یاد ایام (2) (رویداد های قمری)

نویسنده : معاونت فرهنگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

حضرت امام خمینی ـ ره ـ از ولادت تا رحلت

بیستم جمادی الثانی سالروز ولادت حضرت زهرا علیه السلام مصادف با ولادت امام امت است. سخن از شخصیتی که به اعترافات دشمن «معمار بزرگ تفکر اسلامی در سده اخیر» به شما می رفت، از حوصله یک مقاله بیرون است، لذا لازم است در مناسبتها دیگر نیز شخصیت این بزرگوار بیشتر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

زندگی نامه حضرت امام از زبان خودش
بسمه تعالی
به حسب شناسنامه:2744، تولد:1279 شمسی در خمین، تاریخ قطعی تولد:20 جمادی الثانی مطابق اول مهری 1281 شمسی است. (18 جمادی الثانی 1320، مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است).
نام خانوادگی: مصطفوی، پدر :آقا مصطفی، مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقا میرزا احمد مجتهد خوانساری الاصل و خمینی المسکن)
صدور در گلپایگان، به وسیله صفری نژاد رئیس اداره آماد ثبت گلپایگان.
در خمین در مکتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع نزد مرحوم آقا شیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخارالعلما) درسهای ابتدایی، سپس در خلال آن نزد محروم حاج میرزا محمد مهدی (دایی) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقای نجفی خمینی منطق شروع و نزد حضرت عالی (آیه الله پسندیده) ظاهرا (سیوطی و شرح باب حادی عشر) منطق و مسلما در مطول مقداری.
در اراک که سنه 1339 قمری، برای تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی منطق، و نزد مرحوم آقا عباس اراکی شرح لمعه، پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم ایت الله حاج شیخ عبدالکریم رحمه الله علیه، (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمری بود) هجرت آیه الله حائری به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسی است. تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانی موسوم به آقا میرزا محمد علی و سطوح را نزد مرحوم آقای حاج سید محمد تقی خوانساری مقداری و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید علی یثربی کاشانی تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیه الله حائری (حاج شیخ عبدالکریم) می رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینی و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقا میرزا علی اکبر یزدی، و عمده استفاده در علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقا میرزا محمد علی شاه آبادی بوده است. پس از فووت مرحوم آقای حائری با عده ای از رفقا بحث داشتیم تا آنکه مرحوم آقای بروجردی (رحمه الله) به قم آمدند. برای ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقای بروجردی، عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول وفقه بود. پس از آمدن ایشان به تقاضای آقایان مثل مرحوم آقای مطهری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم که تا کنون ادامه دارد. نام عیال این جانب خدیجه ثقفی معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسی صبیه حضرت آقای حاج میرزا محمد ثقفی طهرانی. تاریخ ازدواج: 1308 فرزند اول مصطفی، متولد: 1309، شمسی سه دختر در قید حیات با یک پسر احمد متولد 1324. دختران به ترتیب سن صدیقه، فریده،فهیمه،سعیده، بعد از احمد،لطیفه.
ابعاد علمی
فقه و اصول: در سال 1355 قمری که مرحوم آیه الله حائری دیده از جهان فروبست، حضرت امام خمینی در زمره مجتهدین مبرز و نوابغ علمی قرار داشت و چون ستاره در آسمان حوزه علمیه قم می درخشید و در فقه و اصول صاحب مبنا بود. امروزه آنچه از آثار فقهی و اصولی حضرت امام در دسترس حوزه های علمیه قرار دارد، از استوارترین متون و محکم ترین مبانی است که تراوش اندیشه های خلاق ایشان است. عرفان، فلسفه و هیئت: امام خمینی علاوه بر مقام فقاهت، در علم هیئت، فلسفه و عرفان نیز مهارتی ویژه و تخصصی کامل داشت و همان گونه که در فقه و اصول دارای مبانی است که تراوش اندیشه های خلاق ایشان است.
عرفان، فلسفه و هیئت: امام خمینی علاوه بر مقام فقاهت، در علم هیائت، فلسفه و عرفان نیز مهارتی ویژه و تخصصی کامل داشت و همان گونه که در فقه و اصول دارای مبانی خاص خود بود، در این رشته ها نیز صاحب مبنا بود.
روایت الحدیث و درایه الحدیث: حضرت امام در علم رجال متبحر بوده، در نقل حدیث اجازاتی از مرحوم نوری (صاحب مستدرک الوسائل)، حاج شیخ عباس قمی (ره) و مرحوم ابوالمجد مسجد شاهی داشتند که در ابتدای کتاب شریف اربعین (چهل حدیث) سلسله سند خود را نقل فرموده اند.
تفسیر: با اینکه تفسیر قرآن در حوزه های علمیه به عنوان یک درس در متن قرار نداشته است، ایشان در تفسیر قرآن آنچنان پیش رفتند که تنها تفسیر سوره حمد ـ که سوگمندانه ناتمام ماند ـ برای هر آشنای به قرآن و تفسیر کافی است که بر شیوه و روش برداشت امام از قرآن اطلاع یابد... حضرت امام به طلاب درباره تفسیر شریف مجمع البیان تاکید فراوانی داشتند.
خودسازی: رهبر فقید انقلاب، از همان آغاز جوانی به خودسازی و تهذیب نفس پرداخت و مصداق حدیث شریف« من کان من الفقها صائنا لنفسه... مخالفا علی هواه...»(93)
قرار گرفت. پیشرفت امام در این امر به قدری سریع بود که ایشان پس از فوت مرحوم ایت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری، بر کرسی درس اخلاق حوزه علمیه قم برای فضلا و طلاب و عامه مردم نشستند و به تهذیب دیگران پرداختند.
این رتبه و مقام را امام از سحری خیزی، تهجد و راز و نیاز های شب به درگاه خدا و مناجات شعبانیه و دعای مکارم الاخلاق و زیارت جامعه و عاشورا و... کسب نموده بودند.

برنامه ریزی
دقت حضرت امام و برنامه داشتن در کار، مطالعه و پاسخ گویی به مراجعین، زبانزد خاص و عام بود، به گونه ای که بسیاری از اهل منزل، وقت را از روی افعال حضرت امام به دست می آوردند.
حضرت امام برای مطالعه، ملاقات، نماز، دعا و نیایش، ورزش، رسیدگی به کارها و گزارشها و ... زمان مخصوص و معینی داشتند که کمتر اتفاق می افتاد خلاف آن عمل شود.

«صبر» و «توکل»
این دو هدیه الهی به بشر و بویژه انبیا و اولیا علیه السلام رمز موفقیت در رسیدن به مقصد و کمال مطلوب بوده است. حضرت امام از این دو ویژگی بهره وافر داشتند. بارها به آیه شریفه «فاستقم کما امرت و من تاب معک» اشاره و فرموده فرمایش پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله را که فرمود: « شیبتنی هود و الواقعه»(94) یادآور می شدند.
تکیه آن حضرت بر اعتماد و اتکال به خدا از رموز به صحنه کشانیدن مردم بود. این حقیقت به اندازه ای در جان امت اسلامی اثر گذاشت که به استقبال هرگونه خطری می رفتند و از دشمن و سلاحها و توطئه های مخرب او ترسی نداشتند.
حضرت امام در حساس ترین لحظات پیروزی انقلاب اسلامی که اغلب افراد مایوس و نا امید بودند، می فرمودند:
«خدا با شماست، شما پیروز می شوید، اتکالتان به حق تعالی باشد. برای آنها که با ماورای طبیعت مرتبطند، شکست بی معناست، انسان موحد شکست نمیخورد».
تسلیم ناپذیری
بنیان گذار جمهوری اسلامی مصداق بارز آیه شریفه « محمد رسول الله والذین معه اشدا علی الکفار رحماء بینهم».(95) در زمان ما بود. هیچگاه در مقابل ستمگران تسلیم نشد و ستیزه جویی حق در مقابل باطل را حفظ نمود. اما نه تنها در اوج اقتدار نظام اسلامی نیز این خصلت را دارابود. آنجا که فرمود:
« من هم اکنون سینه ام را بر سرنیزه های شما آماده کرده ام ولی قلبم هرگز زورگوییها و قلدریهای شما را قبول نخواهد کرد».
این ویژگی امام، در تمام دوران مبارزه بود. زندان تبعید، جنگ، کودتا، قتل، و غارت و تهاجم تبلیغاتی مسموم و مغرضانه دشمن، هیچ یک نتوانست حضرتش را از این راه باز دارد.
کمال این تسلیم ناپذیری، در منشور انقلاب، به عنوان یکی از اصول استراتژیک بیان شده است:
«اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتش بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلو دیدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان نامه کفر و شوک را امضا نمی کنیم».

