یاد ایام (2) (رویداد های قمری)

نویسنده : معاونت فرهنگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

در گذشت مرحوم مجلسی ـ قدس سره ـ

علامه مجلسی، بزرگمردی است که تاریخ روحانیت اسلام، نظیر او را کمتر به خود دیده است. وی در علوم گوناگون دست داشت و در فقه و حدیث سرآمد دیگران بود؛ و در حیات پر برکت خویش خدمات شایان و گرانقدری به فرهنگ اسلامی نمود.
ولادت علامه
در تاریخ وقایع الایام و السنن آمده است. ولادت رئیس محققین، عالم کامل و شیخ الاسلام و المسلمین، مولانا محمد باقر مجلسی فرزند مولانا محمد تقی مجلسی در سال 1307 در دارالعلم اصفهان واقع شد؛ و از حواشی بحار الانوار نقل شده است که خود آن بزرگوار فرموده است: از عجایب اینکه تاریخ ولادت من، مطابق است با عدد «جامع کتاب بحارالانوار»(از نظر حروف ابجدی). علامه، سومین و کوچکترین فرزند مرحوم ملا محمد تقی مجلسی می باشد. علامه در کودکی نزد پدر خود به آموختن دانش پرداخت و در سن جوانی در علوم گوناگون متبحر گردید و پس از آن به جمع آوری آثار و اخبار اهل بیت علیه السلام مشغول شد.
استادان علامه مجلسی
از آنجا که انفاس قدیسه بزرگانی که مرحوم علامه در محضر آنان دانش آموخته است گذشته از علوم مختلفی که از آن دانشمندان فرا گرفته در رسیدن وی به چنین مقام والایی موثر بوئه است، به اسامی جمعی از آنان دیلا اشاره می نماییم:
1ـ عالم جلیل القدر ملا محمد تقی مجلسی اول، پدر علامه مجلسی.
2ـ دانشمند وارسته مولی محمد صالح مازندرانی.
3ـ حکیم متاله سید محمد حسین طباطبایی نائینی.
4ـ علامه حسنعلی شوشتری مولف کتاب تبیان در فقه.
5ـ شیخ علی نواده شهید ثانی.
6ـ میرزای جزایری مولف کتاب جوامع الکلم.
7ـ محدث عالی مقدار شیخ حر عاملی صاحب کتاب وسایل الشیعه.
8ـ عالم عارف ملا محسن فیض کاشانی.
شاگردان علامه مجلسی
برخی از علما، شاگردان نامی را بیش از هزار تن نوشته اند که در بین آنان، چهره های برجسته ای به چشم می خورد مانند:
1ـ میر محمد حسین خاتون آبادی، نوه مجلسی و مولف کتاب حدائق المقربین.
2ـ میر محمد صالح، داماد علامه مجلسی.
3ـ شیخ محمد اردبیلی مولف کتاب معروف «جامع الرواه» در علم رجال.
4ـ مولی ابوالحسن شریف بم محمد طاهر عاملی نجفی، جد مادری شیخ محمد حسن صاحب جواهر.
5ـ شیخ محمد اکمل پدر وحید بهبهانی.
6ـ مولی محمد رفیع گیلانی و دیگر تلامذه آن بزرگوار و... .
آثار علامه مجلسی
1ـ بحار الانوار: بزرگترین و والترین خدمتی که علامه به اسلام و تشیع نمود گردآوری احادیث و اخبار اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام در دابره المعارفی بزرگ به نام بحارالانوار است.
علت تالیف بحار: علامه مجلسی در مقدمه «بحار الانوار» چنین می گوید:
«در ایام جوانی سخت علاقه به فراگرفتن انواع علوم داشتم؛ و میخواستم از همه فنون بهره ای داشته باشم، به فضل خداوند سبحان اطلاع بر آن علوم یافتم سپس اندیشیدم که آنچه برای رستاخیز سودمند و وسیله رشد و هدایت انسان است، علوم اهل بیت است. لذا از میان همه علوم، اخبار آل محمد صلی الله علیه و آله را برگزیدم. در آن باره به بحث و تحقیق و مطالعه پرداختم؛ وبرای تامین این منظور در شرق و غرب به جستوجوی آن کوشیدم و نزد هرکس گمان بردم حدیثی هست برای دست آوردن آن اصرار ورزیدم.
