یاد ایام (2) (رویداد های قمری)

نویسنده : معاونت فرهنگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام

آخر ماه ذیقعده، سالروز شهادت امام محمد تقی نهمین اختر تابناک آسمان امامت است. نام آن حضرت محمد و القاب مبارک ایشان جواد و تقی و کنیه شریفش ابوجعفر است. امام جواد در سال 195 هجری دیده به جهان گشود و در سال 220 هجری شربت شهادت نوشید. دوران امامت آن حضرت 17 سال بود(220ـ203) این دوره، دوران اختناق و استبداد مجدد پس از دوره آزادی نسبی برای شیعیان به شمار می آمد.
اوضاع سیاسی در عصر امام
شیعیان در این دوره، به عنوان خطری عظیم برای دستگاه خلافت عظیم برای دستگاه خلافت مطرح بودند و محبوبیت و مقبولیت امامان اهل بیت در میان توده های مسلمان، دستگاه را به وحشت انداخته بود. چند سال پیش از آغاز دوران امامت حضرت جواد علیه السلام در عراق قیام بزرگ علویان به وقوع پیوست.
در اواخر جمادی الثانی سال 199 محمد بن ابراهیم یکی از سادات حسینی که به نام «ابن طباطبا» معروف بود، در کوفه قیام بزرگی را رهبری کرد. در سال 200 در بلاد حجاز، شیعیان به رهبری محمد دیباج قیام کردند و برای مدتی حاکمیت خود را بر این منطقه مستقر ساختند. در سال 202 ه.در کوفه قیام سراسری دیگری به وجود آمد که رهبری آن را عبدالله برادر «ابی سرایا» به عهده داشت و رهبری معنوی آن با علی بن محمد بن جعفر الصادق علیه السلام بود.
در یمن نیز قیام شیعیان صورت گرفت و در سال 200ه. ابراهیم بن امام موسی کاظم علیه السلام انقلاب بزرگی به پا کرد و حکومت علویان را در سراسر یمن مستقر ساخت و در سال 208ه. قیام دیگری به رهبری عبدالرحمن بن احمد علوی صورت گرفت، همه این انقلاب ها و جنبشها در این دوره نشان می دهد که شیعیان نیرومندترین سازمان انقلابی و عظیم ترین خطر برای زمامداران خودکامه بودند.
رژیم عباسی آگاهی داشت که امام رضا و امام جواد علیه السلام در بین مردم از محبوبیت و مقبولیت عظیمی برخوردارند. از این رو مامون مجبور شد امام رضا علیه السلام را به نحو فریبکارانه ای به عنوان(ولیعهد) منصوب نماید و اعلام کند که در صدد انتقال قدرت سیاسی به آل علی علیه السلام می باشد. ولیعهدی امام رضا علیه السلام در سال 201ه. اتفاق افتاد. عمل مامون در واقع مانور دفاعی در مقابل قیام و انقلابات شیعیان از یک سو و به خاطر بهره برداری سیاسی از مقبولیت امامان از سوی دیگر بود. ولی با ولیعهدی امام رضا علیه السلام دستگاه خلافت با نگرانی مشاهده کرد که امام هشتم از آن برای تضعیف دستگاه خودکامه استفاده کرد؛ و پایگاه مردمی و سیاسی شیعیان تقویت گردید و به همین خاطر بود که مامون، امام رضا علیه السلام را مسموم کرد.
پس از شهادت امام رضا علیه السلام مامون در مقابل امام جواد علیه السلام یک سیاست سه بعدی در پیش گرفت؛ و در درجه اول می خواست با تظاهر به بستگی های نسبی و سببی با امامان شیعه، از مقبولیت و محبوبیت آنان به نفع خود استفاده کند. طبق همین سیاست، وی دختر خود ام فضل را به عقد امام جواد علیه السلام در آورد، مامون از این ازدواج سه هدف را تعقیب می کرد:
1ـ قدرت اجتماعی و نفوذ مردمی امام جواد علیه السلام، خلیفه مقتدری چون مامون را مجبور ساخت تا برای کسب پایگاه مردمی، تظاهر به قرابت سببی به امام نماید.
2ـ روش مامون این بود که امام را دائما تحت مراقبت قرار می دهد و فعالیت امام را شدیدا کنترل می نماید تا امام نتواند با استفاده از مقبولیت عمومی و پایگاه نیرومند مردمی، انقلاب کند. در هر حال، امام جواد علیه السلام در سراسر عمر به گونه های مختلف زیر نظر رژیم قرار داشت و این امر نمایانگر هراس عباسیان از نفوذ وی بود.
