یاد ایام (2) (رویداد های قمری)

نویسنده : معاونت فرهنگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

ولادت حضرت فاطمه ـ ع ـ، روز زن و روز مادر

حضرت زهرا علیه السلام بنا به قولی بیستم جمادی الثانی سال دوم بعثت و به قولی سال پنجم آن در مدینه ولادت یافت، یونس بن ظبیان از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت را نه نام می باشد که به ترتیب عبارتند از: «فاطمه»،«صدیقه»،«زیکیه»،«راضیه»،«مرضیه»،«محدثه»،«زهرا». و نیز در روایتی «بتول» به عنوان یکی دیگر از نامهای ایشان ذکر شده است. همسر آن حضرت امیر المومنین علی علیه السلام بزرگترین شخصیت اسلام پس از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است و اولاد ایشان: حسن و حسین علیه السلام محسن، زینب کبری، زینب صغری (ام کلثوم)ـ سلام الله علیهاـ می باشد.
این مولود مبارک که نویدش را جبرئیل به رسول خدا صلی الله علیها و آله داده بود، زمانی متولد شد که خانه کعبه آکنده از بتهای مشرکین شده و فضای شهر مقدس مکه به ستم آلوده بود. پدر بزرگوارش حضرت ختمی مرتب صلی الله علیها و آله پنج سال پیش از آن، به پیامبری مبعوث گشته بود و مادر گرامی اش چشم از مال و ثروت های دنیایی خویش پوشیده و همه را برای ترویج دین خدا، در اختیار پیامبر صلی الله علیها و آله قرار داده بود.
حضرت فاطمه علیه السلام دوران کودکی اش را در دامان مادر بزرگوارش حضرت خدیجه (س) پرورش یافت هنوز خردسال بود که از این دامان پرمهر جدا شد.
پیامبر خدا صلی الله علیها و آله به فرزند گرامی اش زهرا بسیار محبت می کرد و می فرمود: «فاطمه پاره تن من است، هرکه او را بیازارده است و هرکه او را خشنود کند، مرا خشنود کرده است، او عزیزترین فرد برای من است».
کودکی زهرا (س) در حمایت مهر آمیز از پدرش، که مورد آزار مشرکان بود، سپری می شد و همچون مادری دلسوز از پیامبر پرستاری می کرد. از همین رو پیغمبر صلی الله علیها و آله او را «ام ابیها»؛ یعنی مادر پدر، خطاب می فرمود و بدینسان از محبت های فرزندش قدردانی می نمود.
زهرا (س) نمونه فرزندی تربیت شده، مطیع، مهربان، قدرشناس و صالح برای والدین است. ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیها و آله می گفت:«پیامبر خدا صلی الله علیها و آله با من ازدواج نمود و رسیدگی امور دخترش فاطمه «س» را به من سپرد، من خواستم او را رشد و پرورش دهم ولی به خدا قسم او از من رشد یافته تر و به همه چیز داناتر بود».
ازدواج حضرت فاطمه علیه السلام
ازدواج حضرت زهرا(س) نمونه یک ازدواج اسلامی است و خوب است که ابعاد مختلف این ازدواج مورد توجه مسلمانی که مایلند شیوه ائمه معصومین علیه السلام را در همه جهات زندگی رعایت کنند، قرار گیرد.
فاطمه زهرا علیه السلام دختر پیغمبر اکرم و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. جمال ظاهری و کمالات معنوی و اخلاقی را از پدر و مادر شریفش به ارث برده بود و از این رو به عالی ترین کمالات انسانی آراسته بود. از آنجا که شخصیت و عظمت پدر بزرگوارش روزبه روز در انظار مردم بالا می رفت، و قدرت و شوکت او زیاد تر می شد، به همین علت، دختر عزیزش زهرا علیه السلام همواره مورد توجه بزرگان قریش و رجال با شخصیت و ثروت مند قرار داشت و گاه و بیگاه از او خواستگاری می کردند. اما پیغمبر خدا صلی الله علیها و آله هیچ گاه خوش نداشت که کسی در این باره سخن بگوید. او با خواستگاران به گونه ای رفتار می کرد که می پنداشتند مورد غضب پیغمبر قرار گرفته اند. رسول خدا فاطمه را برای علیه السلام در نظرگرفته بود و دوست داشت از جانب او پیشنهاد شود. پیامبر از جانب خدا مامور بود که با نور کاببین ببندد.
پیشنهاد خواستگاری
اصحاب رسول خدا احساس کرده بودند که پیغمبر اکرم میل دارد فاطمه علیه السلام را با علی کابین ببندد، از این رو فارسی می گوید:« عمر، ابوبکر و سعد ابن معاذ بن قصد طرح این مطلب با علی، از مسجد خارج شدند ولی حضرت را در منزلش نیافتند. با پرس و جو اطلاع پیدا کردند که در نخلستان یک یاز انصار، با شتر آبکشی می کند و نخل های خرما را آب می دهد. پس به جانب آن حضرت شتافتند، علی علیه السلام فرمود: از کجا می آیید و به چه منظور اینجا آمده اید؟ ابوبکر گفت: ای علی! تو در تمام کمالات بر دیگران برتری داری و از موقعیت خودت و علاقه ای که رسول خدا به تو دارد کاملا آگاهی و می دانی که اشراف و بزرگان قریش برای خواستگاری فاطمه علیه السلام آمده اند ولی پیغمبر صلی الله علیها و آله دست رد به سینه همه آنها زده و تعیین همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان می کنم خدا و رسول، فاطمه را برای تو در نظر گرفته اند و شخص دیگری قابلیت این افتخار را ندارد. نمی دانم، به چه علت شما در این اقدام کوتاهی می کنید؟!
علی بن ابی طالب علیه السلام هنگامی که سخن ابوبکر را شنید، اشک در چشمان مبارکش حلقه زد و فرمود:« ای ابابکر! به خدا سوگند! همه خواستار فاطمه اند، من هم بدین موضوع علاقه دارم».