عده ای از برادران دینی من در این راه به من کمک کردند، آنان برای دریافت احادیث به شهر ها سفر نمودند؛ و به هر نقطه و ناحیه ای که امکان داشت سرزدند، تا آنان که به فضل خداوندی بسیاری از کتب قدیمه و اصول معتبه که در زمان های گذشته مورد استفاده و استناد علما بوده و دانشمندان ما در زمانهای فترت به آنها رجوع می کردند، در نزد من جمع شد.
چون در آنها دقت نمودم، دیدم مشتمل بر فواید زیادی است که کتب مشهور و متداول کنونی، خالی از آن است، در میان آن ها بر بسیاری از مدارک احکام دین آگاه شدم با اینکه اکثر علما اعتراف نموده اند که کتب موجود از وجود مدرکی که بتواند به تنهایی ماخذ حکم قرار گیرد، خالی است. به همین جهت نهایت سعی و کوشش خود را به عمل آوردم تا ان اخبار و اصول معتبر شیعه را تصحیح و منظم و منقح گردانم، زیرا می بینیم که زمان هم از آنچه موجب ترقی معنوی آنهاست رو گردانند، لذا ترسیدم مبادا این کتابها به زودی به دست فراموشی سپرده شود و این آثار ذی قیمت، از میان برود. این بخش از مقدمه بحارالنوار، بسیار جالب و خواندنی است ولی چون نظر ما بر اختصار است، تنها قسمتی از آن را که گویای انگیزه آن بزرگوار در نوشتن این کتاب بود، نقل کردیم.
2ـ مرآه العقول فی شرح اخبار الرسول: کتابی تحقیقی ، فقهی و بسیار پرارج است که علامه در شرح کتاب کافی شیخ کلینی رضوان الله علیه، با دقتی بی نظیر تحریر فرموده است.
علامه مجلسی در این کتاب، تک تک احادیث را نقل فرموده سپس در یک کلمه نظر خود را نسبت به سند حدیث (صحیح حسن، موثق، مرسل، ضعیف، مجهول، مرفوع) بیان نموده آنگاه به شرح و تفسیر می پردازد؛ و در احادیثی که نظرات مختلف علما آمده است، در ابتدا آنها را به شرح و تفسیر می پردازد؛ و در احادیثی که نظرات مختلف علما آمده است، در ابتدا آنها را بررسی نموده؛ و پس از آن خود را اظهار می نماید. در برخی از احادیثی که مورد اختلاف است یا نیاز به تفسیر مبسوط دارد، پیش از چند صفحه به شرح و بررسی آنها اختصاص می دهد و در کوتاه سخن می توان گفت، این کتاب از آثار از آثار بسیار مفید و مورد علاقه علما و دانشمندان و فقها و طلاب علوم دینی می باشد.
3ـ ملاذ الاخیار: شرح «تهذیب» سومین کتاب از کتب اربعه تعالیف شیخ طوسی(ره).
4ـ شرح الاربعین.
5ـ الوجیره فی الرجال.
6ـ الفوائد الطریقه فی شرح الصحیفه «السجادیه».
7ـ رساله الاوزان.
8ـ المسائل الهندیه.
9ـ رساله الاعتقادات: این کتاب که حدود 760 سطر و در اعتقادات است که در یک شب نگاشته است.
10ـ رساله فی الشکوک.
11ـ حق الیقین.
12ـ عین الحیاه.
13ـ حلیه المتقین.
14ـ حیاه القلوب.
15ـ مشکاه الانوار، در آداب قرائت قرآن و دعا
16ـ جلاء العیون.
17ـ تحفه الزائر.
18ـ مقیاس المصابیح.
19ـ ربیع الاسابیع.
20ـ رساله دیاب.
21ـ رساله در اوقات.
22ـ رساله در جفر.
