زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

غیبت

حربه خطرناک ناجوانمردان

یکى دیگر از بزرگترین و خطرناکترین و در عین حال شایعترین انحرافات زبان ، « غیبت » است .
« غیبت » عبارت است از ذکر نقاط ضعف و معایب پنهانى دیگران که اگر بشنوند ناراحت شوند ، خواه این نقاط مربوط به جنبه هاى دینى ، اخلاقى ، روحى و اجتماعى باشد ; یا مربوط به جهات جسمى ، اعم از قیافه و اعضاى بدن و نیروهاى جسمى و طرز حرکات و رفتار ، یا مربوط به متعلقان انسان اعم از زن و فرزند و یا لباس و خانه او و امثال آن .

مهمترین انگیزه هاى غیبت چند چیز است :

1 ـ کینه توزى و انتقام :
زیرا براى خاموش کردن شعله هاى کینه و انتقام که در درون سینه بعضى از افراد زبانه مى کشد راهى آسانتر و ساده تر از غیبت و تضییع آبرو و حیثیت شخص مورد نظر یافت نمى شود .
2 ـ حسد :
شخص حسود چون همیشه طالب زوال نعمت محسود است ، هنگامى که دسترسى به مقصود خود پیدا نمى کند براى جبران آن سعى مى کند ، بوسیله غیبت و ذکر نقاط ضعف محسود ، از حیثیت و اعتبار او بکاهد و آتش حسد خود را از این راه تسکین بخشد .
3 ـ تبرئه کردن خود از گناهى که مرتکب شده است :
یعنى از طریق ذکر معایب دیگران مى خواهد عمل خود را ساده و یا موجه جلوه دهد .
4 ـ استهزاء و سخریه :
البته استهزاء و سخریه دیگران خود انگیزه هاى گوناگونى دارد که پس از ریشه دواندن عوامل آن در وجود انسان یکى از طرق تحقق بخشیدن به این هدف را همان غیبت مى بیند .
5 ـ تفریح و سرگرمى :
بسیارى هستند که بدون اینکه هیچ یک از انگیزه هاى بالا را داشته باشند ، صرفاً به منظور سرگرمى و تفریح ، یا گرم کردن مجالس و محافل ، به ذکر نقاط ضعف و عیوب دیگران مى پردازند زیرا کمتر گناهى در نظر مردم به شیرینى غیبت مى باشد .
این را هم باید توجه داشت که مردم نه تنها از سرگرمى و تفریح لذت مى برند بلکه از خنداندن و وادار ساختن دیگران به تفریح نیز لذت مى برند .
6 ـ تحریک غریزه کنجکاوى :
این غریزه که یکى از نیرومندترین غرایز انسان است ، او را دعوت مى کند که دیگران را ـ با اصرار ـ وادار به غیبت و فاش ساختن نقاط ضعف افراد مختلف بنماید و شاید شیرینى غیبت در ذائقه عده اى از مردم نیز از اشباع غلط همین غریزه سرچشمه مى گیرد ; این عده از اطلاع بر اسرار و عیوب دیگران و تجسس و کنجکاوى درباره آنها لذت مى برند و لذا با ولع و حرص هرچه تمامتر دیگران را وادار به غیبت مى کنند .
البته توجه به این عوامل مى تواند در راه درمان غیبت و شناسایى مصادیق آن به ما کمک مؤثرى کند .
این را نیز باید حتماً توجه داشت که در بسیارى از موارد این عوامل بصورت ساده و طبیعى در وجود انسان خودنمایى نمى کند زیرا وجدان و شخصیت ذهنى او اجازه خودنمایى به آنها نمى دهد ، لذا قیافه آن را دگرگون ساخته و در لباس دلسوزى یا نهى از منکر و یا درس عبرت به دیگران دادن ، مرتکب غیبت مردم مى شود و پیش خود چنین مى پندارد که عمل مقدسى انجام داده در حالى که انگیزه اصلى یکى از همان عوامل بالاست که روح انسان براى فریب وجدان و فرار از فشار و عذاب آن ، قیافه اصلى آن را تغییر داده و بعکس نشان داده است این نوع آلودگى به غیبت ، از سایر انواع آن خطرناکتر و درمان آن نیز مشکلتر است .