آری، علی در خانه پیامبر بزرگ شده و فاطمه علیه السلام را بخوبی می شناسد و به روحیات و اخلاق او کاملا آشناست.
از این رو بی درنگ شترش را از کار باز گرفته به منزل آمد، بدنش را شستشو داد، عبای تمیزی به تن کرد، کفشایش را پوشید و به خدمت رسول خدا شتافت. پیغمبر صلی الله علیها و آله در خانه ام سلمه است. علی علیه السلام به منزل ام سلمه رفته و در زد، پیامبر خطاب به ام سلمه فرمود:«در را باز کن، کوبنده در شخصی است که خدا و رسول او را دوست دارند، او هم خدا و رسول را دوست دارد».
عرض کرد:« ای رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت، کیست که ندیده درباره اش چنین قضاوت می کنی؟» فرمود:« ام سلمه! ساکت باش! مردی دلاور و شجاع است، برادر و پسر عمویم و محبوب ترین مردم نزد من است». ام سلمه در را باز کرد. علی عله السلام اخل شد، سلام داد و در حضور پیغمبر نشست، و از خجالت سرش را به زیر انداخت، و نتوانست تقاضای خویش را عرضه بدارد. ساعتی طول کشید که هر دو ساکت بودند. سرانجام پیغمبر صلی الله علیها و آله سکوت را شکسته فرمود:
«ای علی! گویا برای حاجتی نزد من آمده ای که اظهار آن خجالت می کشی، بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمینان داشته باش که تمام خواسته هایت قبول می شود».
عرض کرد:« ای رسول خدا، پدر و مادرم فدای تو باد، من در خانه شما بزرگ شده ام و از الطاف شما برخوردار گشته ام، بهتر از پدر و مادرم در تربیت و تادیب من کوشش نموده ای و به برکت وجودت هدایت یافته ام. ای رسول خدا! به خا سوگند اندوخته دنیا و آخرت من تویی. اکنون موقع است که برای خود همسری انتخاب کنم و تشکیل خانواده دهم تا با وی مانوس گردم و از ناراحتیهای خویش بکاهم. اگر صلاح بدانی و دخترت فاطمه را به عقدم درآوری، سعادت بزرگی نصیبم شده است».
چهره رسول خدا که در انتظار چنین پیشنهادی بود، از سرور و شادمانی برافروخته شد و فرمود:« صبر کن تا از فاطمه اجازه بگیرم». نزد فاطمه آمد، خطاب به او فرمود: دخترم! علی را خوب میشناسی، و برای خواستگاری ات آمده است، آیا اجازه می دهی تورا به عقدش درآورم؟
فاطمه از خجالت سکوت کرد و چیزی نگفت. پیغمبر صلی الله علیها و آله سکوت او را علامت رضایت دانست، آنگاه نزد علی آمد و با لبی خندان پرسید: آیا برای عروسی چیزی پس انداز نموده ای پاسخ داد:«ای رسول خدا! پدر و مادرم به قربانت، از وضع من بخوبی آگاهی، تمام ثروت من عبارت است از یک شمشیر، یک زره و یک شتر!» فرمود:«تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمیتوانی، شمشیر از لوازم و نیاز های اولیه تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی ات محسوب می شود، باید به وسیله آن آب کشی و وضع اقتصادی خود و خانواده ات را تامین کنی و برای اهل و عیالت کسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل کنی. تنها چیزی که می توانی از آن صرف نظر کنی، همان زره است. من هم به تو سخت نمیگیرم و به همان زره اکتفا می کنم».
خطبه عقد
پیغمبر صلی الله علیها و آله فرمود: « ای علی! تو زودتر به مسجد برو، من نیز در پی تو می آیم تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار کنیم و خطبه بخوانیم». علی علیه السلام مسرور و خوشحال راهی مسجد شد. ابوبکر و عمر را در بین راه ملاقات کرد، آن دو از جریان کار جویا شدند. علی علیه السلام فرمود:« رسول خدا دخترش را به من تزویج کرد، هم اکنون به مسجد می آید تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد».
پیغمبر صلی الله علیها و آله صلی الله علیها و آله در حالی که صورتش از سرور و شادمانی می درخشید، به بلال فرمود: «مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن». هنگامی که مردم جکع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود:« ای مردم! آگاه باشید که جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد که مراسم عقد و ازدواج علی و فاطمه در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داد که در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه گیرم». سپس نشست و به علی علیه السلام فرمود:« خطبه عقد را بخوان». علی علیه السلام برخاست و خطبه عقد را خواند.
پس از تمام حضار دست به دعا برداشته و گفتند:«خداوند این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در میانتان دوستی و محبت افکند». پس از ختم جلسه، پیغمبر صلی الله علیها و آله به خانه برگشت و به زنان دستور داد برای فاطمه مراسم جشن و شادی فراهم کنید.
مجلسی می نویسد:«عقد ازدواج فاطمه و علی علیه السلام در ماه رمضان سال دوم یا سوم هجری واقع شد.
مهریه حضرت زهرا علیه السلام
1ـ یک زره که به مبلغ چهار صد یا چهارصدو هشتاد یا پانصد درهم ارزش داشت.
2ـ یک دست لباس کتان یمنی.
3ـ یک پوست گوسفند دباغی نشده.
جهیزیه زهرا علیه السلام
رسول خدا به علی فرمود:«هم اکنون برخیز زره ای که صداق زهرا کردی بفروش و بهایش را نزد من حاضر کن تا برای شما اسباب خانه تهیه نمایم». علی ابن ابی طالب علیه السلام زره را به بازار برد و فروخت. در روایت مختلف، بهای آن، بین چهارصد یا چهارصدو هشتاد یا پانصد درهم تعیین شده است. ناگفته نماند بنا بر بعضی از روایات، زره را عثمان خریداری کرد و بعدا به علی اهدا نمود.
