یاد ایام (2) (رویداد های قمری)

نویسنده : معاونت فرهنگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

هفته کمک به مستضعفین

از پانزدهم تا بیست و یکم ماه مبارک رمضان از سوی کمیته امداد امام خمینی (ره) به عنوان هفته کمک به مستضعفین اعلام گردیده است. آغاز این هفته، ولادت سبط اکبر رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد که در انفاق و کمک به مستضعفان جامعه شایسته ترین الگو و اسوه به شمار می آید. بنابراین بسیار بجا و مناسب است که مردم ایثاگر ما به پیروی از آن حضرت تا آنجا که در توان خویش دارند، به یاری این قشر محروم جامعه شتافته و به آنان کمک نمایند؛ بخصوص که این هفته مقارنه با ایام ماه پر فضلیت رمضان می باشد.
ماه رمضان و انفاق
گرچه انفاق در راه خدا، در ماهی از ماههای سال، اجر و ثواب بسیار دارد ولی همانگونه که این ماه نسبت بر دیگر ماه ها، دارای فضلیت و برتری بیشتری است، اعمال خیر و از آن جمله انفاق در آن نیز از مزایای ویژه ای برخوردار است و رسول گرامی اسلام آن را ماه مواسات (شهر المواساه) ناامیده و مردم را به حمایت و یاری مستضعفان فراخوانده است. امیر مومنان علیه السلام از آن حضرت روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«ایها الناس انه قد اقبل شهرالله بالبرکه و الرحمه و المغفره، شهر هو عندالله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیایه افضل اللیالی و ساعه افضل الساعات... و اذکروا بجوعکم و عطشکم فیه جوع یوم القیامه و عطشه و تصدقوا علی فقرائکم و مسا کینکم...».(128)
مردم! ماه خداوند همراه با برکت و رحمت و مغفرت، به شما روی آورد است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها، روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش برترین ساعات می باشد... به هنگام احساس گرسنگی و تشنگی در آن، گرسنگی و تشنگی روز رستاخیز را به خاطر آورید، و بر تهی دستان و مستمندان جامعه خویش انفاق نمایید.
یکی از علل تشریع روزه در روایات اهل بیت علیه السلام احساس رنج گرسنگی و محرومیت مستمندان ذکر شده است. امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید:
ناما العله فی الصیام یستوی به الغنی و الفقیر و ذلک لان الغنی لم یکن لیجد مس الجوع فیرحم الفقیر، لان الغنی کلما اراد شیئا قدر علیه، فاراد الله عزوجل ان یستوی بین خلقه و ان یذیق الغنی مس الجوع و الالم لیرق علی الضعیف و یرحم الجائع».(129)
علت تشریع روزه این است که توانمندان و تهی دستان با هم مساوی گردند؛ زیرا که ثروتمند چنین نیست که گرسنگی را احساس نماید تا بر مستمند ترحم کند، برای اینکه او هر چه بخواهد به آن دست می یابد، لذا خدای عزوجل اراده فرموده تا (به این وسیله) میان خلق خویش مساوات برقرار سازد، و انسان توانمند رنج گرسنگی را بچشد و در نتیجه بر ضعیف و محروم رقت نموده و به شخص گرسنه و تهی دست ترحم ورزد. و در روایت دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره مزایای ماه رمضان می فرماید:
«... و ینادی مناد کل لیله: هل من سائل؟ هل من مستغفر؟ اللهم اعط کل منفق خلفا واعط کل ممسک تلفا».
در هر شب (رمضان) منادی آسمانی ندا می دهد: آیا کسی هست که خواسته و حاجتی طلب نماید؟ آیا توبه کننده ای هست؟ خداوندا! به هر کس که انفاق می نماید؟ عوض عنایت فرما و هرکس از انفاق مالش خودداری ورزد، آن ا تلف کن.
امید است امت ایثارگر ما در این ماه پرفیض و برکت، مسوولین محترم کمیته امداد امام خمینی را در کمک به مستضعفان جامعه، همانند جامعه همانند همیشه یاری رسانده و آرزوی امام راحل را در این مورد نیز برآورده سازند، چنانکه به همین مناسب فرموده اند:
«امیدوارم آنهایی که دارای مکنتی هستند توجه داشته باشد که به ایمان مستمندان که ریشه این محرومیت انشاالله به همت والای همه کشور و همه علما و غیر علما، این ریشه فاسد از بین برود، از ملت شریف ایران انتظار می رود در حد امکان کمک نمایند تا ان شاالله گوشه ای از محرومیتهای این ملت جبران شود».

ضربت خوردن و شهادت حضرت علی علیه السلام

نوزدهم و بیست و یکم ماه مبارک رمضان، مصادف است با سالروز ضربت خوردن و به شهادت رسیدن حضرت امیر مومنان علی بن ابی طالب علیه السلام در این رابطه توجه خوانندگان محترم را به قسمتهای از بیانات ارزشمند حضرت حجه السلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی مقام محترم ریاست جمهوری جلب می نماییم.
شخصیت علی بن ابی طالب علیه السلام
علی بن ابی طالب علیه السلام مقام رابطه اش با خدا و فضائل نفسانی اش چون: ادب، اخلاق، زهد، شجاعت، عبادت و هرچه که امروز به عنوان فضلیت در دنیا مطرح است، به حدی است که انسان نقطه اعلا و اوجش را در علی بن ابی طالب علیه السلام می بینید، و مهم این است که هرگاه کسانی خواسته اند درباره حضرت علی علیه السلام صحبت و یا مطالعه کنند، که معمولا در وجود یک انسان جمع نمی شود و به طور طبیعی یک انسان، آن صفات متضاد را نمی تواند در خودش به وجود بیاورد دور شد بدهد، ولی در علی بن ابی طالب علیه السلام به وجود آمده است، در این رابطه باید کتب علما و مورخان منصف غیر شیعه را بیشتر بررسی کرد، چرا که اگر ما از کتب شیعه چیزی نقل کنیم، شاید برای خیلی ها جالب نباشد و خیال کنند که رنگ تعصب دارد، لذا از کتب غیر شیعه و غیر مسلمانها می آوریم:
علی علیه السلام از دیدگاه نویسنده پرتوان مسیحی
جرج جرداق یک نویسنده بسیار توانای مسیحی است و برای اینکه نیروهای چپ به این مساله توجه کنند باید بگویم: او از نظر طرز تفکر، سوسیالیست و از لحاظ مذهب، مسیحی می باشد. او کتابی در پنج جلد، در فضایل و شخصیت علی بن ابی طالب علیه السلام نوشته است. غیر از یک مسائل خاصی که شاید از دریچه چشم او مهم باشد و اما شاید از دریچه دید ما درست نباشد، اگ ما بقیه این پنج جلد را امروز به هر شیعه بگوییم: بنویسید و اقدام به این کار کند،
خواهند گفت: دچار تعصب و غلو و افراط شده است. او آنچنان از حضرت علی علیه السلام بحث می کند و ابعاد مختلف شخصیت او را باز می کند که انسان لذت می برد از اینکه توصیف رهبر و امام خودش را از زبان یک نفر مسیحی و چپگرا این گونه بشنود.
