زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

اسلام و رهبانیت

اکنون ببینیم اسلام در این باره چه نظرى دارد ؟
اسلام ، « انزواى اجتماعى » و همه مظاهر آن را که از آن تعبیر به « رهبانیّت » نموده است محکوم مى کند ، حدیث معروف « لا رَهْبانِیَّةَ فِی الاِْسْلامِ » را در بسیارى از کتب حدیث نقل کرده اند ، و « رُهْبانِیَّة » ( بضم راء ) و « رَهْبانِیَّة » ( بفتح راء ) منسوب به « رُهبان » و « رَهبان » هر دو یک معنى دارد ، در اصل لغت از ماده « رهب » به معنى خوف ، وحشت و ترس گرفته شده و در عرف به کسانى گفته مى شود که « انقطاع و انفراد از مردم پیدا مى کنند بخاطر عبادت و ترس از خدا » .

سرچشمه تاریخى

این عمل از قدیم در میان هندوها رایج بوده و سپس در میان مسیحیان رایج گردید . بعضى معتقدند سرچشمه رواج آن در میان پیروان مسیح یا یهود شکستهاى پى درپى بود که از یکى از سلاطین جبّار و دیکتاتور وقت خوردند و به دنبال آن تصمیم گرفتند پراکنده شوند و در بیابانها به عبادت بپردارند تا پیامبر موعود آشکار گردد و آنها را از ذلت و پراکندگى برهاند(116) .
1