3ـ مامون در صدد بود با شیوه های مختلف، چهره امام را لکه دار کند و پایگاه مردمی و نفوذ توده ای را تضعیف نماید. مناظره هایی که در سالهای آغاز امامت حضرت جواد علیه السلام در دربار ترتیب داده شد و طی آن مامون علمای زبر دست مذاهب مختلف را گماشت تا مسائل مشکل کلامی و فقهی و فلسفی را با امام مطرح سازند، به منظور دست یابی به همین هدف بود.
مامون انتظار داشت امام جواد که در سنین نوجوانی بود از این متکلمین ورزیده شکست بخورد و دستگاه بتواند آن را به عنوان عدم توانایی علمی و فکری امام شایع سازد و در جهت تضعیف پایگاه اجتماعی امام از آن استفاده کند. این شاگردی بود که مامون علیه امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام نیز به کار برد.. مامون بی خبر بود که اینان رهبران الهی اند که مستقیما از چشمه زلال معارف ملکوتی سیراب می شوند، به همین دلیل از این اقدامات نتیجه معکوس گرفت.
پس از مرگ مامون، با روی کار آمدن متعصم، فشار رژیم نسبت به امام بیشتر شد. مامون روش تزویر را ترجیح می داد ولی متعصم معتقد به زور بود. به همین جهت زندان و شکنجه و آزار و کشت و کشتار شیعیان در دوره متعصم فزونی داشت و از آنجایی که امام جواد علیه السلام به واسطه مقام امامت و پیشوایی شیعه شهرت و عظمت کافی به دست آورده بود و شیعیان در انتظار صدور فرمان و اوامر و نواهی او بودند، دستگاه خلافت وی متوجه بود که مبادا حرکتی به رهبری امام بر ضد حکومت مرکزی تربیت داده شود و این مساله با سعایت و دسیسه های اعوان و انصار معتصم نیز تقویت می گردید.
از این رو در بیست و هشتم ماه محرم به سال 220 هجری، پیشوای نهم را از مدینه به بغداد دعوت نمود، هرچند این دعوت با احترام و تعظیم صورت گرفت ولی در حقیقت امر احضار اجباری بود و نقشه این بود که زیر نظر مستقیم خلیفه قرار گیرد.
فیض بزرگ
شهادت در راه احکام الهی و تبلیغ پیام ارزنده اسلام، عالی ترین و ارزنده ترین نشان افتخاری است که بر تارک زندگی پیشوایان معصوم ما می درخشد و آنان این جان نثاری را در راه قرآن از جان و دل پذیرا شده اند.
شهادت و مسمومیت امام جواد علیه السلام یکی از غم انگیزترین صحنه های شهادت در راه خداست، چنانکه پدر بزرگوارش از آن خبر بود.
کمی بعد از تولد امام محمد تقی علیه السلام، حضرت رضا علیه السلام در سخنان کوتاهی خطاب به اصحابش فرمود: خداوند فرزندی نصیبم کرد همچون موسی بن عمران شکافنده دریاهاست و مادرش به سان مادر عیسی پاک و مقدس است ولی او به ظلم کشته می شود. به طوری که فرشتگان آسمان بر او می گریند و خداوند بر دشمن او و بر کسی که به او ستم نماید غضب می کند و او را به عذابی دردناک گرفتار می سازد.
هنوز بیش از 25 سال ئ اندی از این ماجرا نگذشته بود که پیش بینی حضرت تحقق یافت و امام جواد به دست معتصم عباسی در اثر سم، در 25 سالگی به فیض شهادت و وصول به مراتب رضوان و خشنودی پروردگار نائل آمد.
عوامل شهادت
شهادت زود هنگام آن حضرت گویای دو نکته است:
1ـ تلاش و فعالیتهای امام جواد در پاسداری از فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ترویج و گسترش فقه آل محمد صلی الله علیه و آله که برای زمامداران بنی عباس خطر آفرین بود. فقهی که اساس آن بر امامت و ولایت استوار است و استقرار و اشاعه عدالت، در پرتو تشکیل حکومت و به دست گرفتن قدرت است.
