راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

آثار مثبت گرسنگى و سكوت

الف: اوّلین اثر و میراث گران‌بهاى گرسنگى و سكوت حكمت است؛ یعنى راه‌یابى انسان به حقایق و واقعیّت‌هاى نایافته و درك واضح و آشكار آنها.
‌‌‌انسان با تجربه‌هاى محدود خویش نیز مى‌تواند درك كند كه چقدر این دو امر در فراگیرى حقایق مؤثّر مى‌باشند، چنانكه در اواخر ماه رمضان، انسان احساس مى‌كند روح او آماده پرواز است و طراوت و شادابى و لذّت‌هاى معنوى همه وجود او را فراگرفته است. بنابراین به بدن به قدرى باید رسیدگى نمود كه در خدمت پرواز روح باشد، نه اینكه مانع و مزاحم طیران و عروج روح و توجّه آن به معنویّات و عالم ملكوت گردد.
‌‌‌عقل آدمى كه از قواى روحى وى به شمار مى‌آید، با سبك بودن شكم مى‌تواند فعالیّت كرده و به درك حقایق نایل شود.
ب: دومین اثر ارزشمند گرسنگى و سكوت، حفظ قلب از وسوسه‌هاى شیطانى است. مؤمنان
﴿صفحه 76 ﴾
روزه‌دار به تجربه دریافته‌اند كه به جمع حواس و حفظ قلب موفّق‌ترند و افرادى كه خویشتن را به پرخورى عادت داده‌اند نیز بخوبى مى‌دانند، كمتر مى‌توانند عنان قلب را در دست خویش گرفته و از پراكندگى حواس و افكار و خیالات واهى محفوظ بمانند.
ج: سومین اثر گرسنگى و سكوت، تقرب به خداست. تقرب به خدا، كمال واقعى و بزرگ‌ترین هدف و آرمان مؤمنان و پارسایان است. براى رسیدن به این هدف متعالى و مهم، باید دل از هواهاى نفسانى و گرایش‌هاى پوچ مادى و دنیوى پاك گردد و این میسور نیست، جز با تقویت اراده و رشد قدرت تصمیم‌گیرى در جهت شكل‌گیرى هویت الهى و معنوى انسان. در این راستا شكى نیست كه روزه، نقش مهم و ارزنده‌اى در تقویت اراده و جهت دهى آن به سمت تقرب به خدا دارد.
د: چهارمین اثر دو امر یاد شده، اندوه دائم مى‌باشد. در روایات فراوانى از حزن و نیز افراد محزون تعریف و تمجید شده است و این سخن بدان معنا نیست كه انسان پیوسته عبوس و خشن باشد، بلكه منظور تحصیل حالتى است در برابر سرمستى و نشاط و شادى بى‌مورد و بى‌حد كه از صفات منحطِّ حیوانى است. فرد ساكت و گرسنه هرگز شادیهاى كاذب، و تفریحهاى حاكى از بى‌خبرى و خنده‌هاى مستانه ندارد و رفتار او با متانت و آرامش همراه است. البته ممكن است حزن در امور مادّى و عقب ماندن از دنیاداران، در مسابقه ثروت اندوزى، رخ دهد كه به هیچ وجه ممدوح نیست، بلكه حُزنى كه در برابر شادى بى‌حد و مستى غافلانه قرارگیرد، شایسته مدح و ستایش است.
‌‌‌اینكه انذار و ترسانیدن مردم، یكى از مهم‌ترین وظایف رسولان الهى به شمار آمده، بدین جهت است كه آدمیان از عمر خویش استفاده شایسته برند و اعمال و رفتار خویش را كنترل كنند و از امكانات و نیروهاى خدادادى به نحو مطلوب بهره گیرند. مؤمن از اینكه مقدارى از عمرش صرف امور ارزشمند و لازم نگردیده و یا لااقل در مباحات مصروف شده محزون است؛ زیرا از سرمایه‌اش كاسته شده و سودى در این تجارت نصیبش نگشته است.
