زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

3 ـ پاسخ بدى به نیکى

در منابع اسلامى اعم از قرآن و احادیث اشاره به مرحله مهمتر و بالاترى از عفو و گذشت شده و آن اینکه « بدى را با نیکى پاسخ گویند ! » .
این عمل بدون شک عالیترین تجلیات روح انسانى است و نیاز به پرورش اخلاقى و لطافت خاص روحى دارد و اثر معجزه آسایى در نرم کردن دلهاى مملوّ از عداوت دارد .
و نیز بهترین « درسى » است که مى توان به افراد متجاوز و مجرم داد ، بعلاوه تنها « مجازاتى » است که هیچ گونه واکنش نامطلوبى در افراد مجرم ایجاد نمى کند و آنها را به تجاوز جدید دعوت نمى نماید .
مجموعه این جهات است که آن را به صورت یکى از مؤثرترین طرق براى پایان دادن به خصومتها و عداوتها درآورده است .
در قرآن مجید مى خوانیم :
( ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ اَحْسَنُ فَاِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَداوَةٌ کَاَ نَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ * وَما یُلَقّیها اِلاَّ الَّذِینَ صَبَرُوا وَما یُلَقّیها اِلاّ ذُو حَظّ عَظیم )(155)
بدى را با نیکى دفع کن ، ناگاه ( خواهى دید ) همان کسى که میان تو و او دشمنى است ، گویى دوستى گرم و صمیمى است ! امّا جز کسانى که داراى صبر و استقامتند به این مقام نمى رسند . و جز کسانى که بهره عظیم ( از ایمان و تقوا ) دارند به آن نایل نمى گردند .
در آیه نخست به اثر معجزآساى « دفع به احسن » ( پاسخ گفتن بدى به نیکى ) اشاره شده که در پرتو آن مى توان بزرگترین دشمنان را به دوستان صمیمى تبدیل نمود .
سپس در جمله بعد تأکید شده وصول به این مقام تنها درخور آنهاست که بهره وافرى از ایمان و تقوا و فضائل اخلاقى و سهم بزرگى از صبر و استقامت در برابر تمایلات نفسانى دارند ، و این هر دو حقیقتى است غیر قابل انکار .
اثر عجیب « دفع به احسن » در پایان دادن به خصومتها در حقیقت از اینجا ناشى مى شود که افراد متجاوز همواره در انتظار انتقام از ناحیه طرف مخالف هستند و اى بسا وجداناً خود را نیز مستحق چنین انتقامى بدانند ، اما هنگامى که بر خلاف این « انتظار » و این « استحقاق » پاسخ کار بد آنها با نیکى داده شود ، نیروى نهفته وجدان آنها برانگیخته شده و از درون در برابر خود آنها صف آرایى مى کند ، وجدان آنها این را دلیل بر بى گناهى و پاکى طرف مقابل و گناهکارى و آلودگى خود آنها ، مى شمارد و آنها را براى تغییر روش تحت فشار شدید قرار مى دهد ، این فشار بقدرى شدید است که کمتر کسى مى تواند آن را نادیده گرفته و باز به همان روش خصومت آمیز خود ادامه دهد و به همین دلیل غالب دشمنان با این طریق روش خود را تغییر مى دهند و انعطاف پذیر مى شوند .
در تعبیرات جالب و لطیفى که در اخبار پیغمبراکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه هدى (علیهم السلام) در مورد این صفت برجسته نقل شده آن را به عنوان یکى از بزرگترین و عالیترین صفات انسانى معرفى نموده است :
1 ـ قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) فِی خُطْبَتِهِ : « اَلا اُخْبِرُکُمْ بِخَیْرِ خَلائِقِ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ ؟ اَلْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ ، وَ الاِْحْسانُ اِلى مَنْ اَساءَ اِلَیْکَ ، وَ اِعْطاءُ مَنْ حَرَمَکَ »(156)
پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) در یکى از سخنرانیهایش فرمود : مى خواهید شما را از بهترین اخلاق دنیا و آخرت آگاه سازم ؟ عفو از کسى که به تو ستم کرده ، و پیوند با کسانى که با تو قطع رابطه کرده اند ، نیکى به آن کس که بر تو بدى کرده ، و بخشش به آن کس که محرومت ساخته است .
