راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس ششم: لزوم توجه به نماز و درك حضور خداوند

‌‌‌‌‌‌ـ حقیقت و ماهیت نماز
‌‌‌‌‌‌ـ اهمیت و ارزش نماز
‌‌‌‌‌‌ـ اندیشه در نماز و عظمت خداوند
﴿صفحه 80 ﴾
﴿صفحه 81 ﴾

لزوم توجه به نماز و درك حضور خداوند

«یا اَحْمَدُ؛ عَجِبْتُ مِنْ ثَلاثَةِ عَبید: عَبد دَخَلَ فی الصَّلوةِ وَ هُوَ یَعْلَمُ اِلى مَنْ یَرْفَعُ یَدَیْهِ وَ قُدّامَ مَنْ هُوَ وَ هُوَ یَنْعِسُ و عَجِبْتُ مِنْ عَبْد لَهُ قُوتُ یَوْم مِنَ الْحَشیشِ اَوْ غَیْرِهِ وَ هُوَ یَهْتَمُّ لِغَد و عَجِبْتُ مِنْ عَبْد لایَدْرى اَنّى راض عَنْهُ اَوْ ساخِطٌ عَلَیْهِ وَ هُوَ یَضْحَكُ»
‌‌‌در ادامه حدیث شریف معراج خداوند خطاب به پیامبر مى‌فرماید:
اى محمد؛ از سه دسته از بندگانم در شگفتم، دسته اول: بنده‌اى كه به نماز مى‌ایستد و مى داند دستان خود را به سمت چه كسى بلند كرده و در برابر چه كسى ایستاده، و در عین حال خواب آلوده است!
‌‌‌این فراز از روایت به نكته‌اى اشاره دارد كه درد همه ماست و لااقل اكثر ما بدان مبتلاییم و آن اینكه حق نماز را ادا نمى‌كنیم؛ گرچه هر كس آگاهى و معرفت بیشترى دارد، باید توجه بیشترى به نماز داشته و اهمیّت آن را بهتر درك كند.
‌‌‌سر بسته همه مى‌دانیم كه نمازمان در خور و شایسته پذیرش الهى و به مانند نمازى كه اولیاى الهى برپا مى‌دارند نیست و نیز مى‌دانیم آثار و ثمراتى كه در قرآن و روایات براى نماز ذكر شده است، بر نماز ما مترتّب نمى‌گردد؛ ولى بسیارى از ما، به تفصیل، به میزان كوتاهى و تقصیر خود آگاه نیستیم، لذا باید سعى كنیم به میزان نقص و عیب نمازمان پى ببریم. زشتى و عیب نمازى را كه بدون حضور قلب و از روى بى‌حالى آورده مى‌شود، بدانیم و نیز بیندیشیم كه اگر نماز كامل و شایسته‌اى مى‌خواندیم، چقدر از فرصت بر پاى دارى نماز بهره مى‌گرفتیم و به چه نتایج والایى دست مى‌یافتیم و اكنون كه بدون حضور قلب و توجه نماز مى‌خوانیم، چه نتایج و منافعى را از دست مى‌دهیم و چه زیانهایى متوجه ما مى‌گردد. شایسته است قدرى در
﴿صفحه 82 ﴾
نماز اولیاى خدا نگریسته و با مقایسه نماز آنان با نماز خود، به نقایص و عیوب نمازمان پى ببریم؛ چرا كه با مقایسه ضعیف با قوى و ناقص با كامل، بهتر به میزان عیب و نقص پى مى‌بریم.
‌‌‌البته براى جبران نقیصه كوتاهى و بى‌توجهى در نماز، بزرگان كتاب‌هایى نوشته‌اند كه از جمله آن كتاب‌ها «اسرارالصلوة» مرحوم میرزا جواد آقاى تبریزى و نیز «اسرارالصلوة» امام، رضوان الله علیه، است و ما در این فرصت به شمّه‌اى از مطالبى كه درباره نماز مطرح شده، اشاره مى‌كنیم:

