زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

دروغ در موارد استثنایى

بزرگان فقها و علماى اخلاق به پیروى از احادیثى که در این زمینه وارد شده مواردى را بعنوان استثناء از حکم دروغ ذکر کرده که بعضى آن را در دو موضوع خلاصه نموده اند : « اضطرار » و « اصلاح ذات البین » .
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده :
« اِحْلِفْ بِاللهِ کاذِباً وَنَجِّ اَخاکَ مِنَ الْقَتْلِ »(61)
سوگند دروغ بخور و برادر بى گناهت را از مرگ نجات بده !
ولى دو نکته است که در اینجا باید به آن توجه داشت :
نخست اینکه تمام موارد استثناء در حقیقت به یک موضوع بازمى گردد و آن اینکه دروغ فقط بخاطر مصالح مهمترى که مفاسد آن را تحت الشعاع خود قرار دهد مجاز مى شود ، و البته این موضوع منحصر به مسأله « صدق » و « کذب » نیست ، بلکه سایر محرمات مانند « اکل میته » ، « خوردن غذاى ناپاک » ، « ایذاء یتیم » و مانند آنها نیز براى حفظ جان یا تأدیب و امثال آن مجاز مى گردد . بنابراین مواردى که در احادیث بیان شده از قبیل ذکر مثال است ، مثلا چون فایده اصلاح میان مردم و به هم پیوستن دلهاى پراکنده و شستن غبار کینه و عداوت از دلها از دروغى که به کسى زیان نمى رساند مهمتر است مجاز معرفى شده ، همچنین در موارد اضطرار براى حفظ جان و ناموس خود یادیگران و یا در طرح و اجراى نقشه هاى جنگى ممکن است دروغى سبب تسریع در خاتمه جنگ و جلوگیرى از ریختن خونهایى گردد و یا دشمن بیدادگر و فاسد مفسدى از این راه کوبیده شود و نیز گاه مى شود که در میان دو همسر گفتگو بر سر موضوعاتى رخ مى دهد که اگر ادامه یابد گاهى به جدایى یا مفاسد دیگر منتهى مى گردد ، اما با یک سخن دروغ ممکن است مشکل آنها حل شود ; در تمام این موارد دروغ براى حفظ مصالح مهمتر مجاز خواهد بود و اگر درست دقت کنیم در این موارد مفاسد و زیانهاى دروغ که سابقاً اشاره شد بطور بسیار خفیفترى وجود دارد و با فایده آن برابرى ندارد .
نکته دیگرى که باید به آن توجه داشت این است که تجویز کذب در این موارد درست مانند تجویز خوردن مردار و « اکل میته » است که به مقدار ضرورت باید قناعت نمود ، نه اینکه این استثنائات باعث جرأت بر این « گناه کبیره » گردد و به بهانه استفاده از مجوزات دروغ براى هر موضوع جزیى دروغ گفت .
در واقع همیشه لغزشهاى اخلاقى در حول و حوش موارد استثناء و تبصره هاست ، اینها همان مشتبهاتى است که « منطقه خطر » و هم مرز با « منطقه ممنوعه » مى باشد و در اخبار به عنوان « حِمى الله » و « حول الحمى » از آن تعبیر شده :
« مَحارِمُ اللهِ حِمَى اللهِ فَمَنْ یَرْتَعْ حَوْلَ الْحِمى یُوشَکُ اَنْ یَقَعَ فِیها »(62)
محرمات ، مناطق ممنوعه الهى است ، کسى که حیوان خود را نزدیک مرزهاى ممنوع ببرد ، بیم آن مى رود که در آنها بیفتد !
« غزالى » در پایان فصلى که براى موارد ترخیص دروغ در « احیاء العلوم » عنوان کرده مى نویسد : عده اى تصور کرده اند جعل احادیث در فضائل اعمال و تشدد در معاصى نیز جایز است .
سپس اضافه مى کند : این یک هوس و خیال باطل بیش نیست ، چه اینکه مصالح این کار هرگز برابر با مفاسد دروغ نمى باشد ، بعلاوه هیچگونه ضرورتى براى این کار وجود ندارد ، چه اینکه بقدر کافى آیات و احادیث صحیح در این باره وارد شده . از همه گذشته فتح این باب موجب به هم ریختن و تشویش شریعت مى گردد(63) .
ولى بعقیده ما این کارهاى احمقانه افراد بى مایه و نادان و بى اطلاعى بوده که خود را از خدا و پیغمبر دلسوزتر براى اسلام مى دانستند ، این کار شرّ محض و سر تا پا زیان و فساد است . خطر این کار و این گونه دوستان نادان از خطر دشمنان خطرناک براى اسلام کمتر نیست .

