راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس سوم: محبت الهى و راه رسیدن به آن

ـ طریق وصول به محبت الهى

﴿ صفحه 48 ﴾
‌‌﴿ صفحه 49 ﴾

محبت الهى و راه رسیدن به آن

«یا مُحَمَّدُ؛ وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتَحابّینَ فیّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتَقاطِعینَ(34) فیّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتَواصِلینَ فیّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتَوَّكِّلینَ عَلَىَّ وَ لَیْسَ لَِمحَبَّتی عَلَمٌ وَ لا نِهایَةٌ وَ كُلَّما رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً...»
خداى متعال رسولش را مورد خطاب قرار داده، می‌فرماید: محبّت من بر چهار دسته از مردم واجب است (این وجوب از قبیل وجوب تكلیفى نیست، بلكه ثبوت قطعى محبّت خدا را می‌رساند):
دسته اول: كسانى كه یكدیگر را به جهت من دوست داشته باشند.
دسته دوم: كسانى كه براى من از دوستى وارتباط با كسانى كه نمی‌پسندم، دست بردارند و رابطه خود را با دشمنان من قطع كنند. به دیگر سخن، اگر بر اساس هواى نفس و بر خلاف رضاى پروردگار ارتباطى بین آنها برقرار شد، به انگیزه عشق به خدا چنین پیوند و ارتباطى را قطع كنند.
دسته سوم: افرادى كه به جهت من با یكدیگر رابطه برقرار كنند (و اگر چنانچه كدورت و تیرگى بینشان وجود دارد، آن را فراموش كنند و در ایجاد ارتباط و پیوند همه جانبه تلاش و همت نمایند.)
دسته چهارم: گروهى كه بر من توكل داشته باشند.
پیداست كه خداوند در مقام برانگیختن افراد به سوى كارهایى است كه موجب سعادت و تقربشان به اوست. البته كسى برانگیخته می‌شود كه به خداوند محبّت داشته باشد، نه آنكه
﴿ صفحه 50 ﴾
بى تفاوت و غافل باشد. براى كسى كه واقعاً به محبّت خداوند دست یافته است، محبّت خداوند نزد او بیشتر ارزش دارد از كسى كه در بیابان راه را گم كرده و زاد و توشه‌اش تمام شده و در آستانه مرگ است و انتظار می‌كشد تا نان و آبى به او برسانند و او را از سرگشتگى در بیابان و گمراهى نجات دهند. چون كسى كه در آستانه مرگ و از دست دادن زندگى زودگذر دنیاست و آرزو دارد چند روز دیگر زنده بماند، می‌خواهد راه را پیدا كند تا چند صباحى دیگر در این دنیا زندگى كند و این هرگز قابل مقایسه با ارزش و اهمیّت محبّت خدا به بنده‌اش نیست كه از هر جهت مفید و ثمربخش و سازنده و در عین حال جاودانه است.
پر واضح است كه بشر تلاش می‌كند تا در این دنیا محبّت دیگران را به خود جلب كند، و البته همت‌ها متفاوتند: افراد بلند همت درصددند كه در دل مردم جاى گیرند، دیگران به آنها محبّت و عنایت داشته باشند؛ ولى اهل آخرت تنها به این نوع محبّت بسنده نمی‌كنند و در تكاپوى كسى هستند كه محبّتش بیش از همه جهان، فایده و ارزش دارد و براى تحصیل و دست یابى به آن از همه چیز و همه دنیاى خود می‌گذرند. ولى افسوس كه جز براى اندكى، ارزش محبّت الهى ناشناخته است.
پى بردن به اهمیّت محبّت خدا، به نوبه خود درجه‌ای از شناخت و معرفت ذات اقدس خداوند است و لااقل با این حد از معرفت، ما دچار جهل مركّب نشده‌ایم. حال وقتى تا این حد این معنا را درك كردیم، باید در جهت تحصیل چنین امر عظیم و ارزش مندى همّت گماریم و در این راه از همه امكانات خود بهره جوییم، تا محبّت الهى به معناى واقعى در ما پدید آید.
اینكه در این حدیث شریف آمده است: «وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتحابین فیّ» (كسانى كه یكدیگر را به جهت من دوست داشته باشند، محبّت من بر آنان واجب می‌گردد)، بدان جهت است كه دوست داشتن یكدیگر در واقع محبّت ورزیدن به خداست، چه آن كه دوستى با دوستان خدا، نوعى اظهار مودت و محبّت به خداوند است. طبیعى است اگر محبّت به كسى یا چیزى تعلق گرفت به متعلقات او نیز سرایت خواهد كرد، اگر كسى به خدا علاقه داشت به مقربان و نزدیكان او نیز علاقه مند است و این از آثار تكوینى محبّت است، زیرا نمی‌توان به كسى محبّت داشت، اما
‌‌﴿ صفحه 51 ﴾
نسبت به آثار و متعلقات او بى تفاوت بود. از این رو اگر شخصى به خداوند محبّت داشت به هر كه به خدا نزدیكتر است، بیشتر محبّت خواهد ورزید ولذا چنین افرادى در وهله اول بهوجود مقدس پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) محبّت مى‌ورزند و سپس به شیعیانى كه به آنها نزدیكترند و راه آنان را بهتر از دیگران پیموده‌اند و به دستورات و فرامین آنها بیش از دیگران عمل می‌كنند.