زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

موارد استثنایی که انزوا در آن جایز است

در اینجا ذکر یک نکته لازم به نظر مى رسد و آن اینکه : با اینکه اساس زندگى هر انسانى باید بر پایه معاشرت و آمیزش با مردم باشد ولى باز موارد استثنایى پیش مى آید که در آن چاره اى جز انزوا و قطع معاشرت یا لااقل تقلیل معاشرت نیست و آن در صورتى است که انسان در محیطهاى بسیار مسموم و فاسدى قرار گیرد که از معاشرت در آن چیزى جز انحراف و آلودگى عاید او نشود ; البته از چنین اجتماع و چنین محیطى باید دورى کرد همانطور که از یک اجتماع آلوده به بیماریهاى واگیردار دورى مى کنیم .
اعتزال و کناره گیرى ابراهیم (علیه السلام) یا اصحاب کهف نیز از این قبیل موارد بوده است .
گفتار امام صادق (علیه السلام) به سفیان ثورى نیز اشاره به همین حقیقت است ، آنجا که فرمود :
« فَسَدَ الزَّمانُ وَتَغَیَّرَ الاِْخْوانُ فَرَأَیْتُ الاِْنْفِرادَ اَسْکَنَ لِلْفُؤادِ »(30)
زمانه فاسد شده و دوستان دگرگون شده اند ، لذا گوشه گیرى را آرامبخش تر دیدم .
و از اینجا پاسخ بسیارى از دلایل طرفداران انزوا روشن مى گردد .
همچنین در مواردى که انسان داراى سوءخلق باشد که قادر به ترک آن نیست عزلت او براى حفظ مردم از سوءخلق خود ، پسندیده است . حدیث « رجل معتزل فی شعب من الشعاب . . . » که در ادله طرفداران انزوا نقل کردیم شاید اشاره به همین گونه افراد باشد .
نکته دیگرى که ذکر آن لازم است اینکه : انسان در عین معاشرت با مردم باید بعضى از ساعات شب و روز را در حال انزوا و تنهایى بسر برد تا در این ساعات بتواند به فکر و مطالعه عمیق بپردازد و فراغت براى عبادت و توجه مخصوص و خالى از هرگونه شک و ریا نسبت به خداوند حاصل نماید ، بسیارى از بزرگان در برنامه زندگى روزانه چنین ساعاتى را داشته اند و ممکن است قسمتى از روایات عزلت نیز اشاره به همین معنى بوده باشد .
بنابراین نخستین اصل در زندگى انسان معاشرت است ، و انزوا و عزلت موارد خاصى دارد .