اسم کتاب او«صوت العداله الانسانیه» است؛ یعنی فریاد عدالت انسان در جامعه بشریت. در سراسر کتاب تلاش شده تا نقاطی که علی بن ابی طالب اوج عدالت را در زندگی و افکار و اظهاراتش نشان داده، مشخص کند.
اظهارات ابن ابی الحدید در فضایل علی علیه السلام
مقداری به جلوتر بر میگردیم. در قرن ششم و هفتم، دانشمند متکلم و مورخ معتزلی، ابن ابی الحدید، را می بینیم که من فکر می کنم در بین علمای اهل سنت، عظمت و اعتبار و ارزش نوشته و کلامش، قابل تردید نباشد، این دانشمند معتزلی در مورد علی بن ابی طالب علیه السلام اظهاراتی کرده و مطالبی گفته که اگر یک شیعه اینگونه اظهار نظر می کرد، جامعه شیعه او را به غلو و افراط متهم می کردند. او کتاب معروف نهج البلاغه را در بیست جلد شرح کرده ئ الان در اختیار همه هست و هرکس بخواهد، می تواند آن را بخواند؛ و نیز این مرد، شاعر بسیار نیرومندی است که در وصف علی بن ابی طالب علیه السلام هم شعر گفته است.
ان شاءالله بعد که راه کربلا و نجف باز شد و شما به نجف رفتید، ضریح علی بن ابی طالب علیه السلام و مجموعه دیوارهای اطراف ضریح و درب و درگاههای را که زیارت کردید، اشعاری را می بینید که با طلا و زمرد و با رنگ فیروزه ای روی درها و ضریح نوشته اند که این اشعار را ابن ابی الحدید در فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام هم شعر گفته است.
ان شاءالله بعد که راه کربلا و نجف باز شد و شما به نجف رفتید، ضریح علی بن ابی طالب علیه السلام و مجموعه دیوارهای اطراف ضریح و درب و درگاههای را که زیارت کردید، اشعاری را می بینید که با طلا و زمرد و با رنگ فیروزه ای روی درها و ضریح نوشته اند که این اشعار را ابن ابی الحدید در فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام گفته است.
اظهاراتی در این اشعار هست که تحقیقا اگر یک شیعه می گفت، متهم به عی اللهی بودن و غلو می شد، اشعارش با این بیت شروع می شود:
یا برق ان جئت الغری فقل له اتراک تعلم من بارضلک مودع
خطاب می کند و به برق می گوید: اگر به نجف رفتی و گذرت به آنجا افتاد، به خاک نجف بگو: می دانی که در دل تو چه کسی خوابیده است؟ بعد شروع می کند و می گوید که چه کسی آنجا خوابیده است:
فیک ابن عمران الکلیم و بعده عیسی یقفیه و احمد یتبع
فیک الامام المرتضی فیک الوصی المجتبی فیک البطین الانزع
بل فیک جبرئیل و میکال و اسرافیل و الملا المقدس اجمع
بل فیک نورالله جل جلاله لذوری البصائر یستشف و یلمع
«اینجا آدم، ابراهیم، نوح، موسی و عیسی علیه السلام و نیز پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله امام مرتضی و وصی برگزیده و منبع علم و بری از شرک در اینجا قرار گرفته است.
اینجا جبرئیل، اسرافیل و میکائیل علیه السلام است.
بلکه نور خدا، اینجا در زمین فرو رفته است که با دیده های صاحب بصیرت قابل درک است».
بعد همه آن معجزاتی را که شیعه برای علی بن ابی طالب علیه السلام نقل کرده، در شعرش می آورد:
هذا هو النور الذی اضوائه کانت بجبهه آدم تتلالو
«این چه کسی است که نورش در جبهه آدم درخشید».
و بعد، از شجاعت، زهد، تقوا و عدالت امام و از قربش به خدا و پیغمبر صلی الله علیه و آله سخن می گوید.
در این زمینه نقل تاریخ است که عده ای از افراطین سنی، ابن ابی الحدید را به خاطر همین شعرش تکفیر کردند و کشتند حالا نمی دانم که اینطوری باشد یا نه؟ این، نظر یک نفر اهل علم و ادب و تاریخ است مه نمی شود او را متهم به این کرد که درباره علی ابن ابی طالب علیه السلام با تعصب شیعی حرف زده باشد.
اما از غیر مسلمانها، آنهایی که درباره حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام بحث کرده اند، نوعا به نقطه ای رسیده اند که از شناخت علی بن ابی طالب علیه السلام اظهار عجز کرده اند؛ یعنی با معیار های تحیل روانی نتوانسته اند، شخصیت علی بن ابی طالب علیه السلام را تحلیل کنند و برای خود ما هم، که بخصوص روی جنبه بشری (الهی) آن حضرت که از زبان پیغمبر صلی الله علیه و آله آمده تکیه می کنیم، ابعاد وجود علی ابن ابی طالب علیه السلام ناشناخته مانده است.
شافعی از علی علیه السلام می گوید:
لو ان المرتضی ابدی محله لصار الناس طرا سجدا له
و مات الشافعی و لیس یدری علی ربه ام ربه الله
«اگر علی مرتضی، مقامی را که دارد، به مردم اظهار کند، همگی در مقابلش سجده می کنند».
و این یک واقعیتی است، نه بدین معنا که ـ نعوذ بالله ـ علی بن ابی طالب علیه السلام خداست و مردم او را سجده می کنند! بلکه چون مردم خدا را نمیتوانند بشناسند و خدا آنقدر عظیم است که اصلا مغز و فکر کوچک ما، حتی آثار خلقت خدا را هم نمی تواند درک کند و برای درک خدا، اصلا خاک به رب الارباب راهی ندارد.
