پرسش ها و پاسخ ها جلد پنجم

نویسنده : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

شهادت زن

چرا شهادت دو زن در اسلام معادل با شهادت یك مرد دانسته شده و چرا اصل بر این است كه مرد شاهد شود؟
(32)بر اساس برخى از آیه‌هاى قرآن، شهادت دو زن معادل با شهادتِ یك مرد است. در آیه 282، سوره بقره آمده است: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ یَكُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى...؛ و دو نفر از مردان[عادل ]خود را [بر این حق ]شاهد بگیرید و اگر دو مرد نبودند، یك مرد و دو زن از كسانى كه مورد رضایت و اطمینان شما هستند، برگزینند [و این دو زن باید با هم شاهد قرار گیرند] تا اگر یكى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى كند.
﴿ صفحه 297 ﴾
در این زمینه، مسائل فراوانى مى‌تواند مطرح شود؛ از جمله این‌كه آیا در همه موارد، شهادت دو زن هم‌عرضِ شهادت یك مرد است یا مواردى نیز هست كه در آن‌ها شهادت مرد و زن مساوى باشد؟ طرح این‌گونه مسائل به حوزه فقه تعلّق دارد. پرسش‌هایى كه در این‌جا باید به آن‌ها پاسخ بدهیم، عبارت است از:
أ. چرا اصل بر این است كه مرد شاهد شود و گواهى دهد؟
ب. اگر مرد براى تحمّل و اداى شهادت، أولا و أصلح است، چرا شهادت زن را نیز پذیرفته؛ آن‌گاه آن را معادل نصف شهادت مرد دانسته‌اند؟
در پاسخ این پرسش‌ها باید گفت كه شاهد گرفتن، تحمّل شهادت و اداى آن، همه بدین منظور است كه حقّى ضایع و پایمال نشود؛ از این رو براى شاهد، وجودِ دو صفت، شرطِ لازم است:
1. در مقام تحمّل شهادت، هوشیار و زیرك باشد و وقایع را به دقّت ضبط كند.
2. در مقام اداى شهادت، تحت تأثیر احساسات واقع نشود و هرچه را شاهد و ناظر بوده، بى كم و كاست و بدون افزایش و پیرایش باز گوید. ممكن است شاهد در مقام اداى شهادت، تحث تأثیر احساسات خود قرار گیرد و حق را زیر پا گذاشته، به سود كسى گواهى دهد فقط به این سبب كه آن كس پدر یا مادر، خواهر یا برادر، شوهر یا زن یا فرزند یا یكى از خویشاوندان و دوستان او است یا به این علّت كه آن شخص، فقیر و درمانده است یا مانند این‌ها.
در این زمینه، خداوند متعالى مى‌فرماید:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُونُوا قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یَكُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّهُ أَوْلى بِهِما...؛(33) اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! كاملا به عدالت قیام كنید. براى خدا شهادت دهید؛ اگرچه [این گواهى] به زیان خود شما یا پدر و مادر و نزدیكانِ شما بوده باشد؛ [زیرا] اگر آن‌ها غنى یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است كه از آنان حمایت كند.
اگر جنس مرد و زن، در داشتنِ دو وصفِ مذكور مقایسه شوند، روشن خواهد شد كه مردان در هر دو جهت از زنان برتر هستند؛ بنابراین، مردان براى تحمّل و اداى شهادت از زنان شایسته‌ترند؛ به همین جهت، اصل بر این است كه مرد شهادت دهد؛ همان‌گونه كه در كارِ قضا و داورى نیز امر بر همین روال است؛ افزون بر این‌كه حضور مردان در جامعه و هنگام وقوع حوادث بیش‌تر است.
﴿ صفحه 298 ﴾
پاسخ قسمت دوم: در بسیارى از موارد، اگر شهادت زن مقبول و معتبر نباشد، حقوقِ فراوانى تضییع خواهد شد. به طور معمول از كسى مى‌خواهند تحمّل شهادت كند كه همواره در دسترس دو طرف مسأله باشد تا اگر اختلافى بین آن‌ها پیش آمد بتوانند او را حاضر كنند و از وى شهادت بخواهند. پیدا است كه در هر اوضاع و احوالى، همیشه یك یا دو مرد در دسترس نیست؛ بنابراین ناگزیر باید شهادت زن را هم معتبر دانست تا هرگاه مردى با آن اوصاف یافت نشد بتوان زنان را به تحمّل و اداى شهادت فراخواند. حال كه بسنده كردن به مرد، سبب از میان رفتن و لگدمال شدن بسیارى از حقوق مى‌شود، و از این جهت، شهادت زن نیز مقبول است؛ امّا این پرسش كه چرا شهادت زن هم‌عرض شهادتِ مرد نیست؟ در پاسخ مى‌توان گفت كه زن نه در مقامِ «تحمّلِ» شهادت، قدرت لازم را دارا است، نه در مقام اداى آن؛ در نتیجه، از آن‌جا كه ممكن است زنى واقعه را فراموش كند یا تحت تأثیر احساسات و عواطف خود قرار گیرد و به هرحال، از حق عدول كند و به گمراهى بیفتد ـ چنان‌كه در آیه نیز به حكمتِ این حكم اشاره شده است ـ احتیاط، حكم مى‌كند كه زن دیگرى را همراه وى سازیم تا احتمال حق‌كشى و خطا كاهش یابد.
﴿ صفحه 299 ﴾