23ـ رساله در بهشت و دوزخ.
24ـ رساله اختیارات ایام.
25ـ ترجمه عهدنامه امیر المومنین علیه السلام به مالک اشتر.
26ـ شرح دعای جوشن کبیر.
27ـ رساله در رجعت.
28ـ رساله در آداب نماز.
29ـ رساله در زکات.
و بیش از 30 رساله دیگر در مسائل مختلف و ترجمه دعاها و کتابهای مختصر در عقاید و احکام که از این مولف بزرگ باقی مانده است.
برخی از علما با محاسبه ای که کرده اند، نوشته های بزرگوار را تقسیم بر ایام عمرش نموده اند، هر روز در حدود 53 خط شده است، گه قطعا چنین خدمتی بی توفیق الهی برای احدی میسر نیست.
مرحوم علامه از دیدگاه دانشمندان
مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب امل الامل چنین می گوید:
«سرور والا مقام ما، محمد باقر، فرزند محمد تقی مجلسی، دانشمند با فضلیت، استاد کار آزموده، پژوهشگر موشکاف، فقیه متکلم، محدث و جامع تمام خوبیها و فضلیتها، بلند پایه و گرانقدر دارای آثار سودمند بسیاری است مانند بحار الانوار در اخبار ائمه اطهار که روایتها و احادیث تمام کتب شیعی به استثنای کتب اربعه و نهج الابلاغه را ـ که کمتر از آن نقل می کند ـ به ترتیب شیوا و نظیم دقیق گردآوری نموده و مشکلات آن را توضیح داده است».
مرحوم شیخ یوسف بحرانی در لولو البحرین چنین می گوید:
«علامه دانشمند، نه تنها در دوران خویش بلکه قبل و بعد از آن نیز برای او همتایی در ترویج دین و احیای شریعت سید مرسلین؛ و در تالیف و تصنیف و امر به معروف و نهی از منکر و ریشه کن کردن هواپرستان؛ و بدعت گذاران ویژه فرقه صوفیه، نبوده و نیست.
در زمان خود پیشوا و رهبر امت بود. جمع بین ریاست دنیوی و دینی نمود، امام جمعه و جماعت بود. او همان کسی است که روایت اهل بیت را در کشور های مختلف ـ بخصوص ایران ـ منتشر ساخت و احادیث را از عربی به فارسی ترجمه کرد و سختگیری آن مرد بزرگ در امر به معروف و نهی از منکر زبانزد عام و خاص بود».
مرحوم مقدس اردبیلی چنین میگوید:
«محمد باقر مجلسی تبحر او در علوم غقلی و نقلی و دقت نظر وی مشهورتر ار آن است که بیان شود و بالاتر از این است که در واژه ها گنجانده شود و دارای کتابهای بسیار ارزشمندی است».
صاحب کتاب حدائق المقربین گوید:
« محمد باقر مجلسی (ره) از برترین و بزرگترین فقها و محدثین و علمای دین بود. او در فنون فقه و تفسیر و حدیث و رجال و اصول وو کلام بر دیگر فضلای دهر برتری داشت. هیچ یک از دانشمندان و اهل علم و عرفان ـ از متقدین و متاخرین ـ بر او پیشی نگرفته است، نه در جلالت و عظمت شان و نه در جامعیت در علوم».
کوتاه سخن اینکه علما و دانشمندان، علامه مجلسی را به بزگی اد کرده اند و خدمات ارزشمند او را نسبت به مذهب و مکتب ارج نهاده اند و با این همه اعتراف می کنند که آنچه در تعریف و ستایش آن بزرگوار گفته اند مشتی از خروار بیش نیست.