اگر علی بن ابی طالب علیه السلام را، که یک بنده خالص خداست، بشناسیم و مقامش را بدانیم، آنقدر او برایمان عظیم جلوه می کند، که ممکن است منحرف شویم و این یک واقعیتی است که در تاریخ ما زیاد است.
درباره حضرت سلمان و حضرت ابوذر هست که یک روز پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: سلمان چیز هایی می داند که اگر می دانست کافر می شد، این حجب عالم معنا و راه خدا و مقامات قرب به خدا و مقامات روحی انسان این قدر با هم تفاوت دارد و این عوالم آن قدر عظیم است که ما آن را در جهان ماده هم فاصله ها زیاد است. یک دانشمند عظیم الشان را با یک بی سواد ساده در نظر بگیرید. آنچه را که در این مغز و فکر و یک دانشمند است، با آنچه که در فکر بی سواد است مقایسه کنید، این مقایسه گوشه ای از مقایسه بین تفاوت مقاماتی است که در درجات روحانی و انسانی و در رابطه با خداوند ممکن است برای انسان پیش بیاید، کسانی هستند که چیز هایی را می فهمند که اگر خوبانی هم در نظر ما از ابرارند، آن چیز ها را بفهمند، قدرت تحمل آن را ندارد و نمی تواند درک کنند، حتی ممکن است منحرف شوند. از این رو همه چیز را به همه کس یاد نمی دهند.
پیغمبر صلی الله علیه و آله در مورد اباذر آن شخصیت عظیم تاریخی، اجتماعی، سیاسی و دینی می فرماید: اگر ابوذر علوم سلمان را می دانست، کافر می شد. حالا اگر ما علی بن ابی طالب علیه السلام را بشناسیم و رفعت مقامش را بدانیم، به طریق اولی نمی توانیم تحمل کنیم.
اینکه شافعی می گوید: اگر مقام علی علیه السلام کشف شود و مردم او را بشناسد، بر علی علیه السلام سجده می کنند و مشرک می شوند، این برای بنده قابل قبول است؛ یعنی می تواند همین طور باشد. البته مساله طوری استکه انسان نمی تواند این عواملم ا بفهمد. خیلی چیز ها هست و خیلی عواملم هست، که ما نمی توانیم درک کنیم، ولی علی بن ابی طالب علیه السلام می فرماید:
«لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا».
اگر همه پرده ها رااز جلوی چشم من بردارند، آن قدر خدا را خوب شناخته ام که دیگر ایمانم بیش از این نمی شود.
این خیلی عظمت است؛ یعنی بهشت و جهنم را بیاورند، جبرئیل را بیاورند، حورالعین را مشخص کنند، پل صراط را مشخص کنند، میزان را مشخص کنند و همه عوالم مشخص شوند، علی آن چنان خدا را شناخته که بر ایمانش نمی افزاید. علی علیه السلام به خدا رسیده و وصل شده است.
وقتی که پیغمبر عظیم الشانی مثل حضرت ابراهیم خلیل، به خدا عرضه می دارد:
«خدایا صحنه ای از زنده شدن موجودات را به من نشان بده که قلبم نسبت به معاد آرام گیرد». (ربق ارنی کیفی تحی الموتی) خدا می فرماید:«اولم تومن»؛ «مگر تو ایمان نداری؟! عرض می کند:«بلی» چرا ایمان دارم؛ «ولکن لیطمئن قلبی»؛ ولی دلم آرامش می خواهد» بعد آن منظره مرغ ها پیش می آید.
ما در میان انبیا(به استثنای پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله) شخصیتی مثل حضرت ابراهیم علیه السلام پیغمبر اولوالعزم پیدا نخواهیم کرد.
قرآن می گوید:«ان ابراهیم کان امه» چنین تعبیری نسبت به هیچ پیغمبری نشده و حالش اینگونه است. ولی علی بن ابی طالب علیه السلام به مرحله یقین و عین الیقین و حق الیقین رسیده و این (این) چیز دیگری است. مقام و شخصیت حضرت علی علیه السلام را نمی شد با این عبارت ساده و با تعبیرات ما فهماند.
قلمرو حکومت امام علیه السلام در بعد سیاسی
علی بن ابی طالب علیه السلام این شخصیت بزرگوار، در زمان حکومتش تقریبا اکثر کشورهایی اسلامی موجود؛ یعنی عراق فعلی و همه شیخ نشین های جزیره عربستان، یمن، مصر، سوریه و بسیاری از کشورهایی موجود آفریقایی در قلمرو حکومت ایشان بود. از این طرف هم لشکر علی بن ابی طالب علیه السلام در سیستان مثل برق جلو می رفت که به دروازه هندوستان رسید.
شجاعت امام علی علیه السلام
از لحاظ شجاعت، شخصیت علی بن ابی طالب علیه السلام آنگونه بود که به تعبیر خودش، در تمام دوره زندگی، هیچ وقت و در هیچ مصافی نترسید؛ یعنی یک لحظه برای حضرت علی علیه السلام پیش نیامد که در مقابل دشمن احساس ضعف کند و تعبیر خودش این است:
«والله لو تظاهرت العرب علی قتالی لما ولیت منها».
قسم جلاله می خورد و می فرماید: اگر همه عرب در مقابل من صف ببندند و من تنها باشم، پشت، به آنها نخواهم کرد که فرار کنم.
و عملا هم صدقش را ثابت کرده است.
اینک داستانی را که ممکن است در محافل خصوصی شیعه همه بدانند، عرض می کنم تا ببینند رفتار علی بن ابی طالب علیه السلام با آن شخصیت و با آن عظمت، با آن علم و با آن ادب، در زمان حکومتش با مردم چگونه بوده؟
در زندگی علی علیه السلام نوشته اند که ایشان وقتی فراغت یافت، به طور معمول به کوچه و پس کوچه ها و محله های دور افتاده می رفت تا سری به مردم بزند و وضع آنان را ببیند. روزی دید خانمی مشک ابی را به دوشش گرفته، به طرف خانه ای می برد و علی بن ابی طالب علیه السلام را نفرین میکند و می گوید:«خدایا! انتقام مرا از علی بگیر» حضرت علی علیه السلام با مشاهده آن زن، تکان خورد و (شاید) با خودش گفت من چه کرده ام که این زن با این وضعش باید مرا نفرین کند؟ در صورتی که من در خدمت ضعیفانم، به دنبال آن زن به راه افتاد و فرمود: مشک آب را بده تا برایت بیاورم و کمکت کنم و به صورت ناشناس همراه زن به خانه اش می آید.
