زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

پى جویى حقیقت کنیم یا پرخاشگرى و جدال ؟

چرا از مباحثات خود نتیجه نمى گیریم ؟

امور زیر را همه به هنگام مباحثه با دیگران کراراً دریافته ایم :
1 ـ زیاد دیده ایم که پس از ساعتها گفتگو هیچ گونه موفقیتى در پیشرفت مذاکرات بدست نیاورده ایم در حالى که به عقیده ما مطلب کاملا واضح و قابل قبول بوده ، ولى طرف از پذیرفتن آن سرباز زده است .
2 ـ بسیار دیده شده که طرف ما پس از مباحثات فراوان در عقیده خود راسختر و متعصب تر شده است !
3 ـ بسیار مى شود که پس از مباحثه طولانى احساس مى کنیم که در دل خود آن صفا و صمیمیت گذشته را نسبت به طرف نداریم و نسبت به او کینه و نفرت بى دلیلى احساس مى کنیم !
4 ـ تاریخ مباحثات و مناقشات مذهبى و مکتبهاى سیاسى نشان مى دهد که از نیروهاى فراوانى که در راه اثبات یک عقیده یا یک مکتب بکار رفته و کتابهاى زیاد با زحمات و هزینه هاى فراوان تهیه شده بسیار کم بهره گرفته شده است .
5 ـ بسیار دیده شده که مذاکرات علمى که در یک محیط صمیمانه آغاز گردیده منجر به نزاعها و گاهى گلاویز شدن افراد و یا ضرب و جرح آنها شده با اینکه ظاهراً میان « ضرب و جرح » و « بحث علمى » هیچگونه رابطه اى وجود ندارد و هرگز یکى را بوسیله دیگرى نمى توان ثابت نمود !
6 ـ بسیار دیده ایم که طرف مقابل ، پاسخى در برابر منطق نیرومند ما نداشته و ساکت شده ، اما با این حال زیر بار آن مطلب نرفته و در برابر آن خاضع نیست و یا از آن تنفر دارد !
اینها حقایقى است که غالب افراد که با مباحثات علمى ، اجتماعى ، سیاسى و غیر آن سروکار دارند کم و بیش در آزمایشها و رویدادهاى زندگى آن را درمى یابند و بسیار قابل دقت مى باشد .
چرا چنین است ؟ براى اینکه این بحثها به منظور پى جویى از حقیقت نبوده ، بلکه بخاطر غلبه و پیروزى بر حریف صورت گرفته است ، و میان این دو فرق بسیار است اگرچه در ظاهر یکى مى باشند .
هدف از تحقیق و پى جویى حقیقت ، این است که چیزى را به کسى که ندارد بدهند ، بدون اینکه چیزى از او بگیرند ، یعنى تعلیمى به او بدهند بدون اینکه شخصیت او را درهم بشکنند ; اما هدف مشاجرات و جدالهاى به ظاهر منطقى این است که افتخار و غرور و شخصیت را از طرف بگیرند و عواطف او را جریحه دار سازند ، در برابر تعلیم دادن چیزى که شاید در نظر او یا در واقع چندان مهم و جالب نباشد .
بنابراین جاى تعجب نیست اگر در برابر آن مقاومت نشان دهد و از آن متنفر باشد ، لذا روانشناسان مى گویند :
1 ـ ممکن است با مشاجره و جدال کسى را منکوب کرد ولى هرگز موافقت صمیمانه او را بدست نخواهیم آورد .
2 ـ هرگز نادانى را به قوه منطق و بصورت جدال نمى توان متقاعد نمود .
3 ـ بهترین وسیله براى پیروزى در بحث ، احتراز از بحث است ، اصولا بحثهایى که بصورت کشمکش یا هجوم و دفاع و به تعبیر عادى « جر و بحث » درمى آید کمتر ممکن است اثر قابل ملاحظه اى در جلب موافقت باطنى افراد از خود بگذارد و اینکه مى بینیم طرف مقابل مقاومت به خرج مى دهد نشانه این است که چیزى از شؤون خود را در خطر مى بیند ; و گرنه در برابر آموختن مطلبى به کسى مقاومت منفى نشان دادن معنى ندارد .
بحثهایى که طرف را تحریک مى کند و به مقاومت وامى دارد ممکن است به یکى از طرق زیر صورت گرفته باشد :
1 ـ بحثهایى که آمیخته با تحقیر طرف یا عقاید او باشد ، مثل اینکه گفته شود : نظر شما هیچ منطقى نیست ، عاقلانه نیست ، احدى با آن موافق نمى باشد ، از مثل شما این سخن دور است و یا عجیب است ! . . .
2 ـ بحثهایى که در برابر فرد ثالثى صورت گیرد که طرف از وى مقید باشد ( و مردم غالباً از یکدیگر مقید هستند ) .
3 ـ بحثى که طرز اداى آن صورت تعلیم داشته باشد در صورتى که طرف بحث ، شاگرد او محسوب نگردد و یا لااقل خودش درباره خود چنین وضعى را قبول ندارد .
4 ـ بحثى که پیروزى در آن نشانه برترى و تقدم گوینده باشد و روح « برترى طلبى » طرف مقابل را بکوبد .
5 ـ بحثى که مفهوم آن تخطئه بعضى از اعمال گذشته یا امروز طرف ، یا یکى از نزدیکان و دوستان یا افراد مورد علاقه او باشد .
6 ـ بحثى که بر اثر تلقین محیط یا پدر و مادر و مانند آن جزء زیربناى افکار او شده و براى او اصالت پیدا کرده است .
در تمام این موارد براى نفوذ در فکر و روح طرف مقابل ، هرگز نباید از شیوه هاى بحثى متداول استفاده نمود بلکه باید از راههایى استفاده شود که مطلقاً از جر و بحث به دور باشد .

