زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

سرچشمه تاریخى

این عمل از قدیم در میان هندوها رایج بوده و سپس در میان مسیحیان رایج گردید . بعضى معتقدند سرچشمه رواج آن در میان پیروان مسیح یا یهود شکستهاى پى درپى بود که از یکى از سلاطین جبّار و دیکتاتور وقت خوردند و به دنبال آن تصمیم گرفتند پراکنده شوند و در بیابانها به عبادت بپردارند تا پیامبر موعود آشکار گردد و آنها را از ذلت و پراکندگى برهاند(116) .
1

سرچشمه روانى

اصولا عکس العمل روانى افراد و اقوام گوناگون در برابر شکستها و ناکامیها مختلف است ، بعضى تمایل به انزوا و درون گرایى پیدا مى کنند و بکلى مسیر افکار اجتماعى خود را برهم مى زنند ، ولى بعضى دیگر که عده آنها کمتر از دسته اول است خشونت و صلابت و عمق بیشترى پیدا کرده و از مبارزه سطحى متوجه مبارزات ریشه دار و اصولى مى گردند .
رهبانیت در واقع همان عکس العمل افراد و اقوام شکست خورده دسته اول است .
اکنون که ریشه تاریخى و روانى رهبانیت را دانستیم و روشن شد که رهبانیت خلاف فطرت سالم بشر است ، حدیث زیر بخوبى مى تواند نظر اسلام را در مورد آن روشن سازد :
« عثمان بن مظعون » بر اثر یک شکست روحى ( بخاطر از دست دادن فرزند مورد علاقه خود ) متمایل به رهبانیت مى شود و بعنوان تسلى خود رو به عبادت مى آورد ، هنگامى که خبر به پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)رسید او را نهى کرد و فرمود :
« اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَتَعالى لَمْ یَکْتُبْ عَلَیْنَا الرُّهْبانِیَّةَ »
خداوند متعال رهبانیّت را براى ما مقرّر نداشته است .
سپس یک جمله اصولى اضافه فرمود :
« اِنَّما رُهْبانِیَّةُ اُمَّتِی الْجِهادُ فِی سَبِیلِ اللهِ »(117)
همانا رهبانیت امت من جهاد در راه خداست .
یعنى : اگر رهبانیت به معنى پشتِ پا زدن به لذائذ زندگى و آسایشهاست باید در راهى به کار رود که مانند جهاد خدمت بزرگى به حفظ اصول اسلام و عظمت جامعه کند .
در حدیث دیگرى از امام موسى بن جعفر (علیه السلام) نقل شده که کسى از آن حضرت سؤال کرد :
« عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ هَلْ یَصْلُحُ اَنْ یَسِیحَ فِی الاَْرْضِ اَوْ یَتَرَهَّبَ فِی بَیْت لا یَخْرُجُ مِنْهُ ؟ قالَ (علیه السلام) : لا »(118)
آیا براى مسلمان شایسته است سیاحت و خانه به دوشى ، یا رهبانیت را انتخاب نماید و از خانه بیرون نرود ؟ فرمود : نه .
منظور از « سیاحت » در این روایت یک نوع رهبانیت بوده که بصورت جهانگردى بدون زاد و توشه و به منظور دورى از شهرها و اجتماعات و یا فرار از خانه و خانواده انجام مى شده است ، چنانکه مرحوم « طریحى » در کتاب « مجمع البحرین » پس از نقل حدیث « لا سِیاحَةَ فِی الاِْسْلامِ ; در اسلام سیاحت نیست » مى گوید : « مقصود دورى از شهرها و صحرا نشینى و ترک مراسم جمعه و اجتماعات است » .
و در معنى « سائحات » که در آیه 5 سوره تحریم وارد شده مى گوید : « منظور روزه داران مى باشند ، و سیاحت در این آیه به معنى روزه است ، و چون سیاحت کننده توشه و غذایى همراه نمى برد ، مانند آدم روزه دار است »(119) .
در هر حال از حدیث فوق برمى آید که « رهبانیت » و انزواى اجتماعى ـ خواه بصورت نشستن در خانه و در به روى خود بستن و تارک دنیا شدن و خواه بصورت جهانگردى بدون وسیله و فرار از خانه و زندگانى و اجتماع ـ در اسلام محکوم شده است زیرا با روح دستورات اسلامى مباین مى باشد .
از همه اینها گذشته در قرآن مجید رهبانیت رایج در میان نصارى یک نوع بدعت مذموم شمرده شده است :
( وَرَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ اِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها )(120)
