راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

لزوم توجه به نماز و درك حضور خداوند

«یا اَحْمَدُ؛ عَجِبْتُ مِنْ ثَلاثَةِ عَبید: عَبد دَخَلَ فی الصَّلوةِ وَ هُوَ یَعْلَمُ اِلى مَنْ یَرْفَعُ یَدَیْهِ وَ قُدّامَ مَنْ هُوَ وَ هُوَ یَنْعِسُ و عَجِبْتُ مِنْ عَبْد لَهُ قُوتُ یَوْم مِنَ الْحَشیشِ اَوْ غَیْرِهِ وَ هُوَ یَهْتَمُّ لِغَد و عَجِبْتُ مِنْ عَبْد لایَدْرى اَنّى راض عَنْهُ اَوْ ساخِطٌ عَلَیْهِ وَ هُوَ یَضْحَكُ»
‌‌‌در ادامه حدیث شریف معراج خداوند خطاب به پیامبر مى‌فرماید:
اى محمد؛ از سه دسته از بندگانم در شگفتم، دسته اول: بنده‌اى كه به نماز مى‌ایستد و مى داند دستان خود را به سمت چه كسى بلند كرده و در برابر چه كسى ایستاده، و در عین حال خواب آلوده است!
‌‌‌این فراز از روایت به نكته‌اى اشاره دارد كه درد همه ماست و لااقل اكثر ما بدان مبتلاییم و آن اینكه حق نماز را ادا نمى‌كنیم؛ گرچه هر كس آگاهى و معرفت بیشترى دارد، باید توجه بیشترى به نماز داشته و اهمیّت آن را بهتر درك كند.
‌‌‌سر بسته همه مى‌دانیم كه نمازمان در خور و شایسته پذیرش الهى و به مانند نمازى كه اولیاى الهى برپا مى‌دارند نیست و نیز مى‌دانیم آثار و ثمراتى كه در قرآن و روایات براى نماز ذكر شده است، بر نماز ما مترتّب نمى‌گردد؛ ولى بسیارى از ما، به تفصیل، به میزان كوتاهى و تقصیر خود آگاه نیستیم، لذا باید سعى كنیم به میزان نقص و عیب نمازمان پى ببریم. زشتى و عیب نمازى را كه بدون حضور قلب و از روى بى‌حالى آورده مى‌شود، بدانیم و نیز بیندیشیم كه اگر نماز كامل و شایسته‌اى مى‌خواندیم، چقدر از فرصت بر پاى دارى نماز بهره مى‌گرفتیم و به چه نتایج والایى دست مى‌یافتیم و اكنون كه بدون حضور قلب و توجه نماز مى‌خوانیم، چه نتایج و منافعى را از دست مى‌دهیم و چه زیانهایى متوجه ما مى‌گردد. شایسته است قدرى در
﴿صفحه 82 ﴾
نماز اولیاى خدا نگریسته و با مقایسه نماز آنان با نماز خود، به نقایص و عیوب نمازمان پى ببریم؛ چرا كه با مقایسه ضعیف با قوى و ناقص با كامل، بهتر به میزان عیب و نقص پى مى‌بریم.
‌‌‌البته براى جبران نقیصه كوتاهى و بى‌توجهى در نماز، بزرگان كتاب‌هایى نوشته‌اند كه از جمله آن كتاب‌ها «اسرارالصلوة» مرحوم میرزا جواد آقاى تبریزى و نیز «اسرارالصلوة» امام، رضوان الله علیه، است و ما در این فرصت به شمّه‌اى از مطالبى كه درباره نماز مطرح شده، اشاره مى‌كنیم:

