زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

طرق مبارزه با سوءظن

در این بحث قبل از هرچیز اشکالى وجود دارد که باید به حل آن بپردازیم ، و آن اینکه :
موضوع « سوء ظن » غالباً یک امر اختیارى نیست که بتوان از آن خوددارى کرد بلکه در بیشتر اوقات بر اثر مشاهده یک منظره ، یا شنیدن یک سخن ، یا خطور یک خاطره به ذهن ( با سوابق خاص ذهنى درباره شخص مورد نظر ) گمان بدى بدون اختیار ، به فکر انسان راه مى یابد ، با این حال چگونه ممکن است این موضوع حرام و ممنوع باشد ؟
روایت معروف :
« ثَلاثٌ لا یَسْلُمُ مِنْها اَحَدٌ : اَلطِّیَرَةُ وَالْحَسَدُ وَالظَّنُّ »(97)
سه چیز است که هیچ کس از آنها سالم نمى ماند : تفأل بد ، حسد و بدگمانى .
نیز شاهد این معنى است .
محققان براى حل این اشکال طرق مختلفى را پیموده اند :
1 ـ بعضى معتقدند گمان بد بخودى خود ممنوع نیست ; شاهد این مدعى را حدیث نبوى معروف مى دانند که مى فرماید:
« ثَلاثٌ فِی الْمُؤْمِنِ لا یُسْتَحْسَنَّ وَلَهُ مِنْهُنَّ مَخْرَجٌ ، فَمَخْرَجُهُ مِنْ سُوءِالظَّنِّ اَنْ لا یُحَقِّقَهُ »(98)
سه چیز ناپسند در وجود مؤمن است که راه فرار از آنها دارد ، و راه فرار از بدگمانى این است که به آن ترتیب اثر ندهد .
2 ـ بعضى دیگر مى گویند مراد از تحریم سوء ظن ، عدم ترتیب اثر قلبى و خارج بر آن است . یعنى در قلب خود بناگذارى و « عقد قلب » که امر اختیارى است نسبت به آن موضوع ننماید و احساس تنفر و کراهتى نسبت به شخص مورد سوء ظن نکند و در خارج نیز در مناسبات و رفتار خود با او تغییرى ندهد ، بنابراین منظور از عدم تحقق سوء ظن ، همان معنى وسیع کلمه یعنى اعم از ذهن و خارج است .
تردیدى نیست که این دو معنى ، هر دو ، خلاف ظاهر آیه اجتناب از سوء ظن و احادیث وارده در این قسمت است ، زیرا در اینها نهى از خود سوء ظن است و جنبه بناگذارى قلبى ندارد که قابل اجتناب باشد .
البته مسأله اعتقاد و بناگذارى قلبى یک امر اختیارى است ( بنابر اینکه اعتقاد و ایمان غیر از علم مى باشد همانطور که در محل خود اثبات شده است ) ولى مسأله احساس تنفر و کراهت چنین نیست .
3 ـ حق این است که سوء ظن اگرچه در بدو امر غالباً جنبه اختیارى ندارد ولى ادامه آن اختیارى است ، زیرا سوء ظن معمولا از یک سلسله عوامل غیر واقعى سرچشمه مى گیرد که بر اثر شتابزدگى و عجله در قضاوت چنان گمانى را تولید مى کند ، به همین دلیل با فکر و مطالعه در اطراف موضوع و دقت در احتمالات گوناگون بزودى مى توان آن را از بین برد ، و لذا در اخبار و روایات تأکید فراوانى روى همین مطلب شده که انسان تا مى تواند کوشش و تحرّى براى یافتن احتمالات صحیح در کارهاى مسلمانان کند و خطورات ابتدایى را از بین ببرد .
امیرمؤمنان على (علیه السلام) مى فرماید :
« وَلا تَظُنَّنَّ بِکَلِمَة خَرَجَتْ مِنْ اَخِیکَ سُوءاً وَاَنْتَ تَجِدُ لَها فِی الْخَیْرِ مَحْمِلا »(99)
به سخنى که از برادرت مى شنوى ، تا هنگامى که راه صحیحى براى آن مى یابى گمان بد مبر .
بنابراین آنچه از اختیار بیرون است همان خطورات ناگهانى قلبى است ، اما سوء ظن پابرجا و پایدار ، امرى است اختیارى و این معنى با ظاهر آیه شریفه و اخبار نهى از سوء ظن ، کاملا سازگار است ، بنابراین دلیلى ندارد که ما آنها را حمل بر خلاف ظاهر کنیم .
ظاهراً جمله :
« کَذِّبْ سَمْعَکَ وَبَصَرَکَ عَنْ اَخِیکَ »(100)
چشم و گوش خود را در مورد برادرت تکذیب کن .
که در روایت امام صادق (علیه السلام) خطاب به محمد بن فضیل وارد شده نیز اشاره به همین موضوع ، یعنى کوشش براى یافتن محملهاى صحیح و از بین بردن خطورات ابتدایى است .