و رهبانیتى را که آنان ابداع کرده بودند ، ما بر آنان مقرر نداشته بودیم گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود ولى حق آن را رعایت نکردند .
مجموع این مدارک نظر اسلام را درباره رهبانیت کاملا روشن مى سازد . ولى در اینجا یک مسأله باقى مى ماند و آن اینکه : آیا در مذاهب دیگر رهبانیت وجود داشته است ؟
از مدارک اسلامى چنین برمى آید که یک نوع از رهبانیت در مذهب مسیح بوده اما با رهبانیت کنونى و برنامه تارکان دنیا بسیار فرق داشته است ، زیرا از ظاهر جمله ) ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ اِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ ( چنین استفاده مى شود که خداوند یک نوع رهبانیت براى آنها مقرر داشته است که به منظور تحصیل خشنودى پروردگار بوده ، ولى آنها حدود آن را رعایت ننموده و به جاى آن نوع دیگرى که قرآن آن را بدعت شمرده اختراع کردند .
این مطلبى است که از ظاهر آیه فوق ـ بدون حذف و تقدیر ـ برمى آید ، ولى چون این معنى در نظر عده اى از مفسران خوشایند نبوده و فکر مى کرده اند که رهبانیت به هر معنى و در هر زمان و مکانى باید ممنوع باشد ، لذا در آیه مزبور قائل به حذف و تقدیر شده و آن را طور دیگرى معنى کرده اند .
مثلا بعضى جمله « ما کَتَبْنا » ى دیگرى بعد از « عَلَیْهِمْ » تقدیر گرفته و معنى آیه را به این صورت تفسیر کرده اند : « وَرَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْنا عَلَیْهِمْ / ما کَتَبْنا / اِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ » یعنى : ما رهبانیت را براى آنها مقرّر نداشتیم ، ما تنها تحصیل رضایت خداوند را بر آنها مقرّر داشتیم !
بعضى دیگر جمله « اِنَّهُمُ ابْتَدَعُوها » را بعد از « اِلاّ » در تقدیر گرفته اند و حاصل آیه چنین شده است : ما رهبانیت را براى آنها مقرر نداشتیم بلکه آنها خودشان به گمان تحصیل رضایت خداوند آن را اختراع نمودند .
بدیهى است این معانى خلاف ظاهر آیه شریفه است و با استثناى مذکور در آیه که استثنا از « ما کَتَبْناها عَلَیْهِم » است نمى سازد زیرا ظاهر استثناء از نفى ، اثبات است ، و این مى رساند که یک نوع رهبانیت براى آنها مقرر شده بوده است .
پاره اى از روایات وارده در تفسیر آیه که آن را به « صَلوةِ لَیْل » ( نماز شب ) تفسیر نموده نیز این حقیقت را تأیید مى کند ( در تفسیر برهان ذیل آیه شریفه دو روایت به این مضمون نقل شده است ) .
اکنون باید دید منظور از این رهبانیت مشروع چه بوده است .
مسلماً در آیین اصلى مسیح (علیه السلام) طبق مدارک تاریخى و دینى ( حتى خود اناجیل ) ترک ازدواج بطور مطلق و انزواى اجتماعى و جدایى از اجتماع و سکونت در « دیرها » و « صومعه ها » که از مراسم رهبانیت امروز مى باشد ، نبوده است .
طبق مدارک قطعى ، عده اى از حواریون و شاگردان مسیح ازدواج کردند و با مردم مخالطت و معاشرت داشتند .
بنابراین ممکن است مراد از رهبانیت مشروع همان معنى لغوى و ترس از خدا آمیخته با یک نوع زهد و بى اعتنایى به زرق و برق دنیا و سادگى در عین زندگى در میان اجتماع بوده باشد ، آن طور که خود حضرت مسیح (علیه السلام)و شاگردان او داشتند .
اما جمله « فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها ; ولى حق آن را رعایت نکردند » تاب دو معنى دارد :
نخست اینکه : آنها حدود آن رهبانیت مشروع را رعایت ننموده و مقررات آن را مسخ نمودند و در آن بدعتها گذاشتند و بصورت دیرنشینى و ترک زندگى عادى دنیا و ترک ازدواج مطلق درآوردند .
دیگر اینکه همان رهبانیت ساختگى و ابداعى را نیز رعایت ننمودند و چنانکه بعداً هم اشاره مى شود به جاى پرهیزگارى و عفاف و بى اعتنایى به دنیا عده اى از آنها مرتکب اعمال خلاف عفت در دیرها شدند و طریق دنیاپرستى را پیش گرفته بساط خوشگذرانى و عیش و میگسارى را در بعضى از آن مراکز که به نام رهبانیت تأسیس یافته بود به راه انداختند .

