زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

ارزش و اهمیت راستى

همانطور که اشاره شد صدق و راستگویى یکى از نشانه هاى بارز شخصیت انسان و عظمت فکر و پاکى روح اوست .
افراد راستگو معمولا افرادى شجاع ، صریح ، با اخلاص ، کم طمع و خالى از تعصبهاى غلط و حبّ و بغضهاى افراطى هستند زیرا راستگویى بدون اینها ممکن نیست .
بعکس ، افراد دروغگو معمولا ترسو ، ریاکار ، طماع ، متعصب و لجوج و یا گرفتار حبّ و بغضهاى غلط مى باشند .
افراد راستگو حتماً در زندگى پایبند به اصولى هستند ، این اشخاص کمتر ممکن است ابن الوقت و مزوّر و دمدمى مزاج و منافق باشند زیرا صداقت با هیچ یک از این امور سازگار نیست . و همانطور که در شرح انگیزه هاى دروغگویى خواهد آمد این صفت از یکى از رذایل فوق سرچشمه مى گیرد و به همین دلیل راستگویى را مى توان کلیدى براى کشف باطن اشخاص از جنبه هاى مختلف دانست و لذا در بعضى از اخبار و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) صدق حدیث وسیله اى براى ارزیابى وجود افراد شمرده شده :
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید :
« لا تَنْظُرُوا اِلى طُولِ رُکُوعِ الرَّجُلِ وَسُجُودِهِ فَاِنَّ ذلِکَ شَیْءٌ قَدِ اعْتادَهُ فَلَوْ تَرَکَهُ اسْتَوْحَشَ لِذلِکَ ، وَلکِنِ انْظُرُوا اِلى صِدْقِ حَدِیثِهِ وَاَداءِ اَمانَتِهِ »(48)
نگاه به رکوع و سجود طولانى کسى نکنید چه اینکه ممکن است عادت او باشد و اگر آن را ترک کند ناراحت شود ، ولى نگاه به راستگویى و امانت او کنید .
قرآن مجید نیز مى فرماید :
« وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ »(49)
مى توانى آنها ( منافقان ) را از طرز سخنانشان بشناسى .

اثرات معجز آساى راستگویى

از نظر اجتماعى بزرگترین خدمتى که صدق و راستى مى تواند به انسانها کند مسأله جلب اطمینان و اعتماد است . البته مى دانیم تمام پیشرفتهاى علمى و صنعتى و اقتصادى که نصیب بشر شده مولود سیستم زندگى او ، یعنى زندگى دسته جمعى است .
ولى همکارى و همفکرى که اساس زندگى دسته جمعى است در صورتى میسر است که افراد نسبت به هم اعتماد و اطمینان کامل داشته باشند . در غیر این صورت مشکلات زندگى دسته جمعى ، مزاحمتها ، نزاعها ، کشمکشها و کار شکنى ها را خواهند داشت بدون اینکه از فواید آن بهره مند گردند .
بدیهى است مهمترین و مؤثرترین وسیله جلب اطمینان و اعتماد همان « صدق و راستى » و خطرناکترین دشمن آن دروغ است .
اگر مؤسسات اقتصادى تنها در معرفى یکى از کالاهاى خود دروغ بگویند ، مردم نسبت به بهترین فرآورده هاى آنان بدبین خواهند شد .
اگر زمامداران دروغ بگویند ، مردم به وعده هاى آنها ، به دعوتهاى آنها ، به اعلام خطرهاى آنها وقعى نخواهند گذارد و از پشتیبانى نیروى عظیم ملت محروم خواهند شد .
اگر در محیطهاى علمى دروغ رایج گردد ، دانشمندان و دانش طلبان به گفته هاى یکدیگر ، به نقلهاى یکدیگر ، به قضاوتهاى یکدیگر اعتماد نخواهند کرد و به این ترتیب هرکس باید تمام زحمات لازم را براى یک تحقیق علمى شخصاً متحمل گردد و از زحمات هزاران سال عمر دیگران نتواند استفاده کند . و این نوع دروغ زشت ترین و کثیف ترین انواع دروغ است .

دروغ ، سرچشمه انواع گناهان !