حقیقت و ماهیّت نماز

‌‌‌نماز یعنى اینكه بنده در برابر خداوند بایستد و اظهار بندگى كند و دست نیاز به سوى او داشته باشد. كسى كه به نماز مى‌ایستد باید محضر خدا را درك كند و بداند در برابر چه مقامى ایستاده است و در نتیجه، وظیفه بندگى را با نهایت خضوع و خشوع به جاى آورد.
‌‌‌وقتى ما به نماز مى‌ایستیم، كمتر به نماز توجه داریم و توجهمان به سایر مسائل معطوف مى‌گردد، گاهى مسائلى كه مربوط به ده‌ها سال قبل است، به خاطرمان مى‌آید. تازه وقتى مى‌خواهیم سلام بدهیم متوجه مى‌شویم كه نماز مى‌خواندیم! چقدر زشت و ناپسند است كه ما در مقابل خدا بایستیم و توجه نداشته باشیم در برابر چه كسى ایستاده‌ایم و چه مى‌گوییم! خداوند این حالت را از علایم منافقان به شمار آورده است:
‌‌‌‌‌‌«وَ لایَأْتُونَ الصَّلوةَ اِلاّ وَ هُمْ كُسالى...»(46)
‌‌‌و نیز در روایتى وارد شده است، كسى كه نماز مى‌خواند، ولى دل به نماز نمى‌سپرد، آیا نمى‌ترسد كه او را به صورت الاغ مسخ كنم. آن قدر بى‌توجهى در نماز زشت و ناشایست است كه كسى كه بدان مبتلا گردد، مستحق این است كه به صورت الاغى مسخ شود؛ در واقع او انسان نیست. چطور ممكن است انسان در برابر بزرگى بایستد و هیچ توجهى به او نداشته و دلش جاى دیگر باشد، چه رسد به اینكه در برابر خداى جهان بایستد ـ خدایى كه همه هستى، همه خوبى‌ها و همه نعمت‌ها از اوست ـ و به اندازه توجه به یك انسان معمولى نیز به او اعتنا و توجه نكند!
﴿صفحه 83 ﴾
‌‌‌آیا وقتى انسان در برابر دیگرى ایستاده و با او سخن مى‌گوید، رویش را از او بر مى‌گرداند؟ و اگر چنین كند عقلا نمى‌گویند او دیوانه است؟ البته خداى متعال جسم نیست كه صورت ما به طرف او متمایل گردد، بلكه ارتباط و مواجهه با خدا توسط دل انجام مى‌گیرد، چرا كه او بر هر چیزى احاطه دارد و تنها با دل مى‌توان با او روبرو شد، حال اگر دل را از او منصرف سازیم و به نماز توجه نداشته باشیم، روى از خدا برگردانده‌ایم.
‌‌‌آیا كسى كه خداوند، از روى لطف، بدو اجازه داده در حضور او بایستد و با او سخن گوید و به درد دل و مناجات بپردازد ـ به جاى غنیمت شمردن این فرصت و شكر بر این نعمت بزرگ ـ جا دارد از او غافل گردد؟ شخصیتهاى بزرگ به راحتى به انسان بار نمى‌دهند و اجازه نمى‌دهند هركسى به خدمت آنها برسد، امّا خداوند متعال به جهت محبّت بى‌حدّش، در خانه‌اش را به سوى همه انسانها باز گذاشته و به آنها اجازه داده روى به سوى او داشته باشند. حال باید فرصت را غنیمت بشماریم و با تمام وجود روى به سوى او داشته باشیم و تنها توجهمان به سوى او باشد.
‌‌‌اگر كسى به خدا اعتقاد نداشت و معتقد نبود كه در محضر خداست طبیعى است كه به او اعتنایى ندارد، ولى كسى كه به خدا اعتقاد دارد و مى‌داند در برابر خدا ایستاده، بى‌اعتنایى او زشت و ناشایست است، لذا در روایت تعبیر «عجبت»(47) به كار رفته است: خداوند مى‌فرماید من تعجب مى‌كنم از اینكه بنده‌ام در برابر من مى‌ایستد؛ ولى نشاط و توجه ندارد.