بدعت « رهبانیت » در میان مسیحیان

تواریخ موجود مسیحیت نشان مى دهد که رهبانیت بصورت فعلى در قرون اول مسیحیت وجود نداشته و پیدایش آن را بعد از قرن سوم میلادى هنگام ظهور امپراطور رومى به نام « دیسیوس » و مبارزه شدید با پیروان مسیح (علیه السلام)دانسته اند ، آنها بر اثر شکست از این امپراطور و رانده شدن از اجتماعات به کوهها و بیابانها پناه بردند(121) .
جالب توجه اینکه در روایاتى که از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) نقل شده نیز این مضمون دیده مى شود که روزى حضرت به ابن مسعود فرمود : مى دانى رهبانیت از کجا پیدا شد ؟
مى گوید : عرض کردم : خدا و پیامبرش داناترند !
فرمود : جمعى از جبّاران بعد از عیسى (علیه السلام) ظهور کردند و افراد با ایمان سه مرتبه با آنها پیکار نمودند و چون شکست خوردند به بیابانها و کوهها فرار کردند و به انتظار ظهور پیغمبر موعود عیسى ( حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) ) در آنجا به عبادت اشتغال ورزیدند ( نقل مضمون روایت )(122) .
« ویل دورانت » مورخ مشهور مسیحى در تاریخ خود در جلد 31 بحث مشروحى راجع به رهبانان نقل مى کند . او معتقد است پیوستن « راهبات » ( زنان تارک دنیا ) به « راهبان » از قرن چهارم میلادى شروع شد و روز به روز کار رهبانیت بالا گرفت تا در قرن دهم میلادى به اوج ترقى خود رسید .
سپس شرح مبسوطى درباره وضع « دیرها » ( مرکز زندگى رهبانها ) و رسم ترک ازدواج و کوششهاى رهبانها براى آباد کردن زمینهاى بایر و زراعت و صنایع دستى و قلاب دوزى و سایر سرگرمیهاى زنان راهبه نقل مى کند .
یکى از اساسى ترین شرایط رهبانیت همان مسأله ترک ازدواج بطور کلى بود .
« فرید و جدى » در دائرة المعارف » نقل مى کند که : بعضى از رهبانها تا آن اندازه توجه به جنس زن را عمل شیطانى مى دانستند که حاضر نبودند حیوان ماده را در خانه ببرند مبادا روح شیطانى آن به روحانیت آنها صدمه بزند !
اما با این حال ، تاریخ ، فجایع زیادى از دیرها به خاطر دارد تا آنجا که پاپ « اینوسان سوم » یکى از دیرها را بعنوان « فاحشه خانه » ! توصیف کرد(123) .
و بعضى از آنها مرکزى براى اجتماع شکم پرستها و دنیاطلبان و خوشگذرانها شده بود و بهترین شرابها در آن تهیه دیده مى شد !