راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس هشتم: لزوم دوستى و محبت به فقرا و مستمندان

ـ ویژگى‌هاى مستمندان مؤمن و خدادوست
‌‌‌‌‌‌ـ دارایى و فقر، وسائل امتحان و آزمایش
ـ همنشینى با فقیران
﴿صفحه 102 ﴾
﴿صفحه 103 ﴾

لزوم دوستى و محبت به فقرا و مستمندان

«یا اَحْمَدُ؛ اِنَّ الَْمحَبَّةَ لِلّهِ هِىَ الَْمحَبَّةُ لِلْفُقَراءِ وَ التَّقَرُّبُ اِلَیْهِم. قالَ وَ مَنِ الْفُقَراءُ؟ قالَ اَلَذّینَ رَضُوا بِالْقَلیلِ وَ صَبَرُوا عَلى الجُوعِ وَشَكَرُوا عَلَى الرَّخاءِ وَ لَمْ یَشْكوُا جُوعَهُمْ وَ لا ظَمَائَهُمْ وَ لَمْ‌یَكْذِبُوا بِاَلْسِنَتِهِمْ وَ لَمْ‌یَغْضِبُوا عَلى رَبِّهِمْ وَ لَمْ‌یَغْتَمُّوا عَلى ما فاتَهُمْ وَ لَمْ یَفْرَحُوا بِما آتاهُمْ.
یا اَحْمَدُ؛ مَحَبَّتى مَحَبَّةُ الفُقَراءِ فَأَدْنِ الْفُقَراءَ وَ قَرِّبْ مَجْلِسَهُمْ مِنْكَ وَاَبْعِدِ الاَْغْنِیاءَ وَ اَبْعِدْ مَجْلِسَهُمْ عَنكَ فَاِنَّ الْفُقَراءَ اَحِبّائى»
اى محمد؛ محبت خدایى، همان محبت به فقرا و همنشینى با آنان است.
پیامبر سؤال كرد: فقرا كیانند؟ فرمود: آنان كه به كم و اندك راضى و قانعند و بر گرسنگى صابر و شكیبا و برخوشى شاكرند. از گرسنگى و تشنگى شكایت نمى‌كنند و هرگز دروغ نمى‌گویند و بر خداى خویش خشم نمى‌گیرند و بر از دست داده‌ها اندوهگین و بر آنچه به دست مى‌آورند شادمان نمى‌شوند.
اى محمد؛ محبت به من، محبت به فقراست. پس همنشین و هم‌مجلس فقرا باش و از ثروتمندان و اغنیا و همنشینى با آنان دورى كن كه فقرا دوستان من هستند.
‌‌‌در جمله: «انّ المحبّة للّه» دو احتمال وجود دارد:
‌‌‌احتمال اول:«لام» در اللّه براى تزیین است، بنابراین جمله به این معناست كه محبت به خدا، همان محبت به فقراست.
‌‌‌احتمال دوم «لام» براى تزیین و زاید نیست، بلكه در معناى اصلى خود به كار رفته، بنابراین جمله چنین معنا مى‌شود: محبتى كه براى خداست، همان محبت به فقراست.
﴿صفحه 104 ﴾