بحار و مولف آن از دیدگاه امام قدس سره
«کتاب بحار الانوار که تالیف عالم بزرگوار و محدث عالیقدر محمد باقر مجلسی است، مجموعه ای است قریب به چهار صد کتاب و رساله که در حقیقت یک کتابخانه کوچکی است که با یک اسم نام برده می شود، صاحب این چون دیده کتابهای بسیاری از احادیث است که بواسطه کوچکی و گذشتن زمانها از دست می رود تمام آن کتابها را بدون آنکه التزام به صحبت همه آنها داشته باشد، در یک مجموعه به اسم بحارالانوار فراهم کرده و نخواسته کتاب عملی بنویسد یا دستورات و قوانین اسلام را در آنجا جمع کند تا در اطراف آن بررسی کرده و درست را از غیر درست جدا کند. در حقیقت، بحار، خزانه همه اخباری است که به پیشوایان اسلام نسبت داده شد، چه درست باشد یا نادرست، در آنهایی هست که خود صاحب بحار، آنها را درست نمی داند و او نخواسته کتاب عملی بنویسد تا کسی اشکال کند که چرا این کتابها را فراهم کردی؟ پس نمی توان هر خبری که در بحار است به رخ دینداران کشید که آن خلاف عقل یا حس است، چنانکه نتوان بی جهت اخبار آن را رد کرد که موافق سلیقه ما نیست، بلکه هر روایتی باید بررسی شود و آنگاه با میزان هایی که علما د راصول تعیین کرده اند، عملی بودن یا نبودن آن را اعلان کرد».(130)
امام امت قدس سره در نجف اشرف نیز درباره علامه مجلسی فرموده اند:
«در امور سیاسی، در این صد و چند سال اخیر که نزدیک به زمان ماست و یا مقداری بیشتر برویم، می بینیم طایفه ای از علما، از مقاماتی گذشته اند و به بعضی از سلاطین متصل شده اند با اینکه می دیدند مردم با سلاطین مخالفند، ولی برای ترویج دیانت، برای ترویج تشیع اسلامی، برای ترویج مذهب به سلاطین متصل شدند و آنان را به ترویج مذهب تشعیع وادار کردند. آنها آخوند درباری نبودند، این اشتباهی است که بعضی از نویسندگان ما می کنند، این آقایان اهداف سیاسی داشتند، اغراض دینی داشتند. به محض اینکه به گوش کسی خورد، مرحوم مجلسی، محقق ثانی، شیخ بهائی ـ رضوان الله علیهم ـ با آنها رابطه داشتند، به سراغ آنها می روند نباید خیال کنند که آقایان برای کسب جاه و عزت، احتیاج به سلاطین داشتند و می رفتند تا سلطان حسین یا شاه عباس به آنها عنایتی بکنند! این حرفها در کار نبوده است، اینها گذشت کردند، مجاهده نفسانی کردند تا بدین وسیله و به دست آنان مذهب را ترویج نمایند در محیطی که وقتی از سب حضرت امیر علیه السلام جلوگیری شد، در یکی از بلاد ایران تا شش ماه مهلت خواستند که سب بکنند! در چنین محیطی که سب حضرت امیر علیه السلام رایج بوده و از مذهب تشیع خبری نبوده این آقایان با مجاهده، خودشان را پیش مردم طوری کردند که در آن عصر به آنان اشکال داشتند ـ البته از باب نفهمی ـ در زمان ائمه علیه السلام هم بودند افرادی که برای خدمت به شیعه، متصل می شدند به بعضی مقامات مانند علی بن یقطین. این درباری شدن نیست، آدم سازی است.»(131)
در اینجا، برخی از روایات را که علامه مجلسی در «بحارالانوار» در رابطه با نزدیک شدن عناصر سودجو به دربارها نقل نموده است یادآور می شویم تا بهتر به حقیقت بیانات امام امت قدس سره و موقعیت والای علامه پی بریم:
1ـ امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید:
«کسانی که ما را شناختند، امید نجات دارند مگر سه گروه:1ـ همکاران سلطان ستمکار،
2ـ همراهان با نفس و هوا، 3ـ آنان که فسق و گناه را آشکار نموده اند».
2ـ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
«بی وفاترین مردم ملکوت و پادشاهنند. دوستانشان اندک و شقی ترین مردم همانها می باشند».