‌‌‌بى‌جهت نیست كه برخى بزرگان از بسیارى مباحات نیز دست مى‌شستند. وقتى مؤمن به
﴿صفحه 77 ﴾
زندگى این فرزانگان نظر مى‌كند و خود را با آنها مقایسه كرده و عمر خویش را صرف در مباحات و امور بى‌فایده مى‌بیند، محزون و اندوهگین مى‌گردد و تصمیم مى‌گیرد گذشته‌ها را جبران كند و باقى مانده عمر خود را قدر بداند.
هـ: اثر دیگر گرسنگى و سكوت، سبك بارى است؛ یعنى هر قدر آدمى به مردم احتیاج كمترى داشته باشد آزادتر است، ولى كسى كه شكم بارگى را پیشه كند ـ بدان جهت كه پیوسته در اندیشه طعام مطلوب‌تر و لذّت بیشترى است ـ از حرّیت و آزادى محروم است و به مانند چهار پایان، همواره به فكر آخور خویش و به تعبیر مولى امیرالمؤمنین(علیه السلام) همّ او علف اوست؛ در نتیجه با مشكلات فراوانى مواجه خواهد شد: از جمله كسب درآمد بیشتر براى تهیه سفره‌هاى رنگین و غذاهاى لذیذ و احیاناً دست‌یازیدن به كارهاى نامشروع، براى تأمین مقاصد خود.
و: اثر دیگر آن دو امر، دفاع از حقّ و حقیقت است.
‌‌‌كسى كه زندگى معمولى و بى‌آلایش و بدون تشریفات دارد، زبانش نیز باز است و قادر است در همه جا از حق دفاع كند، برخلاف شكم‌باره‌اى كه قدرت دفاع از حقّ را ندارد و همواره به رعایت و ملاحظه دیگران مى‌پردازد، تا مبادا به منابع درآمد او ضربه‌اى وارد آید. فرد سبك بار و «خفیف المؤنة» پروایى ندارد كه از حق گویى او دیگران برنجند و یا به زندگیش آسیبى وارد سازند، زیرا او با امكانات اندك زندگى خویش را سپرى كرده و همه جا مردانه، در برابر كژى‌ها و بى‌عدالتى‌ها، از حقّ دفاع مى‌كند. انسان سبك بار و «خفیف المؤنة» مى‌كوشد تا آبرومند زندگى كند؛ ولى شكم‌باره مى‌كوشد تا همیشه خوش زندگى كند و بین این دو تفاوت زیادى است.
ز: با توجه به مطالب گذشته، اثر سودمند دیگر گرسنگى و سكوت به روشنى آشكار مى‌گردد و آن اینكه مؤمن پرهیزگار هیچ گاه به این فكر نیست كه روزگارش چگونه مى‌گذرد: به سختى یا به آسانى؟ زیرا به تقدیر و قضاى الهى رضا داده و در دنیا به قناعت و كم خرجى روى مى‌آورد
﴿صفحه 78 ﴾
و به جمع‌آورى ثروت و مال همّت نمى‌گمارد، تا به گرفتارى و بیمارى‌هاى روانى‌اى كه دنیاداران بدان مبتلا هستند، مبتلا گردد.
‌‌‌در ادامه خداى سبحان فرمود:
‌‌‌آیا مى‌دانى چه وقت بنده‌ام به من تقرّب مى‌جوید؟
‌‌‌آن حضرت عرض كرد: نمى‌دانم.
‌‌‌فرمود: در حال گرسنگى و سجده: بدون شكّ بهتر است این دو با هم جمع گردند، زیرا گرسنه‌اى كه در حال سجده باشد روحش آمادگى بیشترى براى پرواز و قرب به حق دارد، زیرا با تحمّل رنج گرسنگى احساس ضعف و كوچكى و تواضع در برابر خدا مى‌كند و بر اثر سجده، كمتر حواسش پراكنده مى‌گردد و در نتیجه حضور قلب بیشترى خواهد داشت.
***
﴿صفحه 79 ﴾