اهمیت و ارزش نماز

‌‌‌از آنجا كه نماز اهمیّت شایانى دارد و تأثیر به سزایى در سعادت انسان مى‌گذارد، شیطان تمام سعى خود را صرف مى‌كند تا ما را از حقیقت نماز و از انجام نمازى كه مورد پذیرش خدا قرار گیرد، محروم‌سازد، لذا خاطره‌هاى فراوانى را به ذهن ما القا مى‌كند تا دل ما به نماز توجه نداشته باشد. البته شیطان بركسى تسلط ندارد و این ما هستیم كه به شیطان اجازه مى‌دهیم در
﴿صفحه 84 ﴾
قلب و دل ما جاى گیرد و با او انس مى‌گیریم و پیوسته با او سرو كار داریم و بالطبع در هنگام نماز نیز ما را به خود مشغول مى‌سازد.
‌‌‌بهترین راه براى تكامل و تقرّب انسان به خدا، نماز است و خدا به جهت عنایت به انسان و تكامل او، این عمل را واجب كرد و الا او نیازى به نماز ندارد. او تحت هر شرایطى، بر ما واجب كرده در اوقات پنجگانه نماز را به جاى آوریم؛ حتّى برخى از فقها فرموده‌اند: كسى كه در دریا غرق شده است باید با همان حال نماز بخواند و به خدا توجه قلبى داشته باشد، گرچه رو به قبله بودن و سایر شرایط از او ساقط مى‌گردد. این نیست جز نقش اساسى نماز در تكامل و سعادت انسان، لذا پیامبر مى‌فرماید: «الصَّلاةُ خَیْرُ مُوضُوع...»(48) و نیز امام رضا(علیه السلام)مى‌فرماید:
‌‌‌‌‌‌«الصَّلوةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقى»(49)
‌‌‌شیطان به سبب كینه و دشمنى دیرینه با بنى‌آدم، سعى دارد آنها را از بهترین چیزها و با اهمیت‌ترین آنها محروم سازد و تلاش مى‌كند، انسان را از عوامل رشد و سعادت و تكامل خویش غافل سازد:
‌‌‌‌‌‌«قالَ فَبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینِ»(50)
‌‌‌‌‌‌شیطان گفت: به عزّت و جلالت سوگند، همه خلق را گمراه خواهم كرد.
‌‌‌گاهى دو ركعت نماز و حتىّ دو ركعت نافله كه صحیح و با حال و توجه خوانده شود، موجب مى‌گردد گناهان انسان بخشوده شود، چون ممكن نیست انسان، با توجه و حال نماز بخواند و بداند در برابر چه كسى ایستاده، امّا از كرده‌هاى زشت خود پشیمان نگردد و تصمیم نگیرد، دیگر به گناه روى نیاورد.
‌‌‌در روایتى پیامبر مى‌فرماید: «اگر جلوى خانه كسى نهر آبى جارى باشد و او هر روز پنج بار خود را در آن نهر شستشو دهد، آیا چركى در بدنش باقى مى‌ماند؟ همانا نماز به مانند نهر آب است، پس آنگاه كه انسان نماز مى‌خواند، همه گناهانش بخشیده مى‌شود»(51)
﴿صفحه 85 ﴾
‌‌‌اگر ما به ماهیت نماز پى‌برده و درست از آن بهره ببریم، دیگر در ما آلودگى باقى نمى‌ماند، ولى متأسفانه ما قدر نماز را نمى‌دانیم و آن را سرسرى مى‌گیریم؛ لذا هیچ فایده‌اى به حالمان نمى‌بخشد. پس نكته دوم این است كه در اهمیّت و آثار ارزشمند نماز بیاندیشیم، تا پى ببریم به اینكه با این نمازهاى فاقد حال و توجه و حضور قلب، خود را از چه فواید و بركاتى محروم ساخته‌ایم.
‌‌‌وقتى دو ركعت نماز موجب مى‌گردد، همه گناهان انسان آمرزیده شود، پایدارى در انجام نمازهاى شایسته و درخور پذیرش الهى، انسان را به والاترین درجات «قرب الى اللّه» نایل مى‌كند. حال با توجه به این نكات، چیزى جز ندامت و پشیمانى و حسرت در اثر از دست دادن آن منافع كلان، براى ما باقى نمى‌ماند.
‌‌‌وقتى ما صد تومان از دست مى‌دهیم حواسمان پرت مى‌شود و اگر گوهر گران‌بهایى و یا یك انگشتر، به ارزش صد هزار تومان، گم كنیم، تا مدتى آشفته خاطر مى‌گردیم و شبها خوابمان نمى‌برد؛ این در حالى است كه دو ركعت نمازى را كه به همه دنیا و لذّت‌هاى آن مى‌ارزد، از دست مى‌دهیم و ناراحت نمى‌گردیم!
‌‌‌اى كاش، مى‌دانستیم اولیاى خدا چه بهره‌هایى از نماز مى‌برند: برخى بزرگان مى‌فرمودند ـ شاید این مطلب مضمون برخى روایات نیز باشد ـ اگر پادشاهان دنیا مى‌دانستند نماز خواندن چه لذّتى دارد، دست از سلطنت مى‌كشیدند و به نماز روى مى‌آوردند. (از این لحن و سخن بر مى‌آید كه خودشان به این درجه از معرفت دست یافته بودند).
‌‌‌ما شبانه‌روز چقدر تلاش مى‌كنیم به لذّتهایى دست یابیم، حال این لذتها ممكن است از طریق خوراك و پوشاك تأمین گردد و ممكن است از راههاى دیگر. گاهى سالها زحمت مى‌كشیم و مقدّماتى را فراهم مى‌سازیم تا به لذتى برسیم؛ آن عالم مى‌فرماید: تمام لذّتهایى كه براى سلاطین وجود دارد، در برابر لذّتى كه انسان مؤمن از دو ركعت نماز مى‌برد، ناچیز است؛ اما آنها به لذّتهاى مادّى دلخوشند و از لذّت مناجات با خدا خبر ندارند.
‌‌‌براى جبران زیانهاى گذشته و استفاده بهتر از نماز و نیز از دست ندادن بركات و منافع مناجات با خدا، باید از نكات و دستورالعمل‌هایى كه در روایات و كلمات علما و اولیاى خدا و
﴿صفحه 86 ﴾
نیز از توصیه‌هاى اخلاقى علماى اخلاق، كه یا خود با تجربه، ثمربخش بودن آنها را دریافته‌اند و یا از روایات استفاده كرده‌اند، بهره ببریم. (ارزش این نكته‌ها بى‌نهایت است، ولى چون مفت و ارزان به دست ما مى‌رسد، قدرش را نمى‌دانیم. هر روایتى كه در كتاب‌هاى روایى ضبط گردیده، از همه ثروتها و لذّتهاى دنیا بیشتر ارزش دارد).