طبق این حدیث که پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) آن را در مجمعى از مسلمانان بعنوان یک درس عمومى بیان فرموده ( تعبیر به خطبه گواه این معنى است ) بهترین اخلاق این جهان و آن جهان « گذشت » و « دفع سیّئه به حسنه » است ; و از این چهار جمله که در حدیث ذکر شده ، سه جمله مربوط به دفع سیّئه به حسنه و تنها یک جمله مربوط به عفو و گذشت مى باشد .
2 ـ عَنْ اَبِی جَعْفر ( الْباقِرِ ) (علیه السلام) : « ثَلاثٌ لا یَزِیدُ اللهُ بِهِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ اِلاّ عِزّاً : الصَّفْحُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ ، وَ اِعْطاءُ مَنْ حَرَمَهُ ، وَالصِّلَةُ لِمَنْ قَطَعَهُ »(157)
سه چیز است که براى مسلمان غیر از عزّت نمى آورد : گذشت از کسى که به او ظلم کرده ، و بخشش به کسى که او را محروم ساخته ، و پیوند با کسى که از او بریده است .
در حدیث فوق نیز سه کار وسیله عزّت و قدرت شمرده شده که دو قسمت آن مربوط به دفع سیئه به حسنه و یک قسمت مربوط به عفو و گذشت مى باشد .
اشتباه نشود ، عفو و گذشت را هرگز نباید با تسلیم در برابر دشمن ستمگر اشتباه کرد ، چه اینکه تسلیم نشانه ناتوانى و فقدان شخصیت و ذلت است ، اما گذشت نشانه بزرگوارى و شخصیت مى باشد ; عفو و گذشت همیشه در مسائل شخصى است ، در برابر کسى که انسان قدرت بر انتقام از او دارد ، نه در مسائل اجتماعى و حقوق جامعه ، حتى اگر گذشت در مسائل شخصى و حقوق فردى سبب جرأت طرف گردد در چنین مواردى نیز گذشت صحیح نیست .

4 ـ ترک خشونت

توسل به خشونت در حل مشکلات اجتماعى ـ بخصوص مشکلات جهانى و بین المللى ـ یکى از مهمترین عوامل تصادمها و کشمکشهاى سخت و حوادث خطرناک و ناگوار است .
توسل به خشونت حس کینه توزى را در دلها برمى انگیزد و آتش انتقام را روشن مى سازد .
توسل به خشونت نه تنها تأثیرى در تخفیف بحرانها و مشکلات ندارد ، بلکه غالباً بحرانها را تشدید مى کند و بر حجم مشکلات مى افزاید و بسیارى از مشکلات دنیاى امروز نیز از همینجا ناشى مى گردد .
توسل به خشونت هیچ گاه مقرون به صرفه نیست و دائماً به قیمت گزافى تمام مى شود و مرتکبین آن باید غرامت سنگینى به خاطر آن بپردازند .
ولى این عمل با تمام عیوب و خطرات و عواقب شومى که دارد نخستین راهى است که به نظر هرکس براى حل مشکلات مى رسد . دلیل آن هم این است که توسل به راههاى مسالمت آمیز و ترک خشونت جنبه عقلایى دارد و اِعمال خشونت جنبه احساساتى ، و این را مى دانیم که رشد و تکامل عقلانى انسان آخرین مرحله رشد اوست در حالى که دوران تکامل احساس پیش از آن مى باشد . غالب مردم در مرحله احساس زندگى مى کنند و تحت تأثیر آن مى باشند .
دوران کودکى دوران پرورش احساسات است و با یک مطالعه دقیق در وضع انسانهاى کنونى و اجتماعات روشن مى شود که از نظر عقلانى و اخلاقى غالباً سنین کودکى را طى مى کنند و به همین دلیل ، بیشتر طرفدار خشونت و اعمال زور و قدرت مى باشند .
