انسان و ایمان

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

2. میلها و هواهاى نفسانى

انسان اگر بخواهد صحیح قضاوت كند باید در مورد مطلبى كه مى اندیشد كاملا بى طرفى خود را حفظ كند، یعنى كوشش كند كه حقیقت خواه باشد و خویشتن را تسلیم دلیلها و مدارك نماید. درست مانند یك قاضى كه روى پرونده اى مطالعه مى كند، باید نسبت به طرفین دعوا بى طرف باشد. قاضى اگر تمایل شخصى به یك طرف داشته باشد به طور ناخودآگاه دلایلى كه براى آن طرف است نظرش را بیشتر جلب مى كند و دلایلى كه له طرف دیگر و علیه این طرف است خود به خود از نظرش كنار مى رود و همین موجب اشتباه قاضى مى گردد.
انسان در تفكّرات خود اگر بى طرفى خود را نسبت به نفى یا اثبات مطلبى حفظ نكند و میل نفسانى اش به یك طرف باشد، خواه ناخواه و بدون آنكه خودش متوجّه شود عقربه فكرش به جانب میل و خواهش نفسانى اش متمایل مى شود. این است كه قرآن هواى نفس را نیز مانند تكیه بر ظنّ و گمان یكى از عوامل لغزش مى شمارد. در سوره النّجم مى فرماید:
إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ (27).
پیروى نمى كنند مگر از گمان و از آنچه نفسها خواهش مى كنند.
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 68

3. شتابزدگى

هر قضاوت و اظهار نظرى مقدارى معیّن مدارك لازم دارد و تا مدارك به قدر كافى در یك مسأله جمع نشود هر گونه اظهار نظر، شتابزدگى و موجب لغزش اندیشه است.
قرآن كریم مكرّر به اندك بودن سرمایه علمى بشر و كافى نبودنش براى برخى قضاوتهاى بزرگ اشاره مى كند و اظهار جزم را دور از احتیاط تلقّى مى نماید. مثلا مى فرماید:
وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا (28).
آن مقدار علم و اطّلاعى كه به شما رسیده اندك است و براى قضاوت كافى نیست.
امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند در قرآن بندگان خویش را با دو آیه اختصاص داد و تأدیب فرمود: یكى اینكه تا به چیزى علم پیدا نكرده اند تصدیق نكنند (شتابزدگى در تصدیق) و دیگر اینكه تا به چیزى علم پیدا نكرده اند، تا به مرحله علم و یقین نرسیده اند، ردّ و نفى نكنند (شتابزدگى در انكار). خداوند در یك آیه فرمود:
أَ لَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِمْ مِیثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا یَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ (29).
آیا از آنها در كتاب (كتاب فطرت یا كتابهاى آسمانى) پیمان گرفته نشده كه جز آنچه حقّ است (حق بودنش محرز است) به خداوند نسبت ندهند؟
در آیه دیگر فرمود:
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ (30).
انكار كردند و تكذیب كردند چیزى را كه به علم آن احاطه نداشتند
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 69
(نمى شناختند) (31).

4. سنّت گرایى و گذشته نگرى

انسان به حكم طبع اوّلى خود هنگامى كه مى بیند یك فكر و عقیده خاص مورد قبول نسلهاى گذشته بوده است خود به خود بدون آنكه مجالى به اندیشه خود بدهد آن را مى پذیرد. قرآن یادآورى مى كند كه پذیرفته ها و باورهاى گذشتگان را ما دام كه با معیار عقل نسنجیده اید نپذیرید، در مقابل باورهاى گذشتگان استقلال فكرى داشته باشید. در سوره بقره آیه 170 مى گوید:
وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ.
اگر به آنها گفته شود كه از آنچه خدا به وسیله وحى فرود آورده پیروى كنید، مى گویند: خیر، ما همان روشها و سنّتها را پیروى مى كنیم كه پدران گذشته خود را بر آن یافته ایم. آیا اگر پدرانشان هیچ چیزى را فهم نمى كرده اند و راهى را نمى یافته اند باز هم از آنها پیروى مى كنند؟!