زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

سى گناه بزرگ که از زبان سرچشمه مى گیرد

اهمیت اصلاح زبان آنگاه آشکارتر مى گردد که بدانیم قسمت مهمى از گناهان ، مانند قسمت مهمى از اعمال نیک بوسیله زبان انجام مى گیرد .
مرحوم « فیض » در کتاب « محجة البیضاء » و « غزالى » در « احیاء العلوم » بحث بسیار مشروحى تحت عنوان « گناهان زبان » ذکر کرده اند ، از جمله غزالى بیست نوع انحراف و گناه براى زبان نقل نموده است بدین ترتیب :
1 ـ گفتگو در امورى که به انسان مربوط نیست .
2 ـ سخنان زیاد و بیهوده گویى .
3 ـ گفتگو در امور باطل مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده .
4 ـ جدال و مراء ( خرده گیرى و اعتراض بر دیگران به منظورهاى غلط مانند تحقیر دیگران یا اظهار فضل خود ) .
5 ـ خصومت و نزاع و لجاج در کلام .
6 ـ تصنع در سخن و تکلف در سجع و مانند آن .
7 ـ بد زبانى و دشنام .
8 ـ لعن کردن .
9 ـ غنا و اشعار غلط .
10 ـ افراط در مزاح .
11 ـ سخریه و استهزاء .
12 ـ افشاء اسرار دیگران .
13 ـ وعده دروغ .
14 ـ دروغ در گفتار و قسم .
15 ـ غیبت .
16 ـ سخن چینى .
17 ـ نفاق در سخن ( زبان دوگانه داشتن ) .
18 ـ مدح بیجا .
19 ـ غفلت از دقایق و لوازم سخن و خطاهایى که از این رهگذر دامنگیر انسان شود .
20 ـ سؤالات عوام از مسایل پیچیده مربوط به عقاید که درک آنها از عهده او خارج است .
ناگفته پیداست که آفات و انحرافات زبان منحصر به آنچه « غزالى » شماره کرده نیست بلکه آنچه در کلام او ذکر شده تنها قسمت مهمى از آن است و شاید نظر او هم غیر از این نبوده ، مثلا امور زیر نیز از انحرافات زبان است که در گفتار او نیامده است :
1 ـ تهمت زدن .
2 ـ شهادت به باطل .
3 ـ خودستایى .
4 ـ اشاعه فحشا و نشر شایعات بى اساس و اکاذیب اگرچه بعنوان احتمال باشد .
5 ـ خشونت در سخن .
6 ـ اصرار بیجا ( مانند کار بنى اسرائیل و امثال آن ) .
7 ـ ایذاء دیگران با گفتار خود .
8 ـ مذمت کسى که سزاوار نکوهش نیست .
9 ـ کفران نعمت با زبان .
10 ـ تبلیغ باطل و تشویق به گناه .
البته بعضى از آنچه در بالا ذکر شد ممکن است مندرج در بعضى دیگر شود ( مثلا وعده دروغ و شهادت به باطل را مى توان داخل در مطلق دروغ دانست ) و نیز پاره اى از آنها اختصاص به زبان ندارد ( مثلا غیبت ، ایذاء مؤمن ، کفران نعمت و مانند اینها هم ممکن است با زبان تحقق یابد و هم بوسیله غیر از زبان ) .

ولى آنچه جاى تردید نیست این است که مسأله اصلاح زبان باید بعنوان یکى از مهمترین مسائل اخلاقى مورد مطالعه و تعلیم قرار گیرد .
اهمیت این موضوع هنگامى روشنتر مى شود که توجه به این حقیقت داشته باشیم که زبان سهلترین و ساده ترین و کم خرجترین وسیله اى است که در اختیار انسان قرار دارد ، بعلاوه سرعت عمل آن با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست و لذا باید به شدت مراقب آن بود و از این نظر مى توان آن را به مواد مفیدى که قابلیت و قدرت انفجار شدید دارد تشبیه نمود ، همانطور که انسان از چنان موادى به دقت مراقبت مى کند باید همواره مراقب این عضو حساس خویش نیز باشد .