سرچشمه روانى

اصولا عکس العمل روانى افراد و اقوام گوناگون در برابر شکستها و ناکامیها مختلف است ، بعضى تمایل به انزوا و درون گرایى پیدا مى کنند و بکلى مسیر افکار اجتماعى خود را برهم مى زنند ، ولى بعضى دیگر که عده آنها کمتر از دسته اول است خشونت و صلابت و عمق بیشترى پیدا کرده و از مبارزه سطحى متوجه مبارزات ریشه دار و اصولى مى گردند .
رهبانیت در واقع همان عکس العمل افراد و اقوام شکست خورده دسته اول است .
اکنون که ریشه تاریخى و روانى رهبانیت را دانستیم و روشن شد که رهبانیت خلاف فطرت سالم بشر است ، حدیث زیر بخوبى مى تواند نظر اسلام را در مورد آن روشن سازد :
« عثمان بن مظعون » بر اثر یک شکست روحى ( بخاطر از دست دادن فرزند مورد علاقه خود ) متمایل به رهبانیت مى شود و بعنوان تسلى خود رو به عبادت مى آورد ، هنگامى که خبر به پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)رسید او را نهى کرد و فرمود :
« اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَتَعالى لَمْ یَکْتُبْ عَلَیْنَا الرُّهْبانِیَّةَ »
خداوند متعال رهبانیّت را براى ما مقرّر نداشته است .
سپس یک جمله اصولى اضافه فرمود :
« اِنَّما رُهْبانِیَّةُ اُمَّتِی الْجِهادُ فِی سَبِیلِ اللهِ »(117)
همانا رهبانیت امت من جهاد در راه خداست .
یعنى : اگر رهبانیت به معنى پشتِ پا زدن به لذائذ زندگى و آسایشهاست باید در راهى به کار رود که مانند جهاد خدمت بزرگى به حفظ اصول اسلام و عظمت جامعه کند .
در حدیث دیگرى از امام موسى بن جعفر (علیه السلام) نقل شده که کسى از آن حضرت سؤال کرد :
« عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ هَلْ یَصْلُحُ اَنْ یَسِیحَ فِی الاَْرْضِ اَوْ یَتَرَهَّبَ فِی بَیْت لا یَخْرُجُ مِنْهُ ؟ قالَ (علیه السلام) : لا »(118)
آیا براى مسلمان شایسته است سیاحت و خانه به دوشى ، یا رهبانیت را انتخاب نماید و از خانه بیرون نرود ؟ فرمود : نه .
منظور از « سیاحت » در این روایت یک نوع رهبانیت بوده که بصورت جهانگردى بدون زاد و توشه و به منظور دورى از شهرها و اجتماعات و یا فرار از خانه و خانواده انجام مى شده است ، چنانکه مرحوم « طریحى » در کتاب « مجمع البحرین » پس از نقل حدیث « لا سِیاحَةَ فِی الاِْسْلامِ ; در اسلام سیاحت نیست » مى گوید : « مقصود دورى از شهرها و صحرا نشینى و ترک مراسم جمعه و اجتماعات است » .
و در معنى « سائحات » که در آیه 5 سوره تحریم وارد شده مى گوید : « منظور روزه داران مى باشند ، و سیاحت در این آیه به معنى روزه است ، و چون سیاحت کننده توشه و غذایى همراه نمى برد ، مانند آدم روزه دار است »(119) .
در هر حال از حدیث فوق برمى آید که « رهبانیت » و انزواى اجتماعى ـ خواه بصورت نشستن در خانه و در به روى خود بستن و تارک دنیا شدن و خواه بصورت جهانگردى بدون وسیله و فرار از خانه و زندگانى و اجتماع ـ در اسلام محکوم شده است زیرا با روح دستورات اسلامى مباین مى باشد .
از همه اینها گذشته در قرآن مجید رهبانیت رایج در میان نصارى یک نوع بدعت مذموم شمرده شده است :
( وَرَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ اِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها )(120)
و رهبانیتى را که آنان ابداع کرده بودند ، ما بر آنان مقرر نداشته بودیم گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود ولى حق آن را رعایت نکردند .
مجموع این مدارک نظر اسلام را درباره رهبانیت کاملا روشن مى سازد . ولى در اینجا یک مسأله باقى مى ماند و آن اینکه : آیا در مذاهب دیگر رهبانیت وجود داشته است ؟
از مدارک اسلامى چنین برمى آید که یک نوع از رهبانیت در مذهب مسیح بوده اما با رهبانیت کنونى و برنامه تارکان دنیا بسیار فرق داشته است ، زیرا از ظاهر جمله ) ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ اِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ ( چنین استفاده مى شود که خداوند یک نوع رهبانیت براى آنها مقرر داشته است که به منظور تحصیل خشنودى پروردگار بوده ، ولى آنها حدود آن را رعایت ننموده و به جاى آن نوع دیگرى که قرآن آن را بدعت شمرده اختراع کردند .
این مطلبى است که از ظاهر آیه فوق ـ بدون حذف و تقدیر ـ برمى آید ، ولى چون این معنى در نظر عده اى از مفسران خوشایند نبوده و فکر مى کرده اند که رهبانیت به هر معنى و در هر زمان و مکانى باید ممنوع باشد ، لذا در آیه مزبور قائل به حذف و تقدیر شده و آن را طور دیگرى معنى کرده اند .
مثلا بعضى جمله « ما کَتَبْنا » ى دیگرى بعد از « عَلَیْهِمْ » تقدیر گرفته و معنى آیه را به این صورت تفسیر کرده اند : « وَرَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْنا عَلَیْهِمْ / ما کَتَبْنا / اِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ » یعنى : ما رهبانیت را براى آنها مقرّر نداشتیم ، ما تنها تحصیل رضایت خداوند را بر آنها مقرّر داشتیم !
بعضى دیگر جمله « اِنَّهُمُ ابْتَدَعُوها » را بعد از « اِلاّ » در تقدیر گرفته اند و حاصل آیه چنین شده است : ما رهبانیت را براى آنها مقرر نداشتیم بلکه آنها خودشان به گمان تحصیل رضایت خداوند آن را اختراع نمودند .
بدیهى است این معانى خلاف ظاهر آیه شریفه است و با استثناى مذکور در آیه که استثنا از « ما کَتَبْناها عَلَیْهِم » است نمى سازد زیرا ظاهر استثناء از نفى ، اثبات است ، و این مى رساند که یک نوع رهبانیت براى آنها مقرر شده بوده است .
پاره اى از روایات وارده در تفسیر آیه که آن را به « صَلوةِ لَیْل » ( نماز شب ) تفسیر نموده نیز این حقیقت را تأیید مى کند ( در تفسیر برهان ذیل آیه شریفه دو روایت به این مضمون نقل شده است ) .
اکنون باید دید منظور از این رهبانیت مشروع چه بوده است .
مسلماً در آیین اصلى مسیح (علیه السلام) طبق مدارک تاریخى و دینى ( حتى خود اناجیل ) ترک ازدواج بطور مطلق و انزواى اجتماعى و جدایى از اجتماع و سکونت در « دیرها » و « صومعه ها » که از مراسم رهبانیت امروز مى باشد ، نبوده است .
طبق مدارک قطعى ، عده اى از حواریون و شاگردان مسیح ازدواج کردند و با مردم مخالطت و معاشرت داشتند .
بنابراین ممکن است مراد از رهبانیت مشروع همان معنى لغوى و ترس از خدا آمیخته با یک نوع زهد و بى اعتنایى به زرق و برق دنیا و سادگى در عین زندگى در میان اجتماع بوده باشد ، آن طور که خود حضرت مسیح (علیه السلام)و شاگردان او داشتند .
اما جمله « فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها ; ولى حق آن را رعایت نکردند » تاب دو معنى دارد :
نخست اینکه : آنها حدود آن رهبانیت مشروع را رعایت ننموده و مقررات آن را مسخ نمودند و در آن بدعتها گذاشتند و بصورت دیرنشینى و ترک زندگى عادى دنیا و ترک ازدواج مطلق درآوردند .
دیگر اینکه همان رهبانیت ساختگى و ابداعى را نیز رعایت ننمودند و چنانکه بعداً هم اشاره مى شود به جاى پرهیزگارى و عفاف و بى اعتنایى به دنیا عده اى از آنها مرتکب اعمال خلاف عفت در دیرها شدند و طریق دنیاپرستى را پیش گرفته بساط خوشگذرانى و عیش و میگسارى را در بعضى از آن مراکز که به نام رهبانیت تأسیس یافته بود به راه انداختند .