سعه صدر
رهبر کبیر و فقید انقلاب اسلامی، سعه صدر و بینشی عمیق و گسترده داشتند. ایشان هیچ گاه در مقابل برخوردهای شخصی افراد نسبت به حضرتش موضوع نگرفتند آنچه برای ایشان مطرح بود، اسلام و احکام نورانی آن بود. هنگامی که امام به نجف اشرف مشرف شدند، عده ای در مقابل ایشان جبهه گرفتند و با همکاری ساواک ایران و سازمان امنیت عراق، در کوبیدن شخصیت ایشان کوشش نمودند، لکن حضرت امام هیچ گاه اقدامی برای مقابله با آنان ننمود و همچنن پیشبرد اهداف انقلاب می اندیشید.
امام آن قدر سعه صدر داشتند که می فرمودند:
«اگر کسی به من فحش داد، شما به خاطر من با او برخورد نکنید».
و این سیره مستمر ائمه هدی علیهم السلام و سلف صالح از علمای دین بوده است.
ساده زیستی
گرچه دنیا با همه مظاهر فریبنده«قدرت،ثروت، شهرت، دولت، و...» به آن حضرت رو کرده بود، ولی ایشان از کنار کاخهایه سر به فلک کشیده سعد آباد و نیاوران و... گذشته و خانه محقر دو اطاقه استیجاری دهکده جماران را برگزیدند.
ساده زیستی
گرچه دنیا با همه مظاهر فریبنده (قدرت،ثروت،شهرت،دولت و ...) به آن حضرت رو کرده بود، ولی ایشان از کنار کاخهای سر به فلک کشیده سعد آباد، و نیاوران و... گذشتند و خانه محقر دو اطاقه استیجاری دهکده جماران را برگزیدند.
آری، او که اسوه همه مجاهدان فی سبیل الله است و باید درس جهاد اکبرش جهانگیر شود، قبل از «بیان» دیگران را به جهاد اکبر فرا خواند.
امام هنگامی که در هوای گرم نجف در منزلی محقر زندگی می کرد، اجازه خرید و نصب یک کولر یا پنکه را نمیداد و می فرمود:«ایا همه ی مردم یا همه مبارزان راه خدا از چنین امکاناتی برخوردارند؟»
روابط فردی و اجتماعی امام
در خانواده: بر خلاف پندار بعضی که حضرت امام خمینی به خاطر کثرت کارها، فرصت رسیدگی به امور خانواده و برخورد عاطفی را نداشته اند؛ ایشان به خاطر نظم دقیق در برنامه ها، با خانواده و بستگان رابطه ای بسیار صمیمی و عاطفی داشته اند. هیچ گاه در محیط خانواده به کسی تحکم نکرده اند و در کارهای شخصی دیگران مداخله ننموده ولی همیشه ناصح مشفق بوده اند.
ارتباط با شاگردان: از خصوصیات حضرت امام (طبق گفته شاگردان ایشان) این بود که با شاگردان خود رابطه ای بسیار صمیمی و گرم داشتند. در برنامه امام، مساله تحت عنوان استاد و شاگرد مطرح نبود. با آنها جلسه می گذاشت و حرف آنها شخصیت می داد و راهنمای آنان در زندگی علمی و شخصی بود. امام همچنین با دوستانش بسیار صمیمی بود و به آنان احترام می گذاشت و آنان را بر خود مقدم می داشت. اگر در میافت که طالب علمی در حوزه زحمت می کشد و درس می خواند، احترام فراوان برای او قائل بود.
ارتباط با مراجع و بزرگان حوزه: این عبارت از آن مرشد و مراد است که فرمود:« من دست مراجع را می بوسم» امام به بزرگان حوزه و مراجع از علمای سلف و حال، بسیار احترام می گذاشت. نام آنان را با احترام یاد می کرد و شخصیت علمی و روحانی آنان را ارج می نهاد.
ارتباط با مردم: امام خمینی به مصداق آیه شریفه:« فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا انفضوا من حولک»(96) و آیه شریفه«اشدا علی الکفار رحماء بینهم»(97)
مانند پیامبر و ائمه علیه السلام رابطه ی نزدیک و صمیمی با مردم داشتند. تکیه بر صداقت توده های محروم و زحمتکش و نه بر زر و زور، نماینگر روح اعتماد آن حضرت است.
زمانی که امام در زندان و تبعید بودند، بسیاری آن حضرت را از اعتماد به مردم باز می داشتند و می گفتند در لحظات بحرانی و حساس، نمی توان بر مردم تکیه کرد. ولی ایشان می فرمودند:
«مردم در 15 خرداد صداقت خود را به اثبات رساندند.»
در پاسخ یکی از آقایان که گفته بود:«ما بمبی نداریم که بر سر شاه بزنیم» امام فرمودند: «ما نیرویی داریم که از بمب به مراتب کارسازتر است و آن نیروی مردمی است».
لذا امام با قدرت به شاه خطاب کرد و فرمود:
«کاری نکن که بگویم این مردم تو را از مملکت بیرون کنند».
امام و توصیه به وحدت اسلامی
«یک میلیارد جمعیت مسلم، اگر منسجم شوند، چه کسی میتواند درهم بشکند».21/10/60
«ای مسلمانان جهان که به حقیقت اسلام ایمان دارید، پا خیزید و در زیر پرچم توحید و در سایه تعلیمات اسلام مجتمع شوید و دست خیانت ابرقدرتان را از ممالک خود و خزاین سرشار ان کوتاه کنید و مجد اسلام را اعاده کنید و دست از اختلافات و هواهای نفسانی بردارید که شما دارای همه چیز هستید».21/6/59
«در خطبه ها و مراسم دینی، مسلمین را به وحدت کلمه و اتحاد مسیر دعوت نمایید».16/5/61
«مسلمین به حکم اسلام، باید یه واحده باشند که بتوانند دست اجانب و مستعمرین را از جانب دخالت در کشور خود قطع کنند».4ذیقعده 1391
توصیه امام به سران کشور های اسلامی
«کرارا دولت های اسلامی را دعوت به اتحاد و برادری نموده ام در مقابل اجانب و ایادی آنها که می خواهند با ایجاد نفاق در بین مسلمین و دولتهای اسلامی، ممالک عزیز ما را در تحت اسارت و ذل استعمار نگهدارند و از مخازن معنوی و مادی آنها استفاده کنند». 29 صفر 1387
«اگر سران کشورهای اسلامی از اختلافات داخلی دست برندارد و با اهداف عالیه اسلام آشنا شوند و به سوی اسلام گرایش پیدا کنند، این گونه اسیر و ذلیل استعمار نمی شوند». 1ذیحجه 1390
امام آینده انقلاب
حضرت امام بابیان این نکته که اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است و آنچه که در این حکومت مطرح است، اسلام و احکام مترقی آن است؛ این گونه به ملت شریف ایران و سایر ملل اسلام وصیت می فرماید:
«بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی، همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می داند و نسلهای آینده در تاریخ خواهد خواند که دو رکن اصلی آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه، برای همان انگیزه و مقصد...».
«این جانب به همه نسلهای حاضر و آینده وصیت می کنم که اگر بخواهیم اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است، از دست ندهید و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی و بقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است. بی جهت نیست که بوقهای تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده های بومی آنان، تمام توان خود را صرف شایعه ها و دروغها تفرقه افکن نموده اند و میلیارد ها دلار برای آن صرف می کنند».
امام و سیاست خارجی
سیاست خارجی در اسلام برپایه نفی سلطه و رعایت موازین انسانی استوار است. امام معمار نهضت بزرگ اسلامی در قرن حاضر، نظام جمهوری اسلامی را بر همین اصل استوار نموده است و می فرماید:
«سیاست نه شرقی نه غربی را در تمام زمینه های داخلی و روابط خارجی حفظ کنید و کسی را که خدای نخواسته به شرق و یا غرب گرایش دارد، هدایت کنید و اگر نپذیرفت او را منزوی نماید و اگر در وزارتخانه و نهاد های دیگر کشور، چنین گرایشی باشد که مخالف مسیر اسلام و ملت است، اول هدایت و در صورت تخلف، استیضاح نمایید که وجود چنین عناصر توطئه گر در راس امور یا در قطبهای حساس، موجب تباهی کشور خواهد شد».7/3/58
«اگر از این مستقیم رفتیم که نه شرقی و نه غربی، نه یمین،نه شمال که مستقیم حرکت کنیم، از اینجا بی نهایت سعادت مندیم و ملتی را سعادتمند کرده ایم و اگر چنانچه خدای نخواسته انحراف به چپ و انحراف به راست، انحراف به یمین و یا انحراف به یسار باشد،منحرف هستیم...»24/6/58
امام و سیاست داخلی
آنچه که به یک حکومت قوام و استحکام می بخشد، جلب اعتماد و رضابت مردم است.
مردم که رکن اصلی هر جامعه هستند، اگر انصاف و عدالت را رعایت و ارزش های والای انسانی را مشاهده کنند و از زمامداران، تقوا و صلاح را ببینند با همه سختیها دست و پنجه نرم کرده، از حکومت خویش دفاع می نمایند وگرنه، خود جزو اولین گروهی خواهند بود که در جهت محو ظلم و بی عدالتی به پا می خیزند.
علی علیه السلام در نامه اش به مالک اشتر توصیه های فراوانی نسبت به رعیت دارد. امام امت نیز که شاگرد مکتب علی بن ابی طالب علیه السلام است و پس از 14 قرن نمونه ای از حکومت عدل علی علیه السلام را مستقر ساخته، مطالبی همچون مولایش امیر المومنین علیه السلام دارد و می فرماید:
«خدا نیاورد ان روزی را که سیاست ما و سیاست مسوولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دار گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیا و امیر المومنین و ائمه معصومین علیه السلام سازگار نیست.
دامن حرمت و پاک روحانیت از آن منزه است و تا ابد هم باید منزه باشد و این از افتخارات و برکات کشور ما و انقلاب و روحانیت ماست که به حمایت از پابرهنگان برخاسته اند و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده کرده اند.
در تقدم ملاکها هیچ ارزش و ملاکی مهم تر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزش الهی باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسولیتها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود».
امام و نقش زنان
یکی از مسائل مورد بحث در جهان امروز و در مکاتب و مذاهب مختلف، نقش زن در اجتماع است. بعضی را اعتقاد بر آن است که زن تحت هیچ شرایطی نباید از خانه خارج شود، و برخی اعتقاد دارند که زن بدون محدودیت ( حتی در پوشش و ارتباط با مردها و اشتغال به مشاغل و ...) باید در صحنه اجتماع حضور یابد.
اسلام که در این رابطه دیدگاه مناسب با شخصیت زن را ارایه کرده (در متون اسلامی ما وظیفه این بخش عظیم از افراد جامعه مشخص گردیده است) سوگمندانه دستخوش افراط و تفریط دو دسته قبل قرار گرفته و هر یک به گونه ای دیدگاه اسلامی را معرفی کرده بودند.