علی علیه السلام پول زره را گرفته، خدمت پیغمبر صلی الله علیها و آله تقدیم نمود. رسول خدا ابوبکر و سلمان فارسی و بلال را احضار فرمود. مقداری پول را به آنان داده فرمود:« به مقدار این پول ها اسباب و لوازم زندگی برای فاطمه علیه السلام خریداری کنید». قدری از آن هم به اسما داده و فرمود:«برای دخترم عطر و بوی خوش تهیه کن».و بقیه را به ام سلمه سپرد.
ابوبکر گوید:«وقتی پول ها را شمردم، دیدم شصد و سه درهم است و به وسیله آن اسباب و لوازم زیر را خریداری کردم:
1ـ یک پیراهن سفید
2ـ یک روسری بزرگ
3ـ یک حوله سیاه خیبری
4ـ یک تخت خوابی که از پوست خرما بافته شده بود.
5ـ دو عدد تشک کتانی که یکی از پشم گوسفندی و دیگر از لیف خرما پر شده بود.
6ـ چهر عدد بالش از پوست میش که از گیاهی به نام اذخر پرشده بود.
7ـ یک قطعه حصیر هجری
8ـ یک عدد آسیاب دستی
9ـ یک کاسه مسی
10ـ یک مشک چرمی برای آب کشی.
11ـیک طشت لباسشویی.
12ـ یک عدد کاسه برای شیر
13ـ یک ظرف آبخوری
14ـ یک پرده پشمی
15ـ یک آفتابه.
16ـ یک سبوی گلی.
17ـ دو کوزه سفالین
18ـ یک عدد پوست برای فرش.
19ـ یک عبا.
هنگامی که جهاز زهرا را خدمت پیغمبر آوردند، اشکش جاری شد و سرش را به جانب آسمان بلند کرد و گفت:« خدایا! این عروسی را برای کسانی را که اکثر ظرفهایشان گلی است مبارک گردان».
اثاث خانه علی علیه السلام
علی بن ابی طالب علیه السلام نیز اثبات زیر را برای حجله عروسی تهیه کرد:
1ـ یک چوب برای آنکه لباسهایشان را روی آن بیندازند و مشک آب را بر آن آویزان کنند.
2ـ یک عدد پوست گوسفند
3ـ یک عدد متکا.
4ـ یک عدد مشک برای آب.
5ـ یک عدد غربال آردبیزی.
علی علیه السلام شایسته ترین همسر برای زهرا علیه السلام بود و اگر علی علیه السلام نبود هیچ هیچ همتایی برای زهرا علیه السلام نبود. ازدواج این دو انسان نمونه و برگزیده خداوند، در کمال سادگی و به دور از تشریفات زاید و تجملات اسراف گونه بود. مهریه زهرا (س) چهار صد درهم (بهای زره علی علیه السلام) بود و جهیزیه ایشان نیز اندک بود.
علی و فاطمه علیه السلام زندگی خود را با سادگی و بی تکلیفی آغاز کردند و تا آخر نیز همین سادگی و بی تکلیفی را حفظ نمودند. خانه ای که زندگی خود را در آن شروع کردند. اثاثیه ساده این زوج جوان در پرتو ایمان و تقوای الهی زینت می یافت و بهترین درس زندگی برای مردم بود.
دختر و داماد پیامبر می توانستند از امکانات سرشار زندگی بهره مند شده و زندگی با رفاهی برای خود ترتیب دهند. علی علیه السلام می توانست با نیروی بازوی فراوانی که داشت و با کار و تلاش بی وقفه ای که انجام می داد، از دسترنج خویش، زندگی خوب و حتی راحتی برای خود و همسر و فرزندانش فراهم آورد ولی این کار را انجام نمی داد و برای خانواده خود به حداقل معیشت اکتفا نموده و باقی را به مستمندان و محرومین می بخشید. قدرت کاری علی علیه السلام به حدی بود که هیچکس به آن نمی رسید. در گرمای تابستان کار می کرد و عرق می ریخت. نخلستان ها به وجود می آورد. قناتهایی آب حفر می کرد و هنگامی که به بهره وری می رسید، آن را به محتاجان می بخشید. این نحوه زندگی مورد رضایت زهرا (س) نیز بود و او در مکتب پیامبر صلی الله علیها و آله رشد یافته بود، جز این نحوه زندگی نمی پسندیدند و فرزندان گرامی خود را نیز چنین می پرورید.
ماجرای سه روز، روزه پیاپی این خانواده که افطار هر سه روز خود را به فقیری که از ایشان تقاضای غذا کرده بود، بخشیدند، از همین باب است.
زهرا (س) لباس عروسی خود را که برای هر دختری مورد اهمیت و علاقه است، در همان شب عروسی به نیازمندی که از او تقاضای کمک کرد. او هرگز مجذوب مال دنیا و رفاه زندگی نشد و رضای خدا را بر رضای نفس ترجیح داد.
یک عمل آموزنده
اسلام، قرار دادن مهره های سنگین را به صلاح ملت نمی داند و سفارش می کند که اگر دین و اخلاق داماد را پسندیدید دربار مهر، سخت گیری نکنید و به کم قناعت نمایید.
پیغمبر اکرم صلی الله علیها و آله می فرماید:« بهترین زنان امت من کسانی هستند که زیبا و کم مهریه باشند».
امام صادق علیه السلام فرمود:« بدی زن در این است که مهرش سنگین باشد».
اسلام عقیده دارد که مسابقه در ازدیاد مهر، زندگی را بر مردم سخت می کند و مشکلات بزرگی برای ملت به وجود می آورد. باید به واسطه تسهیل در امر ازدواج، جوانان را به تشکیل خانواده متمایل نمود تا از هزاران مفاسد اجتماعی و امراض روحی جلوگیری شود. مهرهای سنگین، بنیان اقتصادی داماد را در آغاز زندگی نوین متزلزل و سست می کند، به محبت و صفای زن و شوهر لطمه می زند، جوانان را به ازدواج بی رغبت می کند. رسول گرامی اسلام برای اینکه عملا به مردم بفهماند که مهرهای سنگین به صلاح واقعی ملت نیست، دختر عزیزش را با مهر ناچیز به عقد علی بن ابی طالب علیه السلام در آورد. حتی به عنوان دین هم چیزی بر ذمه او قرار نداد.