راههاى درمان سوء ظن

اکنون که معنى تحریم سوء ظن روشن گردید ، موقع آن رسیده که به طرق درمان آن اشاره شود .
همانطور که شاید کراراً اشاره کرده ایم همیشه راه درمان بیمارى روحى و جسمى و اخلاقى را باید در علل پیدایش آنها جستجو کرد .
روى این حساب با درنظرگرفتن بحثى که درباره سرچشمه ها و عوامل سوء ظن در گذشته داشتیم به این نتیجه مى رسیم که :
1 ـ براى برطرف شدن سوء ظن ، قبل از هرچیز باید به اصلاح خودمان بپردازیم تا اگر دیگران را با خودمان مقایسه مى کنیم ، این مقایسه سرچشمه حکم به فساد و بدى آنها نگردد ; و نیز در مدتى که به اصلاح خود مشغولیم همواره این نکته را به یاد خود بیاوریم که ما نباید دیگران را همچون خود فرض کنیم ، چه بسا آنها روحیاتى به مراتب عالیتر و بهتر از ما داشته باشند ، ما باید توجه داشته باشیم این قیاس به خود که شاید یکى از شؤون « حبّ ذات » بشر است هیچ گونه پایه منطقى و علمى ندارد لذا نباید پایه قضاوت ما درباره اشخاص واقع شود .
2 ـ باید محیط زندگى خود را که ممکن است سرچشمه بدبینى و سوء ظن ما باشد پاک سازیم و معاشرت با « اشرار » را که سرچشمه سوءظن به « اخیار » مى گردد ترک گوییم و توجه داشته باشیم اینگونه معاشرتهاى مسموم گذشته از معایب فراوان دیگر ، محیط فکر ما را در ارزیابى شخصیت افراد ، تاریک مى سازد و ما را در شناسایى افراد به اشتباهات بزرگى مبتلا مى گرداند ، این اشتباهات تنها زیان اخلاقى و معنوى ندارد بلکه ما را از بهره بردارى از منابع فکرى و اخلاقى افراد شایسته ـ بواسطه سوء ظن ـ محروم مى دارد .
اگر محیط تربیتى ما در کودکى از این نظر محیط ناسالمى بوده ، براى جبران آن تلقیناتى که سرچشمه بدبینى امروز ما شده ، از طریق تلقین و مطالعه حالات نیکان و معاشرت با افراد پاک وارد شده و آثار دوران کودکى را از محیط مغز خود بشوییم ، مخصوصاً شرح حال مردان نیک و برجسته تاریخ را باید زیاد مطالعه کنیم .
3 ـ باید زیانهاى فردى و اجتماعى بدبینى و خطرات بزرگى که از این رهگذر دامنگیر ما و اجتماع مى گردد مرتباً از نظر بگذرانیم و بحثهاى گذشته را که در این زمینه داشتیم کراراً بخاطر بیاوریم و به این حقیقت توجه کنیم که اگر بدبینى بطور موقت در تسکین « حس انتقام » یا « خودخواهى » ما مؤثر باشد و آرامش موقتى کاذبى در ما ایجاد کند ، در مقابل ، زیانهاى غیر قابل جبران براى ما در بر دارد که با آن قابل مقایسه نیست .
4 ـ اگر سرچشمه سوء ظن و بدبینى ما ، انحرافات اخلاقى دیگران از قبیل کینه توزى و خودخواهى و توجیه اعمال بد خود و فرار از مجازات وجدان است ، باید با تجزیه و تحلیل روانى خود به این سرچشمه ها واقف گردیم و به اصطلاح این عوامل را از مرحله ناخودآگاه ذهن به مرحله خودآگاه منتقل سازیم .
زیرا این نکته در درمان انحرافات اخلاقى نهایت اهمیت را دارد که در اینگونه موارد که انگیزه هایى از مرحله ناخودآگاه ذهن در اعمال و افکار انسان اثر مى گذارد ، باید با تجزیه و تحلیل روانى ( پسیکانالیز ) آنها را به مرحله خودآگاه انتقال دهیم ، همین موضوع اثر عمیقى در بهبود حال ما مى گذارد ; توجه داشته باشید که این مسأله در روانکاوى امروز مورد بحث و اهمیت فراوان است .
یادآورى :
درپایان بحث سوء ظن ذکر این نکته لازم است که بدگمانى و سوء ظن در یک صورت جنبه منطقى پیدا مى کند و آن در جایى است که اکثریت افراد ، در محیطى فاسد و منحرف گردند ، در چنین محیطى روى « حساب احتمالات » نمى توان حسن ظن به افراد مشکوک پیدا کرد زیرا احتمال فساد درباره هر فرد غیر معلوم الحالى بیشتر است ، ولى باید توجه داشت در چنین محیطهایى نیز انسان نباید به سوء ظن خود ترتیب اثرى جز آنچه مربوط به جنبه هاى احتیاطى است بدهد ، یعنى در عین رعایت احتیاطات لازم باید از تظاهر به اعمالى که بوى بدگمانى و بى اعتمادى نسبت به افراد مى دهد خوددارى نمود ، و این احتمال را هرگز از نظر دور نداشت که ممکن است فرد مشکوک الحال از اقلیت صالح اجتماع باشد ، و نیز باید این طرز عمل را محدود به مفاسدى ساخت که دامنگیر اکثریت اجتماع شده است اما در سایر موارد به همان دستور حسن ظن کامل ، عمل نمود .
حدیث معروفى که از امیرمؤمنان على (علیه السلام) نقل شده نیز اشاره به همین حقیقت است ، آنجا که مى فرماید :
« اِذَا اسْتَوْلَى الْفَسادُ عَلَى الزَّمانِ فَاَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُل فَقَدْ غَرِرَ »(101)
هنگامى که فساد در زمانى شیوع پیدا کرد ، حسن ظن افراد به هم باعث فریب خوردن است .

اجتماع سالم در پرتو اخلاق