انسان و ایمان

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

1. انسان و حیوان

انسان، خود نوعى حیوان است، ازاین رو با دیگر جانداران مشتركات بسیار دارد، امّا یك سلسله تفاوتها با همجنسان خود دارد كه او را از جانداران دیگر متمایز ساخته و به او مزیّت و تعالى بخشیده و او را بى رقیب ساخته است.
تفاوت عمده و اساسى انسان با دیگر جانداران كه ملاك «انسانیّت» اوست و منشأ چیزى به نام تمدّن و فرهنگ انسانى گردیده است، در دو ناحیه است: بینشها و گرایشها.
جانداران عموما از این مزیّت بهره مندند كه خود را و جهان خارج را درك مى كنند و بدانها آگاهند و در پرتو آن آگاهیها و شناختها براى رسیدن به خواسته ها و مطلوبهاى خود تلاش مى نمایند.
انسان نیز مانند جانداران دیگر یك سلسله خواسته ها و مطلوبها دارد و در پرتو آگاهیها و شناختهاى خویش براى رسیدن به آن خواسته ها و مطلوبها در تلاش است، تفاوتش با سایر جانداران در شعاع و وسعت و گستردگى آگاهیها و شناختها، و از نظر تعالى سطح خواسته ها و مطلوبهاست.
این است آنچه به انسان مزیّت و تعالى بخشیده و او را از سایر جانداران جدا ساخته است.
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 22

شعاع آگاهى و سطح خواسته حیوان

آگاهى حیوان از جهان تنها به وسیله حواسّ ظاهره است، ازاین رو سطحى و ظاهرى است، به درون و روابط درونى اشیاء نفوذ نمى كند، ثانیا فردى و جزئى است، از كلّیت و عمومیّت برخوردار نیست، ثالثا منطقه اى است، محدود به محیط زیست حیوان است و به خارج محیط زیست او راه پیدا نمى كند، رابعا حالى است، یعنى بسته به زمان حال است، از گذشته و آینده بریده است. حیوان نه از تاریخ خود یا جهان آگاه است و نه درباره آینده مى اندیشد و نه تلاشش به آینده تعلّق دارد.
حیوان از نظر آگاهى هرگز از چهار چوب ظواهر، فردیّت و جزئیّت، محیط زیست و زمان حال خارج نمى گردد، در این چهار زندان براى همیشه محبوس است و اگر احیانا خارج شود نه آگاهانه و از روى شعور و انتخاب است بلكه تحت تسخیر اجبارى طبیعت و به صورت غریزه و ناآگاهانه و غیر شاعرانه است.
سطح خواسته ها و مطلوبهاى حیوان، مانند شعاع شناخت و آگاهى اش از جهان، در محدوده اى خاص است. اوّلا مادّى است، از حدود خوردن و آشامیدن و خوابیدن و بازى كردن و خانه و لانه گرفتن و استفاده از جنس مخالف بالاتر نمى رود.
براى حیوان، خواسته و مطلوب معنوى، ارزش اخلاقى و غیره مطرح نیست. ثانیا شخصى و فردى است، مربوط است به خودش و حدّ اكثر به جفت و فرزندش. ثالثا منطقه اى است، مربوط است به محیط زیست خودش. رابعا حالى است و به زمان حال تعلّق دارد. یعنى همان محدودیّتهایى كه بعد ادراكى وجود حیوان دارد، بعد خواهشها و گرایشهاى وجودش دارد. حیوان از این نظر نیز در محدوده خاصّى زندانى است.
حیوان اگر هدفى را تعقیب كند و به سوى غایتى حركت كند كه از این محدوده خارج باشد، مثلا به نوع تعلّق داشته باشد نه به فرد، به آینده تعلّق داشته باشد نه به حال- مانند آنچه در بعضى حیوانات اجتماعى از قبیل زنبور عسل مشاهده مى شود- ناآگاهانه و به حكم غریزه و فرمان مستقیم نیرویى است كه او را آفریده و جهان را تدبیر مى كند.

شعاع آگاهى و سطح خواسته انسان

قلمرو انسان، چه در ناحیه آگاهیها و بینشها و شناختها و چه در ناحیه خواسته ها و
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (انسان و ایمان)، ج 2، ص: 23