عوامل مؤثر در تسخیر دلها

1 ـ تفوق طلبى در بحث یا جدال و مراء
در تعلیمات اسلام دقت زیادى روى نحوه بحث با مردم مخصوصاً با افراد جاهل و کم اطلاع شده است و از بحثهایى که جنبه « پى جویى حقیقت » در آن نیست تحت عنوان « جدال و مراء » نهى شده است ، حتى در بعضى موارد از مطلق بحث جلوگیرى شده است .
قرآن مجید مى گوید :
( وَلا تُجادِلُوا اَهْلَ الْکِتابِ اِلاّ بِالَّتِی هِیَ اَحْسَنُ )(170)
با اهل کتاب جز به روشى که از همه نیکوتر است مجادله نکنید .
و در جاى دیگر مى فرماید :
( وَجادِلْهُمْ بِالَّتِی هِىَ اَحْسَنُ )(171)
و با آنها به روشى که نیکوتر است ، استدلال و مناظره کن !
در این دو آیه بحثهایى که عنوان « شیوه نیکو » و « احسن » نداشته باشد نهى شده است و منظور از
« اَلَّتِی هِیَ اَحْسَنُ »
همان بحثهایى است که جنبه دلسوزى دارد و آمیخته با محبت و ادب و عطوفت است و هیچگونه اثر سوء یا منفى در طرف ایجاد نمى نماید .
حتى در پاره اى موارد خداوند رسماً به پیامبرش (صلى الله علیه وآله وسلم) دستور مى دهد که در برابر پرخاشگریهاى مخالفان بکلى سکوت اختیار کند و مطلقاً وارد بحث ـ بحثى که سرانجامش جدال و لجاجت است ـ نشود :
( وَاِنْ جادَلُوکَ فَقُلِ اللهُ اَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ )(172)
و اگر آنان با تو به جدال برخیزند ، بگو : خدا از کارهایى که شما انجام مى دهید آگاهتر است .
در احادیثى که از طرق عامه و خاصه رسیده ، با تعبیرهاى گوناگون لطیفى که از روى یک سلسله نکات روانى پرده برمى دارد از این کار نهى شده است :
1 ـ قالَ النَّبِیُّ (صلى الله علیه وآله وسلم) : « ذَرُوا الْمِراءَ فَاِنَّهُ لا تُفْهَمُ حِکْمَتُهُ وَلا تُؤْمَنُ فِتْنَتُهُ »(173)
از مجادله بپرهیزید زیرا حکمت آن فهمیده نمى شود و از فتنه آن ایمنى نیست !
2 ـ وَقالَ (صلى الله علیه وآله وسلم) : « لایَسْتَکْمِلُ عَبْدٌ حَقِیقَةَ الاِْیمانِ حَتّى یَدَعَ الْمِراءَ وَاِنْ کانَ مُحِقّاً »(174)
هیچکس حقیقت ایمان را تکمیل نمى کند مگر اینکه ترک جدال نماید هرچند حق با او باشد .