امام خمینی که احیا کننده اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله در قرن اخیر بود، دیدگاه واقعی اسلام را در این خصوص بیان نمود و زنان جامعه اسلامی را به وظایف خویش آشنا کرد، که ما شاهد حضور ایثارگرانه این پرورش یافتگان مکتب فاطمه و زینب علیه السلام در پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس و دوران سازندگی بوده هستیم.
امام راحل در این رابطه می فرماید:
«ما متخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان، در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی، حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان، در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند و آنان که توان جنگ دارند، در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت و از محرومیت های که توطئه دشمنان و ناشنایی دوستان از احکام اسلام و قران بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوند های بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده اند و آنان که توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه ـ به نحوه ارزشمندی که دل ملت را از شوق و ضعف به لرزه در می آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می لرزاند ـ اشتغال دارند و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه ـ علیه السلام ـ فریاد می زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر و می دانند آنچه به دست آورده اند، بالاتر از جنات نعییم است، چه رسد به متاع ناچیز دنیا».
امام و مراکز تعلیم و تربیت
دانشگاهها به عنوان خاستگاه مردان آینده ساز کشور، پیوسته مورد توجه و نظر امام عزیز بوده و ایشان کرارا اهمیت مراکز تعلیم و تربیت و توطئه های دشمن، در ارتباط با انحراف نسل آینده، را متذکر می شدند و در این باره، در وصیتنامه خود آورده اند:
«... اکنون که دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است، بر همه ما لازم است به متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف کشیده شود و هر جا انحرافی به چشم خورد، با اقدام سریع به رفع آن کوشیم و این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف، نجات کشور و ملت است و این جانب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اول و پدر و مادران و دوستان آنها در مرحله دوم و به دولتمردان و روشنفکران دلسوز برای کشور در مرحله بعد وصیت می کنم که در این امر مهم که کشورتان را از آسیب نگه می دارد، با جان و دل کوشش کنید و دانشگاهها را به نسل بعد بسپرید و به همه نسلهای مسلسل توصیه می کنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلام آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرق زدگی حفظ و پاسداری کنید و با این عمل انسانی ـ اسلامی خود، دست قدرتهای بزرگ را از کشور قطع و آنان را ناامید نمایید. خدایتان پشتیبان و نگهدار باد».
عشق به اهل بیت علیه السلام
عشق و علاقه وحب به مقام ولایت کبری و اهل بیت علیه السلام در حضرتش به اندازه ای قوی بود که در هر مجلس سوگواری، به محض ذکر مصایب ائمه و بویژه ابی عبدالله علیه السلام اشک از دیدگانشان جاری می شد و شانه های مبارکش بشدت تکان می خورد. عمق ولایت و عشق و علاقه امام را می توان از زیارت های مکرر عاشورا، امین الله، زیارت امیر المومنین علیه السلام، جامعه کبیره و ... ( در سالیانی که در نجف اشرف بودند و همه روزه بعد از نماز مغرب و عشا به حرم مشرف می شدند) دریافت.
عشق و علاقه و عمق معرفت آن یکتای زمانه را، در خصوص ولایت و محبت اهل بیت علیه السلام در آغاز وصیتنامه اش مشاهده می کنیم که فرمود:
«... ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا موسس آن به امر خداوند تعالی بوده و امیر المومنین، علی بن ابی طالب، این بنده رها شده از تمام قیود، مامور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگی هاست. ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن، بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ماست. ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی بن ابی طالب گرفته تا منجی بشر، حضرت مهدی صاحب زمان ـ علیهم آلاف التحیات و السلام ـ که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند. ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را قرآن صاعد می خوانند، از ائمه معصومین ماست».
امام و اقتصاد اسلامی
سمت و جهت اقتصاد اسلامی ایجاد قسط و عدل، فقر زدایی و رفع محرومیت ها، جلوگیری از تکاثر، استقلال اقتصادی (نه به معنای نفی هرگونه رابطه تجاری و بازرگانی با جهان، بلکه به معنای نفی سلطه و استثمار جامعه اسلامی)و... می باشد. این واقعیت را از صدها آیه و حدیث به وضوح می توان دریافت. حضرت امام خمینی که آرمانش تحقق احکام الهی و دستورات معصومین علیه السلام بود، با استفاده از مبانی فقهی غنی اسلام می فرماید:
«یکی از مسائل بسیار مهمی که به عهده علما و فقها و روحانیت است مقابله جدی با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادی شرق و غرب و مبارزه با سیاست های اقتصاد سرمایه داری و اشتراکی در جامعه است. هر چند که این بلیه دامنگیر همه ملتهای جهان گردیده است و عملا بردگی جدیدی بر همه ملتها تحمیل شده و اکثریت جوامع بشری در زندگی روزمره خود، به اربابان زر و زور پیوند خورده اند و حق تصمیم گیری در مسایل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و علی رغم ودایع سرشار طبیعی و سرزمین های حاصلخیز جهان و آبها و دریاها و جنگها و ذخایر، به فقر و درماندگی گرفتار آمده اند و کمونیستها و زراندوزان و سرمایه داران با ایجاد روابط گرم با جهانخواران، حق حیات و ابتکار عمل را از عامه مردم سلب کرده اند و با ایجاد مراکز انحصاری و چند ملیتی، عملا نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راههای صدور و استخراج و توزیع و عرضه و تقاضا و حتی نرخ گذاری و بانکداری را به خود منتهی نموده اند و با القای تفکرات و تحقیقات خودساخته، به توده های محروم باورانده اند که باید تحت نفوذ ما زندگی کرده والا راهی بر ادامه حیات پابرهنه ها جز تن دادن به فقر باقی نمانده است و این مقتضای خلقت و جامعه انسانی است که اکثریت قریب به اتفاق گرسنگان در حسرت یک لقمه نان بسوزند و بمیرند و گروهی اندک هم از پرخوری و اسراف و عیشان جانشان به لب آید. البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و به خصوص برنامه های اقتصادی آن و مبارزه با بیمار سرمایه داری غرب و اشتراکی شرق، بدون حاکمیت همه جانبه اسلام، میسر نیست و ریشه کن شدن آثار سوء مخرب آن، چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حکومت اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران نیازمند به زمان باشد ولی اراوه طرحها و اصولا تبیین جهت گیری اقتصاد اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلام هیچ امتیاز و برتری از این جهت بر فقرا ندارد و ابدا اولویتی به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلم راه شکوفایی و پرورش استعداد های خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم می کند.
و تذکر این مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشور اسلامی نفوذ کنند و مال و ثروت خود را بهانه فخر فروشی و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان افکار و خواسته های خود را تحمیل کنند. این خود بزرگترین عامل دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان به اخلاق کریمه و ارزشهای متعالی و فرار از تملق گوییها می گردد، و حتی بعضی ثروتمندان را از اینکه تصور کنند که مال و امکاناتشان دلیل اعتبار آنان در پیشگاه خداست، متنبه می کند.
خلاصه کلام اینکه بیان این واقعیت که در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزون تر، از آن کسی است که تقوا داشته باشد نه ثروت و مال و قدرت، و همه مدیران و کارگذاران و رهبران و روحانیان نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پا برهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین، و در کنار مستمندان و پا برهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگی است که نصیب اولیا شده و عملا به القائات و شبهات منحرفین خاتمه می دهد».
مبارزات سیاسی
همانگونه که از پیامبر چهل سال پیش از حضرت امام بر می آید، موضع گیری سیاسی و مبارزات ایشان تازگی نداشته و به صورت ناگهانی شروع نشده است بلکه از قدیم در جریان مسائل سیاسی و مبارزاتی بوده اند و کتاب کشفالاسرار یکی از دلایل بارز و روشن بر این معناست.
در مهرماه سال 1341 شمسی مساله انجمن های ایالتی و ولایتی مطرح شد، امام با دستگاه جبار پهلوی به مبارزه پرداخت. اوج این مرحله از نهضت، یورش رژیم در فروردین 42 به مدرسه فیضیه و ضرب و شتم و کشتار طلاب و فضلای حوزه علمیه قم و به دنبال آن دستگیری و زندانی کردن حضرت امام و ماجرای خونین 15 خرداد 1342 بود که پس از آن به تبعید حضرت امام در 13 آبان 1343 شمسی به ترکیه و عراق انجامید.
نیرو سازی
امام پس از تبعید به ترکیه و نجف، مدت پانزده سال، کار آماده سازی و تبیین حقایق را دنبال کرد و با سخنرانیها، پیامها و اعلامیه ها در بیداری اقشار مختلف ملت تلاش بسیار نمود. مبارزه ای احتیاج به نیرو دارد و باید برای کاری بزرگ، نیرو و توانی مناسب آن فراهم آورد.