در اخبار متعددى به این حقیقت اشاره شده که صدق و راستى موجب « پاکى عمل » ، و دروغ کلید « انواع گناهان » است.
ممکن است درک این حقیقت براى بعضى مشکل آید که راستى و دروغ چه اثرى در سایر اعمال و کردار انسان مى تواند بگذارد ، لذا لازم است این نکته را مشروحتر بیان کرده نخست به پاره اى از اخبارى که از اهل بیت (علیهم السلام) در این زمینه رسیده اشاره نموده و سپس به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم .
على(علیه السلام) مى فرماید :
« الصِّدْقُ یَهْدِی اِلَى الْبِرِّ وَالْبِرُّ یَدْعُو اِلَى الْجَنَّةِ »(50)
راستگویى ، مردم را به نیکى هدایت مى کند ، و نیکى دعوت به بهشت .
امام صادق (علیه السلام) مى فرماید :
« اِذا صَدَقَ الْعَبْدُ قالَ اللهُ : صَدَقَ و بَرَّ ، وَاِذا کَذِبَ قالَ اللهُ کَذَبَ وَفَجَرَ »(51)
هنگامى که بنده خدا راست بگوید ، خداوند مى گوید : او راست گفت و کار نیک کرد ; و هنگامى که دروغ بگوید ، مى فرماید : دروغ گفت و کار زشت انجام داد !
امام عسکرى (علیه السلام) مى فرماید :
« جُعِلَتِ الْخَبائِثُ کُلُّها فِی بَیْت وَجُعِلَ مِفْتاحُها اَلْکَذِبُ »(52)
تمام پلیدیها در اطاقى قرار داده شده و کلید آن دروغ است .
از این حدیث به خوبى برمى آید که دروغ کلید تمام پلیدیها و زشتیهاست .
اکنون تأثیر راستگویى و دروغ را در اعمال انسان بررسى کنیم :
1 ـ دروغ سرچشمه نفاق است ، زیرا صدق هماهنگى زبان و دل و دروغ ناهماهنگى این دو است ، و از اینجا تفاوت میان ظاهر و باطن انسان شروع مى شود و دروغگو تدریجاً بسوى نفاق کامل پیش مى رود .
قرآن مجید به این حقیقت اشاره کرده ، مى فرماید :
( فَاَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِی قُلُوبِهِمْ اِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما اَخْلَفُوا اللهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ )(53)
این عمل ، ( روحِ ) نفاق را ، تا روزى که خدا را ملاقات کنند ، در دلهایشان برقرار ساخت . این بخاطر آن است که از پیمان الهى تخلف جستند و بخاطر آن است که دروغ مى گفتند .
2 ـ ابزار بسیارى از گناهان ، دروغ است ; افراد متقلب و مزوّر ، دزد و خائن ، کم فروش و محتکر ، شیاد و پیمان شکن بدون دروغ دست و پایشان بسته مى شود و کارشان به بن بست مى کشد .
3 ـ آدم حسود براى اِعمال حسد ، آدم متکبر براى خودنمایى و خودفروشى ، آدم متملق و چاپلوس براى رسیدن به هدف خود ، افراد طماع و دنیا پرست براى نیل به مقصد خویش معمولا متوسل به دروغ مى شوند . با دروغ ، محسود را در انظار مردم کوچک مى کنند ; با دروغ ، خود را بزرگ جلوه مى دهند ; با دروغ ، هزار گونه تملق مى گویند و براى اشباع روح طماع خود به هر درى مى زنند و به دروغ متوسل مى گردند .
4 ـ کسى که مقیّد به راستگویى است ناچار است خود را در برابر بسیارى از گناهان محدود سازد ، زیرا فکر مى کند اگر توضیحى درباره آن از او بخواهند باید راست بگوید و اگر راست بگوید مایه رسوایى است ، پس چه بهتر که از آن اعمال بکلى چشم بپوشد . بنابراین تقید به همین صفت او را در مقابل بسیارى از گناهان بیمه مى کند .
5 ـ بسیارى از دروغها خود منشأ دروغها یا گناهان دیگرى است ، زیرا زیاد دیده شده افراد دروغگو براى توجیه مطالب خلاف خود دهها دروغ دیگر مى گویند ، و یا براى جلوگیرى از فاش شدن دروغ خود دست به اعمال خلاف دیگرى مى زنند .
از آنچه در بالا ذکر شد ( با در نظر گرفتن توضیحاتى که در هر قسمت مى توان داد ) بخوبى روشن مى شود که انسان اگر حقیقتاً مقید به صدق و راستى باشد ناچار است بیشتر گناهان را ترک کند زیرا هرکدام بنحوى از انحاء از دروغ مایه مى گیرد و بدون آن رونقى ندارند ، چه اینکه دروغ کلید آنهاست و راه وصول به آنها و شخص راستگو خواه ناخواه باید از گناه فاصله بگیرد .