خاموشى و سکوت

با توجه به خطراتى که از آزاد گذاشتن زبان دامنگیر انسان مى شود بزرگان اخلاق سکوت را در مواردى که سخن گفتن ضرورتى ندارد بعنوان یکى از طرق پیشگیرى از آن خطرات بزرگ شمرده اند و درباره آن روایات فراوانى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) رسیده که اهمیت آن را کاملا روشن مى سازد و به همین جهت است که عده اى از بزرگان ، تهذیب نفس را از همین مسأله شروع نموده اند .
گذشته از اینها سکوت یک حالت « تفکر » و « روحانیت » و « روشن بینى » به انسان مى بخشد که قابل توجه است و شاید روى همین جهت است که در شرح سرگذشت زکریا پیامبر بزرگ خدا مى خوانیم که سه روز سکوت و بسته شدن زبان وى به عنوان نشانه استجابت دعاى او در مورد تقاضاى فرزند قرار داده شد :
( قالَ آیَتُکَ اَلاّ تُکَلِّمَ النّاسَ ثَلاثَ لَیال سَوِیّاً )(39)
فرمود : نشانه تو این است که سه شبانه روز قدرت تکلم ( با مردم ) نخواهى داشت ; در حالى که زبانت سالم است .
و به « مریم » دستور نذر روزه سکوت داده شد :
( فَقُولِى اِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ اُکَلِّمَ الْیَوْمَ اِنْسِیّاً )(40)
بگو : من براى خداوند رحمان روزه اى نذر کرده ام ، بنابراین امروز با هیچ انسانى سخن نمى گویم .
در حالات پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم که قبل از نزول وحى روزهاى متوالى در غار حرا به سکوت و تفکر مى پرداخت و در اسرار آفرینش اندیشه مى کرد .
فواید سکوت را مى توان بطور فشرده در امور زیر خلاصه کرد :
1 ـ سکوت انسان را در مقابل بسیارى از گناهان بیمه مى کند . پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در آن جمله کوتاه و پرمعنى خود مى فرماید :
« مَنْ صَمَتَ نَجا »(41)
آن کس که سکوت کند نجات مى یابد .
علت این مطلب نیز روشن است ، زیرا بسیارى از گناهان بوسیله زبان انجام مى گیرد . چنانکه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید :
« اِنَّ اَکْثَرَ خَطایَا ابْنِ آدَمَ فِی لِسانِهِ »(42)
بیشتر اشتباهات انسان در زبان است .
و در حدیث دیگر از آن حضرت نقل شده :
« اُخْزُنْ لِسانَکَ اِلاّ مِنَ الْخَیْرِ فَاِنَّکَ بِذلِکَ تَغْلِبُ الشَّیْطانَ »(43)
زبانت را جز از سخن نیک نگاهدار که به این وسیله بر شیطان پیروز مى شوى .
2 ـ سکوت ، انسان را به فکر و اندیشه که سرچشمه حیات معنوى اوست دعوت مى کند و لذا افراد ساکت نوعاً فکور و پرمایه و اهل عملند ، بعکس افراد پرحرف که غالباً کم مایه اند و کمتر از خود عمل نشان مى دهند .
در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده که فرمود :
« اِذا رَأَیْتُمُ الْمُؤْمِنَ صَمُوتاً وَقُوراً فَادْنُوا مِنْهُ فَاِنَّهُ یُلْقِی الحِکَمَةَ »(44)
هنگامى که مؤمن را ساکت و با وقار یافتید با وى تماس بگیرید که حکمت تعلیم مى دهد .
و نیز از على (علیه السلام) نقل شده :
« اِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکَلامُ »(45)
هنگامى که عقل انسان کامل شد ، سخنش کم مى شود .