ولى این راه اگرچه از نظر مطالعات عادى ، نخستین راهى است که جلب توجه مى کند ، از نظر ارزش در آخرین مرحله قرار دارد و توسل به آن تنها در صورتى تجویز مى گردد که تمام طرق دیگر بسته شود .
یک فرد یا ملت رشید براى حل مشکلات اجتماعى خود بسیار کم به این طریق متوسل مى گردد چون غالب مشکلات را از راههاى مسالمت آمیز و با نیروى تفکر و اخلاق مى توان حل کرد .
اسلام اهمیت فوق العاده اى به این مسأله حیاتى داده و اخبار فراوانى از پیشوایان بزرگ اسلام درباره نقش « رِفق »(158) در زندگى بشر وارد شده و با عبارات گوناگون نتایج آن را بر شمرده اند و پیروان خود را به آن دعوت نموده اند ، در کتب اخبار ما بابى تحت عنوان « رفق » دیده مى شود که متضمن احادیث فراوانى است . شاید براى پى بردن به منطق اسلام در این زمینه ذکر چند حدیث زیر کافى باشد :
1 ـ عَنِ النَّبِیِّ (صلى الله علیه وآله وسلم) : « اِنَّ فِی الرِّفْقِ الزِّیادَةَ وَالْبَرَکَةَ وَمَنْ یُحْرَمُ الرِّفْقَ یُحْرَمُ الْخَیْرَ »(159)
در رفق و مدارا زیاده و برکت است ، و کسى که از مدارا و نرمش محروم باشد از خیر محروم خواهد بود .
در این حدیث صریحاً مى گوید : هرگونه خیر و برکتى در رفق و ترک خشونت است و کسانى که متوسل به خشونت مى شوند از هرگونه خیر و برکتى محرومند ; و این منطق ، اهمیت این موضوع را در
زندگى انسانها کاملا روشن مى سازد .
2 ـ عَنِ النَّبِیِّ(صلى الله علیه وآله وسلم) : « لَوْ کانَ الرِّفْقُ خَلْقاً یُرى ما کانَ مِمّا خَلَقَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ شَیْء اَحْسَنَ مِنْهُ »(160)
اگر مدارا مجسّم مى شد ، مخلوقى از آن نیکوتر نبود .
در این حدیث ، ترک خشونت زیباترین چهره هاى اخلاقى شمرده شده ، و مفهوم آن این است که خشونت زشت ترین چهره اى است که روح انسانى ممکن است به خود بگیرد .
3 ـ قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) : « مَا اصْطَحَبَ اثْنانِ اِلاّ کانَ اَعْظَمُهُما اَجْراً وَاَحَبُّهُما اِلَى اللهِ اَرْفَقَهُما بِصاحِبِهِ »(161)
از دو نفر ، آن کس که نسبت به دیگرى رفاقت و مدارایش بیشتر باشد ، اجرش زیادتر و در نزد خدا محبوبتر است .
در این حدیث بزرگترین اجرها و محبوبترین مقامها در نزد خداوند از آنِ کسانى که در زندگى طرفدار رفق و مسالمت و نرمش هستند شمرده شده است .
4 ـ عَنْ اَبِی جَعْفَرِ الْباقِرِ (علیه السلام) : « مَنْ قُسِمَ لَهُ الرِّفْقُ قُسِمَ لَهُ الاِْیمانُ »(162)
کسى که نرمش نصیبش شده ، ایمان نصیبش گردیده است .
مرحوم فیض کاشانى در کتاب « وافى » در یکى از احادیث این باب ، ارتباط « رفق » را با « ایمان » چنین تفسیر مى کند :
توسل به خشونت چه بسیار که زمام اختیار و کنترل اعصاب را از انسان مى گیرد ، و چنین کسى ممکن است هر خطایى حتى کلمات کفرآمیز از او سر زند .
این ارتباط را مى توانیم از طریق دیگر نیز تفسیر کنیم و آن اینکه خشونت غالباً سرچشمه بدبینى و سوء ظن به خلق خدا و از آن منتهى به خالق مى گردد ، و هیچ کدام از اینها با کمال ایمان نمى سازد ; به عبارت دیگر افراد خشن همواره دوستان کمترى خواهند داشت و کار آنها تدریجاً به انزواى اجتماعى مى کشد ، و انزواى اجتماعى سرچشمه سوء ظنّ به خلق و خالق است و این با ایمان سازگار نیست .