اوج مبارزه و سقوط رژیم 2500 ساله شاهانشاهی
پس از آماده سازی و ایجاد تحول برای ملت، زمان خروش عظیم علیه طاغوت، به رهبری امام عظیم الشان فرا رسید. لطف خفیه الهی در عسرت فقدان امید آینده اسلام ( حضرت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی) رخ نمود و جرقه انقلاب اسلامی زده شد تا سرانجام خون پاکان امت اسلامی، بنیان 2500 ساله ستمشهای را ریشه کن ساخت و به دنبال آن جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. از آن پس ملت قهرمان ایران تحت رهبریهای پیامبر گونه آن امام راحل در برابر تمام توطئه ای شرق و غرب، استقامت و ایستادگی نمود.
امام و پیش بینیهای حکیمانه
در این بخش به قسمت هایی از پیش بینی های حضرت امام در مورد حوادث آینده اشاره می شود:
1ـ در دوم فروردین ماه سال 1342 رژیم سفاک پهلوی در فیضیه قم فاجعه آفرید. امام امت عکس العمل این عمل وحشیانه را این چنین بیان فرمودند:
«... ناراحت و نگران نشوید، مضطرب نگردید، ترس و هراس را از خود دور کنید...
دستگاه حاکمه با ارتکاب این جنایت خود را رسوا و مفتضح ساخت و ماهیت چنگیزی خو را به خوبی نشان داد. دستگاه جبار با دست زدن به این فاجعه شکست و نابودی خود را حتمی ساخت، ما پیروز شدیم. ما از خدا می خواستیم که این دستگاه ماهیت خود را بروز دهد و خود را رسوا کند...»
2ـ توطئه به شهادت رسانیدن شهید آیه الله مصطفی خمینی (ره) از ناحیه استکبار جهانی، با هدف خاموش نمودن طنین ندای توحید در حنجره ابراهیمیان زمان صورت گرفت. براستی کسی نمیتوانست عاقبت کار را به درستی بفهمد و فقط حضرت امام خمینی بود که حوادث آینده را با درایت کامل میدید. ایشان آن را از الطاف خفیه الهی شمرد و چنانکه شاهد بودیم شهادت مظلومانه آن شهید بزرگوار، حرکت های مردمی بود که امام راحل آینده این قیام را چنین پیش گویی فرمود:
«این شورش ها مقدمه انفجار عظیمی است که نتایجش غیر قابل محاسبه است».
و دیری نپایید که پیش بینی حکیمانه آن بزرگوار به تحقق پیوست و در بهت و حیرت جهانیان، شجره طیبه انقلاب اسلامی به بار نشست.
3ـ با اشغال لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان پیرو خط امام و پشتیبانی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و امت مسلمان از این اقدام شجاعان، شیطان بزرگ خود را با بحرانی جدی روبه رو می دید. از اینرو با هدف اعاده حیثیت برباد رفته خود تمهیدات گوناگونی را اندیشید، ولی امام امت با قلبی مطمئن در برابر تهدیدات آمریکا فرمود:«آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند».
پس از شکست مفتضحانه آمریکا در صحرای طبس که از جمله تمهیدات مزبور بود، حضرت امام آینده سیاسی کارتر را چنین پیش بینی فرمودند:
«کارتر باید بداند که با این اعمال بسیار ناشیانه، حیثیت سیاسی خود را به صفر رساند و از ریاست جمهوری باید قطع امید کند».
امام در برهنه از زمان این پیش بینی را فرمودند که هایات حاکمانه وقت آمریکا امید های فراوانی به پیروزی در انتخابات دور بعد ریاست جمهوری داشت و برای این منظور تلاشهای چشمگیری را نیز انجام داده بود. سرانجام با برگزاریانتخابات و اعلام نتایج، شخن حکیمانه امام خمینی به اثبات رسید.
4ـ در نیمه اول سال 1358، شرق متجاوز لشکر کشی به کشور افغانستان را آغاز کرد. سفیر شوروی خبر اقدام اشغال خاک افغانستان توسط قوای نظامی شوروی را به اطلاع حضرت امام رساند. امام با حالتی عصبی و متحکم روبه سفیر شوروی کرده و گفتتند:
«شما کار اشتباهی کردید. شما در این کار هیچ موفیتی به دست نمی آورید و بی تردید روزی به اشتباه خود اقرار خواهید کرد». و همه دیدیم که چگونه شوروی در رسیدن به اهداف خویش ناکام شد.
در طول سالهای دفاع مقدس حضرت امام خمینی ـ نورالله مضجعه ـ بارها به سران کشور های مرتجع عرب و شیوخ منطقه هشدار دادند که از حمایت همه جانبه خود از صدام دست بردترند و پیش بینی فرمودند که آنها بالاخره سزای خیانت به اسلام و مسلمین و همکاری و مساعدت با رژیم بعث عراق و صدام جنایتکار را خواهند دید.
هنگامی که صدام حسین به کویت حمله کرد ملت های مسلمان به علت هشدار های مکرر امام پی بردند.
5ـ هتک حرمت عتبات مقدسه، به گلوله بستن مردم بی گناه و بی دفاع عراق، توهین و جسارت به مقام شامخ روحانیت و حوزه مقدس نجف اشرف، آواره ساختن صدها هزار نفر از مردم استانهای شمالی عراق و تحت تعقیب قرار دادن و کشتار آنان، تهدید جدی محیط زیست با به اتش کشیدن چاه های نفت و استفاده از جنگ افزار های شیمیایی و از بین بردن حرث و نسل در عراق و منطقه و خلاصه نقض همه قوانین بین المللی و زیر پا گذاشتن شرافت و انسانیت چیزی است که در کارنامه سیاه حزب بعث عراق و شخص صدام بوضوح به چشم می خورد؛ و این همه را حضرت امام خمینی پیش بینی فرموده بودند:
«باید ملت عراق بدانند که این آدم، ادم خطرناکی است برای ملت عراق و خطرش بر ملت عراق زیاد است والا به ملت ما او که نمیتواند صدمه ای بزند».
6ـ آیه شریفه« و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله»(98)
زینت بخش پیام برائت و منشور انقلاب امام خمینی در سال 1366،خطاب به زائرین بیت الله الحرام شده بود، امام مناسبت آن با ایام حج و پیام آن حضرت را کسی نمی دانست، تا آنکه راهپیمایی بزرگ برائت از مشرکان پس از قرائت آن پیام حیاتبخش آغاز شد و این راهپیمایی به دست حکام حجاز به خاک و خون کشیده شد.
با وقوع آن حادثه غم انگیز، سر ذکر آیه شریفه «و من یخرج من بیته» در طلیعه پیام، بر همگان آشکار گشت.
7ـ پیامبر بسیار مهم رهبر گران قدر و کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ـ اعلی الله کلمته ـ درباره پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران در مرداد ماه سال 1367 با آیه 27 از سوره مبارکه فتح آغاز می گردد.«لقد صدق الله رسوله الرویا بالحق لتد خلن المسجد الحرام ان شاءالله آمین».
و در این زمینه نیز پیش بینی ان امام راحل (ره) به واقعیت پیوست و رژیم سعودی با عقب نشینی از مواضع خصمانه خویش پذیرای حجاج محترم ایرانی در کمال امنیت گردید.
8ـ حضرت امام خمینی در نامه ای خطاب به آقای گورپاچف فرمودند:
«جناب اقای گورپاچف! برای همه روشن است که از پس کمونیسم را باید در موزه ای تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد...».
در آن هنگام که امام خمینی این پیش بینی بزرگ را فرمودند، دنیای غرب و تحلیلگران سیاسی جهان، با شک و تردید تحولات دنیای کمونیسم و بلوک شرق را ـ که به تازگی رخ نموده بود ـ تعقیب می کردند و کسی قادر نبود تا قاطعانه در برابر این تحولات اضهار نظر نمیاد. پیش بینی آنان حداکثر این بود که کشور های کمونیستی و خصوصا مهد آنان شوروی، دست به اصلاحاتی زده اند که نتیجه آن حفظ ماهیت مکتب کمونیسم سرمایه داری و کاپیتالیسم توسط این کشور خواهد بود و بیش از این چیزی به مخیله ایشان خطور نمیکرد.
امام از دیدگاه یاران و ارادتمندان
ترسیم ابعاد مختلف شخصیت ممتاز امام خمینی و شناساندن هرچه بیشتر شخصیت و رسالت این پیشوای یگانه قرن به جهانیان امروز و فردا، ضرورتی است که چون دین الهی، بردوش همرزمان و یاران و نزدیکان و نیز پیروان آن امام بزرگ، سنگینی می کند و دیر یا زود، باید تا حد امکان و تا آنجا که کلام را توان بازگویی و نمایاندن است، به این مهم همت گماردند. اما ادای این وظیفه و دین به حق کاری است سترگ که زمان می طلبد و به یقین، کتابها می خواهد.
در این میان سخنان و اضهار نظرهای یاران و نزدیکان و ارادتمندان آن بزرگوار، و نیز دیدگاههای شخصیت های برجسته ایران و جهان، در بیان و تعریف گوشه هایی از شخصیت امام راحلمان، می تواند فتح بابی بر رویت این دریای بی کرانه باشد.

مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای
در نخستین روز های ارتحال جانسوز امام خمینی حضرت آیت الله خامنه ای در ترسیم ابعاد شخصیت والای رهبر کبیر انقلاب اسلامی چنین می گویند:
«گرچه حکمت، درایت، قدرت عقلانی، بینش و آینده نگری امام در حد اعلا بود، اما آنچه باعث شد این کار بزرگ انجام شود، اخلاص و صفای امام بین خود و خدایش بود. امام کار را برای خداوند انجام می داد و این، آن چیزی بود که مارا عاشق امام می کرد».
و در جای دیگر می رفرمایند:
«آن شخصیت متعالی و استثنایی، رهبر ما بود که ما را زنده کرد. رهبری او بود که ملت ایران را در این راه و با این قدرت و قوت به حرکت در آورد».
حجت السلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی
«... امام امت عمر بسیار پربرکتی داشته اند و تا آنجا که تاریخ می تواند ما را راهنمایی کند، شخصیتی را نمیبینم که منشا این همه خیر و برکت و تحول در جهان باشد.با همت امام امت، کارهایی که در باور نمی گنجد و از دایره محاسبات عادی خارج است، به مرحله انجام رسید. به گونه ای که ناظران جهانی در تحلیل آن درمانده اند».


آیه الله العضمی اراکی
«کارهای این مرد فقط و فقط برای خداست. این مرد از آن کسانی است که اگر روز عاشورا بود، هفتادو دوتن، هفتاد و سه تن می شد، میرفت جنگ و سینه اش را سپر میکرد. یک همچو شخصیتی است که جانش را، حیثیاتش را فرزند و عیالش را هرچه داشت فدای اسلام کرده و از هیچ چیز باک ندارد، همچون کسی است که نه از آمریکا می ترسد نه از روس میترسد و نه از بالاتر از این ها میترسد یک همچین قلبی خدا به او داده است.
ما در مدت پنجاه سال که با این شخص بزرگ آشنایی پیدا کرده ایم، جز تقوا و دیانت و سخاوت و شجاعت و شهامت و بزرگی نفس و بزرگی قلب و کثرت و دیانت و جدیت در علوم نقلی و عقلی و مقامات عالی در او نیافتیم و ندیدیم .
او مردانه قد علم کرد و در مقابل کفر ایستادگی کرد و ید غیبی هم با او همراهی کردبه طوری که محیر العقول بود».

شهید آیت الله مطهری «ره»
«امام خمینی به مردم شخصیت داد، خود واقعی و هویت اسلامی آنها را به آنان بازگردند. ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعمال تاریخ و ژرفای روح این ملت برمیخاست. امام خمینی برای خدا قیام کرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت کرده است که اصلا تزلزل و ترس در آن راه ندارد».
شهید مظلوم آیه الله بهشتی (ره)
«همه شیفتگان حق و عدل در جهان، امام را امام خود می دانند. سخن امام این بود که ولو سرکوب کند همه مارا، بگیرند بکشند و نابود کنند، ما میمیریم، اما آرمانمان زنده خواهد بود. امام در میان فقهای گران قدر عالم تشیع یکی از ویژگی هایش همین چند بعدی بودن است. از نظر وسعت نظر، امام هم فلسفه، هم عرفان، هم فقه، هم اصول، هم حدیث و هم قران را داشت؛ با همه اینها در دوران خودسازی خود را ساخته و پرداخته و چند رشته از اینها را سالها در قم تدریس فرمود، مثل، فلسفه، عرفان، اخلاق، فقه و اصول. به همین دلیل خیلی باز و وسیع می نگرد. امام در نظرهای اسلامی اش معیار های در تنظیم روابط میان رهبر و امت، آن وسعت نظر و آن همه سونگری و اینکه باید راهی بروی که حتی الامکان جذب کنیم و در حد ضرورت دفع کنیم. دافعه در حد ضرورت، جاذبه در حد اعلای امکان، این از ویژگی خط امام است. خیلی هم دشوار است که آدم در این خط بیفتد و سازشکار عقیدتی نشود».
شهید محراب آیه الله مدنی«ره»
«این بزرگوار، این امام امت، جوانان مارا به قرآن و تقوا کشاند. با شنیدن صدای رهبر انقلاب آگاهی و بیداری در جمعیت پیدا شد که در اثر آن بیداری، طاغوت را سرنگون و دشمنان دین را نابود کرد. رعب و هیبت ایشان حتی قصر های واشنگتون و مسکو را پر کرده و آنها را بیچاره کرده است».