«چون قیامت به پا شود، منادی فریاد برآورد: ستمکاران و یاران و کمک کنندگانشان پیش آیند، همه آنها که کوچکترین کمکی (به ستمگران) کردند، احیانا دوات ستم پیشه ای را لیقه نموده و کیسه ای برای آنها بستند و یا مرکب برای قلمشان فراهم ساختند، اینان با ستمگران همنشین و محشورند».
«علما، امینان پیامبرانند تا آن زمان که در دنیا داخل نشده اند. سوال شد: چگونه در دنیا داخل شوند؟ حضرت فرمود: آن هنگام که پیروی از سلطان کنند، پس اگر آنان را چنین دیدید، به انها اعتماد نکنید و از آنها برحذز باشید نسبت به دینتان».
«چهار چیز قلب را فاسد می کند و همچنان که آب گیاه را می رویاند، نفاق را در دل انسان می رویاند:1ـ شنیدن صدای لهو،2ـ بدزبانی و فحاشی،3ـ رفتن به دربار سلاطین، 4 دنبال کردن صید».
«... ملازم سلطان، هر اندازه به او نزدیک شود، همان اندازه از خداوند دور می گردد».
در این زمینه روایات جالب دیگری نیز، علامه بزرگوار ـ در بحار الانوار نقل می کند که هر یک دلیل روشن و واضحی است بر دوری و نزاهت علامه از نزدیک شدن به درگاه سلاطین جور، به انگیزه های باطل.
وفات علامه مجلسی
سرانجام، مرحوم علامه، پس از عمری تلاش بی وقفه درراه تدوین و نشر فرهنگ پربار اسلامی در سن 73 سالگی در سال 1110 هجری قمری در شب 27 ماه مبارک رمضان، دنیای فانی را وداع گفت و به جوار رحمت الهی شتافت؛ و در شهر اصفهان نزدیک قبر پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد. علاقه مندان همواره به زیارت قبر مقدسش مشرف شده و نسبت به وی اظهار ادب و احترام می کنند. خداوند درجاتش را بلندتر گرداند و مارا موفق به استفاده از کتابها و آثار ارزشمندش بنماید.

رویدادهای شوال

عید فطر

عید فطر یکی از اعیاد بزرگ اسلامی است، به همین مناسبت بیانات پر محتوای شهید بزرگوار حجه الاسلام ئ المسلمین با هنر را، که حاوی نکات مهمی درباره شکوه و عظمت این عید است، می آوریم:
مادر اسلام دو عید داریم: یکی عید فطر و دیگری عید قربان؛ و نماز عید در همین دو عید وارد شده است و دعوت به اجتماع مردم هم در این دو عید سفارش شده است. این دو عید را برادران اهل سنت در کشور های عربی خیلی ارج می نهند و جشن میگیرند و مراسم بزرگ برپا می کنند.
خوشبختانه در اوایل انقلاب و پس از آن، در ایران اسلامی نیز عید فطر شکل و شمایل تازه ای پیدا کرد و برادران و خواهران شاهد بودند که مراسم عید فطر در تپه های قیطریه مبدا حکت منظم و راهپیمایی عظیمی در سراسر خیابانهای تهران بود که به دنبال آن، راهپیمایی ها و تظاهرات و شهادتها و استقبال از مرگ و حرکت انقلابی به سوی پیروزی، به صورت گسترده ای آغاز شد.
عید فطر عید پیروزی است
عید فطر و عید قربان به دنبال دو توفیق است و در حقیقت عید پیروزی است. عید فطر به دنبال پیروزی در عبادتهای ماه رمضان است، آنان که روزه می گیرند و نماز می گزارند و قرآن تلاوت می کنند و سحرگاهان ماه مبارک رمضان به راز و نیاز و عبادت و مناجات مشغولند و در محافل و مجالس مذهبی می کنند و روح خود را با برادران مسلمانانشان در سراسر دنیا پیوند معنوی می دهند، ماه رمضان یک موفقیت و توفیق الهی است برای آنها که به دنبالش عید فطر می آید.