درسی به مسلمانان
عروسی علی و فاطمه علیه السلام یکی از حساس ترین و مهم ترین نمونه از ازدواج های اسلامی بود؛ زیرا پدر دختر، بزرگترین شخصیت جزیره العرب بلکه جهان اسلام و پیغمبر برگزیده خداست. دختر، بهترین، عاقل ترین، با تربیت ترین و با کمال ترین زنان عالم و یکی از چهار زن بزرگ بشریت شمرده می شود و داماد از حیث اصل و نسب از شریف زادگان عرب و از جهت علم و کمال و شجاعت بر تمام رجال اسلام برتری دارد؛ جانشین رسمی و وزیر و مشاور رسول خداست. او دلاور اسلام و سپهسالار سپاه مسلمین است. چنین ازدواجی می بایست با شوکت و تشریفات خاصی برگذار شود؛ اما در کمال سادگی انجام گرفت.جهاز بانوی نمونه اسلام آن بود که دیدید. پیغمبر می توانست ولو به قرض کردن هم باشد جهاز آبرومندی، مطابق معمول روز، برای یگانه دختر عزیزش تهیه کند و بگوید: من پیغمبر خدا هستم، و باید مراعات شوون خودم را بکنم. دخترم از بهترین زنان جهان است و باید احترام و آبروی او را مراعات نموده و اسباب خوشحالی اش را فراهم ساخت. و از آن سوی، دامادم از رجال نامی اسلام و خدمات و مجاهداتش برکسی پوشیده نیست. برای احترام و قدردانی از زحمات او باید وسائل آبرومندی برایش تهیه کنم و... .
اما او پیامبر است و ضرر ها و مفاسد مسابقه در از دیاد جهاز و مهر را می داند و خبر دارد که اگر مسلمانان بدین بلیه گرفتار شود، به فقر عمومی، ورشکستگی اقتصادی، کثرت طلاق، خودداری جوانان از تشکیل خانواده، ازدیار روزافزون جوانان بی زن و دختران بی شوهر، کثرت جرائم و جنایات و بروز انواع فحشا و ازدیار امراض عصبی، گرفتار خواهند شد. از این جهت، در آن ازدواج نمونه که متصدیان امرش شخص اول و دوم جهان اسلام بودند، کمال سادگی به عمل آمد تا برای ملت مسلمان و زمامداران مسلمانان، درس آموزنده ای باشد.
علی بن ابی طالب علیه السلام همانند جوانان کوتاه فکری نیست که برای تهیه مال و ثروت و به منظور جهاز مفصل، ازدواج کند و اگر جهاز عروسی نقصان داشت، هر روز اسباب ناراحتی همسر بی گناهش را فراهم سازد و با سرزنش ها و ایراد های بی جا، بنیان زناشویی را متزلزل نماید و کاشانه گرم و با صفای زناشویی را با بهانه های بچه گانه و بی جا، سرد و بی صفا کند و خانه انس و محبت را به زندان اختیاری تبدیل سازد. علی علیه السلام امام و پیشوای آینده ملت است و میخواهد با اینگونه افکار غلط مبارزه کند. مال و ثروت دنیا در نظرش هیچ ارزش ندارد.
انتخاب داماد
اسلام به مسلمانان می گوید اگر جوانی برای خواستگاری دختر شما آمد، باید قبل از هر چیز جنبه های دینی ئ اخلاقی او را بررسی کنید. اگر با ایمان و پاکدامن و خوش اخلاق بود با وی ثروت تنها، انسان را خوشبخت نمی کند. فضائل اخلاقی و کمالات نفسانی و علاقه دینی داماد بر مال و ثروت برتری دارد؛ زیرا داماد با ایمان و خوش رفتار، گرچه تهیدست باشد، بهتر است از ثروتمند عیاش و هوسران و لاابالی که اسباب آسایش خانواده اش را فراهم می سازد.
پیغمبر اسلام صلی الله علیها و آله فرمود:« هرگاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد، اگر اخلاق و دینش را پسندید با وی وصلت کنید و جواب رد به او ندهید». اگر برنامه ازدواج شما بر خلاف این دستور شد، مفاسد بزرگ و گرفتاری های زیادی برایتان تولید خواهد شد.
پیامبر نه تنها این مطلب را به مردم یاد می داد که خود نیز بدان عمل می کرد. به همین جهت، دین و پرهیز کاری و فضائل اخلاقی و کمالات نفسانی علی علیه السلام را بر ثروت هنگفت دیگر خواستگاران متمکن زهرا علیه السلام ترجیح داد و تهیدستی او را یکی از عیوب ندانست.
امید است مسلمانان از این عمل آموزنده درس گرفته و از سیره حسنه پیشوایان بزرگ خویش پیروی نمایند.
ایثار و گذشت
حضرت زهرا علیه السلام یک انسان است. نفس او نیز همچون انسان دیگری مایل به استفاده از لذت های دنیایی و رفاه و آسایش زندگی است، اما آنچه زهرا علیه السلام را به بی اعتنایی به لذات دنیا پشت پا زدن به نفس خود وا میدارد، توجه به انسانیت است. او می بیند که بیشتر مردم پیرامونش، از زندگی با رفاه و آسایش محرومند. کسانی هستند که به خداقل لباس و غذا و معیشت زندگی نیازمندند و او نمی توانست چشم بر روی نیاز های همنوعان خود ببندد و زندگی خود را در رفاه بگذراند. داستان زیر نمونه ای از رفتار انسانی زهرا علیه السلام و گذشت از نعمت های دنیا برای رضای خالق است.