غروب خورشید
ضایعه فقدان آن عارف و سیاستمدار فرزانه در شامگاه 13 خرداد سال 1368 ثلمه عظیم و جبران ناپذیری برای جهان اسلام، و بخصوص مردم شهید پرور ایران اسلام بود. اما چه باید کرد که به فرموده قرآن کریم« کل نفس ذائقه الموت» و هیچ کس حتی پیامبران بزرگ در دنیا باقی نمانده اند.
اما در عین حال گرچه جسم پاک و مطهر امام راحلمان هم اینک در میان ما نیست لیکن روح بلند و افکار انسان ساز او همچنان در میان ما جاودانه خواهد ماند.
رحلت جانسوز حضرت امام بازتاب عظیمی در سرتاسر جهان داشت که به چند نمونه از آن اشاره میکنیم:
نشریه الدیار: مردی که از عظیم ترین رجال قرن حاضر محسوب می شد، چشم از جهان فرو بست. مردی که با ساده ترین زندگی، دنیا را به لرزه در آورد و انقابی عظیم در ارکان جهان ایجاد نمود که صدای آن همچنان در اذهان تاریخ باقی خواهد ماند.
تلوزیون اسپانیا طی گزارشی از مراسم تشییع پیکر امام امت اعلام کرد: پیش از 10 ملیون نفر در تشییع امام خمینی در ایران شرکت کردند. در این گزارش که در بخش خبری تلوزیون اسپانیا همراه فیلمی از شرکت میلیونها مردم عزادار در مراسم تشییع پخش شد، تاکید شد ازدحام و هیجان بیش از حد، مراسم تشییع را از حالت عادی خارج کرد.
نشریه ال پائیس: جمعیت حتی بیش از زمانی بود که از امام خمینی در سال 1979 در بازگشت به ایران استقبال کردند. اندوه و هیجان غیر ارادی ملتی وفادار در آخرین دیدار با مردی که توانست غرور آنها را احیا کند، مراسم را ساعتها به تاخیر انداخت.
فرستاده ویژه این روزنامه با تشریح عظمت اندوه مردم ایران نوشت: آنچه انسان را به اعجاب وا می دارد جمعیتی عظیمی از مردان سیاهپوش و زنان چادر به سر است که بر سر و سینه خود می زنند و گاهی هیجانات زیاد ناشی از غم و اندوه و فشار روحی سبب بیهوشی سوگواران می شود. بر اساس این گزارش، تنها ظرف 5دقیقه از مراسم سوگواری 8تن به زمین افتادند. و مردم فریاد میزدند:«امام! مارا تنها نگذار!»
خبرگذاری فرانسه: مردم از تمام نقاط جهان اسلام خواهند آمد. اینجا مانند مشهد یا شهر مقدس قم یاز زیارت گاههای بزرگ خواهد شد. آنان در فردای تشییع عطیم پیکرامام خمینی، هنویک ز هم هزار هزار گرد آرامگاه امام در گورستان بهشت زهرا تجمع کرده و از حالا متقاعد شده اند که این محل به یکی از اماکن والا مقام اسلام تبدیل خواهد شد.
رادیو مسکو: انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی به قیام دعوت کرد و به حکومت شاهان خاتمه داد. فعالیت وی موجب تحولات و دگرگونی های بی نظیری در حیات اقتصادی، سیاسی و معنوی جامعه ایران شده است.
دیلی تلگراف: آرامگاه آیه الله خمینی به تازه ترین زیارتگاه دهها هزار ایرانی تبدیل شده است که برای دعا خواندن، گریه کردن و سوگواری به سوی آن می شتابند. آیه الله خمینی با اتکا به ارزشهای اسلامی و رد نفوذ سیاسی غرب، بخصوص نفوذ آمریکا، به این مقام رسید.