در این جا من از غیر مسلمین و از چپکارها تقاضا می کنم روی این قطعه تاریخ مقداری دقت کنند و ببینند چگونه (شخصیت) یک چنین آدمی را تحلیل می کنند.
حالا ببینم این زن کسی بود؟ مطمئنا یا شوهرش از سرباز هایی بوده که در رکاب علی بن ابی طالب علیه السلام کشته شده و یا از مخالفین حضرت علی علیه السلام بوده است؛ مثل منافقین و خوارج و آنهایی که در جبهه مقابل علی بن ابی طالب علیه السلام بوده اند؛ که ظاهرا از دسته دوم یعنی از خوارج بوده است؛ و بدین وسیله بی سرپرست شده و در زندگی اش به زحمت افتاده بود. علی علیه السلام داخل خانه امد. زن می خواست برای بچه هایش غذا تهیه کند و نان بزد . بچه هایش گریه می کردند. آن زن رفت غذا بپزد. علی چون دید نمی تواند بچه ها را خوب مشغول کنم، تو غذا بپز، ابتدا کار را اینگونه تقسیم کردند. آن زن رفت غذا بپزد. علی چونه دید نمی تواند بچه هارا خوب اداره کند با آنها بازی کرد و در تاریخ می نویسد با آن مقامش برای اینکه بچه ها را آرام کند و آنها را بخنداند ئ از گریه باز دارد، جلوی بچه ها چهار دست و پا را ه می رفت و صدای گوسفند یا صدای دیگری در می آورد، و این حالت یک آدمی است که وقتی برای خطابه می نشیند، عظیم ترین خطیب است. وقتی که می جنگد، شجاع ترین جنگنده است و وقتی که سیاست را به دست می گیرد، سیاستمدارترین انسان است و وقتی که عبادت می کند، عالی ترین عابد خداست. اما وقتی با چنین بچه هایی طرف شد، دید نمیتواند بچه هارا ساکت کند از خانم خواست که کار به عکس شود؛ یعنی زن بچه هایش را حفظ کند و علی علیه السلام غذا یا نان بپزد.
در تاریخ آمده که جلوی آن شعله های اتش ایستاد و صورتش را به آتش نزدیک کرد و با نزدیک شدن به حرارت آتش به خودش خطاب کرده؛ فرمود:
«علی! بچش حرارت آتش را پیش از آن که در آخر به آتش خدا دچار شوی».
در این هنگام همسایه آن زن آمد و علی ابن ابی طالب را در آن حال دید، به آن زن گفت این چه کسی است؟! او گفت: نمی دانم، این مرد می خواست به من کمک کند وقتی فهمید آن مرد علی بن ابی طالب است، ناراحت شد... .
می خواهم بگویم که دنیا بداند، اگر ما امروز در حکومت جمهوری اسلامی، در قرن کیهان و عصر فضا و عصر اتم در مقابل علی ابن ابی طالب علیه السلام خاضعیم، بی جهت نیست، او شخصیتی است که د رمقابل بچه های یتیم، خودش را ضعیف می کند و همه شوون شخصیتی اش را کنار می گذارد ولی د رمقابل دشمن مثل کوه می ایستد.
توجه علی بن ابی طالب علیه السلام به ابن ملجم
حضرت وقتی ترور گردید و فرقش شکافته شد و در بستر خوابید بدیهی است که ضاربش، این ملجم مرادی که دستگیر شده، مورد بغض و نفرت خانواده علی علیه السلام و دوستانش بود، اگر اهل مطالعه هستید، بروید مطالعه کنید و ببینید علی بن ابی طالب علیه السلام در این دو روزی که زنده بودند چند مرتبه حال ابن ملجم را پرسید و سفارش کرد که مبادا با ضارب من رفتار غیر انسانی کنید! گاهی که در آن حالت ضعف، در اثر سرایت سم از طریق شمشیر زهر آلود به بدنش به هوش می آمد جز سوالاتی که می کرد می فرمود: بقیه را برای ابن مجلم ببرید! با اینکه سفارش کرده بود و به او غذا می دادند با این وجود می خواست مطمن شود که مبادا گرسنگی و تشنگی بکشد و بی غذا بماند.
با توجه به اینکه این ملجم ضارب و قاتل حضرت است با او اینطور عمل می کند! اگر شما امروز در همه ی دنیا تواسنتید از مدعیان عدالت، شخصیتی پیدا کنید که حتی گوشه ای از زندگی اش با علی بن ابی طالب سازگار باشد بعد بیایید بگوید چرا شما این قدر از حضرت علی علیه السلام صحبت می کنید؟
شباهتهای حکومت علی (ع) با حکومت اسلامی ایران
حکومت علی بن ابی طالب در هزار و چهارصد سال پیش با حکومت اسلامی که امروز در کشور ما به وجود آمده شباهتهای زیاد و تفاوتهایی دارد. در مورد این نکته که مقام علی بن ابی طالب علیه السلام از افراد دیگر خیلی بالاتر است و اگر ما و امام ما (امام خمینی قدس سره) خاک پای او باشیم برای ما افتخار است، بحثی نیست. هدف من مقایسه در وضع حکومت است و مقصودم مقایسه علی بن ابی طالب علیه السلام با امام راحل و یا اصحاب خاص ایشان، مثل مالک اشتر و عمار یاسر نیست مقایسه وضعی است که در آن حکومت بوده و هست.
به عقیده من اگر کسی روی این دو حکومت کار کند به شباهتهای دقیقی، که تکرار تاریخ است پی می برد که مصداق لترکبن طبقا عن طبق می باشد.
وقتی که حکومت امام علی بن ابی طالب علیه السلام آغاز شد و مردم با ایشان بیعت کردند، طوری جهت گیری کردند که سه تیپ از مخالفان علیه ایشان شوریدند. سه گروهی که علیه علی بن ابی طالب علیه السلام به جنگ برخاستند؛ عبارت بودند از: «قاسطین» و «مارقین»
پیش از این اشاره کرد که امام وقتی منصب را تصدی فرمودند به محض بیعت با مردم فرمودند: «بنای من بر این است که اموال نامشروع به صاحبان حق برگردانده شود.» عنوانی را مطرح فرمودند که آن روز و امروز تفسیر های گوناگونی از آن شده است.