رسول خداصلی الله علیها و آله رسم بر این داشت که هرگاه از جنگ باز می گشت، ابتدا سری به خانه زهرا علیه السلام می زد و با دیدار او نشاط و شادمانی می یافت. یکبار که از جنگ بازگشته و طبق معمول به خانه دخترش شتافته بود، مشاهده فرمود که زهرا علیه السلام دست بند نقره ای بر دست دارد و پرده ای نو بر در خانه آویخته است! چهره اش در هم رفت و مغموم و خاموش از خانه دخترش خارج شد و یکسر به مسجد رفت. زهرا علیه السلام فورا دریافت که ناراحتی پیامبر صلی الله علیها و آله به خاطر دستبند و پرده است. بلافاصله آنها را به خدمت پیامبر (ص) فرستاد و پیغام داد پدر جان! اینها را خدمت شما فرستادم تا هرگونه که مایلید بین نیازمندان تقسیم کنید. با شنیدن این موضوع، چهره پیامبر از شادی درخشید و فرمود:پدرش به فدای او باد! آنچه باید بکند کرد. به خدا اگر مال دنیا به اندازه بال و پشه ای نزد خدا ارزش داشت، هیچ کافری را شربتی آب نمیداد». سپس اموال را تقسیم کرده، به خانه دخترش شتافت. پیامبر خطاب به دخترش فرمود: «دخترم! مال دنیا را برای اهلش واگذار، دنیا برای محمد و آل محمد نیست».
اهمیت این گذشت در این است که انسان امکان استفاده از لذات دنیا را داشته و میل به آن نیز در وجود او او باشد ولی به خاطر رضای خدا، ایثار و گذشت کند، و این چنین بود که خانه محقر فاطمه(س) جایگاه پرورش انسانهای والایی بود که هر یک نقشی موثر در تاریخ اسلام داشتند و با قیام و شهادت سعی نمودند تا دین جدشان را از انحراف حفظ نمایند.
زهرا (س) نمونه زنی اندیشمند، والا، با تقوا و آگاه و در یک کلمه مسلمان بود. زنی که اندیشه عمیق او ژرف تر از مسائل سطحی و جزئی زندگی بود و تقوا و کمال معنوی او فراتر از انسانهای دیگر بود.
او در مقام همسری، زنی بردبار، مهربان و دلسوز برای شوهر است و پیش از آنکه به نیاز های معیشتی خویش بیندیشد، به فکر توان و خواست همسر خود می باشد. او شریک غم و شادی علی در زندگی است.
در مقام مادری نیز نادری است آگاه و با تقوا. او فرزندانی را در دامن پاک خود پرورید که سالار و سرور اهل دو عالم گشتند.
زهرا (س) فراتر از انسانهای معمولی است. او کسی است که جبرئیل امین به امر خداوند نزدش می آید و با او سخن می گوید و از اخبار و از آینده او را با خبر می کند تا اندوه او را در فراق پدر تسکین دهد. و این کاری است که برای هیچ زن غیر از او انجام نگرفته است. او نمونه کامل زن مسلمان، آراسته به فضلیت و خوی انسانی است و مصداق کامل انسانهایی که برتری را در بزرگی روح می دانند نه در پروردن تن؛ از این رو، سالروز ولادتش به عنوان روز زن نامگذاری گردید.
جایگاه زن در آستانه طلوع اسلام
زن در جاهلیت قبل اسلام، هرگز در حد یک انسان مطرح نبود و با او معامله یک کالا و یا حداکثر یک حیوان می شد. در نظر رومیان، زن مظهر تام شیطان و انواع ارواح موذیه بود. زنان در شمار اشخاص نبودند بلکه در ردیف کالا ها و اشیا قرار داشتند و بدین جهت پس از مرگ سرپرست خانواده به وراث منتقل می شدند و بدین ترتیب همیشه «ارث» بودند نه «وارث»! در چین، اگر دختری به دنیا می آمد خویشاوندان با تاسف و ترحم فوق العاده، پدر طفل و کسان او را تسلیت می گفتند. دختر بودن مولود را نوعی خشم از طرف نیاکان و اجداد مرده تلقی می کردند و در جلب محبت و لطف ارواح کوشش بیشتری می نمودند.
در چنین روزگاری تاریک، آفتاب عالم افروز اسلام از افق کعبه طلوع کرد و شخصیت ضربه دیده زن را احیا کرد و او را در جایگاه شایسته انسانی قرار داد.
پیامبر بزرگوار اسلام برای مبارزه با تحقیر شخصیت زنان، تکریم فوقالعاده از آنان به عمل آورد.
در روایتی آمده است که به پیامبر صلی الله علیها و آله خبر دادند، خدا به او دختری داده است، حضرت دید اثار ناخشنودی در چهره بعضی از یارانش ظاهر شد(گویی هنوز رسوبات افکار جاهلی از مغز آنها برچیده نشده بود) پیامبر صلی الله علیها و آله فرمود:
«مالکم ریحانه اشمها و رزقها علی الله عزوجل».(86)
این چه حالتی است که در شما میبینم! خداوند گلی به من داده که او را میبویم و اگر غم روزی او را می خورید روزی اش با خداست».
روایت دیگری است از پیامبر اکرمصلی الله علیها و آله که:«خیر اولاد کم البنات»(87)«فرزندان دختر، بهترین اولاد شمایند».
آری، این از افتخارات اسلام عزیز است که شخصیت انسانی زن را به او بازگردانید و او را از لجن زار جاهلیت به گلستان معطر اسلام هدایت کرد و آورنده اسلام عزیز پیامبر بزرگ اسلام، این همه تجلیل و تکریم از مقام شایسته او نموده است.
احترام فوق العاده پیامبر به فاطمه علیه السلام
پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله احترام فراوانی نسبت به فاطمه علیه السلام مبذول میداشت. هرگاه به سفر می رفت آخرین کسی که با او وداع می کرد، زهرا علیه السلام بود هنگامی که از سفر باز میگشت، نخستین کسی که به دیدنش می شتافت، همانا فاطمه بود.
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله، از میان مردان محبوبتر از علی و از بین زنان، محبوبتر از فاطمه نبود.
در سخنی کوتاه می فرماید:
«فاطمه اعز الناس علی».(88)
فاطمه عزیزترین مردم نزد من است.