و چنین است عید قربان؛ آنگاه که سیل عظیمی از جمعیت سراسر دنیا در اجتماع ایام حج و مراسم زیارت خانه موفق به انجام این فریضه بزرگ می شوند و این کنگره عظیم اجتماعی، سیاسی و اسلامی را بر پا می دارند، پس از آن عید قربان را که عید پیروزی است و موفقیت در اعمال و مناسک است بر آنان گرامی خواهد بود.
جلوه های عید اسلامی فطر
ما معمولا در این دو عید اسلامی، سه جلوه بزرگ به دنبال پیروزی می بینیم که این سه جلوه برای مراحل بعد از پیروزی، درسی است بسیار آموزنده و جالب:
1ـ دانستیم که عید فطر و قربان در واقع عید پیروزی است، عید توفیق، سربلندی، نشاط معنوی . انجام وظیفه است؛ و یکی از اعمال جالب و ارزشمند که در این عید بر عهده هر مسلمان است، این است که سهمی از آنچه دارد برای مستضعفان اختصاص دهد. در عید فطر مردم زکات فطره می دهند؛ یعنی حداقل از طرف خود و افراد خانواده و تحت تکفل خویش به اندازه 3کیلو گرم ـ تقریبا ـ از غذای معمولی روزمره در اختیار بیچارگان و مستمندان قرار می دهند و در عید قربان، مردم با قربانی کردن شتر و گاو و گوسفند می توانند کمکی به گرسنگان بکنند«اطمعوا القانع و المغتر».
این مساله را می توان به عنوان الگویی از خدمت به مستضعفان دانست و در حقیقت گامی کوتاه و نمونه ای کوچک از وظایف بعد از پیروزی است که باید نسبت به بینوایان و مستضعفان پذیرد.
هر پیروزی که علیه طاغوتها، مستکبری، مترفین و زورگویان و زراندون خون آشام انجام می شود، بایستی به دنبال آن پیروزی، برق نشاط در جبین مستضعفین بجهد. باید اقدامهای فعال و جدی در راه حاکمیت مستضعفین و روی کار آمد محرومان و بیچارگان باشد. یابد در پرتو آزادی، زیر بازوی مستضعف و محروم گرفته شود و آنان بتوانند به حیات و حرکت و آزادی و حقوق اولیه خود برساند.
«و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین».
اگر این انقلاب اسلامی، به دنبال پیروزی اش طرحایی نداشته باشد و قدمهای رسا و استوا برای رهانیدن مستضعفان جامعه از رنج محرومیت و تو سری خوری و بردگی و اسارت نداشته باشد، پیروز نشده است؛ و از این روی امام علنا اعلام فرمودند:«این حرکت مستضعفین علیه مستکبرین بوده است».
بنابراین، بایستی در طرحهای انقلابی،تمام نهاد های جوشیده از انقلاب و حرکت در سوی حا کمیت مستضعفین باشد.
ما برآنیم تا ببینیم پی از قرنها که اکنون یک تجربه برگ را در تاریخ اجتماعی و سیاسی خود انجام داده ایم، آیا می توانیم از این تجربه به نفع مستضعفین استفاده کنیم؟
آیا می توانیم در سایه برنامه های اسلامی و در سایه نظام عدل توحیدی اسلام، عدالت اسلامی را در سراسر جامعه خود بگسترانیم؟
آیا می توانیم قشر عظیم کشاورز و کارگر و محرومین جامعه خود را که در اعماق روستاها از زندگی، فرهنگ، بهداشت و رفاه محرومند، طعم زندگی بچشانیم؟ آیا می توانیم محیطی به وجود آوریم که آنها احساس کنند در پرتو اسلام زنده شده اند، حرکت کرده اند، فرهنگشان، کشاورزیشان، مسکنشان و رفاهشان تامین شده است؟
آیا می توانیم در سایه نظام اسلامی وضعی به وجود آوریم که کارگر، دیگر مورد استثمار و بهره کشی غلط نباشد و حاصل کارش به جیب خود و به کام بچه های گرسنه اش برسد و بتواند از زندگی استفاده کند؟
آیا می توانیم در نظام توحیدی اسلام وضعی به وجود آوریم که برادری و برابری در جامعه ما حکمفرما گردد؟ اگر بناست جمهوری برقرار شود، بایست تمام نهاد های انقلابی ما آهنگ حرکتشان آن گونه باشد که بخواهند نظام عدالت گسترانه اسلامی در سراسر منطقه به وجود آوردند... .