«الا و انه بلیتکم قد عادت کهیاتها یوم بعث الله نبیکم»
امروز بلیه و گرفتاری شما، مانند همان روزی است که پیغمبر آغاز کرد.
و سپس به مردم اخطار کرده، فرمودند:« من کارهایی را انجام می دهم که به نظر شما به عنوان سنت دین حساب می شود و لذا امتحان و آزمایش پیش می آید، چهره هایی رسوا و شناخته می شوند، مستضعفانی روی کار می آیند و دست اغنیایی شکسته می شود و حالت عجیبی پیش خواهد آمد. در این حرکتی که من می کنم، مهم این است که مومن راه خودش را گم نکند و گمراه نشود. جون دسایس بسیار زیاد است. اولین اقدام و حکمی که علی علیه السلام کرد همین است که فرمود: «من هر اقطاع نامشروعی را به بیت المال برمی گردانم»
در جمهوری ما نیز همین حالت وجود داشت؛ یعنی آن روزی که جمهوری اعلام شد، بسیاری از آن کله گنده ها که دارای ثروتهای نامشروع و در خیابانها احیانا مشتهایشان را گره کرده و مرگ بر شاه گفته بودند، فکر می کردند که همان کمپانیها، پیمان کاریها، مقاطعه کاریها و زد و بند ها باقی می ماند. اولین بار که جلوی آنها ایستادیم با تعصب گفتند: که ما تا دیروز در خیابانها مرگ بر شاه می گفتیم و از این کارها انجام می دادیم، اینها هنوز هم از این حرفها می زنند.
دوستان علی علیه السلام نیز در یک جلسه خصوصی به نزد ایشان آمدند و گفتند: این طور که شما اوضاع را درست کردید، همه پولدارها با شما جنگ می کنند، چون تمام ولات، شخصیتها، فرماندار و استاندارها دستشان آلوده است. اینطور که نمی توان عمل کرد. شما بیایید برای مدتی با اینها مصالحه کنید، ما مستضعفین حرفی نداریم، گذشت خیلی کردیم، باز هم گذشت می کنیم بعد که خوب بر انها مسلط شدیم آن وقت حسابشان را می رسیم. فرمود: «اتامرونی ان اطلب النصر بالجور فیمن ولیت علیه» چه بد قضاوت می کنید! فکر می کنید که من فتح و نصر را به هر قیمتی که شده باید به دست آورم و از راه ظلم به عدالت و از طریق منهی، به حق برسم؟! اگر اموال شخصی خودم بود و به تنهایی با کد یمین و عرق جبین از زمین به دست آورده بودم، به دست این سرمایه دارها و پولدارها نمی دادم، اگر این ولایت و استانداری و حکومت، حق شخصی خودم هم بود، به این آدمها ناباب نمی دادم. حال شما می گویید من مال خدا و مردم را به اینها بدهم؟! نه، من این کار را نمی کنم. شمغا بد نصیحتی می کنید! این حال علی فرزند ابو طالب علیه السلام است.
پیدایش جریان ناکثین
این موضع گیری علی علیه السلام دو جریان را علیه او برانگیخت و بعدها جریان سوم پیدا شد. جریان اول ناکثین بودند؛ کسانی که بیعت کرده بودند ولی چون نتوانستند با حضرت کناز بیایند بیعت را شکستند و جنگ بصره و حوادث بعد از آن را پیش آوردند که بخشی از بهترین اوقات امیر المومنان علیه السلام را گرفت.
پیدایش جریان قاسطین
قاسطین ورشکسته های سیاسی بودند؛ کسانی که امام به آنها اجازه حفظ حکومتشان را نمی داد؛ مثلا معاویه حاکم شاه بود و وقتی حضرت عزلش کرد، او گفت: من عزل شما را نمی پذیرم! و شام به صورت پایگاهی درآمد که بقیه قاسطین هم به آنجا پناه می بردند. تا حضرت می گفت، فلان کس را از استانداری به مرکز بخواهید تا حسابش را بیاورد و تحویل دهد. آن شخص به جای اینکه به کوفه بیاید، به طرف شام می رفت و به معاویه پناهنده می شد.
پیدایش جریان مارقین
جریان سوم که مارقین هستند، درست مانند منافقین، در زمانه ما بودند. روزهای اول این منافقین و گروهکها با افکاری که داشتند خودشان را در متن انقلاب شریک و امام را پدر خودشان معرفی می کردند و ارتششان را در اختیار علما و امام می گذاشتند. اما وقتی که با انقلاب جلو آمدند، دیدند که آن هواها و تمایلات افراطی و بی حساب و آن کثافتکاریهایی که دارند، در این جریان حق و حکومت اسلامی نمی تواند وجود داشته باشد. بنابراین آنها هم جریان سومشدند.
در زمان علی بن ابی طالب علیه السلام نیز این افاد بعد از جنگ صفین پیدا شدند؛ یعنی این افراد در جنگ بصره و اوائل جنگ صفین روی خود را نشان نداده بودند. اما اواسط جنگ صفین این گروه دیدند که اگر علی علی علیه السلام بر معاویه پیروز شود دیگر آنها را به کار نخواهد گرفت. لذا کر کردند که فتنه ای به پا کنند تا دست علی را همانجا ببندند و در چنین موقعیتی که علی علیه السلام در جنگ با معاویه گرفتار است، کار ایشان را تمام و کوفه را قبضه کنند. ما میبینیم شبیه این جریان در کشور مابود. وقتی که آمریکا جنگ عراق علیه ایران راه انداخت، فتنه مارقین (منافقین) هم با همان شدت شروع شد و بعد آن جریانی که مشاهده کردید تا به امروز پیش آمد.
ضربه اصلی را مارقین بر حکومت علی بن ابی طالب علیه السلام زدند و البته طیف وسیعی هم بودند؛ مانند منافقین که توانستند نزدیک به دوازده هزار نفر نیرو جمع کنند و علیه حضرت علی علیه السلام جنگ به راه اندازند. منتهی علی علیه السلام با یک ضربه اینها را از کار انداخت و آنها در سراسر کشور، یک گروه متفرق تروریست شدند.