5 ـ عَنْ اَبِی جَعْفَر (علیه السلام) قالَ : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) : « اِنَّ الرِّفْقَ لَمْ یُضَعْ عَلى شَیْء اِلاّ زانَهُ وَلا نُزِعَ مِنْ شَیْء اِلاّ شانَهُ »(163)
رفق و نرمش با هرچه همراه باشد آن را زینت مى دهد و از هر چیز جدا شود نازیبایش مى سازد .
طبق این گفتار حکیمانه ، رفق و مسالمت همه چیز را زینت مى بخشد ; و خشونت هر چیز و هر کار و هر شخص را نازیبا نشان مى دهد .
6 ـ عَنْ اَبِی جَعْفَر (علیه السلام) : اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ رَفِیقٌ یُحِبُّ الْرِّفْقَ وَیُعْطِی عَلَى الرِّفْقِ ما لا یُعْطِی عَلَى الْعُنْفِ »(164)
خداوند داراى رفق و مداراست ، و رفق را دوست دارد ، و آنچه بخاطر رفق مى بخشد بخاطر عنف و خشونت نمى بخشد .
در این حدیث رفق و مسالمت از صفات خداوند شمرده شده است .
موضوع مهمى که یادآورى آن در اینجا نهایت لزوم را دارد این است که بسیارى از دشمنان اسلام مى کوشند به اسلام قیافه خشونت آمیز بدهند و غزوات اسلامى را بهانه ساخته و دست به سمپاشى مى زنند با اینکه تنها مطالعه روش پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) در همان غزوات و طرز رفتار او با دشمنانى که تشنه خون او بودند و سدّ خطرناکى در برابر دعوت او ایجاد نموده بودند و همچنین رفتار او با اسراى جنگى و با اقوام شکست خورده و با مجروحان میدان نبرد ، خود یکى از درخشانترین فصول تاریخ اسلام و از زنده ترین شواهد طرفدارى اسلام از مسالمت و ترک توسل به خشونت است .
و از آن مهمتر اینکه عده اى مى کوشند روحانیون اسلام را ـ همچون روحانیون مسیحى قرون وسطى ـ به خشونت نسبت دهند و شاید اعمال بى رویه و سختگیریهاى بعضى از افراد کم اطلاع که عقل اجتماعى آنها به موازات عقل علمى آنها پرورش نیافته بهانه هاى زیادى بدست آنان داده باشد .
این دو جهت ایجاب مى کند که ما به پیروى از آنهمه دستوراتى که درباره ترک توسل به خشونت به ما داده شده ، بیش از حد مواظب حرکات خود در اجتماع باشیم و چهره واقعى اسلام را در این زمینه با رفتار مسالمت آمیز و نرمش خود نشان دهیم و رسوبات تبلیغات مسموم مخالفان را با عمل خود از مغزها بیرون آوریم . . . در زمینه غزوات و جنگهاى اسلامى فلسفه آنها را تشریح نماییم تا « جنبه هاى دفاعى » و یا در مواردى « جنبه مبارزه آزادیبخش داشتن » آنها کاملا روشن گردد .
باز اشتباه نشود ; نرمش و انعطاف و رفق و عدم توسل به خشونت به معنى تسلیم در برابر زورگوییها و خشونت تبهکاران و دشمنان لجوج و خون آشام و استعمارگران و استثمارچیان نیست ، بلکه همانطور که قرآن صریحاً در آیه 29 سوره فتح مسیرها را مشخص ساخته است ( اَشِدّاءُ عَلَى الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ ) در برابر دشمنان بى رحم ، باید روشى شدید اتخاذ کرد و در برابر دوستان باید نرمش نشان داد ، و همچنین در برابر دشمنانى که پس از پیروزى بر آنان احتمال ضربات جدیدى از ناحیه آنان در میان نباشد ، اینجا نیز جاى نرمش است .

راه تسخیر دلها