هنگامی که فاطمه نزد او می آمد از جا بر می خواست، او را دربر می گرفت، می بوسید و در جای خود می نشاند و به هنگامی که از فلسفه این عمل پرسش می کردند، می فرمود:«هرگاه مشتاق بهشت می شوم، فاطمه را می بوسم»(فاطمه بوی بهشت می دهد). درباره این احترام بی حد رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت فاطمه دو نکته گفتنی است:
1ـ شکی نیست که این احترام به فاطمه، تنها جنبه عاطفی نداشت بلکه این احترام فوق العاده، از زیر بنای الهی برخوردار بود ناشی از تبلور ارزشهای الهی در وجود فاطمه علیه السلام بود.
2ـ پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله با تجلیل از فاطمه علیه السلام علاوه بر تکریم شخص او، می خواست شخصیت خرد شده زن را نیز احیا کند. می خواست به مردم تفهیم کند که زن از شخصیت انسانی برخوردار می باشد، همانند مرد دوست داشتنی است نه زنده بگور کردنی.
دختر نیز نعمتی است از نعمت های پروردگار، موهبتی است الهی که می تواند مانند پسر مدارج کمال را طی کند و به حریم قرب خدا راه یابد. پیامبر، به این ترتیب شخصیت در هم شکسته زن را در محیط تاریک، احیا کرد.

روز مادر
روز میلاد پر برکت حضرت زهرا علیه السلام به عنوان «روز مادر» نام گذاری گردیده است؛ چرا که آن حضرت مادری نمونه بود. او فرزندانی نمونه امام مجتبی، حضرت سید الشهدا و زینب کبری علیه السلام در دامان خویش تربیت نمود؛ از این رو شایسته است که تمام مادران، حضرت فاطمه علیه السلام را الگو و اسوه خویش قرار دهند.
احترام مادر در اسلام
گرچه عواطف انسانی و مساله حق شناسی، به تنهایی برای رعایت احترام مادر کافی است، ولی از آنجا که اسلام حتی در مسائلی که عقل و عاطفه هر دو در آن استقلال کامل دارند، سکوت روا نمی دارد، بلکه به عنوان تاکید در این گونه موارد نیز دستورات لازم را صادر می کند، در مورد احترام مادر آنقدر تاکید کرده است که این تاکید در کمتر مساله دیده می شود، به عنوان نمونه چند قسمت اشاره می کنیم:
در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد من جوان با نشاط و ورزیده ای هستم و جهاد را دوست دارم؛ ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت میشود، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
«ارجع فکن مع والدتک فوالذی بعثتی بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد فی سبیل الله سنه».(89)
برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدایی که مرا به حق مبعوث ساخته است، یک شب که مادر با تو مانوس گردد، از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است.
البته هنگامی که جهاد، جنبه«وجوب عینی» پیدا کند و کشور اسلامی در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذری پذیرفته نیست، حتی نارضایتی پدر و مادر.
در مورد واجبات کفایی و همچنین مستحبات، مساله همانگونه است که در مورد جهاد گفته شود.
سید قطب در تفسیر «فی ظلال» حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند که: مردی مشغول طواف بود مادرش را بر دوش گرفته طواف می داد پیامبر صلی الله علیه و آله را در همان حال مشاهده کرد،
عرض کرد:« آیا حق مادرم را با این کار انجام داده». فرمود:«نه! حتی جبران یکی از ناله های او را (به هنگام وضع حمل) نکرده ای».
اگر بخواهیم درباره حق مادر سخن بگوییم مطلب به درازا می کشد. اما با صراحت باید گفت هر قدر در این زمینه گفته شود باز هم کم است؛ چرا که مادر حق حیات بر انسان دارد.
در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم:« شخصی خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد: به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت، دوباره سوال کرد: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت.(90)
و در چهارمین بار توصیه پدر و سپس سایر بستگان را به ترتیب نزدیکی آنها، بیان داشت».(91)
در حدیث دیگری که در بسیاری از کتب آمده است پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «الجنه تحت اقدام الامهات»؛«بهشت زیر پای مادران است».(و تنها از طریق خضوع و همچون خاک راه بودن در برابر آنها می توان به بهشت برین راه یافت).(92)
بدین ترتیب می بینیم حق مادر در قرآن و حدیث از جایگاه مخصوصی برخوردار می باشد. لذا در سوره لقمان، آیه 14، در آغاز، درباره هر توصیه فرموده و سپس به هنگام بیان خدمات بی دریغ مادر نسبت به فرزند، تکیه روزی زحمات او نماید، تا انسان را متوجه ایثارگریها و حق عظیم مادر بنماید.
امید است مادران به نقش عظیم خویش در رشد و پرورش فرزندان، توجه بیشتری نموده و فرزندان نیز به مسولیت و وظیفه خود نسبت به آنان عمل نمایند.

حضرت امام خمینی ـ ره ـ از ولادت تا رحلت

بیستم جمادی الثانی سالروز ولادت حضرت زهرا علیه السلام مصادف با ولادت امام امت است. سخن از شخصیتی که به اعترافات دشمن «معمار بزرگ تفکر اسلامی در سده اخیر» به شما می رفت، از حوصله یک مقاله بیرون است، لذا لازم است در مناسبتها دیگر نیز شخصیت این بزرگوار بیشتر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

زندگی نامه حضرت امام از زبان خودش
بسمه تعالی
به حسب شناسنامه:2744، تولد:1279 شمسی در خمین، تاریخ قطعی تولد:20 جمادی الثانی مطابق اول مهری 1281 شمسی است. (18 جمادی الثانی 1320، مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است).
نام خانوادگی: مصطفوی، پدر :آقا مصطفی، مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقا میرزا احمد مجتهد خوانساری الاصل و خمینی المسکن)
صدور در گلپایگان، به وسیله صفری نژاد رئیس اداره آماد ثبت گلپایگان.
در خمین در مکتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع نزد مرحوم آقا شیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخارالعلما) درسهای ابتدایی، سپس در خلال آن نزد محروم حاج میرزا محمد مهدی (دایی) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقای نجفی خمینی منطق شروع و نزد حضرت عالی (آیه الله پسندیده) ظاهرا (سیوطی و شرح باب حادی عشر) منطق و مسلما در مطول مقداری.