استقرار امام در مدینه، آن شهر را کانون توجه اندیشمندان و مرکز نشر فرهنگ امامت کرده بود و علما و دانشمندان از هر سو برای بهره گیری از خرمن پرفیض حضرت جواد علیه السلام به سوی آن شهر می شتافتند؛ بخصوص هنگامی که فصل حج فرا می رسید، فقها و دانشمندان بغداد و دیگر شهر ها پس از انجام مراسم حج به مدینه روی می آوردند تا با امام جواد علیه السلام دیدار کنند و از دانش وسیع آن حضرت رهتوشه برگیرند. برگزار کردن جلسات بحث و مناظره با دانشمندان مذاهب مختلف، آموزش و تعلیم و تربیت عموم مردم و بخصوص فقها، افشای سیاستهای ضد اسلامی و ضد مردمی حاکمان پیشین و بویژه مامون، جدا کردن خط امامت از خلافت و خنثی کردن تبلیغات گمراه کننده رژیم در ابعاد مختلف آن، از جمله فعالیتهای علمی و فرهنگی حضرت در مدینه بود.
آشکار شدن بیش از پیش و منزلت علمی و عملی امام نیز به خودی خود چیزی بود که دستگاه خلافت آن را خوش نمی داشت؛ چرا که این صورت ممکن بود امام تبدیل به قدرتی شود که حکومت غصب و جور را تهدید کند. از همین روی با همه کسان که به نحوی به بازگو کردن فضایل و یا بیان حتی چیز هایی که خود دیده بودند، می پرداختند به سختی برخورد می شد و چه بسا مجازات مرگ در انتظار آنان بود؛ و همین انگیزه بود که عباسیان از نفوذ و تاثیر کلام و رفتار و منش حضرت جواد علیه السلام دچار وحشت شدند و در صدد توطئه و دسیسه برآمد و کمر به قتل آن بزرگوار بستند و به پیروی از یک سیاست پلید قدیمی که رجال بزرگ را بی سر و صدا به وسیله زهر از میان بر میداشتند، او را نیز به وسیله همسرش «ام الفضل» که خواهر معتصم بود با انگور مسموم نمودند.
2ـ عاملی که قبلا ذکر گردید بیشتر مورخین به آن توجه داشته اند ولی «عیاشی» صاحب تفسیر معروف نکته دیگری را ذکر می کند که خالی از اهمیت و اعتبار نیست، بویژه آنکه چند تن از متارخین از دانشمندان اسلامی، آن نظر را پذیرفته اند. او می نویسد: انگیزه مسمومیت آن بزرگوار بر اساس تعصبات خشک و بی مورد مذهبی بوده است که از سوی برخی از فقیه نماهای دین فروخته آن روز صورت گرفت.

رویداد های ذیحجه

فاجفه جمعه خونین مکه

روز ششم ذیحجه سال 1366ه.ش. حاجیان ایرانی به همراه برخی از حجاج، که از سای کشورها به صف ایرانیان پیوسته بودند، راهپیمایی عظیم برائت از مشرکین را در مکه معظمه آغاز کردند.
حجاج بیت الله الحرام در این راهپیمایی با شکوه و اظهار تنفر از آمریکا و اسرائیل از همه کافران و مشرکان اعلام برائت نموده، مسلمانان سراسر جهان اسلام را به اتحاد و یکپارچگی، جهت مبارزه بی امان با سلطه قدرتهای شیطانی، در راس آنان شیطان بزرگ آمریکایی جنایتکار، دعوت نمودند.
گویی در و دیوار شهر مکه و آسمان، همصدا با حجاج شعار می دادند. تمام عرب و عجم مبهوت و مسحور این طنین الهی شده بودند.
راهپیمایان پس از استماع پیام تاریخی رهبر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی قدس ستره با شعار الله اکبر و لا اله الا الله و مرگ بر آمریکا برای ادای فریضه مغرب روانه حرم شدند. پس از طی مسافتی، در حالی که جلوی جمعیت عظیم راهپیمایان، زنان و نیز جانبازان انقلاب در حرکت بودند، ناگهان ستونهای از نظامیان آل سعود هویدا شدند. آنان لحظه ای بعد، به طرف صفوف حمله کردند و با باطوم بر سر و روی زایران بی گناه کوبیدند. اینان از یک طرف و مزدوران دیگر نیز از بالای پله ها و ساختمانها، سنگ و آجر و آهن و شیشه و بلوک سیمانی بر سر و روی مردم می ریختند. پس از آن، شلیک گاز های سمی و خفه کنند آغاز شد و به دنبال آن رگبار گلوله ها به قصد کشتن راهپیمایان برائت از مشرکین سرازیر گردید و پیکر های پاک انسانی که جرمشان اعلام برائت و بیزاری از آمریکا و اسرائیل و ایادی ناپاکشان بود، خاک و خون غلتید. چادر ها از سر زنان افتاد و زیر دست و پا له شدند وعده ای از آنان به وسیله گاز های خفه کننده و رگبار گلوله ها، شربت شهادت نوشیدند.
