زندگی در پرتو اخلاق

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

اخلاق فردى و اجتماعى

بعضى معتقدند تمام اصول اخلاقى بازگشت به مناسبات خاص اجتماعى انسان با دیگران مى کند بطورى که اگر اجتماعى اصلا وجود نمى داشت و هر انسانى کاملا جدا از دیگران مى زیست و هر فرد ، بى خبر از وجود دیگران زندگى مى کرد ، « اخلاق » اصولا مفهومى نداشت ، زیرا غبطه و حسد ، تواضع و تکبر ، حسن ظن ، عدالت و جور ، عفت ، سخاوت و بخل و امثال اینها همه از مسایلى است که فقط و فقط در اجتماع و برخورد انسان با دیگران مفهوم دارد . بنابراین انسان منهاى اجتماع با انسان منهاى اخلاق همراه خواهد بود .
ولى به عقیده ما در عین اینکه باید اعتراف کرد که بسیارى از فضائل و رذائل اخلاقى با زندگى اجتماعى انسان بستگى دارد ، چنان نیست که این مسأله عمومیت داشته باشد ، زیرا بسیارى از مسائل اخلاقى هستند که فقط جنبه فردى دارند و در مورد یک انسان تنها نیز کاملا صادقند . مثلا « صبر » یا « جزع » بر مصائب ، شجاعت یا ترس در برابر پیشامدها ، کوشش یا تنبلى در راه رسیدن یک فرد به هدف خود ، غفلت یا توجه نسبت به آفریدگار جهان ، شکر یا کفران در برابر نعمتهاى بى پایان او و امثال این امور ـ که علماى اخلاق در کتب اخلاقى از آن بحث نموده اند و جزء فضائل یا رذائل اخلاقى شمرده اند ـ مى تواند جنبه فردى داشته باشد و درباره یک فرد که زندگى کاملا جدا از اجتماع دارد نیز صدق کند .
از اینجا تقسیم اخلاق به « اخلاق فردى » و « اخلاق اجتماعى » روشن مى گردد ; ولى ناگفته پیداست که اخلاق اجتماعى وزنه سنگین ترى در علم اخلاق دارد و شخصیت انسان بیشتر بر محور آن دور مى زند اگرچه اخلاق فردى نیز سهم قابل توجهى در مورد خود دارد .

اشتباه بزرگ

نکته دیگرى که در اینجا ذکر آن ضرورت دارد این است که کسانى که براى تهذیب اخلاق و تربیت نفوس از اجتماع کناره گیرى کرده و به انزوا مى گرایند و تصور مى کنند از این راه بهتر مى توانند به این هدف بزرگ نایل شوند سخت در اشتباهند ، زیرا آنها در واقع موضوع اخلاق اجتماعى را از بین مى برند و این عمل گرچه آنها را از مفاسدى برکنار مى دارد ، ولى این در واقع فضیلت محسوب نمى شود ، بلکه به این مى ماند که کسى براى ترک فحشا و شهوترانى خود ، آلت جنسى خود را قطع کند ، درست است که چنین فردى آلوده بى عفتى نمى شود ولى این فضیلتى براى او نخواهد بود .
از این گذشته تجربه نشان داده که انزوا و گوشه گیرى از اجتماع یک رشته مفاسد اخلاقى را مانند کج خلقى ، بدبینى به مردم ، عجب و غرور ، سوء ظن به تقدیر خداوند در انسان ایجاد مى کند که در بحثى جداگانه مشروحاً عنوان خواهد شد .
لذا اسلام مسلمانان را به زندگى اجتماعى و حتى « سواد اعظم » ( شهرهاى بزرگ ) تشویق کرده و رعایت اصول اخلاقى را در دل اجتماع به انسان توصیه مى کند .

راه درمان انحرافات اخلاقى

تا اینجا کلیاتى درباره هدف علم اخلاق و اهمیت آن و پیوند آن با زندگى فردى و اجتماعى به دست داده شد و اکنون موقع آن رسیده که به بررسى جزئیات « ملکات اخلاقى » و راه درمان « رذائل اخلاقى » بپردازیم ; اما در اینجا ذکر دو نکته کمال لزوم را دارد :
نکته اول :
همیشه با کسانى که گرفتار انحرافات اخلاقى هستند ، معامله یک بیمار باید کرد ، زیرا انحرافات اخلاقى همانطور که اشاره شد در حقیقت یک نوع بیمارى روحى است که گاهى منشأ بیماریهاى جسمى هم مى شود و یا بعکس گاهى از بیماریهاى جسمى سرچشمه مى گیرد . بنابراین باید همان اصولى را که در درمان بیماریهاى جسمى رعایت مى کنیم در این قسمت نیز رعایت نماییم .
نکته دوم :
در درمان بیماریها ، همیشه سه اصل را در نظر مى گیریم :
1 ـ تشخیص نوع بیمارى .
2 ـ تشخیص عوامل پیدایش بیمارى .
3 ـ راه درمان بیمارى .
براى تشخیص نوع بیمارى غالباً از علایم و آثار آن استفاده مى شود ، البته این موضوع در بیماریهاى جسمى نسبتاً کار آسانى است ـ مخصوصاً با وسایل و امکانات فعلى ـ ولى در مسائل اخلاقى موضوع فوق العاده پیچیده اى است ، زیرا بسیار مى شود که انحرافات اخلاقى تظاهرات و علایم مشابهى دارند ، یا تظاهراتى که معلول آمیختن چند نوع از بیماریهاى اخلاقى است دیده مى شود که تشخیص آن مشکل مى گردد ، و لذا عالم اخلاق و طبیب روح براى درمان خود یا دیگران باید این علم را با حوصله و دقت بررسى کند .
و براى تشخیص عوامل پیدایش بیمارى باید معمولا سابقه زندگى شخص منحرف ـ مخصوصاً سوابق دوران کودکى که زیربناى شخصیت انسان را تشکیل مى دهد ـ و همچنین محیط خانوادگى و اجتماعى و شغل و کار و منطقه جغرافیایى او را کاملا بررسى کرده و عواملى که باعث بروز این بیمارى اخلاقى شده است بدست آورد ، حتى عامل وراثت را نیز نباید از نظر دور داشت ، زیرا اخلاق بد ( مانند بیماریهاى جسمى ) گاهى جنبه موروثى دارد .
و براى درمان مفاسد اخلاقى باید توجه داشت که اگر آنها به صورت مزمن درآمده و مدتها از عمر آنها گذشته باشد ، باید با صبر و حوصله و دقت و مراقبت به درمان آن پرداخت و از طول مدت هرگز نباید خسته شد ، ولى اگر یک حالت سطحى و عارضى باشد در مدت کوتاهترى درمان پذیر خواهد بود .
به همین دلیل اصلاح مفاسد اخلاقى جوانان و کودکان به مراتب آسانتر از اصلاح بزرگسالان است ، زیرا دسته اول هم زود آلوده مى شوند و هم زود درمان مى پذیرند .
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
« عَلَیْکَ بِالاَْحْداثِ فَاِنَّهُمْ اَسْرَعُ اِلى کُلِّ خَیْر »(9)
به جوانان توجه کن که براى پذیرش سریع هر نیکى آماده اند .