در رابطه با ربا

نویسنده : استفتای جمعی از بازاریان محترم قم از حضرت آیه الله العظمی نوری همدانی (دامت برکاته)

1ـ کنز یعنی راکد گذاشتن پول حرام است

خداوند متعال در قرآن مجید نگهداری پول یعنی راکد گذاشتن و در جریان اقتصادی قرار ندادنِ آن را با این عبارت موجب عذاب دردناک الاهی معرفی می کند:
وَالَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (34) یَوْمَ یُحْمَى عَلَیْهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ (35)(58)
کسانی که طلا و نقره را ذخیره می کنند و در راه خدا خرج نمی کنند را به عذاب دردناک بشارت بده روزیکه آن طلا و نقره در آتش دوزخ گداخته می شود و پیشانی و پشت و پهلوی آنها را با آن داغ می کنند و به آنها گفته می شود این است همان طلا و نقره ای که در دنیا ذخیره کردید بچشید.(59)
استاد بزرگوار ما، آیت الله طباطبائی رضوان الله علیه در تفسیر ارزشمند خود المیزان می فرماید: منظور از خرج کردن پول در راه خداوند که ترک آن در این آیه موجب عذاب خداوند معرفی شده است این است که خداوند متعال برای برقراری دین و احکام آن راهی قرار داده است و این معنا دارای شمول و وسعت مخصوصی است که شامل خرج کردن در راه حهاد اسلامی و تأمین مصالح دیگر اجتماعی و در راه ایجاد اقتصاد صحیح اسلامی و نیز گسترش دادن به جریانهای اقتصادی و ادای حقوق مالی اسلامی می شود و همه این ها مورد نظر این آیات است.(60)
بنابراین منظور خداوند از حرام کردن کنز یعنی راکد گذاشتن پول و ثروت با این شدت از طرفی و حرام نمودن ربا با تاکید فراوان از طرف دیگر این است که پول ها باید در راه هائی بکار بیفتد که غِنا و استقلال و حیات جامعه اسلامی و عزّت و عظمت مسلمانان تأمین شود و روشن است که جامعه ای که در آن فقر و بیکاری و گرانی و به یک کلام تنگناهای اقتصادی برای مسلمانان وجود دارد چنین جامعه ای شایسته اسلام و مسلمانان نیست.
از آنجا که دین اسلام می خواهد افق فکر مسلمانان را آن قدر بالا ببرد که به مال و ثروت به عنوان وسیله ای برای تعالی و استقلال و عزّت جامعه اسلامی نگاه کنند. کلمه پیشانی و پهلو و پشت را در آیاتی که نقل گردید ذکر کرده است چون پیشانی علامت خضوع است و پهلو برای پناه بردن و پشت برای تکیه دادن است یعنی در برابر پول خضوع به خرج ندهند و مال و ثروت را پناهگاه و تکیه گاه خود ندانند و خضوع آنها باید فقط در برابر خداوند، و پناهگاه و تکیه گاه آنان نیز فقط عنایت پروردگار متعال باشد و بس تا در سایه این تعالیم سعادت بخش جامعه ای مستغنی و مستقل داشته باشند.

2ـ جریان اقتصادی کار و سرمایه

می دانیم که در هر جامعه ای بخشی از سرمایه های نقدی در دست افرادی قرار دارد که به علل مختلف تمایل یا توانائی استفاده از آن سرمایه ها را ندارند از طرف دیگر افرادی در جامعه وجود دارند که به جهت نیروی بدنی یا مهارت و تجربه کافی و یا هر دو از اینها قدرت فعالیت اقتصادی دارند اما سرمایه لازم را در اختیار ندارند.
در این موارد اگر برنامه صحیحی در بین نباشد که سرمایه ها را جذب کند و در اختیار نیروی کار قرار بدهد هم سرمایه ها و هم نیروی کار هر دو معطّل می مانند و در نتیجه بیکاری و نبودن اشتغال، مفاسد فراوانی را بوجود می آورد و موجب انحطاط اقتصادی و اخلاقی می شود.
اسلام در این مورد پس از حرام کردن کنز و راکد گذاشتن پول و حرام کردن «ربا» لازم می داند که سرمایه داران پول های خود را بر اساس برنامه هائی که مقرّر کرده است در اختیار صاحبان نیروی کار قرار بدهند تا فقر و پریشانی و بیکاری از جامعه اسلامی زدوده شود و جامعه ای مستغنی و مستقل به وجود بیاید.
نقش مهم بانکها نیز از همین موضوع روشن می شود بانکها از این جهت به وجود آمده اند که پول های سرمایه داران را جذب کنند و در راه های اقتصادی بکار بیندازند.

3ـ تفاوت بانکهای اسلامی و غیر اسلامی

بانک های متعارف در دنیای امروز بر اساس قرض با بهره به وجود آمده است.
امّا چون دین مقدس اسلام قرض با بهره به هر شکلی که باشد را «ربا» و حرام می داند و ربا بر اساس منطق قرآن مجید و فرهنگ اهل بیت عصمت علیهم السلام چنانکه شرح داده شد مخرّب جامعه و دارای مفاسد و مضار بسیار زیادی است و شایسته نیست که در جامعه اسلامی بانکها بر اساس ربا حرکت کنند.
لذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس حکومت دینی و فراهم شدن زمینه تغییرات اساسی در نظامات اجتماعی لازم گردید که بانکهای کشور بر این اساس حرکت کنند که صاحبان پول پولهای خود را بعنوان اینکه بانکها را امین خود میدانند در اختیار آنها می گذارند که آنها این پول ها را در جریانهای اقتصادی به هر نحوی که شایسته و مفید بدانند بر پایه موازین اسلامی به جریان بیندازند یعنی پولها را یا بر اساس عقود اسلامی مانند مضاربه، جعاله، صلح و غیر آن به اشخاص بدهند و یا خودشان به کارهای صنعتی، کشاورزی و تجاری و امثال آن اقدام کنند و منافعی که از این راه ها بدست می آید را میان خودشان و صاحبان پول بر اساس توافق طرفین قسمت نمایند.