آشنایی با اسوه ها (حجر بن عدی)

نویسنده : جواد محدثی

پیش گفتار

زندگی انسان های نمونه و برجسته، مثل یک تابلو زیبا و گویا، ((راه زندگی و جهت صحیح حرکت را به ما نشان می دهد.
کیست که در پی الگو برای چگونه زیستن و به کمال رسیدن نباشد؟
مهم آن است که الگوها را اشتباهی انتخاب نکنیم و سرمشق های نادرست، مسیر ما را به بیراهه نکشاند.
خدای متعال، در قرآن کریم با شرح اوصاف و اعمال انسان های خوب و امت های صالح و گروه های کمال یافته، به الگو دهی می پردازد. این گونه معرفی الگو در نهج البلاغه و کتاب های حدیثی نیز، فراوان به چشم می خورد. تا تاریخ پر بار و درخشان اسلام نیز سرشار از چنین اسوه های زیبنده و جاودانه است که هر یک می تواند چراغ راه و روشنی بخش زندگی ما باشد. به شرط آنکه چراغ برداشته، در کوچه های تاریک تاریخ به جست وجوی آنان بپردازیم.
آیا حیف نیست که این همه الگوهای خودی را نشناسیم و گرسنه سر بر روی گنج بگذاریم و چشممان درپی الگوهای غیر خودی باشد؟
وقتی خودمان در تاریخ و فرهنگ غنی خویش، برجسته ترین و شایسته ترین سرمشق ها را داریم، دریغ است که به الگوگیری از دیگران روی آوریم.
باری... آنچه پیش روی شماست، یکی از این چهره های تابناک است.
حجربن عدی یک آیه کمال و یک سند فضیلت است.
آنچه او را برجسته تر می سازد، معرفت او به خدا و رسول و اهل بیت، و محبت او به خاندان رسالت و اطاعت او از پیشوایان حق و اولیا الهی است. آری معرفت، محبت و اطاعت، سه عنصری که با هم ارتباط تنگاتنگ دارند و سرمایه های هر انسان برای عمل صالح در بازار هستی و میدان زندگی اند. بی جهت نیست که در پی آشنایی با اسوه ها به نام و زندگی نامه این مرد می رسیم.
حجربن عدی و یاران همراه او، از شهدای افتخار آفرین تاریخ تشیعند که در عصر سکوت و خفقان، فریاد ظلم ستیزی سردادند و با طاغوت زمان خویش به مبارزه پرداختند و سرانجام در این آتش عشق، پروانه وار سوختند و حیات ابدی یافتند.
حجر و یاران او، برای جوانان فضیلت خواه جامعه ما و همه امت اسلامی در سراسر جهان، سرمشق ایمان، جهاد، هجرت، فداکاری، مبارزه با فساد، امر به معروف و نهی از منکر، دفاع از حق و افشای چهره نفاقند.
باشد که فروغی از حیات طیبه و روشنی بخش آنان در زندگی های ما و جوانان میهمان بتابد و عطر خلوص و معنویت و ایمان را در سراچه دل ها بیفشاند.
آنچه می خوانید، ترجمه و تلخیص و برداشتی آزاد از کتاب سودمند لبیب بیضون است، با عنوان حجربن عدی الکندی، راهب اصحاب محمد.(1) به پاس تکریم خدمت فرهنگی او به شهیدان راه ولایت و محبت علی ((علیه السلام))، در این شماره از مجموعه آشنای با اسوه ها عمدتا تکیه بر کار تحقیقی او شده و منابعی هم که در پاورقی ها یاد شده است، منابع همان کتاب است. البته صاحب این قلم، سعی کرده است که سبک این کتاب همچون بقیه کتاب های این مجموعه باشد تا برای جوانان عزیز، دلنشین و جذاب گردد.
به امید آن که شناخت این اسوه های کمال و فضیلت و غیرت دینی و حماسه مکتبی، روح ایمان و شجاعت را در فرزندان این مرز و بوم و پیروان اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) زنده تر سازد.
قم - جواد محدثی
آبان 1380 ش

