زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

نخستین گام در راه تهذیب اخلاق پس از آشنایى با الفباى این علم

اصلاح گفتار
* زبان ترجمان دل و کلید شخصیت است
* سى گناه بزرگ که از زبان سرچشمه مى گیرد
* خاموشى و سکوت
اصلاح گفتار

زبان ترجمان دل و کلید شخصیت است

اصلاح « زبان » و گفتار از آن جهت اهمیت فوق العاده در بحثهاى اخلاقى بخود گرفته که زبان ترجمان دل و نماینده عقل و کلید شخصیت انسان است و مهمترین دریچه اى مى باشد که به روح انسان گشوده مى شود .
به عبارت روشنتر ، آنچه در صفحه روح بشر نقش مى بندد ( اعم از پدیده هاى فکرى و عاطفى و احساساتى ) قبل از هر چیز بر صفحه زبان و در لابه لاى گفته هاى او خودنمایى مى کند . اگر در گذشته اطبا قسمت مهمى از اعتدال و انحراف مزاج را از چگونگى زبان تشخیص مى دادند ، روانکاوان امروز بیشتر مسایل روانى را در خلال گفتگوهاى افراد ، جستجو مى کنند !
روى این جهات است که علماى اخلاق اهمیت خاصى براى اصلاح زبان قائل هستند و اصلاح آن را نشانه تکامل روح و تقویت فضائل و ملکات برجسته اخلاقى مى دانند .
در احادیث اهل بیت (علیهم السلام) نیز این حقیقت در ضمن بیانات کوتاه و جالبى بیان شده است . دو جمله زیر که به ترتیب از امیرمؤمنان على (علیه السلام)
و امام صادق (علیه السلام)نقل شده است شاهد گویاى این مدعاست :
1 ـ « اَلْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ »(37)
انسان زیر زبان خود پنهان است !
یعنى نه تنها شخصیت علمى بلکه شخصیت اخلاقى و اجتماعى و بطور کلى شخصیت انسانى او زیر زبان اوست و تا سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد .
2 ـ « لا یَسْتَقِیمُ اِیمانُ عَبْد حَتّى یَسْتَقِیمَ قَلْبُهُ ، وَلا یَسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتّى یَسْتَقِیمَ لِسانُهُ »(38)
استقامت و راستى ایمان ، بدون استقامت و راستى قلب ممکن نیست ، و آن نیز بدون استقامت و راستى زبان وجود پیدا نخواهد کرد .

سى گناه بزرگ که از زبان سرچشمه مى گیرد

اهمیت اصلاح زبان آنگاه آشکارتر مى گردد که بدانیم قسمت مهمى از گناهان ، مانند قسمت مهمى از اعمال نیک بوسیله زبان انجام مى گیرد .
مرحوم « فیض » در کتاب « محجة البیضاء » و « غزالى » در « احیاء العلوم » بحث بسیار مشروحى تحت عنوان « گناهان زبان » ذکر کرده اند ، از جمله غزالى بیست نوع انحراف و گناه براى زبان نقل نموده است بدین ترتیب :
1 ـ گفتگو در امورى که به انسان مربوط نیست .
2 ـ سخنان زیاد و بیهوده گویى .
3 ـ گفتگو در امور باطل مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده .
4 ـ جدال و مراء ( خرده گیرى و اعتراض بر دیگران به منظورهاى غلط مانند تحقیر دیگران یا اظهار فضل خود ) .
5 ـ خصومت و نزاع و لجاج در کلام .
6 ـ تصنع در سخن و تکلف در سجع و مانند آن .
7 ـ بد زبانى و دشنام .
8 ـ لعن کردن .
9 ـ غنا و اشعار غلط .
10 ـ افراط در مزاح .
11 ـ سخریه و استهزاء .
12 ـ افشاء اسرار دیگران .
13 ـ وعده دروغ .
14 ـ دروغ در گفتار و قسم .
15 ـ غیبت .
16 ـ سخن چینى .
17 ـ نفاق در سخن ( زبان دوگانه داشتن ) .
18 ـ مدح بیجا .
19 ـ غفلت از دقایق و لوازم سخن و خطاهایى که از این رهگذر دامنگیر انسان شود .
20 ـ سؤالات عوام از مسایل پیچیده مربوط به عقاید که درک آنها از عهده او خارج است .
ناگفته پیداست که آفات و انحرافات زبان منحصر به آنچه « غزالى » شماره کرده نیست بلکه آنچه در کلام او ذکر شده تنها قسمت مهمى از آن است و شاید نظر او هم غیر از این نبوده ، مثلا امور زیر نیز از انحرافات زبان است که در گفتار او نیامده است :
1 ـ تهمت زدن .
2 ـ شهادت به باطل .
3 ـ خودستایى .
4 ـ اشاعه فحشا و نشر شایعات بى اساس و اکاذیب اگرچه بعنوان احتمال باشد .
5 ـ خشونت در سخن .
6 ـ اصرار بیجا ( مانند کار بنى اسرائیل و امثال آن ) .
7 ـ ایذاء دیگران با گفتار خود .
8 ـ مذمت کسى که سزاوار نکوهش نیست .
9 ـ کفران نعمت با زبان .
10 ـ تبلیغ باطل و تشویق به گناه .
البته بعضى از آنچه در بالا ذکر شد ممکن است مندرج در بعضى دیگر شود ( مثلا وعده دروغ و شهادت به باطل را مى توان داخل در مطلق دروغ دانست ) و نیز پاره اى از آنها اختصاص به زبان ندارد ( مثلا غیبت ، ایذاء مؤمن ، کفران نعمت و مانند اینها هم ممکن است با زبان تحقق یابد و هم بوسیله غیر از زبان ) .

ولى آنچه جاى تردید نیست این است که مسأله اصلاح زبان باید بعنوان یکى از مهمترین مسائل اخلاقى مورد مطالعه و تعلیم قرار گیرد .
اهمیت این موضوع هنگامى روشنتر مى شود که توجه به این حقیقت داشته باشیم که زبان سهلترین و ساده ترین و کم خرجترین وسیله اى است که در اختیار انسان قرار دارد ، بعلاوه سرعت عمل آن با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست و لذا باید به شدت مراقب آن بود و از این نظر مى توان آن را به مواد مفیدى که قابلیت و قدرت انفجار شدید دارد تشبیه نمود ، همانطور که انسان از چنان موادى به دقت مراقبت مى کند باید همواره مراقب این عضو حساس خویش نیز باشد .