انسان و ایمان

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

3. شتابزدگى

هر قضاوت و اظهار نظرى مقدارى معیّن مدارك لازم دارد و تا مدارك به قدر كافى در یك مسأله جمع نشود هر گونه اظهار نظر، شتابزدگى و موجب لغزش اندیشه است.
قرآن كریم مكرّر به اندك بودن سرمایه علمى بشر و كافى نبودنش براى برخى قضاوتهاى بزرگ اشاره مى كند و اظهار جزم را دور از احتیاط تلقّى مى نماید. مثلا مى فرماید:
وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا (28).
آن مقدار علم و اطّلاعى كه به شما رسیده اندك است و براى قضاوت كافى نیست.
امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند در قرآن بندگان خویش را با دو آیه اختصاص داد و تأدیب فرمود: یكى اینكه تا به چیزى علم پیدا نكرده اند تصدیق نكنند (شتابزدگى در تصدیق) و دیگر اینكه تا به چیزى علم پیدا نكرده اند، تا به مرحله علم و یقین نرسیده اند، ردّ و نفى نكنند (شتابزدگى در انكار). خداوند در یك آیه فرمود:
أَ لَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِمْ مِیثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا یَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ (29).
آیا از آنها در كتاب (كتاب فطرت یا كتابهاى آسمانى) پیمان گرفته نشده كه جز آنچه حقّ است (حق بودنش محرز است) به خداوند نسبت ندهند؟
در آیه دیگر فرمود:
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ (30).
انكار كردند و تكذیب كردند چیزى را كه به علم آن احاطه نداشتند
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 69
(نمى شناختند) (31).

4. سنّت گرایى و گذشته نگرى

انسان به حكم طبع اوّلى خود هنگامى كه مى بیند یك فكر و عقیده خاص مورد قبول نسلهاى گذشته بوده است خود به خود بدون آنكه مجالى به اندیشه خود بدهد آن را مى پذیرد. قرآن یادآورى مى كند كه پذیرفته ها و باورهاى گذشتگان را ما دام كه با معیار عقل نسنجیده اید نپذیرید، در مقابل باورهاى گذشتگان استقلال فكرى داشته باشید. در سوره بقره آیه 170 مى گوید:
وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ.
اگر به آنها گفته شود كه از آنچه خدا به وسیله وحى فرود آورده پیروى كنید، مى گویند: خیر، ما همان روشها و سنّتها را پیروى مى كنیم كه پدران گذشته خود را بر آن یافته ایم. آیا اگر پدرانشان هیچ چیزى را فهم نمى كرده اند و راهى را نمى یافته اند باز هم از آنها پیروى مى كنند؟!

5. شخصیّت گرایى

یكى دیگر از موجبات لغزش اندیشه، گرایش به شخصیّتهاست. شخصیّتهاى بزرگ تاریخى یا معاصر از نظر عظمتى كه در نفوس دارند بر روى فكر و اندیشه و تصمیم و اراده دیگران اثر مى گذارند و در حقیقت، هم فكر و هم اراده دیگران را تسخیر مى كنند. دیگران آن چنان مى اندیشند كه آنها مى اندیشند و آن چنان تصمیم مى گیرند كه آنها مى گیرند، دیگران در مقابل آنها استقلال فكر و اراده خود را از دست مى دهند.
قرآن كریم ما را دعوت به استقلال فكرى مى كند و پیرویهاى كوركورانه از اكابر و شخصیّتها را موجب شقاوت ابدى مى داند، لهذا از زبان مردمى كه از این راه گمراه مى شوند نقل مى كند كه در قیامت مى گویند:
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 70
رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا (32) پروردگارا! ما بزرگان و اكابر خویش را پیروى و اطاعت كردیم و در نتیجه ما را گمراه ساختند.
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 71