ممکن است نکته این مطلب گذشته از آنچه ذکر شد که « سکوت بهترین وسیله براى زنده کردن نیروى اندیشه است » این باشد که هنگام سخن گفتن نیروهاى فراوان فکرى مصرف مى شود ، اگر این انرژیها ذخیره گردد نیروى عظیمى را تشکیل خواهد داد که بوسیله آن حقایق بزرگى را مى توان درک نمود ; بعلاوه سکوت ، آرامبخش روح و تعدیل کننده احساسات است .
3 ـ پرحرفى که نقطه مقابل سکوت است انسان را لاابالى بار مى آورد ، زیرا لغزشهاى انسان را زیاد و حیا را کم مى کند و با شکسته شدن سدّ حیا که نتیجه کثرت لغزشهاست اعمال خلاف را براى شخص ساده مى نماید چنانکه امیرمؤمنان على(علیه السلام)مى فرماید :
« مَنْ کَثُرَ کَلامُهُ کَثُرَ خَطَأُهُ ، وَمَنْ کَثُرَ خَطَأُهُ قَلَّ حَیاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَیاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ ، وَمَنْ قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلْبُهُ ، وَمَنْ ماتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النّارَ »(46)
آن کس که زیاد سخن مى گوید زیاد اشتباه مى کند ، و آن کس که زیاد اشتباه کند حیاى او کم مى شود ، و کسى که حیایش کم شد پارساییش نقصان مى گیرد ، و کسى که پارساییش نقصان گیرد قلبش مى میرد ، و کسى که قبلش بمیرد داخل آتش دوزخ مى شود .
و شاید به همین ملاحظه است که « سکوت » یکى از عبادات مهم شمرده شده است :
« اَلْعِبادَةُ عَشَرَةُ اجْزاء تِسْعَةٌ مِنْها فِی الصَّمْتِ »(47)
عبادت ده جزء دارد که نُه جزء آن در سکوت است .
اشتباه نشود ، سکوت از قبیل عزلت و کناره گیرى که موضوع گناه را از بین مى برد نیست ، بلکه یک نوع خوددارى از گناه است و در مواردى که میل به بعضى از گناهان از قبیل غیبت ، دروغ و . . . پیدا مى کند ، هرگاه خویشتن دارى و سکوت اختیار نماید فضیلتى را علاوه بر سلامت براى خود کسب کرده است .
این موضوع نیز ناگفته نماند که سکوت در مواردى که سخن گفتن لازم است ، یکى از بزرگترین معایب محسوب مى گردد و نشانه ضعف و زبونى و ناتوانى و عدم شهامت روحى و ترس از غیر خداست .
این را هم باید توجه داشت همانطور که بیشتر گناهان با زبان انجام مى شود ، قسمت مهمى از عبادات و اعمال نیک از قبیل ذکر خدا ، ارشاد مردم ، تعلیم و تربیت ، امر به معروف و نهى از منکر ، جهاد با سخن و . . . با زبان انجام مى گیرد .

راستى بارزترین نشانه شخصیت

بدون شک دو صفت راستى و درستى ( صدق و امانت ) بارزترین نشانه شخصیت است ، بلکه نام انسان واقعى را بدون این دو نمى توان بر کسى گذارد ، و این دو از یک ریشه مشترک منشعب مى شوند ، زیرا راستگویى چیزى جز امانت در اداى سخن نیست ، همانطور که امانت هم چیزى جز صداقت در عمل نمى باشد ، و چنانکه خواهیم دید آثار اجتماعى این دو نیز مشابه یکدیگرند .
شاید به همین ملاحظه است که در کلمات پیشوایان بزرگ اسلام « صدق الحدیث » و « اداء الامانة » با هم ذکر شده و در گفتگوهاى معمولى نیز راستى و درستى را با هم مى آورند .