رویداد های رجب

ولادت امام محد باقر علیه السلام

پنجمین امام شیعه، محمد بن علی بن حسین علیه السلام است که به باقر شهرت یافته است.
تولد ایشان در اول رجب و یا سوم ماه صفر به سال 57 هجری ذکر شده است. یعقوب یثاز آن حضرت روایت می کند:
«قتل جدی الحسین ولی اربع سنین و انی لاذکر مقتله و مالنا فی ذلک الوقت».(99)
هنگامی که نیایم حسین علیه السلام به شهادت رسید، من چهار ساله بودم . جریان شهادت آن حضرت و آنچه در آن روز بر ما گذشت همه را یاد دارم.
نقش انگشتر ایشان که معمولا شعار ائمه در برخورد با مشکلات زمان خود بود، «العزه لله جمیعا»(100) میباشد؛ یعنی تمام عزت از آن خداست.
امام پنجم شیعیان به لقب باقر شهرت یافت و معنای باقر شکافنده است که جابربن یزید جعفی در توضیح آن گوید:
«لانه بقر العلم بقرا شقه و اظهره اظهارا».(101)
آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت.
محمد بن مکرم نیز در کلمه باقر چنین گفته:
«التبقر، التوسع فی العلم و المال و کان یقال لمحمد بن علی بن الحسین بن علی الباقر ـ رضوان الله علیهم ـ لتبقره فی العلم».(102)
«تبقر»، داشتن توسعه و گسترش دامنه علم و مال زیاد را گویند و به محمد بن علی بن حسین علی علیه السلام بدان جهت باقر گفته می شود که آن حضرت علم را شکاف و اصول آن را مشخص و طرز استنباظ فروع علم از اصول را بیان فرمود.
جابر بن عبدالله انصاری روایتی در فضلیت امام باقر علیه السلام نقل کرده که به نوشته ابن شهر آشوب همه فقهای مدینه و عراق آن را روایت کرده اند. جابر در مورد این روایت گوید رسول خدا مرا مورد خطاب قرار داده، فرمودک
«انک ستدرک رجلا من اهل بیتی اسمه اسمی و شمائله شمائلی یبقر العلم بقرا... ابوک رسول الله یقروک السلام».(103)
تو بعد از من چنان زنده می مانی که مردی از فرزندان مرا ـ که شبیه ترین مردم به من و نامش مطابق نام من باشد ـ زیارت کنی، وقتی او را دیدی سلام مرا برسان و این سفارش مرا حتما عمل کرده و سهل مگیر.
در تاریخ یعقوبی دنباله این حدیث چنین آمده است:
«وقتی جابر بع سنین پیری رسید و مرگ خود را نزدیک دید، مرتب میگفت: یا باقر، یا باقر، کجایی. تا اینکه روزی حضرت را دید و خود را به وی رسانید، در حالی که دست و پای حضرتش را می بوسید و می گفت: پدر و مادرم فدای تو که شبیه پدرت رسول خدا هستی، رسول خدا برتو سلام فرستاده است».
این روایت از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده و آن حضرت در این روایت کلمه «باقر» را به عنوان یک فضلیت اختصاصی برای پدر بزرگوارش قلمداد فرموده است.
نقل این روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله باعث شهرت امام باقر علیه السلام بدین لقب گردید و پس از آن نیز که مجلس آن حضرت محل تجمع و استفاده عده کثیری از روایان و محدثان اهل سنت شد، این لقب وجه عملی خود را نیز نشان داد.
موفقیت امام باقر علیه السلام
بدونتردید از نظر بسیاری از علمای اهل سنت امام باقر علیه السلام در زمان حیات خویش شهرت عالمگیری پیدا کرد و همواره محضر او از مراجعین فراوان از کلیه بلاد و سرزمین های اسلامی پر بود. موقعیت علمی او بسیاری را وا میداشت تا از محضر او بهره گیرند و حل اشکالات علمی و فقهی خود را از او بطلبند. در این میان اهل عراق که شیعیان بسیاری در میان آنها وجود داشت مفتون شخصیت آن حضرت شده بودند.
در میان مراجعین، چنان خضوعی نسبت به شخصیت علمی امام بهچشم می خورد که عبدالله بن عطای مکی میگفت:
«ما رایت العلما عند احد قط اصغر منهم عند ابی جعفر... و لقد رایت الحکم بن عتبه مع جلالته فی القوم بین یدیه کانه صبی بین یدی معلمه».(104)
در محضر هیچکس علما را کوچک ندیدم، جز در محضر ابو جعفر علیه السلام حکم بن عتبه با تمام عظمت علمی اش در میان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظر می رسید.
این شهرت در زمان خود او نه تنها در حجاز بلکه در عراق و خراسان نیز فراگیر شده بود، چنانکه راوی میگوید:« دیدم که مردم خراسان دورش حلقه زده و اشکالات علمی خود را از او می پرسیدند».
ذهبی درباره امام باقر علیه السلام آورده است:
«کان احد من جمع بین العلم و العمل و السودد و الشرف و الثقه و الوزانه و کان اهلا للخلافه».
او از کسانی بود که بین علم و آقایی و شرف و وثاقت و سنگینی، جمع کرده و اهلیت برای خلافت داشت.
استاد ابو زهره درباره مرجعیت عام امام می نویسد:
« امام باقر علیه السلام وارث امام سجاد علیه السلام در امامت و هدایت مردم بود، از این رو علمای تمام بلاد اسلامی از هر سو به محض او می شتافتند و کسی از مدینه دیدن نمی کرد جز اینکه به خدمت او شرفیاب شده و از علوم بی پایانش بهره ها می گرفت». باز می نویسد:
«بسیاری از بزرگان فقه و حدیث، به قصد بهره گیری علمی، نزد حضرتش می آمدند».
و از عیون الاخبار نقل شده که:
«قد اخذ عنه اهل الفقه ظاهر الحلال و الحرام».
فقها احکام حلال و حرام را از او می گرفتند.
محمد بن منکدر که خود یکی از محدثان معروف اهل سنت بود، در عظمت امام پنجم شیعیان چنین می گوید:
«من جانشینی برای علی بن الحسین از نظر علم و فضلیت ندیده بودم تا روزی که به محضر فرزندش محمد باقر علیه السلام رسیدم».
موقعیت والای علمی و کثرت روایات امام در زمینه های فقه و اعتقادات و علوم دیگر اسلام، باعث شد غیر از روات شیعه بسیاری از محدثان اهل سنت نیز از آن حضرت نقل حدیث نمایند که یکی از معروفترین آنها«ابوحنیفه» است. او با توجه به اینکه اکثریت قریت به اتفاق احادیث وارده از طریق اهل سنت را نمیپذیرد، روایات زیادی از طریق اهل بیت و بخصوص امام باقر علیه السلام نقل کرده است.
غیر از ابوحنیفه، چنانکه ذهبی نوشته عمروبن دینار، اعمش، اوزاعی، ابن جریح و قره بن خالد نیز از آن حضرت نقل حدیث کرده اند.
ابواسحاق وقتی به او مراجعه کرد و مقام بسیار بلند و اعجاب انگیز علمی او را دید در توصیف وی چنین گفت:«لم ار مثله قط»؛«کسی را همانند او ندیده ام».
ابو زرعه نیز درباره آن حضرت می گوید:« ان ابا جعفر اکبر العلما». «ابوجعفر بزرگترین علماست».
به جرائت می توان گفت در میان ائمه شیعه، پس از امیر المومنین علیه السلام سند بیشترین قسمت روایت به امام باقر و امام صادق علیه السلام منتهی می گردد و این بدلیل موفقیت خاص سیاسی جامعه آن روز بود که این دو امام بیشتر از ائمه دیگر فرصت نشر علوم آل محمد صلی الله علیه و آله را پیدا کردند و لذاست که در جوامع حدیثی شیعه، قسمت معظم روایات اهل بیت از این دو امام بزرگوار نقل شده است. « و لذا یقال: لم یظهر من و لد الحسن و الحسین من المعلوم ما ظهر منه من التفسیر و الکلام و الحکام و الحلال و الحرام».(105)
بدین سبب گفته اند: در میان فرزندان حسن و حسین علیه السلام آنچه در زمینه تفسیر، کلام، فتوا، احکام و حلال و حرام از آن حضرت صادر شده از کس دیگری صادر نشده است.
و این خود دلیل شهرت عظیم آنان در جامعه آن روز و در دورانهای پس از آن به عنوان عالم فقه و راوی احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد. ابوزهره از میان انبوه کسانی که به آن حضرت مراجعه و از او کسب علم کرده اند و به سفیان ثوری، سفیان بن عیینه (محدث مکه) و ابوحنیفه اشاره کرده است.
امام علیه السلام و اختلافات فقهی بین گروه های اسلامی
بین سالهای (114ـ94 ه.ق) زمان و آغاز پیدایش مشربهای فقهی و اوج گیری روایت حدیث در رابطه با تفسیر می باشد. از علمای اهل سنت: زهری، مکحول، قتاده، هشام بن عروه و... در این دوره در زمینه نقل حدیث و ارائه فتوا فعالیت می کردند. وابستگی بعضی از علما به دستگاه حاکمیت اموی، ضرورت احیای سنت واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله را بدور از شائبه های تحریف عمدی خلفا و علمای وابسته به آنان ایجاب می کرد. امام باقر علیه السلام ضمن نامه ای به سعد الخیر، از علمای سوء، شکایت فراوان کرده و می فرماید:
«فاعرف اشباه الاحبار و الرهبان الذین ساروا بکتبمان الکتاب و تحریفه فما ربحت تجار تهم و ماکانو مهتدین».(106)
نظایر احبار و رهبران را ببین، آنان که کتاب خدا را از مردم کتمان و تحریف کرده و با تمام این احوال، سودی از کارشان نبرده و راه بجایی نیافتند.
بانگاهی به کثرت روایات نقل شده در این دوران و شهرت علم فقه در میان محدثان این زمان، می توان گفت اساسا علم فقه نزد اهل سنت از این دوره به بعد وارد مرحله تدوین خود شده است. فروکش کردن تنشهای سیاسی از حادثه کربلا و شکست و از میان رفتن ابن زبیر و یکپارچه شدن حاکمیت بنی امیه به ناچار بسیاری از علما را از صحنه سیاست دور و به حوزه درس و حدیث سوق داده و آنها را واداشت تا به شکلی، اختلاف روایت را حل کرده فتوای فقهی برای مردم ارائه دهند. اولین بار در سال 100 هجری «عمر بن عبدالعزیز» فرمان تدوین احادیث را به «ابوبکر بن حزم» صادر کرد. و این خود بهترین شاهد بر شروع تکاپوی فرهنگی اهل سنت در آغاز قرن دوم مقارن با دوران امامت امام باقر علیه السلام می باشد. فقه شیعه گرچه تا آن زمان به طور محدود نقطه نظراتش روشن شده بود، اما با ظهور امام باقر علیه السلام قدم مهمی در این راستا برداشته شد و یک جنبش فرهنگی تحسین برانگیزی در میان شیعه به وجود آمد. در این عصر بود که شیعه تدوین فرهنگ خود ـ شامل فقه و تفسیر و اخلاق ـ را آغاز کرد.
پیش از آن در جامعه اسلامی، فقه و احادیث فقهی در حد گسترده و به طور کامل مورد بی اعتنایی قرار گرفته بود. درگیری های سیاسی و طرز تفکر مادیگرایانه شدیدی که دامنگیر دستگاه حکومت اموی شده بود، باعث غفلت از اصل دین و بخصوص فقه، در میان مردم گشته بود.
بی خبری مردم زمانی به اوج خود رسید که فتوحات اسلام آغاز گردید. زمامداران و مردم به طوری مشغول کشورگشایی و امور نظامی و مسائل مالی و... شدند که فعالیت علمی و تربیت دینی به هیچ وجه جلب توجه نمی کند. وقتی ابن عباس در آخر ماه رمضان در بصره که یکی از مراکز اصلی فتوحات بود بر بالای منبر گفت:« اخرجوا صدقه صومکم»مردم معنای حرف او را نمیفهمیدند، لذا ابن عباس گفت: از مردم مدینه کسانی که حاضرند برخیزند و برای آنها مفهوم صدقه صوم را توضیح دهند فانهم لا یعلمون من زکاه الفطره الواجبه شیئا؛ آنان در رابطه با زکات فطره واجب، چیزی نمی دانند و بعد در دوران بنی امیه این ناآگاهی دینی بر شدت خود افزود، چنانکه دکتر علی حسن می نویسد:
«در دوران بنی امیه که به امور دینی توجه چندانی نمیشد، مردم نسبت به فقه و مسائل دینی آگاهی نداشتند و چیزی از آنان نمی فهمیدند و تنها اهل مدینه بودند که از اینگونه مسائل سردر میآوردند».
در منابع دیگر نیز آمده که در طول نیمه دوم قرن اول هجری، مردم حتی کیفیت اقامه نماز و حج را نیز نمی دانستند.
«انس بن مالک» با نگاهی به روزگار خویش می گفت:
«ما اعرف شیئا مما کان علی عهد رسول الله؟ قیل: الیس صنعتم ما صتعتم فیها؟»
از آن چه کار در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آل بود، چیزی به چشم نمیخورند! گفتند: نماز،گفت: چه تحریفهای که در این نماز انجام ندادید!
همه اینها دلالت بر پرداختن امام باقر و امام صادق علیه السلام به فقهای و احیای آن در میان مردم و جلوگیری از تحریفاتی دارد که به یقین در تدوین و بازنویسی فقه روی می داد.
امام حتی از نظر بزرگترین علمای عصر خویش به عنوان میزان تشخیص صحیح از سقیم شناخته شده بود و لذا بسیار پیش می آمد که آنان غقاید خود را پیش آن حضرت عرضه می کردند تا به صحت و سقم آن واقف شوند. پس از نقل یکی از جلسات محاضره ابوحنیفه با امام، چنین می نویسد:
«و من هذا الخبر تبین امامه الباقر للعلما یحضرون الیه و یحاسبهم علی ما یبلغه عنهم او یبدر منهم و کانه الرئیس یحاکم مرئوسیه لیحملهم علی الجاده و هم یقبلون طائعین تلک الریاسه».
از این خبر، امامت و پیشوای باقر علیه السلام برای علما روشن گردید. انها پیش از آن حضرت حاضر می شدند، حضرت عقاید و نظرات ایشان را نقد می کرد. آن حضرت رئیسی بود که به زیر دستان حاکم بود، تا آنان را با شاهراه هدایت رهنمون شوند و علمای آن عصر به ریاست او گردن نهاده و از او اطاعت می کردند.