سرانجام مارقین ضربه خود را زدند و از محیط آزاد حکومت علی ابن ابی طالب علیه السلام استفاده کرده و نگذاشته برنامه های ایشان پیاده شود.
والی مدینه و نیز دیگر ولات، به حضرت می نویسند که عده زیادی از این جافرار می کنند و به نزد معاویه می روند، به ما اجازه بدهید جلو آنها را بگیریم. حضرت می فرماید: نه، کسی که عدالت را نمیتواند تحمل کند، ظلم برایش بیشتر غیر قابل تحمل است.«فان فی العدل سعه» ما با عدالتمان محیطی باز، درست کرده ایم.
اعمال بی شعورانه تروریسم
علی علیه السلام در کوچه ای راه می رفتند، عده ای را پشت سرشان دیدند فرمودند: از من چه می خواهید؟ گفتند: می خواهیم شما را حفظ کنیم. حضرت فرمود: شما مرا از بلای آسمانی حفظ می کنید یا بلای زمینی؟ و آنها را برگرداند؛ زیرا اوضاع آنگونه نبود که علی علیه السلام در جو تروریسم برای خودش حلقه محاصره شدیدی داشته باشد.
شب ضربت خوردن، علی بن ابی طالب علیه السلام تنها به مسجد می آید، اذان می گوید و بعد کسانی را که در مسجد بیتوته کرده بودند، از جمله ابن ملجم را که قاعدتا خواب نبوده و خودش را به خواب بوده است، بیدار می کند که بلند شود وضو بگیرد، هنگام نماز است.
وقتی حاکمی ابنگونه با مردم در مسجد محشور است، ترور کردنش کار سختی نیست و این کار قهرمانه ای نیست که علی علیه السلام را مارقین؛ یعنی ابن ملجم تروریست با ترور از پا درآورد.
تفاوتهای عصر علی علیه السلام و زمان ما
می دانیم که حکومت اسلامی در زمان علی بن ابی طالب علیه السلام متزلزل شد، با اینکه امام حسن علیه السلام که 38 سال و امام حسین علیه السلام هم، که 35 یا 36 ساله بود، حضور داشتند و شخصیت های دیگر هم بودند. اما با وجود این، حکومت متزلزل می شود. امام حسن علیه السلام تصمیم می گیرد با معاویه بجنگد، اما وقتی به جنگ می رود لشکرش مقاومت نمی کنند و معاویه کوفه را میگیرد ولی در حکومت اسلامی امروز، جریان اینطور نیست. (و در مقابل هجوم دشمن مقاوم و نستوه می ایستند).
تفاوت دیگر وضع مردم است. در همان ماههای اول دل علی بن ابی طالب علیه السلام از دست مردم زمان خودش خون شده بود و مردم نتوانستند عدالت امام را تحمل کنند؛ چون آگاهی و ایمانش کم بود و نتوانستند ایشان را درک کنند. حکومت حضرت علی وضع حکومت ما را نداشت. وقتی که به آن حضرت خبر رسید که «بسر بن ارطاه» یمن و مدینه را گرفته و والیان مدینه و یمن فرار کرده اند و ابو ابویوب انصاری آمده است، علی علیه السلام خیلی خشمگین شد، خطبه ای خواند فرمود:«ما هی الا الکوفه اقبضها و ابسطها» من هرچه دارم همین کوفه است! با اینکه حکومت ایشان از سیستان تا آفریقا وسعت داشت، امام به مردم خیلی تاخت و از همراهان بی صفایش گله کرد و به آنها فرمود:«یا اشباه الرجال و لارجال»؛ «ای نامرد های شبه مرد! افراد معاویه بر باطلشان اینطور منسجم هستند و افراد من بر حقشان اینطور متفرق و پراکنده! دل علی علیه السلام از دست مردم تنگ شد و به خدا توجه پیدا کرد و گفت:
«اللهم انی قد مللتهم و ملونی و سئمتهم و سئمونی». خدایا من دیگر این مردم را خسته کرده ام و این مردم هم مرا خسته کرده اند. این مرد نمی توانند عدل مرا تحمل کنند و من هم سستی اینان را نمی توان تحمل کنم. اینها با من نمی توانند جو بیایند. من را از اینها بگیر و فردی مانند خودشان به آنها بده و اینها را از من بگیر!
آن مردم دل علی را این چنین خون می کردند. هر وقت حضرت به آنها می گفت که به جمگ بروید، اگر زمستان بود می گفتند تا تابستان صبر کن، اگر تابستان بود، می گفتند تا زمستان صبر کن! و آنقدر دل علی علیه السلام را خون کرده بودند که در خطبه هایش از دست مردم درد دل زیاد دارد. یک بار فرمود: اگر یک انسان دارای روحیه انسانیت از این شرایطی که شما درست کرده اید(که معاویه بتواند شهر انبار را غارت کند و کارهایی نظیر این را انجام دهد) از غصه بمیرد حق دارد.
علی بن ابی طالب علیه السلام واقعا تنها و غریب بوئ. وقتی که ایشان تز اقصادی و سیاسی شان را اعلام کردند، همه از اطرافشان متفرق شدند و مستضعفان جامعه هم نتوانستند ایشان را درک کنند. و با این حال شخصیت علی علیه السلام تا بود جامعه را نگاه داشت، اما وقتی رفت، جامعه متشتت شد.
شهادت حضرت علی علیه السلام
امیر مومنان سرانجام پس از پنج سال حکومت، در شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجری به دست عبدالرحمن بن ملجم که از مارقین بود، در اثر ضربت شمشیر زهر آلود، فرق مبارکش در محراب عبادت شکافت و 21 رمضان به شهادت رسید، و در محلی که امروز به نجف اشرف معروف است به خاک سپرده شد.
صعصعه بن صوحان عبدی، یکی دیگر از دلباختگان علی, از کسانی بود که در آن شب، در مراسم دفن علی با عده معدودی شرکت کرد. پس از آنکه حضرت را دفن کردند و بدنش را خاک پوشانید، صعصعه یک دست خویش را بر قلبش نهاد و با دست دیگر خاک بر سر پاشید و گفت:
«مرگ گواریت باد! که مولدت پاک بود و شکیبایی ات نیرومند و جهادت بزرگ. اندیشه ات دست یافتنی و تجارتت سودمند گشت.
