ابدى گرفتار مى‌آیند و سرافكنده و نكوهیده وارد جهنم مى‌شوند!
‌‌‌این سرنوشت كسانى است كه خواستار زندگى زودگذر دنیا مى‌باشند، كه در برابر بهره‌مند شدن از بخشى از خواسته‌هاى خود، عذاب ابدى را به جان مى‌خرند.
‌‌‌در مقابل دنیا دوستان، طالبان آخرت قرار دارند كه خداوند در وصف آنها مى‌فرماید:
«وَ مَنْ اَرادَ الاْخِرَةَ و سَعى لَها سَعْیَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَاُوْلئِكَ كانَ سَعْیُهُم مَّشْكُورا»(84)
و كسانى كه خواستار حیات آخرت باشند و براى آن در حد توان بكوشند، به شرط ایمان به خدا سعى آنها مقبول خواهد بود.
‌‌‌كسانى كه جویاى حیات اُخروى هستند و باور دارند كه پس از دنیا، زندگى و حیاتى جاودانه و ارزشمند وجود دارد، باید براى دست‌یابى به آن سعادت برین و جاودانه در حد توان تلاش كنند. آن هم تلاشى كه در خور چنان خواسته‌اى باشد و نیز راهى را طى كنند كه به آخرت منتهى مى‌گردد.
‌‌‌سخن در این است كه طالب و جویاى سعادت ابدى و حیات جاودانه و بى‌نهایت، چقدر
﴿صفحه 136 ﴾
كوشش و تلاش كند؟ براى روشن شدن سعى و كوشش شایسته و متناسب با آخرت جویى، خوب است به دنیاپرستان بنگریم كه براى زندگى محدود و موقت دنیوى، آنهم آمیخته با رنج و ناراحتى‌ها، چقدر تلاش مى‌كنند؟ اگر هزار سال نیز عمر كنند، دست از تلاش بر نمى‌دارند، اگر به جاى بیست و چهار ساعت، چهل و هشت ساعت در روز وقت مى‌داشتند، همه آن را به تلاش مى‌گذراندند.
‌‌‌امیرالمؤمنین، صلوات‌اللّه علیه، با آن همه عبادتهاى از شب تا به صبح، آن همه مناجات و گریه‌ها، در آخر مى‌فرماید: «آهِ مِنْ قِلَّةِ الزّادِ و طُولِ الطَّرِیقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ...»(85) آه از كمى توشه و درازى راه و دورى سفر.
‌‌‌البته شرط تلاش براى آخرت این است كه آن تلاش برخاسته از ایمان به خدا باشد، كه در این صورت خداوند نمى‌فرماید ما بهشت را به آنها مى‌دهیم، بلكه مى‌فرماید: «كانَ سَعْیُهُم مَّشْكُورا» ما از آنها تشكر مى‌كنیم و به پاس تلاششان، رحمت وثوابهایى‌كه به‌اهل آخرت و طالبان رضاى خدا داده مى‌شود، بدانها ارزانى مى‌گردد. شكى نیست كه پاداش نیكوكاران ومؤمنان باعمل آنان برابر نیستوبیش از عمل آنهاست: در این باره مى‌فرماید:
‌‌‌«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثالِها...»(86) هر كس كار نیكو كند، به او ده برابر پاداش مى‌دهند.
‌‌‌در جاى دیگر مى‌فرماید:
«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها...»(87) هر كس كار نیكو كند، به پاداشى بهتر از آن دست مى‌یابد.
‌‌‌‌‌‌و در جاى دیگر مى‌فرماید:
«... وَ اللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیم»(88)
و خداوند در پاداش هر كه بخواهد مى‌افزاید، چرا كه رحمت خدا بى‌نهایت است و بر همه چیز احاطه دارد.
﴿صفحه 137 ﴾
‌‌‌باز خداوند در قرآن مى‌فرماید:
«لَهُمْ ما یَشاءُونَ فیها وَ لَدَیْنا مَزید»(89)
براى آن بندگان در آنجا هر چه بخواهند مهیاست و باز افزون‌تر از آن (نعمت‌هاى بهشتى) نزد ما خواهد بود.
‌‌‌خدا آن‌قدر به بهشتیان پاداش مى‌دهد كه در وهم نمى‌گنجد و تصور آن نعمتها و درك لذت آنها، براى ما امكان ندارد. او بیش از درخواست نیكوكاران به آنها مى‌دهد، چرا كه انسان چیزى را مى‌تواند درخواست كند كه قابل تصور باشد و علم بدان تعلق گیرد؛ ولى چیزى كه از محدوده علم و آگاهى ما خارج است و براى ما قابل تصور نیست، درخواست نمى‌كنیم ولى خدا آن نعمت‌هاى فوق تصور را نیز به بهشتیان مى‌دهد:
«فَلاتَعْلَمُ نَفْس مّا اُخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اَعْیُن جَزائاً بِما كانُوا یَعْمَلُون»(90)
هیچ‌كس نمى‌داند كه پاداش شب زنده‌داران چه نعمتها و لذتهاى بى‌شمارى است كه باعث روشنى چشمهاست و خداوند آنها را در عالم غیب براى شب زنده‌داران ذخیره كرده است.

اسلام و كفر، ملاك دوستى و دشمنى

‌‌‌از اینكه در برخى از روایات وارد شده كه دشمن اهل دنیا باشید، نباید پنداشت كه با هر كس كه به برخى از ویژگى‌هاى دنیاپرستان متصف گردیده دشمنى ورزیم،ولو او مسلمان و شیعه باشد: مثلا اگر دیدیم كسى پرخور است، با او دشمن شویم! نباید با مؤمن دشمن بود، حتى اگر گناهكار باشد، بلكه باید عمل ناشایست او را دشمن داشت.
‌‌‌در روایتى وارد شده است كه وقتى خدا كسى را دوست بدارد، هرگز با او دشمنى نمى‌كند و اگر كار ناشایستى از او سرزد، تنها آن كار بد را دشمن مى‌دارد. در مقابل خداوند با كافر دشمن است و حتى اگر هزاران كار نیك نیز انجام دهد، با خودش دشمن است، ولى كارش را نیك
﴿صفحه 138 ﴾
مى‌شمرد. پس از دیدگاه اسلام قوام شخصیت انسان، به ایمان و كفر است، آن ایمان و كفرى كه در دل انسان ریشه دارد. اگر گاهى، در عمل، از مؤمن انحرافى سر مى‌زند و یا از كافر كار خوبى سرمى‌زند، موجب تغییر هویت و شخصیت آن دو نمى‌گردد. گفته خداوند در حدیث معراج كه اى پیامبر، اهل دنیا را دشمن بدار، نباید موجب گردد با هر كسى كه صفت زشتى از او سرزد دشمن شویم، اگر چنین باشد، شایسته است هر كس در ابتدا با خود دشمنى كند، چون در هر یك از ما برخى از ویژگى‌هاى اهل دنیا وجود دارد.