میراث فرهنگی امام باقر علیه السلام
با نگاهی کوتاه به سند های فقهی و تفسیری شیعه، بخوبی می توان دریافت که بخش زیادی از روایت فقهی و اخلاقی و تفسیر شیعه، از امام باقر علیه السلام نقل شده است. وسائل الشیعه و کتب تفسیری مانند البرهان، از علامه بحرانی و صافی از محقق فیض کاشانی، حاوی روایت زیادی در رابطه با تبیین مسائل فقهی و توضیح آیات قرآن و شان نزول آنهاست که از آن حضرت روایت شده است.
علاوه بر اینها مقدار زیادی اخبار تاریخی در رابطه با امیر المومنین و جنگ صفین نیز از آن حضرت نقل شده است. همچنین در زمینه اخلاقیات، جملات گهربار و پرمغزی از امام علیه السلام روایت گردیده است. جملات قصاری که در نهایت زیبایی و برخاسته از روح عصمت و کمالات درونی امام است. در این مورد ابوزهره چنین می نویسد:
«آن حضرت مفسر قرآن و مبین فقه اسلامی بود و فلسفه اوامر و نواهی را درک می کرد و هدف انت را در حد نهایی می فهمید و بخاطر کمالات نفسانی و روشنی قلب و قدرت درکش، خدا حکمتهای اعجاب انگیزی بر زبان او جاری ساخت و عبارتی در رابطه با اخلاق شخصی و اجتماعی از آن حضرت روایت شده است که اگر مرتب شوند یک روش گرانبها و جامعی از آن در زمینه های اخلاقی بوجود می آید».
امام باقر علیه السلام، بخصوص در رابطه با تفسیر، در میان اهل سنت نیز ـ که روایت زیادی در این زمینه از آن حضرت نقل کرده اند ـ شهرت بسزایی دارد آنان درباره شخصیت علمی او گفته اند:
«لم یظهر عن احد من ولد الحسن و الحسین من العلوم ما ظهر منه من التفسیر و الکلام و الاحکام و الحلال و الحرام».(107)
«مالک بن اعین جهنی» در شعری امام باقر علیه السلام را چنین ستوده استک
اذا طلب الناس علم القران کانت قریش علیه عیالا
و ان فاه فیه ابن بنت النبی تلقت یداه فروعا طوالا
اگر مردم درصدد جستجوی علوم قرآن برآیند بدانند که قریش اهل و عائله آن هستند. و اگر فرزند دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله [امام باقر علیه السلام] پیرامون علوم قرآن لب به سخن گشاید فروع زیادی برای ترسیم می کند.
پیرامون مسائل کلامی نیز امام باقر علیه السلام بسیاری از خطب امیر المومنین علیه السلام را در رابطه با توحید و صفات خدا روایت کرده و همینطور آن حضرت بیانگر بسیاری از نکات دقیق مسائل کلامی مورد اختلاف بین شیعه و اهل سنت می باشند و این روایت در اصول کافی به وفور دیده می شوند.
ابن ندیم در الفهرست، کتاب تفسیری به امام باقر علیه السلام نسبت داده و گفته است که آن را «ابوالجارود زیاد بن منذر» از امام نقل کرده است.
تلاشهای خستگی ناپذیر امام باقر علیه السلام و پس از وی امام صادق علیه السلام باعث شد تا فقه شیعه با اتکا به احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و اشراقات و الهامات غیبی بر قلوب ائمه اطهار، زودتر از اهل سنت به مرحله تدوین برسد تا جایی که مصطفی عبدالرزاق می نویسد:
«و من المعقول ان یکون الشروع الی تدوین الفقه کان اسرع الی الشیعه».
پذیرفتن اینکه تدوین فقه شیعه پیشتر از فرق دیگر اسلامی شروع شده، عاقلانه است.
امام و مبارزات سیاسی
تقریبا همه شیعیان و حتی امویان بخوبی می دانستند که رهبران شیعه مدعی خلافت هستند و همچنان که در کلماتی از امام باقر علیه السلام نقل شده، که خلافت حق آنها و حق آبائشان بوده و آن را بزور از دست آنها خارج کرده اند. از این رو شیعیان خود را از همکاری با حکام جز در مواردی که به طور استثنایی و بنا به دلایل خاصی تجویز می شد منع می کردند، بنابراین مخالفت و دعوت به عدم همکاری و مبارزه منفی را از مواضع روشن و مشخص امام می توان شمرد.
«عقبه بن بشیر اسدی» یکی از شیعیان، نزد امام باقر علیه السلام آمده و با اشاره به جایگاه بلند خود در میان قبیله خویش گفت: ما در قبیله خود عریفی داشتیم که مرده است، افراد قبیله می خواهند مرا جای او به عریفی برگزینند نظر شما در این مورد چیست؟امام فرمود:
«آیا با حسب و نسب خود به ما منت می گذاری! خدا کسانی را که مومنند به وسیله ایمانشان به جایگاه بلندی می رساند در حالی که مردم او را پست می شمارند و کسانی که کافرند خوار کرد در حالی که مردم او را بزرگ می شمارند، اما اینکه می گویی قبیله تو عریفی داشت که مرده و قبیله ات در نظر دارند نو را بجای او معرفی نمایند، اگر از بهشت بدت می آید و ان را دوست نمیداری عریفی قبیله ات را بپذیر که اگر حاکم، خون مسلمانی رابریزد تو در خونش شریک خواهی شد و چه بسا از دنیایشان هم چیزی به دستت نیاید».
این روایت نشان می دهد که امام چگونه شیعیان خود را از داشتن هرمقامی در دولت حتی در حد عریف (که مسولیت چندانی هم نداشت) منع می فرمود و دلیل آن را هم ستم حکام نسبت به مردم و شرکت این افراد در گناه آنان می داند.
امام باقر علیه السلام، به انحای مختلف، مردم را تشویق به اعتراض و نصیحت حکام می کرد. در روایتی از آن حضرت آمده است:
«من مشی الی سلطان جائر فامره بتقوی الله و وعظه و خوفه کان له مثل اجر الثقلین من الجن و الانس و مثل اعمالهم».(108)
کسی که نزد سلطان ظالم رفته و او را دعوت به تقوای الهی کرده و موعظه کند و از قیامت بترساند، برای او همچون پاداش ثجن و انس خواهد بود.
امام خود در برخورد هایی که با خلفا داشت عدم صلاحیت آنان را برای مقام خلافت در گفتار و کردار خویش نشان می داد.
روایت شده که روزی امام باقر علیه السلام بر « هشام بن عبدالملک» وارد شد و به او به عنوان خلیفه و امیر المومنین سلام نکرد. هشام ناراحت شد و به مردمی که در اطرافش بودند دستور داد تا امام را در این مورد سرزنش کنند، پس از آن هشام به امام گفت:
«لایزال الرجل منکم شق عصا المسلمین و دعا الی نفسه».(109)
همواره از شما اهل بیت فردی شق عصای مسلمین کرده و مردم را به امامت خود فراخوانده است.
پس از آن به توبیخ امام پرداخته و مردم را امر به سرزنش او کرد، در این حال امام روبه رو مردم کرد و فرمود:
«ایها الناس این تذهبون و این یراد بکم، بنا هدی الله اولکم و بنا یختم آخرکم فان یکن لکم ملک معجل فان لنا ملکا موجلا و لیس بعد ملکنا ملک لانا اهل العاقبه، یقول الله عزوجل: و العاقبه للمتقین.(110)
مردم! کجا می روید، به کجا رانده می شوید؟ شما در آغاز بوسیله ما اهل بیت هدایت شدید و سرانجام کار شما نیز با ما پایان می پذیرد. اگر عجاله زمام امور در دست شماست ولی سرانجام اداره امت اسلامی و امور آن به دست ما خواهد افتاد، برای اینکه ما خانواده ای هستیم که عاقبت با آنان است، خدا می فرماید: «عاقبت کار از آن پرهیزکاران است».
هشام دستور بازداشت امام را صادر کرد و کسانی که در زندان با آن حضرت بودند، تحت تاثیر حضرتش قرار گرفتند. وقتی هشام از این موضوع آگاه شد، گفت تا او را به مدینه بازگردانند.
در دوران امام باقر علیه السلام حکام بنی امیه عموما نسبت به اهل بیت سخت گیری می کردند و این سختگیری به دلیل ادعای امامت و زعامت دینی ـ سیاسی آنها بود که بنی امیه را غاصب آن می دانستند. به همین دلیل برای آنها وجود آن حضرت قابل تحمل نبود و سرانجام در سال 114 هجری به وسیله «ابراهیم بن ولید بن عبدالملک» مسموم و به شهادت رسید و پیکر پاکش در بقیع به خاک سپرده شد.