انسان و ایمان

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

شعاع آگاهى و سطح خواسته انسان

قلمرو انسان، چه در ناحیه آگاهیها و بینشها و شناختها و چه در ناحیه خواسته ها و
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 23

مطلوبها بسى وسیع تر و گسترده تر و متعالى تر است.

آگاهى انسان و شناخت او، از ظواهر اشیاء و پدیده ها عبور مى كند و تا درون ذات و ماهیّت آنها و روابط و وابستگیهاى آنها و ضرورتهاى حاكم بر آنها نفوذ مى نماید. آگاهى انسان نه در محدوده منطقه و مكان، زندانى مى ماند و نه زنجیره زمان آن را در قید و بند نگه مى دارد، هم مكان را درمى نوردد و هم زمان را. ازاین رو، هم به ماوراى محیط زیست خویش آگاهى پیدا مى كند تا آنجا كه دست به شناخت كرات دیگر مى یازد، و هم بر گذشته و آینده خویش وقوف مى یابد، تاریخ گذشته خویش و جهان یعنى تاریخ زمین، آسمان، كوه ها، دریاها، گیاهان و جانداران دیگر را كشف مى كند و درباره آینده تا افقهاى دور دست مى اندیشد. بالاتر اینكه انسان اندیشه خویش را درباره بى نهایتها و جاودانگیها به جولان مى آورد و به برخى بى نهایتها و جاودانگیها شناخت پیدا مى كند. آدمى از شناخت فردیت و جزئیت پا فراتر مى نهد، قوانین كلّى و حقایق عمومى و فراگیرنده جهان را كشف مى كند و به این وسیله تسلّط خویش را بر طبیعت مستقر مى سازد.
انسان از نظر خواسته ها و مطلوبها نیز مى تواند سطح والایى داشته باشد. انسان موجودى است ارزش جو، آرمان خواه و كمال مطلوب خواه، آرمانهایى را جستجو مى كند كه مادّى و از نوع سود نیست، آرمانهایى كه تنها به خودش و حدّ اكثر همسر و فرزندانش اختصاص ندارد، عامّ و شامل و فراگیرنده همه بشریّت است، به محیط و منطقه خاص یا قطعه اى خاص از زمان محدود نمى گردد.
انسان آن چنان آرمان پرست است كه احیانا ارزش عقیده و آرمانش فوق همه ارزشهاى دیگر قرار مى گیرد، آسایش و خدمت به انسانها از آسایش خودش با اهمیّت تر مى گردد، خارى كه در پاى دیگران فرو برود مثل این است كه در پا بلكه چشم خودش فرو رفته باشد، با دیگران همدرد مى شود، از شادى دیگران شاد و از اندوه آنان اندوهگین مى گردد، به عقیده و آرمان مقدّس خود آن چنان دلبستگى پیدا مى كند كه منافع خود، بلكه حیات و هستى خود را به سهولت فداى آن مى نماید.
جنبه انسانى تمدّن بشرى كه روح تمدّن به شمار مى رود، مولود این گونه احساسها و خواسته هاى بشرى است.
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 24

ملاك امتیاز انسان

بینش وسیع و گسترده انسان درباره جهان، محصول كوشش جمعى بشر است كه در طىّ قرون و اعصار روى هم انباشته شده و تكامل یافته است. این بینش كه تحت ضوابط و قواعد و منطق خاص در آمده نام «علم» یافته است. علم به معنى اعمّ- یعنى مجموع تفكّرات بشرى درباره جهان كه شامل فلسفه هم مى شود- محصول كوشش جمعى بشر است كه نظم خاصّ منطقى یافته است.
گرایشهاى معنوى و والاى بشر، زاده ایمان و اعتقاد و دلبستگیهاى او به برخى حقایق در این جهان است كه آن حقایق، هم ماوراى فردى است، عام و شامل است، و هم ماوراى مادّى است، یعنى از نوع نفع و سود نیست. این گونه ایمانها و دلبستگیها به نوبه خود مولود برخى جهان بینیها و جهان شناسیهاست كه یا از طرف پیامبران الهى به بشر عرضه شده است و یا برخى فلاسفه خواسته اند نوعى تفكّر عرضه نمایند كه ایمان زا و آرمان خیز بوده باشد.
به هر حال، گرایشهاى و الا و معنوى و فوق حیوانى انسان آنگاه كه پایه و زیر بناى اعتقادى و فكرى پیدا كند نام «ایمان» به خود مى گیرد.
پس نتیجه مى گیریم كه تفاوت عمده و اساسى انسان با جانداران دیگر كه ملاك «انسانیّت» اوست و انسانیّت وابسته به آن است، علم و ایمان است.
درباره امتیاز انسان از جانداران دیگر سخن فراوان گفته شده است. برخى منكر امتیاز اساسى میان این نوع و سایر انواع هستند، تفاوت آگاهى و شناخت انسان با حیوان را از قبیل تفاوت كمّى و حدّ اكثر تفاوت كیفى مى دانند، نه تفاوت ماهوى. همه آن شگفتیها و اهمّیتها و عظمتها كه نظر فلاسفه بزرگ شرق و غرب را سخت درباره مسأله شناخت در انسان جلب كرده است، چندان مورد توجّه این گروه واقع نشده است.
این گروه انسان را از نظر خواسته ها و مطلوبها نیز یك حیوان تمام عیار مى دانند بدون كوچك ترین تفاوتى از این نظر (1). برخى دیگر تفاوت او را در جان داشتن مى دانند، یعنى معتقدند جاندار و ذى حیات منحصر به انسان است، حیوانات دیگر نه احساس دارند و نه میل و نه درد و نه لذّت، ماشینهایى بیجانند شبیه
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 25
جاندار، تنها موجود جاندار انسان است، پس تعریف حقیقى او آن است كه موجودى است جاندار (2). دیگر اندیشمندان كه انسان را تنها جاندار جهان نمى دانند و به امتیازات اساسى میان او و سایر جانداران قائل اند، هر گروهى به یكى از مختصّات و امتیازات انسان توجّه كرده اند. ازاین رو انسان با تعبیرها و تعریفهاى مختلف و متفاوتى تعریف شده است از قبیل: حیوان ناطق (تعقّل كننده)، مطلق طلب، لایتناهى، آرمان خواه، ارزش جو، حیوان ما وراء الطّبیعى، سیرى ناپذیر، غیر معیّن، متعهّد و مسئول، آینده نگر، آزاد و مختار، عصیانگر، اجتماعى، خواستار نظم، خواستار زیبایى، خواستار عدالت، دو چهره، عاشق، مكلّف، صاحب وجدان، دو ضمیرى، آفریننده و خلّاق، تنها، مضطرب، عقیده پرست، ابزارساز، ما وراء جو، تخیّل آفرین، معنوى، دروازه معنویّت، و ...
بدیهى است كه هر یك از این امتیازات به جاى خود صحیح است، امّا شاید اگر بخواهیم تعبیرى بیاوریم كه جامع تفاوتهاى اساسى باشد، همان به كه از علم و ایمان یاد كنیم و بگوییم انسان حیوانى است كه با دو امتیاز «علم و ایمان» از دیگر جانداران امتیاز یافته است.