مراقبه و محاسبه یا بررسى انگیزه ها و نتایج

علماى اخلاق در کتب خود لزوم این دو اصل را در تحصیل ملکات فاضله اخلاقى و نجات از رذائل ، تأکید کرده اند ، و مسلماً بدون این دو هیچ کس نمى تواند مراتب تکامل روحى و اخلاقى را بپیماید .
« مراقبت » همان توجه کامل به چگونگى اعمال و کارها قبل از انجام آن است و « محاسبه » مربوط به بررسى نتیجه و آثار عمل پس از انجام آن مى باشد .
گاه مى شود مختصر غفلت و بى خبرى از خود ، در یکى از این دو مرحله ، انسان را گرفتار سرنوشت شومى مى سازد که رهایى از آن به آسانى ممکن نیست .
حال روح انسان در این قسمت درست مانند جسم است انسان ، براى حفظ سلامت جسم خود ناچار است مراقبتهاى مختلف بهداشتى داشته باشد ، پیش از خوردن هر نوع غذا و زندگى در هر محیط باید در امورى که ممکن است سرچشمه بیماریهاى گوناگون گردد دقت کند . گاهى انسان مجبور است براى پیشگیرى از بیماریها تزریق واکسن کند . گاهى باید رژیمهاى خاصى از نظر غذا و غیره را بپذیرد و گاه و بى گاه خود را براى معاینات دقیق طبى در اختیار پزشکان حاذق بگذارد و پس از ابتلاى به بیمارى و درمان آن تا مدتى باید براى جبران نقاهت و رفع آثار سوء آن ، به تقویت بنیه خویش بپردازد .
براى مبارزه با انحرافات اخلاقى و کسب سلامت روح نیز رعایت تمام این امور لازم است . بطور کلى انسانى که علاقه مند به تحصیل ملکات فاضله اخلاقى است باید جهات زیر را در نظر بگیرد :
1 ـ باید همیشه مراقب حال خود باشد و بداند قبل از او ، در همه حال ، خدا ناظر و مراقب اوست ، قرآن مجید مى فرماید ( أَفَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى کُلِّ نَفْس بِما کَسَبَتْ )(31) ، از این آیه استفاده مى شود که خداوند مانند کسى که بالاى سر انسان ایستاده باشد نگهبان و مراقب اوست .
و نیز مى فرماید :
( اِنَّ اللهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً )(32)
خداوند مراقب ( اعمال ) شماست .
و در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده :
« اُعْبُدِ اللهَ کَاَ نَّکَ تَراهُ فَاِنْ لَمْ تَکُنْ تَراهُ فَاِنَّهُ یَراکَ »(33)
آنچنان پرستش خدا کن که گویى او را مى بینى و اگر تو او را نمى بینى او تو را مى بیند .
جالب توجه اینکه این حدیث در تفسیر کلمه « احسان » در آیه شریفه
( اِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسانِ )(34)
خداوند به عدل و احسان فرمان مى دهد .
وارد شده یعنى ; سرچشمه تمام نیکیها همان « مراقبت » است .
2 ـ باید پیش از هر سخن و هر عمل در انگیزه و نتیجه و پایان آن به دقت مطالعه کند چنانکه در خبر وارد شده :
« اِنَّهُ یُنْشَرُ لِلْعَبْدِ فِی کُلِّ حَرَکَة مِنْ حَرَکاتِهِ وَاِنْ صَغُرَتْ ثَلاثَةُ دَواوِینَ : اَلاَْوَّلُ لِمَ ; اَلثّانِی کَیْفَ ; اَلثّالِثُ لِمَنْ »(35)
هنگام انجام هر عمل هرقدر هم کوچک باشد ، سه دفتر براى ثبت خصوصیات آن گشوده مى شود : دفتر اول بعنوان چرا ; و دوم چگونه ؟ و سوم براى چه کس مى باشد .
یعنى در دفتر نخستین انگیزه هاى عمل ، و در دوم کیفیت عمل ، و در سوم منظور و هدف نهایى آن ثبت مى گردد .
مسلماً توجه به چنین حقیقتى انسان را در برابر کارهاى خلاف کنترل خواهد نمود .
3 ـ همه روزه باید پس از انجام کارهاى روزانه اعمال خود را تحت محاسبه دقیق قرار دهد . چنانچه گناه و خطا و خلافى از او سرزده براى اینکه ریشه دار نشود و بصورت یک حالت روحى در نیاید هرچه زودتر آثار آن را از دل و روح خود بشوید به این طریق که در عواقب شوم آن کار بیندیشد و خود را سرزنش و ملامت کند و تصمیم لازم براى مراقبت و کنترل شدیدتر در آینده اتخاذ نماید و به همان مقدار که کار خلاف مرتکب شده اعمال نیک انجام دهد تا نورانیت و صفاى دل و جان او به حال اول برگردد و مانند کسى که از بیمارى جسمى برمى خیزد ، باید مدتى به تقویت بنیه ایمان و روح و معنویت خود بپردازد ( حقیقت توبه نیز چیزى جز اینها نیست ) .
موضوع « محاسبه و جبران عمل » بقدرى لازم است که پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)مى فرمود :
« اِنِّی لاََسْتَغْفِرُ اللهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ فِی الْیَوْمِ سَبْعِینَ مَرَّةً »(36)
من همه روز هفتاد بار استغفار و توبه مى کنم .
ناگفته پیداست توبه پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) از گناه نیست بلکه از چگونگى طاعتهاست !

نخستین گام در راه تهذیب اخلاق پس از آشنایى با الفباى این علم

اصلاح گفتار
* زبان ترجمان دل و کلید شخصیت است
* سى گناه بزرگ که از زبان سرچشمه مى گیرد
* خاموشى و سکوت
اصلاح گفتار