این جنایتکاران حتی به آمبولانسهای حامل مجروحان نیز یورش می برند و مانع از جمع آوری آنان می شدند.
این جنایات در جمعه خونین مکه، آنقدر فجیع بود که برای مرتکبان و بانیان آن، جز لکه های ننگ ابدی در صفحات تاریخ و فضاحت و رسوایی نزد ملتها، اثری از خود باقی نگذاشت. آری، این حادثه جانسوز، که وصف و شرح آن در این اوراق نمی گنجد، نه تنها قلب مسلمانان جهان که دل آزادگان دنیا را نیز به درد آورد و همه را در عزا و ماتمی بزرگ فرود برد. لیکن به قول امام کبیرمان ـ رضوان الله تعالی علیه ـ:
«ما در عین حال که شدیدا متاثر و عزادار از این قتل عام بی سابقه امت محمد صلی الله علیه و آله و پیروان ابراهیم حنیف و عاملین به قرآن کریم گردیده ایم، ولی خداوند بزرگ را سپاس می گزاریم که دشمنان ما و مخالفین سیاست اسلامی ما را از کم عقلان و بی خردان قرار داده است. چرا که خودشان هم درک نمی کنند که حرکتهای کورشان، سبب قوت و تبلیغ انقلاب و معرف مظلومیت ملت ما گردیده است و در هر مرحله ای سبب ارتقای مکتب و کشورمان را فراهم کرده اند...».
شکسته شدن حرمت
بی شک یکی از ابعاد بسیار بزرگ و دردناک حادثه حج خونین، شکسته شدن حرمت خانه خدا به دست آل سعود بود، که باید اذغان داشت داغ و درد آن بسیار سوزناک تر از غم از دست دادن عزیزانمان در این حادثه بود؛ زیرا در قران کریم آمده است که زائران کعبه باید از احترام خاص برخوردار باشند و نباید حرمت آنان شکسته شود. چنانکه می فرماید:
«ای اهل ایمان، حرمت شعائر خدا(یعنی مناسک حج) و ماه حرام ا نگا دارید و متعرض هدی و قلائد (یعنی قربانیهای حاجیان چه علامت قربانی به گردن آن باشد یا نباشد) نشوید و نیز تعرض به زائران خانه محترم کعبه را، که در طلب فضل خدا و خشنودی او آمده اند، حلال نشمارید».(143)
و نیز کعبه و مسجد الحرام در قران کریم جای امن برای شهری و روستایی و کسانی که از دور و نزدیک آمده اند، قرار داده شده و به کسانی که بخواهند اراده ظلم و تعدی در این مرکز قداست کنند، وعده عذاب داده شده است، چنانکه می فرماید:
«آنان که به خدا کافر شده و مردم را از راه دین خدا منع می کنند و نیز رفتن به مسجد الحرام، که ما حرمت احکامش را برای اهل آن شهر و بیابان نشینان یکسان قرار دادیم، مانع می شود و کسی که در آنجا اراده الحاد و تعدی کرده و به مردم ظلم و ستم کند، همه را (به کیفر کفر و ظلمشان) عذاب دردناک می چشانیم».
با این وصف، وهابیان آل سعود افزون برکشتار انسانهای بی گناه، به شکستن حرمت و قداست حرم نیز آلوده شدند، و به راستی که این جنایت هرگز فراموش نمی شود و مسلمانان در غم آن آرام نخواهند گرفت.