فصل سوم: حقوق مدنى زنان

مهریه زن
تجویز ازدواج موقّت و چند همسرى
شرط تعدّد زوج‌ها در اسلام
تجویز طلاق
مبانى حقوقى و اخلاقى خانواده
اهداف تشكیل خانواده
راه‌هاى تحكیم كانون خانواده
ترویج ازدواج و توسعه آن
تأدیب زن
﴿ صفحه 300 ﴾
﴿ صفحه 301 ﴾

مهریه زن

چرا در ازدواج، براى زن مهریه قرار داده شده است؟ آیا پرداخت مهریه و اجر در ازدواج، به معناى خرید و فروش زن و تحقیر وى نیست؟
اسلام براى تشكل و استمرار نظام خانواده، پاره‌اى حقوق اقتصادى را براى زن قرار داده است:(34)
أ. لزوم مهریّه در ازدواج؛ ب. وجوب هزینه زندگى زن بر عهده مرد؛ ج. جواز درخواست مزد و اجرت در ازاى شیردهى، پرستارى و امور خانه؛ د. لزوم تأمین هزینه زندگى زن در ایّام عدّه طلاق.
به‌رغم توهّم بعضى از مخالفان كه پرداخت مَهر را به معناى خرید و فروش دختر و زن مى‌گیرند و آن را زشت مى‌انگارند، قرآن كریم بر این امر پاى مى‌فشرد كه مرد باید مهریّه‌اى (اگرچه اندك) به همسر خود بپردازد و این مسأله از قطعیّاتِ فقه ما است.
اگر در ازدواج، مهریّه ذِكر نشود، در صورتى كه نكاحِ دائم باشد، مَهر المثل(35) بر عهده مرد مى‌آید و در صورتى كه نكاح، موقّت باشد، اساساً باطل مى‌شود.(36) در فقه اهل سنّت نیز تعیین و ذكر مهریّه در نكاح لازم است؛ البتّه زن مى‌تواند پس از انجام یافتن عقد نكاح، مهریّه خود را به شوهر ببخشد ؛ چنان‌كه ممكن است از ابتدا، زن مالى را به مرد ببخشد تا مرد از آن مال، مهریّه‌اى براى نكاح با آن زن قرار دهد.
قرآن كریم در این باره مى‌فرماید:
وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَیْء مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً؛(37) و مَهر زنان را [به طور كامل] به صورت بدهى [یا هدیه] به آنان بپردازید؛ [ولى] اگر آن‌ها چیزى از آن را با رضایتِ خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف كنید.
﴿ صفحه 302 ﴾
این‌كه مرد با نیرنگ یا با زور، كابین و صداق همسر خود را از وى باز ستاند، عملى است كه قرآن به شدّت از آن منع مى‌كند:
وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْج مَكانَ زَوْج وَ آتَیْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً * وَ كَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْض وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِیثاقاً غَلِیظاً؛(38) و اگر تصمیم گرفتید كه همسر دیگرى به جاى همسر خود برگزینید و مال فراوانى [به صورت مَهر] به او پرداخته‌اید، چیزى از آن را پس نگیرید. آیا براى پس گرفتنِ مهر زنان، به تهمت و گناه آشكار متوسّل مى‌شوید؟! و چگونه آن را بازپس مى‌گیرید؛ در حالى كه شما با یك‌دیگر تماس و آمیزش كامل داشته‌اید و آنان [هنگام ازدواج] از شما پیمان محكمى گرفته‌اند؟!(39)
در تبیین و توجیهِ این حقّ اقتصادى براى زن مى‌توان گفت كه این امتیاز مالى از آن رو به زن تعلّق مى‌گیرد كه اوّلا وى براى انجام تكالیف و وظایف واجب و مستحبّ خانوادگى، متحمّل زحمت‌ها و مشقّت‌هایى مى‌شود، و ثانیاً امورى از قبیل باردارى، وضع حمل، شیردهى، پرستارى، مراقبت فرزندان مانع از آن مى‌شود كه بتواند به فعّالیت‌هاى اقتصادى بپردازد؛ از این رو براى آن‌كه زن هم پاداش تلاش‌هاى خود را تا حدّى دریافت كند و كارهایش یكسره بدون فایده اقتصادى نباشد، برایش مهریّه‌اى مقرّر داشته‌اند.