در اراک که سنه 1339 قمری، برای تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی منطق، و نزد مرحوم آقا عباس اراکی شرح لمعه، پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم ایت الله حاج شیخ عبدالکریم رحمه الله علیه، (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمری بود) هجرت آیه الله حائری به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسی است. تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانی موسوم به آقا میرزا محمد علی و سطوح را نزد مرحوم آقای حاج سید محمد تقی خوانساری مقداری و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید علی یثربی کاشانی تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیه الله حائری (حاج شیخ عبدالکریم) می رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینی و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقا میرزا علی اکبر یزدی، و عمده استفاده در علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقا میرزا محمد علی شاه آبادی بوده است. پس از فووت مرحوم آقای حائری با عده ای از رفقا بحث داشتیم تا آنکه مرحوم آقای بروجردی (رحمه الله) به قم آمدند. برای ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقای بروجردی، عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول وفقه بود. پس از آمدن ایشان به تقاضای آقایان مثل مرحوم آقای مطهری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم که تا کنون ادامه دارد. نام عیال این جانب خدیجه ثقفی معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسی صبیه حضرت آقای حاج میرزا محمد ثقفی طهرانی. تاریخ ازدواج: 1308 فرزند اول مصطفی، متولد: 1309، شمسی سه دختر در قید حیات با یک پسر احمد متولد 1324. دختران به ترتیب سن صدیقه، فریده،فهیمه،سعیده، بعد از احمد،لطیفه.
ابعاد علمی
فقه و اصول: در سال 1355 قمری که مرحوم آیه الله حائری دیده از جهان فروبست، حضرت امام خمینی در زمره مجتهدین مبرز و نوابغ علمی قرار داشت و چون ستاره در آسمان حوزه علمیه قم می درخشید و در فقه و اصول صاحب مبنا بود. امروزه آنچه از آثار فقهی و اصولی حضرت امام در دسترس حوزه های علمیه قرار دارد، از استوارترین متون و محکم ترین مبانی است که تراوش اندیشه های خلاق ایشان است. عرفان، فلسفه و هیئت: امام خمینی علاوه بر مقام فقاهت، در علم هیئت، فلسفه و عرفان نیز مهارتی ویژه و تخصصی کامل داشت و همان گونه که در فقه و اصول دارای مبانی است که تراوش اندیشه های خلاق ایشان است.
عرفان، فلسفه و هیئت: امام خمینی علاوه بر مقام فقاهت، در علم هیائت، فلسفه و عرفان نیز مهارتی ویژه و تخصصی کامل داشت و همان گونه که در فقه و اصول دارای مبانی خاص خود بود، در این رشته ها نیز صاحب مبنا بود.
روایت الحدیث و درایه الحدیث: حضرت امام در علم رجال متبحر بوده، در نقل حدیث اجازاتی از مرحوم نوری (صاحب مستدرک الوسائل)، حاج شیخ عباس قمی (ره) و مرحوم ابوالمجد مسجد شاهی داشتند که در ابتدای کتاب شریف اربعین (چهل حدیث) سلسله سند خود را نقل فرموده اند.
تفسیر: با اینکه تفسیر قرآن در حوزه های علمیه به عنوان یک درس در متن قرار نداشته است، ایشان در تفسیر قرآن آنچنان پیش رفتند که تنها تفسیر سوره حمد ـ که سوگمندانه ناتمام ماند ـ برای هر آشنای به قرآن و تفسیر کافی است که بر شیوه و روش برداشت امام از قرآن اطلاع یابد... حضرت امام به طلاب درباره تفسیر شریف مجمع البیان تاکید فراوانی داشتند.
خودسازی: رهبر فقید انقلاب، از همان آغاز جوانی به خودسازی و تهذیب نفس پرداخت و مصداق حدیث شریف« من کان من الفقها صائنا لنفسه... مخالفا علی هواه...»(93)
قرار گرفت. پیشرفت امام در این امر به قدری سریع بود که ایشان پس از فوت مرحوم ایت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری، بر کرسی درس اخلاق حوزه علمیه قم برای فضلا و طلاب و عامه مردم نشستند و به تهذیب دیگران پرداختند.
این رتبه و مقام را امام از سحری خیزی، تهجد و راز و نیاز های شب به درگاه خدا و مناجات شعبانیه و دعای مکارم الاخلاق و زیارت جامعه و عاشورا و... کسب نموده بودند.

برنامه ریزی
دقت حضرت امام و برنامه داشتن در کار، مطالعه و پاسخ گویی به مراجعین، زبانزد خاص و عام بود، به گونه ای که بسیاری از اهل منزل، وقت را از روی افعال حضرت امام به دست می آوردند.
حضرت امام برای مطالعه، ملاقات، نماز، دعا و نیایش، ورزش، رسیدگی به کارها و گزارشها و ... زمان مخصوص و معینی داشتند که کمتر اتفاق می افتاد خلاف آن عمل شود.

«صبر» و «توکل»
این دو هدیه الهی به بشر و بویژه انبیا و اولیا علیه السلام رمز موفقیت در رسیدن به مقصد و کمال مطلوب بوده است. حضرت امام از این دو ویژگی بهره وافر داشتند. بارها به آیه شریفه «فاستقم کما امرت و من تاب معک» اشاره و فرموده فرمایش پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله را که فرمود: « شیبتنی هود و الواقعه»(94) یادآور می شدند.
تکیه آن حضرت بر اعتماد و اتکال به خدا از رموز به صحنه کشانیدن مردم بود. این حقیقت به اندازه ای در جان امت اسلامی اثر گذاشت که به استقبال هرگونه خطری می رفتند و از دشمن و سلاحها و توطئه های مخرب او ترسی نداشتند.
حضرت امام در حساس ترین لحظات پیروزی انقلاب اسلامی که اغلب افراد مایوس و نا امید بودند، می فرمودند:
«خدا با شماست، شما پیروز می شوید، اتکالتان به حق تعالی باشد. برای آنها که با ماورای طبیعت مرتبطند، شکست بی معناست، انسان موحد شکست نمیخورد».