سخنان دردناک رهبر کبیر انقلاب ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که در این حزن و اندوه سنگین و بزرگ، آرامش خویش را از دست داد، نمایانگر ابعاد عظیم این فاجعه است:
«بارالها! تو خود شاهدی که در این سال، ما جانبازان و مهاجران و مجاهدانی داشتیم که به سوی تو و به سوی خانه امن تو، که از صدر خلقت تا کنون مامن هر موجودی بوده است، هجرت کردند و در پیش چشمان حیرت زده مسلمانان کشورهای جهان، به دست پلید آمریکا، که از آستین آل سعود به در آمده است، به خاک و خون کشیده شدند و در آستانه عاشورای ولی الله الاعظم ـ سلام الله علیه ـ عاشورایی دیگر، با ابعاد مختلف، در جوار تو و خانه امن تو، در جمعه خونین پدید آوردند که ای کاش نبودم تا آن را ببینم و یا بشنوم، نه برای شهادت عزیزانی ماست و شهدی است آشنا برای زنان و مردان و کودکان ما که در یورشهای مغولانه صدام عفلتی، شدیدتر و فجیع تر آن را چشیده اند و دیده ایم، بلکه برای مصیبتی است که نه تنها برای پیغمبر اسلام ـ صلوات الله علیه ـ که برای تمامی انبیا و مرسلین، از آدم تا خاتم پیش آمد، به فرمان کاخ سیاه به دست ناپاک آل سعود این شقی ترین جانیان عصر، بالاترین مقام مقدس الهی شکسته شد...».
مساله حجاز ابعاد مختلف دارد، منتهی بزرگترین بعدش همین است که احترام یک محل مقدس از بین رفت و مسلمین ساکت نخواهند نشست بعد ها.
مساله حجاز مساله ای است که ما باز خواب هستیم، دنیا هم باز خواب است که چند شد.
مساله حجاز، مساله بزرگترین مقامات قدس اسلامی و دنیایی است که شکسته شد، کعبه احترامش پیش ما تنها نیست، پیش مسلمانان تنها نیست، کعبه را همه ملل محترم می شمارند، همه مللی که به دین اعتقاد دارند. کعبه، کعبه ای است که از زمان اول خلقت، محترم بوده است.
من واقعا در مسائل خیلی تحمل داشته ام، در مسائل جنگ، در همه اینها تحمل داشتم، اما این، بی تحمل کرده مرا، مساله غیر از این مسائل است».
حادثه هولناک و غم انگیز جمعه خونین حج، اگر چه دلها را سوزاند و جهان اسلام را در ماتمی بزرگ فرو برد، لیکن همچنانکه در طول تاریخ همواره جنایات دشمنان اسلام، عاملی بوده است برای تقویت و تبلیغ ارکان دین مبین، حادثه مزبور نیز وسیله ای شد برای تبلیغ و ترویج اسلام ناب محمدی و ابطال اسلام آمریکایی.
حضرت امام خمینی قدس سره درباره اثر خون پاک شهدای جمعه خونین مکه، در افشای چهره باطل و اثبات حق، فرمودند:
«... اگر از صدها وسیله تبلیغاتی استفاده می کردیم و اگر هزاران مبلغ و روحانی را به اقطار عالم می فرستادیم تا مرز واقعی بین اسلام راستین و اسلام آمریکایی و فرق بین حکومت عدل و حکومت سرسپردگان مدعی حمایت از اسلام را مشخص کنیم، به صورتی چنین زیبا نمی توانستیم؛ و اگر می خواستیم پرده از چهره کریه دست نشاندگان آمریکا برداریم و ثابت کنیم که فرقی بین محمد رضا خان و صدام آمریکایی و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلام زدایی و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوکر آمریکا هستند و مامور خراب کردن مسجد و محراب و مسوول خاموش نمودن شعله فریاد حق طلبانه ملتها، باز به این زیبایی میسر نمی گردید و همچنین اگر می خواستیم به جهان اسلام ثابت کنیم که کلید داران کنونی کعبه، لیاقت میزبانی سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تامین آمریکا و اسرائیل و تقدیم منافع کشورشان به آنان کاری از دستشان بر نمی آید، بدین خوبی نمیتوانستیم بیان کنیم؛ و اگر می خواستیم به دنیا ثابت کنیم حکومت آل سعود، این وهابی های پست بی خبر از خدا، بسان خنجرند که همیشه از پشت، در قلب مسلمانان فرو رفته اند. به این اندازه که کارگزاران ناشی و بی اراده حاکمیت سعودی در این قسمت و بی رحمی عمل کرده اند، موفق نمی شدیم، و حقا که این وارثان ابی سفیان و ابی لهب و این رهروان یزید روی آنان و اسلاف خویش را سفید کرده اند»
بدون شک آثار و برکات خون شهدای فاجعه جانگداز مکه، در آنچه ذکر شد خلاصه نمی گردد، بلکه به قول امام راحلمان:
«خونی که از دل اقیانوس بزرگ ملت ما بر سرزمین حجاز جاری شده است، زمزم هدایتی برای تشنگان سیاست ناب اسلام گردیده است که ملتها و نسلهای آینده از آن سیراب و ستمکاران در آن غرق و هلاک شوند.»