من به صراحت اعلام می کنم: اگر انقلاب اسلامی ما، بعد از تصرف آن کاخهای عظیم و بعد از راندن آن طاغوتها و مستکبران، نتواند مستضعفین را روی کار آورد و محرومان جامعه را به برگ و نوایی برساند، انقلاب ما پبروز نشده است. اگر انقلاب ما به نفع مستضعفین خودمان گام بردارد، آنگاه می تواند درسی باشد برای مستضعفین جهان.
درس تزکیه و خودسازی
2ـ درس دیگری که از عید فطر و قربان می گیریم، درس نماز است. درس تزکیه، خودسازی و پاکسازی دون است.«قد افلح من زکاها و قد خاب من دساها» این آیه در نماز عید خوانده می شود؛ یعنی وقتی اوج پیروزی می رسد، لازم است انسان به خودش بازگردد و خود را از آلودگیها پاک و منزه کند.
مبادا غرور پیروزی او را دچار نوعی خودسری و یا انحراف کند؟ و لذا در سوره فتح می فرماید:«وقتی نصر و پیروزی پروردگارت رسید و دیدی که فوج فوج جمعیت وارد دین خدا می شوند، خدای را حمد و سپاس گو و استغفار کن». تازه پس از پیروزی موقع استغفار و خودسازی است... .
ما باید انقلابی عمل کنیم و دگرگونی هایی در تمام نظامها و روابط اجتماعی مان به وجود اید. باید به خود آییم و ببینیم چقدر خدمت کرده ایم؟ آیا باز هم خود خواهی ها، سودجویی ها، تفرقه انگیزی ها، دشمنی ها و فسادهای اخلاقی ـ خدای ناخواسته ـ در بین ما وجود دارد؟ آیا باز هم بدبینی ها، شایعه پراکنی ها، اتهامها و دروغها هست یا نه؟ پس باید اخلاق انقلابی و فرهنگ انقلابی پیدا کنیم و به تزکیه و خودسازی و تصفیه درون بپردازیم.
درس بسیج عمومی و همبستگی اجتماعی
3ـ سومین درسی که از این دو عید بزرگ می گیریم، درس بسیج عمومی و همبستگی اجتماعی و وحدت است. ماه رمضان را با توفیق پشت سرگذاشته ایم و اکنون عید فطر را جشن می گیریم، اما درست در دل جشن، فرمان نماز عید فطر و حرکت دسته جمعی مردم و اتحاد و هماهنگی داده می شود؛ و در خطبه های نماز عید برنامه های سیاسی و اجتماعی برای مردم در یک هماهنگی و وحدت و بسیج عمومی بیان می شود... .
در اثر بسیج عمومی و ایثار و فداکار مردم بود که شهیدان عزیزمان با خون پاک و مقدس خویش از انقلاب دفاع کردند و بدنهاشان آماج تیر ها قرار گرفت و این شهادتها مبدا یک دگرگونی تازه در روند انقلاب ماست.
خون شهید مبدا شکوفایی است و لاله ها از خون شهید شکوفا می شود، لاله انقلاب، لاله موج، لاله بیداری و لاله حرکت و لذا واقعا می بینیم که این قطرات خون به هدر نمی روند و با همه غم و تاسفی که از مرگ و شهادت عزیزانمان داریم، اما چون این شهدا در راه خدا شهید می شوند و برای خدا جان می دهند، قطرات خونشان مبدا تحرک تازه ای برای انقلاب ماست.
ما امید واریم که ان شاا... این همبستگی و موج وحدت که گاهی در راهپیمایی روز قدس تجلی می یابد، برای همیشه باشد تا مردم انقلاب را از یاد نبرند و فراموش نکنند که رسالت انقلابی بر دوش فرد فرد آنهاست.