درس ششم: لزوم توجه به نماز و درك حضور خداوند

‌‌‌‌‌‌ـ حقیقت و ماهیت نماز
‌‌‌‌‌‌ـ اهمیت و ارزش نماز
‌‌‌‌‌‌ـ اندیشه در نماز و عظمت خداوند
﴿صفحه 80 ﴾
﴿صفحه 81 ﴾

لزوم توجه به نماز و درك حضور خداوند

«یا اَحْمَدُ؛ عَجِبْتُ مِنْ ثَلاثَةِ عَبید: عَبد دَخَلَ فی الصَّلوةِ وَ هُوَ یَعْلَمُ اِلى مَنْ یَرْفَعُ یَدَیْهِ وَ قُدّامَ مَنْ هُوَ وَ هُوَ یَنْعِسُ و عَجِبْتُ مِنْ عَبْد لَهُ قُوتُ یَوْم مِنَ الْحَشیشِ اَوْ غَیْرِهِ وَ هُوَ یَهْتَمُّ لِغَد و عَجِبْتُ مِنْ عَبْد لایَدْرى اَنّى راض عَنْهُ اَوْ ساخِطٌ عَلَیْهِ وَ هُوَ یَضْحَكُ»
‌‌‌در ادامه حدیث شریف معراج خداوند خطاب به پیامبر مى‌فرماید:
اى محمد؛ از سه دسته از بندگانم در شگفتم، دسته اول: بنده‌اى كه به نماز مى‌ایستد و مى داند دستان خود را به سمت چه كسى بلند كرده و در برابر چه كسى ایستاده، و در عین حال خواب آلوده است!
‌‌‌این فراز از روایت به نكته‌اى اشاره دارد كه درد همه ماست و لااقل اكثر ما بدان مبتلاییم و آن اینكه حق نماز را ادا نمى‌كنیم؛ گرچه هر كس آگاهى و معرفت بیشترى دارد، باید توجه بیشترى به نماز داشته و اهمیّت آن را بهتر درك كند.
‌‌‌سر بسته همه مى‌دانیم كه نمازمان در خور و شایسته پذیرش الهى و به مانند نمازى كه اولیاى الهى برپا مى‌دارند نیست و نیز مى‌دانیم آثار و ثمراتى كه در قرآن و روایات براى نماز ذكر شده است، بر نماز ما مترتّب نمى‌گردد؛ ولى بسیارى از ما، به تفصیل، به میزان كوتاهى و تقصیر خود آگاه نیستیم، لذا باید سعى كنیم به میزان نقص و عیب نمازمان پى ببریم. زشتى و عیب نمازى را كه بدون حضور قلب و از روى بى‌حالى آورده مى‌شود، بدانیم و نیز بیندیشیم كه اگر نماز كامل و شایسته‌اى مى‌خواندیم، چقدر از فرصت بر پاى دارى نماز بهره مى‌گرفتیم و به چه نتایج والایى دست مى‌یافتیم و اكنون كه بدون حضور قلب و توجه نماز مى‌خوانیم، چه نتایج و منافعى را از دست مى‌دهیم و چه زیانهایى متوجه ما مى‌گردد. شایسته است قدرى در
﴿صفحه 82 ﴾
نماز اولیاى خدا نگریسته و با مقایسه نماز آنان با نماز خود، به نقایص و عیوب نمازمان پى ببریم؛ چرا كه با مقایسه ضعیف با قوى و ناقص با كامل، بهتر به میزان عیب و نقص پى مى‌بریم.
‌‌‌البته براى جبران نقیصه كوتاهى و بى‌توجهى در نماز، بزرگان كتاب‌هایى نوشته‌اند كه از جمله آن كتاب‌ها «اسرارالصلوة» مرحوم میرزا جواد آقاى تبریزى و نیز «اسرارالصلوة» امام، رضوان الله علیه، است و ما در این فرصت به شمّه‌اى از مطالبى كه درباره نماز مطرح شده، اشاره مى‌كنیم: