زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

توریه چیست ؟

« توریه » بر وزن « توصیه » به سخنى گفته مى شود که از ظاهر آن چیزى فهمیده مى شود در حالى که منظور گوینده چیز دیگرى است .
مشهور در میان فقهاى ما این است که در مواردى که دروغ بخاطر ضرورتى تجویز مى شود از « توریه » باید استفاده کرد و تا توریه ممکن است نباید دروغ صریح گفت .
از بعضى کلمات علماى اهل تسنن برمى آید که این موضوع در میان آنها نیز مشهور است .
و در معنى توریه چنین گفته اند : « توریه » عبارت از این است که انسان کلامى بگوید و از آن معنى مطابق واقع اراده نموده ولى آن کلام طورى است که شنونده معنى دیگرى از آن مى فهمد ، و منظور گوینده نیز همین است که در عین اراده معنى صحیح ، مخاطب چیز دیگرى بفهمد ، مثل اینکه از کسى پرسیدند : جانشین پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) که بود ؟ گفت : « مَنْ بِنْتُهُ فِی بَیْتِهِ » « آن کس که دخترش در خانه او بود » ، شنونده چنین فکر مى کرد که منظور این است آن کس که دختر او در خانه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) بوده در حالى که منظور گوینده این بود : آن کس که دختر پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)در خانه او بوده است .

آیا توریه جزء دروغ نیست و باید در موارد استثنایى از آن استفاده کرد ؟

آنچه در اینجا کاملا حایز اهمیت است این است که روشن شود آیا « توریه » داخل در ادّله کذب مى باشد ؟
بطور کلى در این مورد سه قول دیده مى شود :
1 ـ عده اى معتقدند توریه اصلا دروغ نیست ، و لذا گفته اند : « باید در موارد ضرورت چنان سخن بگوید که از دروغ خارج گردد » .
طرفداران این قول چنین استدلال مى کنند که : مقیاس در صدق و کذب کلام ، مراد متکلم ـ و بعبارت دیگر مستعمل فیه ـ است ، بنابراین اگر مراد گوینده صحیح باشد کلام « صادق » خواهد بود اگرچه مخاطب چیز دیگرى از آن بفهمد ، زیرا اشتباه او در فهم مراد گوینده تأثیرى در صدق و کذب کلام ندارد .
روایات متعددى که در توجیه قول ابراهیم (علیه السلام) در جواب بت پرستان :
( بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا فَاسْئَلُوهُمْ اِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ )(64)
( ابراهیم ) گفت : بلکه این کار را بزرگشان کرده است ! از آنها بپرسید اگر سخن مى گویند !
و توجیه گفتار سخنگوى یوسف (علیه السلام) :
( اِنَّکُمْ لَسارِقُونَ )(65)
شما دزد هستید .
وارد شده نیز این را تأیید مى کند که توریه جزء کذب نیست .
2 ـ بعضى دیگر مانند مرحوم محقق قمى (رحمه الله) معتقدند که توریه داخل در کذب است ، زیرا مقیاس در صدق و کذب ، ظاهر کلام است نه مراد و مقصود گوینده .
3 ـ از کلمات بعضى دیگر ـ مانند غزالى ـ برمى آید که توریه مصداق کذب است ولى میزان قبح و فساد آن از کذب معمولى کمتر مى باشد .
شاید وجه نظر آنها این باشد که در کذب معمولى هم ظاهر کلام خلاف واقع است ، و هم قصد گوینده خلاف گویى است ; ولى در « توریه » قصد کذب در کار نیست و لذا قبح و فساد آن کمتر است .

تفسیر تازه اى درباره توریه

ولى در اینجا نکته اى است که شاید کلید حل مشکلات این بحث باشد و آن اینکه : « توریه » هر نوع اراده خلاف ظاهر نیست بلکه توریه مخصوص به مواردى است که کلام ذاتاً تاب دو معنى دارد و مى تواند قالب هریک از آن دو باشد . ولى ذهن به یکى از آن دو هنگام گفتن منصرف مى گردد مثلا جمله « اِنَّکُمْ لَسارِقُونَ ; شما دزد هستید » که به برادران یوسف گفته شد معنى ابتدایى آن همان « سرقت فعلى » است ولى تاب اراده « سرقت قبلى » ( سرقت کردن یوسف را از پدر ) نیز دارد ، منتها خلاف معنى ابتدایى آن است .
یا اینکه هنگامى که از کسى مى پرسند که این لباس را فلان کس به شما اهدا کرده ؟ او در جواب به عنوان توریه مى گوید : « خدا او را عمر دهد » ، شنونده چنین تصور مى کند که منظور گوینده این است که : « بله خدا او را عمر دهد » در حالى که چنین قصدى نداشته است .