حقیقت و ماهیّت نماز

‌‌‌نماز یعنى اینكه بنده در برابر خداوند بایستد و اظهار بندگى كند و دست نیاز به سوى او داشته باشد. كسى كه به نماز مى‌ایستد باید محضر خدا را درك كند و بداند در برابر چه مقامى ایستاده است و در نتیجه، وظیفه بندگى را با نهایت خضوع و خشوع به جاى آورد.
‌‌‌وقتى ما به نماز مى‌ایستیم، كمتر به نماز توجه داریم و توجهمان به سایر مسائل معطوف مى‌گردد، گاهى مسائلى كه مربوط به ده‌ها سال قبل است، به خاطرمان مى‌آید. تازه وقتى مى‌خواهیم سلام بدهیم متوجه مى‌شویم كه نماز مى‌خواندیم! چقدر زشت و ناپسند است كه ما در مقابل خدا بایستیم و توجه نداشته باشیم در برابر چه كسى ایستاده‌ایم و چه مى‌گوییم! خداوند این حالت را از علایم منافقان به شمار آورده است:
‌‌‌‌‌‌«وَ لایَأْتُونَ الصَّلوةَ اِلاّ وَ هُمْ كُسالى...»(46)
‌‌‌و نیز در روایتى وارد شده است، كسى كه نماز مى‌خواند، ولى دل به نماز نمى‌سپرد، آیا نمى‌ترسد كه او را به صورت الاغ مسخ كنم. آن قدر بى‌توجهى در نماز زشت و ناشایست است كه كسى كه بدان مبتلا گردد، مستحق این است كه به صورت الاغى مسخ شود؛ در واقع او انسان نیست. چطور ممكن است انسان در برابر بزرگى بایستد و هیچ توجهى به او نداشته و دلش جاى دیگر باشد، چه رسد به اینكه در برابر خداى جهان بایستد ـ خدایى كه همه هستى، همه خوبى‌ها و همه نعمت‌ها از اوست ـ و به اندازه توجه به یك انسان معمولى نیز به او اعتنا و توجه نكند!
﴿صفحه 83 ﴾
‌‌‌آیا وقتى انسان در برابر دیگرى ایستاده و با او سخن مى‌گوید، رویش را از او بر مى‌گرداند؟ و اگر چنین كند عقلا نمى‌گویند او دیوانه است؟ البته خداى متعال جسم نیست كه صورت ما به طرف او متمایل گردد، بلكه ارتباط و مواجهه با خدا توسط دل انجام مى‌گیرد، چرا كه او بر هر چیزى احاطه دارد و تنها با دل مى‌توان با او روبرو شد، حال اگر دل را از او منصرف سازیم و به نماز توجه نداشته باشیم، روى از خدا برگردانده‌ایم.
‌‌‌آیا كسى كه خداوند، از روى لطف، بدو اجازه داده در حضور او بایستد و با او سخن گوید و به درد دل و مناجات بپردازد ـ به جاى غنیمت شمردن این فرصت و شكر بر این نعمت بزرگ ـ جا دارد از او غافل گردد؟ شخصیتهاى بزرگ به راحتى به انسان بار نمى‌دهند و اجازه نمى‌دهند هركسى به خدمت آنها برسد، امّا خداوند متعال به جهت محبّت بى‌حدّش، در خانه‌اش را به سوى همه انسانها باز گذاشته و به آنها اجازه داده روى به سوى او داشته باشند. حال باید فرصت را غنیمت بشماریم و با تمام وجود روى به سوى او داشته باشیم و تنها توجهمان به سوى او باشد.
‌‌‌اگر كسى به خدا اعتقاد نداشت و معتقد نبود كه در محضر خداست طبیعى است كه به او اعتنایى ندارد، ولى كسى كه به خدا اعتقاد دارد و مى‌داند در برابر خدا ایستاده، بى‌اعتنایى او زشت و ناشایست است، لذا در روایت تعبیر «عجبت»(47) به كار رفته است: خداوند مى‌فرماید من تعجب مى‌كنم از اینكه بنده‌ام در برابر من مى‌ایستد؛ ولى نشاط و توجه ندارد.