ویژگى‌هاى مستمندان مؤمن و خدادوست

مشخصّه‌هاى فقرایى كه محبت به آنها محبت به خداست:
‌‌‌1ـ «اَلَذّینَ رَضُوا بِالْقَلیلِ» كسانى كه به كم و اندك راضى‌اند.
‌‌‌برخى حتى اگر تهى‌دست نیز باشند طماع و آزمندند، دلشان مى‌خواهد ثروتمند باشند و بهره شایان از دنیا ببرند و اگر دستشان مى‌رسید، فراوان از نعمت‌هاى دنیا بهره مى‌بردند و به كم و اندك راضى نمى‌شدند؛ ولى دستشان نمى‌رسد ـ دوستى این قسم فقیران مطلوب نیست، بلكه دوستى فقیرانى مطلوب و محبت به آنها محبت به خداست كه به كمِ دنیا راضى و قانع شده‌اند و چشم به نعمت‌هاى دنیا و مال مردم، ندوخته‌اند.
‌‌‌2ـ «وَ صَبَرُوا عَلَى الْجُوع» ویژگى دوم: تحمل و صبر بر نادارى و بى‌تابى نكردن بر گرسنگى است.
‌‌‌برخى از فقرا دایم آه و ناله سر مى‌دهند و از خدا گلایه مى‌كنند كه ما چه گناهى داشتیم كه به فقر و تنگدستى مبتلا شدیم؛ ولى برخى وقتى به فقر مبتلا مى‌گردند ـ البته ابتلاى آنها به فقر، از روى كوتاهى و تقصیر نیست، چون در آن صورت، مرتكب گناه شده‌اند؛ بلكه عوامل خارجى و حوادث طبیعى موجب فقر آنها گردیده است؛ سیل و زلزله‌اى رخ داده و هستى و زندگى آنها را نابود ساخته است ـ گر چه بر اثر فقر غذاى كافى و امكانات زندگى كافى به آنها نمى‌رسد، ولى آه و ناله سر نمى‌دهند و شكوه و گلایه نمى‌كنند و بر آن فقر صبر مى‌كنند؛ حتى سعى دارند فقر خود را پوشیده دارند و نمى‌گذارند دیگران از وضع آنها با خبر شوند:
«یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ...»(63)
از فرط عفاف چنانند كه هر كس از حال آنها بى‌خبر است، پندارد غنى و بى‌نیازند.
‌‌‌اینان در عین صبر و بردبارى، تلاش مى‌كنند احتیاجى به مردم نداشته باشند و در حد ضرورت رزقى به دست آورند.
‌‌‌3ـ «وَ شَكَرُوا عَلَى الرَّخاءِ» و بر خوشى و نعمتى كه بدان‌ها رسد شاكرند.
‌‌‌وقتى خداوند به آنها نعمتى مى‌دهد و در گشایش زندگى و رفاه قرار مى‌گیرند، خداى را فراموش نمى‌كنند و به شكر او مى‌پردازند.
﴿صفحه 105 ﴾
‌‌‌4ـ «وَ لَمْ‌یَشْكُوا جُوعَهُمْ وَ لا ظَمَائَهُمْ» و از گرسنگى و تشنگى شكوه نمى‌كنند.
‌‌‌این ویژگى لازمه و نتیجه صبر است؛ وقتى انسان صبر و تحمل پیشه سازد، پیش مردم از گرسنگى و تشنگى خویش شكایت نمى‌كند.
‌‌‌5ـ «وَ لَمْ‌یَكْذِبُوا بِاَلْسِنَتِهِمْ» و هرگز زبان خویش را به دروغ نمى‌آلایند.
‌‌‌برخى از فقرا براى كمك گرفتن از دیگران دروغ نیز مى‌گویند، خُرد را كلان مى‌نمایانند، نیاز و مشكل خویش را چند برابر جلوه مى‌دهند، تا رأفت و ترحم و دلسوزى دیگران را به خود جلب كنند. بالطبع فقرا بیشتر در معرض این خطرند كه در هنگام كمك خواستن از سایرین دروغ بگویند؛ ولى فقرایى كه محبوب خداوندند، هیچ گاه دروغ نمى‌گویند.
‌‌‌6ـ «وَ لَمْ‌یَغْضِبُوا عَلى رَبِّهِمْ» و بر خداى خویش خشم نمى‌گیرند.
‌‌‌وقتى بر فقر صبور و بردبارند و از آن شكوه نمى‌كنند، بر خدا نیز خشم نمى‌گیرند. نه تنها نزد مردم، آه و ناله سر نمى‌دهند و زبان به شكوه نمى‌گشایند، در دل نیز از خدا گله‌اى ندارند، حال یا معرفت و شناخت آنها به توحید، به حدى رسیده كه مى‌دانند مصلحت مؤمن در چیزى است كه خدا بر او پیش آورده، یا اگر معرفت آنها به این حد نرسیده باشد، لااقل مى‌دانند شكایت از خدا شایسته مؤمن نیست.
‌‌‌7ـ «وَ لَمْ‌یَفْرَحُوا بِما اتاهُمْ» و بر آنچه به دست آورده‌اند شادمان نمى‌شوند.
شرح و توضیح
‌‌‌دو ویژگى اخیر، از سایر ویژگى‌ها مهم‌تر است و به معناى فرموده خداوند است كه:
«لِكَیْلا تَأْسَؤا عَلى ما فاتَكُمْ وَلاتَفَرَحُوا بِما اتاكُمْ»(64)
هرگز بر آنچه از دست شما رود دل تنگ نشوید و بر آنچه به شما رسد، خوشحال نگردید.
‌‌‌براى آنها داشتن و نداشتن مال یكسان است، چنان دل بستگى به دنیا ندارند كه اگر چیزى به آنها برسد، خوشحال و مغرور شوند و اگر چیزى از دست دادند، چنان ناراحت شوند كه
﴿صفحه 106 ﴾
نتوانند خود را كنترل كرده و بر اعصابشان مسلط شوند. اینها نشانه كم ظرفیتى و ضعف ایمان است.