بر آفریننده ات نازل گشتی و او تو را یا خوشی پذیرفت و ملائکش به گردت درآمدند. در همسایگی پیغمبر جایگزین گشتی و خداوند تو را در قرب خویش جای داد و به درجه برادرت مصطفی در بهشت رسیدی و از کاسه لبریزش آشامیدی.
از خدا می خواهیم که از تو پیروی کنیم و به روشهایت عمل کنیم. دوستات را دوست بداریم و دشمنانت را دشمن و در جرگه دوستانت محشور گردیم.
تو دریافتی آنچه را دیگران درنیافتند و رسیدی به آنچه دیگران نرسیدند، در پیشگاه برادرت پیامبر جهاد کردی و به دین خدا آن چنان که شایسته بود قیام کردی تا سنتها را بر پا داشتی و آشوبها را اصلاح نمودی و اسلام و ایمان منظم گشت، برتو باد بهترین درود ها.
به وسیله تو پشت مومنان محکم شد و راهها روشن گشت و سنتها به پا ایستاد. احدی فضایل و سجایای تو را در خود جمع نکرد. ندای پیغمبر را جواب گفتی، به اجابتش بر دیگران پیشی گرفتی، به یاری اش شتافتی و یا جان خویش حفظ کردی، با شمشیر ذوالفقار در مراحل ترس و وحشت حمله به دشمن بردی و پشت ستمگران را شکستی، بنیانهای شرک پرستی را در هم فرو ریختی و گمراهان را در خاک و خون کشیدی پس شهادت گواریت باد ای امیر مومنان.
نزدیکترین مردم بودی به پیامبر، اول کسی بودی که به اسلام گرویدی، از یقین لبریز و در دل محکم و از همه فداکارتر و نصیبت از خیر بیشتر بود. خداوند مارا از اجر مصیبتت محروم نکند و پس از تو ما را خوار نگراند.
به خدا سوگند که زندگی ات کلید خیر بود و قفل شر، و مرگت کلید هر شری است و قفل هر خیری، اگر مردم از تو پذیرفته بودند از اسمان و زمین نعمتها برایشان می بارید اما آنان دنیا را بر آخرت برگزیدند».
آری، دنیا را برگزیدند و در مقابل عدل و عدم انعطاف علی علیه السلام تاب نیاوردند و عاقبت دست جمودها و رکوردها از آستین ابن ملجم به در آمد و علی را شهید کرد.

روز جهانی قدس

قدس، قبله نخستین و حرم دوم مسلمانان جهان، سرزمین اصلی و وطن میلیونها آواره مسلمانان فلسطینی است که استکبار جهانی توسط صهونیسم جنایتکار، از سال 1948 آن سرزمین را از دست ساکنانش خارج ساخت و تحت سلطه نیروهای اشغالگر قدس قرار داد. این توطئه از همان اولین سالهای اجرا، با مقاومت مردم مسلمان فلسطین و اعتراض مسلمانان و انسانهای آزاده و بیدار دل جهان مواجه شد و به شکل مبارزات پیگیر و سیاسی ـ نظامی ـ چهره خود را نشان داد. ملت بزرگوار و مسلمان ایران نیثز پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، مساله آزاد سازی فلسطین از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمانهایش قرار داده و همه ساله روز قدس را به روز فریاد کشیدن بر سر ستمکاران تاریخ تبدیل کرده است.
نجات قدس، آرمان امام راحل
چنانکه می دانیم مساله فلسطین در روح و جان امام خمینی قدس سره جای گرفته بود و ایشان در مواضع و سخنان، با قدرت از آن یاد می کردند. امام، امت اسلامی را به تحریم اسرائیل و تشدید محاصره و افزایش مقابله با آن تا آزادی سرزمین های اشغالی از چنگ صهیونیست ها، دعوت کردند. همین امر یکی از علل دشمنی استعمار و صهیونیسم جهانی با ایشان بود و نخستین مساله اسلامی که پیش از انقلاب بارها و بارها توجه و اهتمام امام را به خود جلب کرد قضیه اشغال سرزمین بیت المقدس بود، که در این زمینه امام در پیامهای مکرر خویش، افکار عمومی مسلمانان را متوجه این جنایت می نمودند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امت قدس سره در اولین فرصت روزی را برای نجات نجات قدس از چنگال صهیونیست های جنایتکار، به عنوان روز قدس تعیین نمودند و پیامی که به همین مناسبت صادر نمودند، فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحیم
من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون، این روزها به جملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می کند.
من از عموم مسلمان جهان و دولت های اسلامی می خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبان آن، به هم بپیوندند؛ و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و میتواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوقی قانونی مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند.
از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارام.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته ـ روح الله الموسی الخمینی و به این سان پیامبر گونه امام راحلمان، نور امید به دل مظلومان فلسطینی تاباند و میلیون ها انسان آزاده و مبارز را برای مقابله عملی با توطئه های رژیم اشغالگر قدس و آمریکای جهانخوار مصمم تر و استوار تر کرد.
پیام امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت فلسطین شد و مسلمانان جهان رابرای مقابله با جنایت پیشگان تاریخ، به یکپارچگی و وحدت کلمه دعوت کرد.
امام خمینی قدس سره با اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان «روز قدس» بر مبارزه پایان ناپذیر مستضعفین با جهانخواران ظالم تاکید کردند و فرمودند:
«روز قدس روز جهانی، روزی نیست که فقط اختصاص به قدس باشد روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است».
کمک به وحدت مسلمانان
برگزاری آیین های ویژه قدس تا کنون آثار و نتایج بسیاری داشته است، که از آن جمله به تحکیم وحدت برادران شیعه و سنی می توان اشاره کرد. به نحوی که در اغلب کشور ها، مسلمانان شیعه و سنی با پیوستن به صفوف به هم فشرده یکدیگر، یک دل و یک صدا علیه صهیونیسم غاصب و آمریکایی جهوانخوار شعار می دهند و عزم راسخ و وحدت اسلامی خود را برای ریشه کن ساختن استکبار جهانی و ایادی آن ابراز می دارند. به نحوی که حتی در کشور های طرفدار اسرائیل غاصب، آدمکهای سران آمریکا و اسرائیل را به آتش کشیده و در مقابل دیدگاه پلیس مهاجم آن کشور ها، فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل سرداده می شود.
