زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

رابطه اخلاق و تربیت

مهمترین مسأله اى که هر انسانى با آن روبه رو است مسأله تربیت است . بلکه اگر تربیت را با مفهوم وسیع آن در نظر بگیریم باید گفت : هدف آفرینش همه موجودات جهان هستى ، تربیت مى باشد .
تمام کوششهاى پیامبران الهى ، دانشمندان و مردان بزرگ تاریخ ، نیز مصروف همین مسأله شده است و براى ساختن اجتماعى انسانى ، آباد ، امن و آرام و بالاخره خوشبخت و سعادتمند نیز راهى جز « تربیت صحیح » و بسیج همه نیروها و امکانات در این راه نیست .
در بحثهاى اخلاقى نیز هدف نهایى ، پس از تشریح و توضیح همه ملکات اخلاقى نیک و بد ، علل پیدایش و گسترش آنها و راه تحصیل اخلاق نیک و مبارزه با رذائل همین مسأله « تربیت » مى باشد .

تربیت چیست ؟

عده اى از روانشناسان تربیت را « آمادگى براى تحصیل حق و قبول مسئولیت در آینده زندگى » مى دانند .
در حالى که بعضى دیگر تربیت را عبارت از « آشکار کردن استعدادها و به فعلیت رسانیدن قواى درونى به منظور نیل و هدف معین » معرفى کرده اند .
بعضى دیگر مانند « جان دیوئى » روانشناس معروف ، تربیت را « تجدید نظر در تجربیات گذشته و تشکیل مجدد آنها به منظور اینکه این تجربیات معنى بیشترى دهد و فرد را براى هدایت تجربیات آینده آماده سازد » دانسته اند(186) .
به عقیده ما ممکن است تعریفهاى سه گانه بالا را ناظر به یک حقیقت دانست که در واقع تعریف سوم ، اصل آن حقیقت است ; و تعریف اول ، مقدمه آن ; و تعریف دوم ، نتیجه آن محسوب مى گردد .
ضمناً براى روشن شدن تعریف سوم این توضیح لازم است که اعمالى که از انسان سر مى زند دو گونه است :
1 - اعمال تربیتى .
2 ـ اعمال عادى و بدون هدف و تربیت .
در قسم دوم ، انسان چگونگى روابط علل و معلول را یا اصلا نمى داند و یا حد و حدود آن را نمى شناسد مثل اینکه کسى درست نداند که چگونه باید کلید یک چراغ برق یا یک کارخانه را زد تا آن چراغ روشن و کارخانه شروع به کار کند و بدون اطلاع و آزمودگى قبلى انگشت روى کلید یا کلیدهاى مورد نظرش مى گذارد ، اما پس از اینکه روابط این علت و معلول را بخوبى دریافت و در تجربیات گذشته خود تجدید نظر نمود و آنها را مجدداً تشکیل داد ، به منظور اینکه معنى و مفهوم وسیعترى از آنها دریابد و او را براى هدایت تجربیات آینده آماده سازد این عمل یک عمل تربیتى خواهد بود و نتیجه آن این است که مثلا براى روشن کردن یک چراغ فوراً سراغ کلید آن مى رود بدون اینکه در بیراهه ها سرگردان شود .

قرآن و تربیت

کلمه تربیت در اصل لغت به معنى بالا بردن و نموّ دادن ، از ماده « ربو » به معنى علوّ پیدا کردن مى باشد ، و به نظر مى رسد که استعمال این کلمه در معنى مورد نظر زیاد قدیمى نباشد و لذا در قرآن کلمه تربیت براى تفهیم این معنى به کار نرفته است ولى به جاى آن تعبیرات دیگرى مانند « تزکیه » و « اخراج از ظلمت به نور » دیده مى شود .
مثلا دو آیه زیر در واقع یکى اشاره به « تربیت تکوینى » و دیگرى اشاره به « تربیت تشریعى » است :
1 ـ ( هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّورِ )(187)
او کسى است است که بر شما درود و رحمت مى فرستد و فرشتگان او ( نیز ) براى شما تقاضاى رحمت مى کنند تا شما را از ظلمات ( جهل و شرک و گناه ) به سوى نور ( ایمان و علم و تقوا ) رهنمون گردد .
مى دانیم صلوات خداوند بر بندگان همان رحمت و برکات اوست ، و صلوات فرشتگان هم در اینجا به نظر مى رسد رحمت و برکاتى باشد که بوسیله ملائکه ( مُدَبِّرات امراً ) بر بندگان نازل مى گردد که همه جنبه تکوینى دارد و در هر صورت هدف آنها خارج ساختن از ظلمت گمراهى به نور هدایت است .
2 ـ (هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلى عَبْدِهِ آیات بَیِّنات لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّورِ )(188)
او کسى است که آیات روشنى بر بنده اش [ محمد ] نازل مى کند تا شما را از تاریکیها به سوى نور برد .
در آیه فوق ـ که اشاره به تربیت تشریعى مى باشد ـ نیز هدف ، اخراج از ظلمت به نور شمرده شده است .
از دقت در این تعبیر چنین استفاده مى شود که انسان به هنگام عدم تربیت به شخصى مى ماند که در تاریکى و ظلمت مطلق قرار گرفته باشد ، چنین کسى داراى نیروها و استعدادهاى گوناگونى هست اما قدرت ندارد آنها را رهبرى کند و براى رسیدن به هدفى جهت گیرى نماید ، نه مى تواند راه مشخصى را در پیش گیرد و نه خود را به مقصد برساند .
ولى وقتى تحت تربیت قرار گرفت مانند این است که از ظلمت به نور درآمده باشد ، نور وسیله پرورش و نمو و بروز استعدادها ، وسیله رهبرى و جهت گیرى و هدف یابى است و به این تربیت تمام مفاهیم و معانى تربیت در این تعبیر جمع است .