شناخت اجمالی

یکی از قبایلی که در کوفه می زیست کنده بود. حجر را به سبب آن که از این قبیله بود. حجربن عدی کندی می گفتند.
چون اهل خیر بود و قدم در مسیر خیر می گذاشت، به حجر الخیر نیز معروف بود.
پیش از اسلام به دنیا آمده بود؛ اما در سال های آخر عمر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) توفیق یافت که مسلمان شود. از این رو، بهره گیری وی از حضور پیامبر، چند سالی بیش نبود؛ اما پیوسته در عمر خویش، پیکارگری در راه حق بود. در جنگ قادسیه در زمان خلیفه دوم حضور داشت و فاتح مرج عذرابود.(2)
وی، عابدی پارسا، مجاهدی ظلم ستیز، آمر به معروف و ناهی از منکر بود و از پیامبر خدا و امیرمؤمنان حدیث روایت می کرد. او شیفته نماز و نیایش، مستجاب الدعوه و از اصحاب برجسته پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. چنان دلباخته زهد و عبادت و نماز و روزه بود که او راراهب اصحاب محمدمی گفتند(3). هم در زیبایی چهره، از خوش سیماترین مردان کوفه بود(4) و هم در زیبایی روح و کمال اخلاقی، از نوادر روزگار به شمار می رفت.
اگر تولد او را آنچنان که گفته اند - در عصر جاهلیت بدانیم، هنگامی که پس از فتح مکه به اسلام گروید، حدود 27 سال داشت. هر چند دیر اسلام آورد و در سن او در آن هنگام چندان زیاد نبود، ولی در عمق ایمان و صداقت عقیده و باور استوار نسبت به دین خدا رسالت پیامبر، از بسیاری از کهن سالان و سابقه داران پیشتر و بارزتر بود.
به تعبیر مرحوم سید محسن امین: حجر، از نیکان صحابه بود، فرماندهی شجاع، بلند همت، عابد و زاهد، مستجاب الدعوه، عارف به خدا، مطیع محض فرمان پروردگار، حق گوی صریح، ظلم ستیز صبور، بی هراس از شهادت، ایثارگر در راه خدا و از هواداران خالص امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود. این که از سوی حضرت علی (علیه السلام) به فرماندهی سپاه در جنگ جمل و صفین برگزیده شد، نشانه شجاعت اوست. حاضر بود که بمیرد، ولی خواری و ذلت نپذیرد. آغوش به روی شهادت گشود؛ اما حاضر نشد از علی (علیه السلام) بیزاری بجوید و خود را از مرگ برهاند و حاضر شد که پسرش پیش از خودش شهید شود، تا مبادا با دیدن تیغ جلاد بالای سر پدرش، سست شود و دست از ولای علی بردارد....(5)
اینها گوشه ای از فضیلت های اخلاقی و روحی حجربن عدی است، که او را شایسته الگو بودن برای هر مسلمان حق جو و شهادت طب و وفادار به آرمان های والا ساخته است.

همپای حجر، در حوادث تاریخی

حجر بن عدی پس از افتخار شرف یابی به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ایمان آوردن به آیین او، پیوسته در راه گسترش این مکتب و دفاع از آن می کوشید، سخنان پیامبر را می شنید و به دیگران می رساند. چون در عراق می زیست، از حوادث مدینه که مرکز خلافت بود، کمی دور بود؛ اما در جریان حق و باطل بی تفاوت نبود.
وقتی یار پارسا و انقلابی پیامبر، ابوذر غفاری را به ربذه تبعید کردند و آن بزرگ مرد در تبعید گاهش غریبانه به شهادت رسید، حجر بن عدی و مالک اشتر از جمله کسانی بودند که شاهد جان باختن او بودند و بر پیکر آن صحابی نستوه، نماز خواندند.(6)
در دوران خلافت عثمان، حجر بن عدی در کوفه می زیست. خلاف کاری های عثمان گسترش یافته و آوازه آن به همه جا رسیده بود. دوازده نفر از چهره های برجسته و پارسا و مقتدر کوفه، نامه به خلیفه نوشتند و ضمن انتقاد از عملکرد نادرست او در امور مسلمانان، او را نهی از منکر کردند و راه صلاح و اصلاح را به وی یادآور شدند.
حجر بن عدی نیز یکی از نویسندگان این نامه اعتراض آمیز بود.(7)
موضع سیاسی حجر، جانبداری از حق مجسم در وجود علی بن ابی طالب (علیه السلام) بود و با حکمان غاصب هرگز کنار نیامد و در اعلام مواضع خویش بی پروا بود و سازش کاری نداشت.
وی شاهد ماجراهای تلخ آن روزگار در عرصه خلافت و حکومت بود و خون دل می خورد، تا آن که پس از کشته شدن عثمان، حجر بن عدی فرصت را مغتنم شمرد و در جبهه نورانی علوی، همه ظرفیت وجودی خویش را به کار گرفت و با همه توان به میدان آمد. حتی در عرصه فرهنگ دینی و نقل حدیث نیز از راویان معتبری به شمار می آمد که تنها از علی (علیه السلام) روایت می کرد، نه از دیگران! و در سروده های خویش حتی در میدان جنگ جمل، علی (علیه السلام) را وصی راستین پیامبر خدا معرفی می کرد و از خداوند متعال، سلامتی آن وجود پربرکت و هدایتگر را که ولی خدا و وصی پیامبر بود، مسألت می کرد.
در دوران خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، زمانی که پیمان شکنان از حکومت حق علوی سر بر تافتند و فتنه جمل پیش آمد، آن حضرت، نماینده ای به کوفه فرستاد تا مردم را برای یاری امام فراخواند. دلباختگان مولا، پاسخی مناسب و حمایتگرانه به فرستاده حضرت دادند و یک به پا خاسته، اطاعت و همراهی خویش برای پیکار با فتنه انگیزان را اعلام کردند. حجربن عدی نیز یکی از کسانی بود برخاست و گفت: ای مردم! به ندای امیر مؤمنان پاسخ دهید و سواره و پیاده بکوچید، حرکت کنید و بشتابید و من خودم پیشتاز این راه خواهم بود.(8)
جبهه نبرد صفین، موقعیت دیگر بود که حجر توانست با حمایت از امام خویش، جوهره ناب ایمان خود را به نمایش بگذارد. عملکرد او را در این مقطع تاریخ، جداگانه می آوریم.