امام قدس سره با تعیین روز قدس، امکان عملی برای پیوستن ملتهای مسلمان جهان به صف واحد مبارزات ضد صهیونیستی را فراهم آورد، و برای تداوم این مبارزه مقدس، رهنمود های لازم را ارایه فرمودند که در نتیجه، در سالهای اخیر شاهد راه پیمایی های عظیم و پرشکوه مسلمانان در اقصی جهان در حمایت از ملت مظلوم فلسطین هستیم و هر روز دردهای امید به پیروزی را در مقابل این ملت قهرمان بازتر میبینیم.
روز قدس از دیدگاه رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای، که مسأله فلسطین را یکی از مشکلات اساسی و عمده جهاناسلام می دانند و نسبت به آن اهمیت فراوانی قائلند، در این رابطه در نماز جمعه تهران به مناسب فرا رسیدن روز قدس فرمودند:
«امروز دو مشکل عمده در جهان اسلام را، که به ملتهای اسلامی مربوط است، در این خطبه مورد توجه قرار می دهیم:
مسأله اول آن مشکل قدیمی و زخم کهنه فلسطین است که به وسیله صهیونیستها و ایادی استکبار به وجود آمد و همچنان به وسیله دستهای استکبار جهانی این زخم در پیکره نظام، جامعه اسلامی و جهان اسلام، روز به روز عمیق تر شده است. حوادث اخیر خلیج فارس موجب شد دنیا اسلام اندکی از حوادث فلسطین غفلت کند، این غفلت صهیونیستها را تشویق کرد که از فرصت استفاده کنند و فشار را بر مردم فلسطین بیشتر کنند. اولاً سیل مهاجرت بیگانگان از کشورهای مختلف به سوی سرزمین مقدس و اسلامی فلسطین، سرازیر شود. بلای بزرگ این است که دولتها و ملتهای اسلامی غافل شدند اگر چه (مردم) غافل هم نمی شدند بسیاری از دولتها، شاید هیچ احساس وظیفه نمی کردند. ثانیا این مبارزین مخلص و صادق فلسطینی، این مسلمانان مظلوم غریب که انتقاضه فلسطینی را در سه سال اخیر به وجود آورده اند در خانه شان زیر سخت ترین فشارها قرار گرفتند. شب و روزی نیست که ضربتی به پیکر جامعه اسلامی از راه فشار بر این مسلمانان مظلوم وارد نشود. البته مبارزه ادامه دارد. آنچه مهم است این است که دنیای اسلام از مسأله فلسطین باید غفلت نکند و ملتها مسأله فلسطین را از یاد نبرند.
امریکا، استکبار و پشتیبانان همیشگی صهیونیستها خواسته اند به مسلمین تحمیل کنند که مسأله فلسطین را فراموش کنند ولی ملت اسلام و ملت ایران نباید بگذارد مسأله فلسطین فراموش شود.
روز قدس، روزی است که یاداور یکی از ابتکارهای امام راحل عظیم الشأن ماست. این روز را دنیای اسلام باید گرامی بدارد. توده های مسلمان نگذارندکه بعضی از دولتهای خودفروخته در فضای آرام و سکوت مصنوعی که به وجود آورده اند فلسطین را ذره ذره و لحظه به لحظه ذوب کنند و قضیه را به دست فراموشی بسپارند.
خیانت دولتهایی که با رژیم غاصب ساختند و فلسطینیها را قربانی کردند، نباید از یاد برود و فراموش بشود. این یک قضیه کوچکی نیست، بیش از چهل سال است که ملت اسلام نامفلسطین را می اورد.
مسلمین، متفکرین اسلامی، نویسندگان و سیاستمداران، هزاران بار گفته اند و هزارها نفر در این راه شهید شده اند! مگر می شود پاره تن جهان اسلامی را در اختیار دشمنان گذاشت که او را تصرف کنند و ملتی را از خانه خودش بیرون کنند! مگر چنین چیزی می شود؟ مگر اسلام اجازه می دهد؟ مگر ملتها اسلامی اجازه می دهند؟
در فضای عالم، این جو آمادگی، انتظار و طلب کاری نسبت به فلسطین باید روز به روز بیشتر شود. در داخل فلسطین هم باید این شعله مقدس روز به روز برافروخته شود. آن جوان ها، آن زنان و مردان و جوانان و آن فداکارانی که در داخل فلسطین با رژیم غاصب مبارزه می کنند، باید بدانند نقطه اصلی همان جایی است که انها بر روی انگشت گذاشتند، این آنجایی است که دشمن در آنجا شکست خواهد خورد. اینکه سازمان ها در خارج از مرز های فلسطین پشت میزهای مذاکره بنشینند و یا به نام فلسطین در تیبونها خدپودنمایی کنند، مشکلی را حل نخواهد کرد. پشتیبانی عمومی دنیای اسلام از بیرون و مبارزه واقعی و محسوس ملت فلسطین درداخل، این دو با هم مشکل را حل خواهد کرد و سر دشمن فلسطین را به سنگ خواهد کوبید. روز قدس را گرامی بدارید و آن را بزرگ بشمارید البته اگر تبلیغات جهانی منعکس نمی کنند، نکنند، آن کسانی که در زندانهای فلسطینی هستند به ما گفته اند آنها از شعار و حضور شما و مشت گره کرده شما، که حاکی از نیت و عزم صادقانه شماست، احساس قوت و قدرت کرده و ایستادگی می کنند. آن که در پشت دیوار زندان ها فلسطین اشغالی است، باید احساس تنهایی نکند تا بایستد آن زن و مردی که در کوچه و خیابانهای بیت المقدس و نوار غزه و شهر های دیگر فلسطین اشغالی مورد تهاجم اراذل و اوباش صهیونیست است باید احساس کند شما از آنها حمایت می کنید، تا بتواند مقاومت کند، دولتها هم البته تکالیفی دارند. دولت جمهوری اسلامی هم وظایفی دارد، به این وظایف عمل می کنند و باز هم خواهند کرد. مساله ملی و عمومی و مردمی نقش خاص خود را دارد که باید در جای خود انجام بگیرد».
امید آنکه این روز جهانی، تمام مسلمانان جهان را در صف واحد قرار داده و آرزوی دیرین امام راحل قدس سره برای رهایی قدس، به زودی عملی گردد.