توریه چیست ؟

« توریه » بر وزن « توصیه » به سخنى گفته مى شود که از ظاهر آن چیزى فهمیده مى شود در حالى که منظور گوینده چیز دیگرى است .
مشهور در میان فقهاى ما این است که در مواردى که دروغ بخاطر ضرورتى تجویز مى شود از « توریه » باید استفاده کرد و تا توریه ممکن است نباید دروغ صریح گفت .
از بعضى کلمات علماى اهل تسنن برمى آید که این موضوع در میان آنها نیز مشهور است .
و در معنى توریه چنین گفته اند : « توریه » عبارت از این است که انسان کلامى بگوید و از آن معنى مطابق واقع اراده نموده ولى آن کلام طورى است که شنونده معنى دیگرى از آن مى فهمد ، و منظور گوینده نیز همین است که در عین اراده معنى صحیح ، مخاطب چیز دیگرى بفهمد ، مثل اینکه از کسى پرسیدند : جانشین پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) که بود ؟ گفت : « مَنْ بِنْتُهُ فِی بَیْتِهِ » « آن کس که دخترش در خانه او بود » ، شنونده چنین فکر مى کرد که منظور این است آن کس که دختر او در خانه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) بوده در حالى که منظور گوینده این بود : آن کس که دختر پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)در خانه او بوده است .

آیا توریه جزء دروغ نیست و باید در موارد استثنایى از آن استفاده کرد ؟

آنچه در اینجا کاملا حایز اهمیت است این است که روشن شود آیا « توریه » داخل در ادّله کذب مى باشد ؟
بطور کلى در این مورد سه قول دیده مى شود :
1 ـ عده اى معتقدند توریه اصلا دروغ نیست ، و لذا گفته اند : « باید در موارد ضرورت چنان سخن بگوید که از دروغ خارج گردد » .
طرفداران این قول چنین استدلال مى کنند که : مقیاس در صدق و کذب کلام ، مراد متکلم ـ و بعبارت دیگر مستعمل فیه ـ است ، بنابراین اگر مراد گوینده صحیح باشد کلام « صادق » خواهد بود اگرچه مخاطب چیز دیگرى از آن بفهمد ، زیرا اشتباه او در فهم مراد گوینده تأثیرى در صدق و کذب کلام ندارد .
روایات متعددى که در توجیه قول ابراهیم (علیه السلام) در جواب بت پرستان :
( بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا فَاسْئَلُوهُمْ اِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ )(64)
( ابراهیم ) گفت : بلکه این کار را بزرگشان کرده است ! از آنها بپرسید اگر سخن مى گویند !
و توجیه گفتار سخنگوى یوسف (علیه السلام) :
( اِنَّکُمْ لَسارِقُونَ )(65)
شما دزد هستید .
وارد شده نیز این را تأیید مى کند که توریه جزء کذب نیست .
2 ـ بعضى دیگر مانند مرحوم محقق قمى (رحمه الله) معتقدند که توریه داخل در کذب است ، زیرا مقیاس در صدق و کذب ، ظاهر کلام است نه مراد و مقصود گوینده .
3 ـ از کلمات بعضى دیگر ـ مانند غزالى ـ برمى آید که توریه مصداق کذب است ولى میزان قبح و فساد آن از کذب معمولى کمتر مى باشد .
شاید وجه نظر آنها این باشد که در کذب معمولى هم ظاهر کلام خلاف واقع است ، و هم قصد گوینده خلاف گویى است ; ولى در « توریه » قصد کذب در کار نیست و لذا قبح و فساد آن کمتر است .