3 ـ قالَ سُلَیْمانُ بْنُ داوُدَ لاِبْنِهِ : « یا بُنَیَّ اِیّاکَ وَالْمِراءَ فَاِنَّهُ لَیْسَتْ فِیهِ مَنْفَعَةٌ وَهُوَ یُهَیِّجُ بَیْنَ الاِْخْوانِ الْعَداوَةَ »(175)
سلیمان بن داود به پسرش گفت : پسرم ! از جدال بپرهیز زیرا سودى در آن نیست و آتش دشمنى را بین برادران برمى انگیزد .
4 ـ عَنِ النَّبِیِّ (صلى الله علیه وآله وسلم) : « ما ضَلَّ قَوْمٌ بَعْدَ هُدىً کانُوا عَلَیْهِ اِلاّ اُوتُوا الْجَدَلَ »(176)
هیچ ملتى پس از راهیابى گمراه نمى شوند مگر اینکه از راه جدل وارد شوند .
5 ـ عَنْ اَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) : « یا کُمَیْلُ ! اِیّاکَ وَالْمِراءَ فَاِنَّکَ تُغْرِی بِنَفْسِکَ السُّفَهاءَ اِذا فَعَلْتَ وَتُفْسِدُ الاِْخاءَ »(177)
اى کمیل ! از مراء بپرهیز که به دست خود جاهلان را بر ضدّ خود مى شورانى و برادرى را نابود مى سازى .
در روایات بالا آثار سوء بحثهاى آمیخته به جدال و پرخاشگرى مورد بررسى دقیق قرار گرفته و از آنها استفاده مى شود که :
1 ـ جدال در بحث بیهوده است و از آن نتیجه اى عاید نمى گردد ( چون با جریحه دار نمودن عواطف طرف ، او را به مقاومت وامى دارد ) .
2 ـ جدال با ایمان کامل سازگار نیست ( زیرا جدال نشانه کبر و تفوق طلبى است و هرگز کبر با ایمان که روح آن تسلیم و خضوع در برابر حق است سازش ندارد ) .
3 ـ جدال موجب بروز فتنه و جلب عداوت و دشمنى است ( زیرا هرکس در برابر در هم شکستن شخصیتش حساس و سختگیر است ) .
4 ـ جدال موجب گمراهى است ( چون حس لجاجت و خودخواهى و تعصب را برمى انگیزد و با آن چهره حق را مى پوشاند ) .
5 ـ جدال اگر با جُهّال صورت گیرد آنها را به شکستن حریم شخصیت انسان تشویق مى کند و در برابر او جسور مى سازد ( زیرا هنگامى که حیثیت خود را در خطر ببینند حریمى را که در حال عادى در برابر دانشمندان ، محترم مى شمرند فراموش خواهند کرد ) .
براى رهایى از همه این خطرات بزرگ ، اسلام دستور مى دهد که از بحث و گفتگوهایى که جنبه پرخاشگرى و مخاصمه و جدال دارد بپرهیزند ، حتى براى اثبات حق نیز از این طریق استفاده نگردد .