تسلیم ناپذیری
بنیان گذار جمهوری اسلامی مصداق بارز آیه شریفه « محمد رسول الله والذین معه اشدا علی الکفار رحماء بینهم».(95) در زمان ما بود. هیچگاه در مقابل ستمگران تسلیم نشد و ستیزه جویی حق در مقابل باطل را حفظ نمود. اما نه تنها در اوج اقتدار نظام اسلامی نیز این خصلت را دارابود. آنجا که فرمود:
« من هم اکنون سینه ام را بر سرنیزه های شما آماده کرده ام ولی قلبم هرگز زورگوییها و قلدریهای شما را قبول نخواهد کرد».
این ویژگی امام، در تمام دوران مبارزه بود. زندان تبعید، جنگ، کودتا، قتل، و غارت و تهاجم تبلیغاتی مسموم و مغرضانه دشمن، هیچ یک نتوانست حضرتش را از این راه باز دارد.
کمال این تسلیم ناپذیری، در منشور انقلاب، به عنوان یکی از اصول استراتژیک بیان شده است:
«اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتش بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلو دیدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان نامه کفر و شوک را امضا نمی کنیم».

سعه صدر
رهبر کبیر و فقید انقلاب اسلامی، سعه صدر و بینشی عمیق و گسترده داشتند. ایشان هیچ گاه در مقابل برخوردهای شخصی افراد نسبت به حضرتش موضوع نگرفتند آنچه برای ایشان مطرح بود، اسلام و احکام نورانی آن بود. هنگامی که امام به نجف اشرف مشرف شدند، عده ای در مقابل ایشان جبهه گرفتند و با همکاری ساواک ایران و سازمان امنیت عراق، در کوبیدن شخصیت ایشان کوشش نمودند، لکن حضرت امام هیچ گاه اقدامی برای مقابله با آنان ننمود و همچنن پیشبرد اهداف انقلاب می اندیشید.
امام آن قدر سعه صدر داشتند که می فرمودند:
«اگر کسی به من فحش داد، شما به خاطر من با او برخورد نکنید».
و این سیره مستمر ائمه هدی علیهم السلام و سلف صالح از علمای دین بوده است.
ساده زیستی
گرچه دنیا با همه مظاهر فریبنده«قدرت،ثروت، شهرت، دولت، و...» به آن حضرت رو کرده بود، ولی ایشان از کنار کاخهایه سر به فلک کشیده سعد آباد و نیاوران و... گذشته و خانه محقر دو اطاقه استیجاری دهکده جماران را برگزیدند.
ساده زیستی
گرچه دنیا با همه مظاهر فریبنده (قدرت،ثروت،شهرت،دولت و ...) به آن حضرت رو کرده بود، ولی ایشان از کنار کاخهای سر به فلک کشیده سعد آباد، و نیاوران و... گذشتند و خانه محقر دو اطاقه استیجاری دهکده جماران را برگزیدند.
آری، او که اسوه همه مجاهدان فی سبیل الله است و باید درس جهاد اکبرش جهانگیر شود، قبل از «بیان» دیگران را به جهاد اکبر فرا خواند.
امام هنگامی که در هوای گرم نجف در منزلی محقر زندگی می کرد، اجازه خرید و نصب یک کولر یا پنکه را نمیداد و می فرمود:«ایا همه ی مردم یا همه مبارزان راه خدا از چنین امکاناتی برخوردارند؟»
روابط فردی و اجتماعی امام
در خانواده: بر خلاف پندار بعضی که حضرت امام خمینی به خاطر کثرت کارها، فرصت رسیدگی به امور خانواده و برخورد عاطفی را نداشته اند؛ ایشان به خاطر نظم دقیق در برنامه ها، با خانواده و بستگان رابطه ای بسیار صمیمی و عاطفی داشته اند. هیچ گاه در محیط خانواده به کسی تحکم نکرده اند و در کارهای شخصی دیگران مداخله ننموده ولی همیشه ناصح مشفق بوده اند.
ارتباط با شاگردان: از خصوصیات حضرت امام (طبق گفته شاگردان ایشان) این بود که با شاگردان خود رابطه ای بسیار صمیمی و گرم داشتند. در برنامه امام، مساله تحت عنوان استاد و شاگرد مطرح نبود. با آنها جلسه می گذاشت و حرف آنها شخصیت می داد و راهنمای آنان در زندگی علمی و شخصی بود. امام همچنین با دوستانش بسیار صمیمی بود و به آنان احترام می گذاشت و آنان را بر خود مقدم می داشت. اگر در میافت که طالب علمی در حوزه زحمت می کشد و درس می خواند، احترام فراوان برای او قائل بود.
ارتباط با مراجع و بزرگان حوزه: این عبارت از آن مرشد و مراد است که فرمود:« من دست مراجع را می بوسم» امام به بزرگان حوزه و مراجع از علمای سلف و حال، بسیار احترام می گذاشت. نام آنان را با احترام یاد می کرد و شخصیت علمی و روحانی آنان را ارج می نهاد.
ارتباط با مردم: امام خمینی به مصداق آیه شریفه:« فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا انفضوا من حولک»(96) و آیه شریفه«اشدا علی الکفار رحماء بینهم»(97)
مانند پیامبر و ائمه علیه السلام رابطه ی نزدیک و صمیمی با مردم داشتند. تکیه بر صداقت توده های محروم و زحمتکش و نه بر زر و زور، نماینگر روح اعتماد آن حضرت است.
زمانی که امام در زندان و تبعید بودند، بسیاری آن حضرت را از اعتماد به مردم باز می داشتند و می گفتند در لحظات بحرانی و حساس، نمی توان بر مردم تکیه کرد. ولی ایشان می فرمودند:
«مردم در 15 خرداد صداقت خود را به اثبات رساندند.»
در پاسخ یکی از آقایان که گفته بود:«ما بمبی نداریم که بر سر شاه بزنیم» امام فرمودند: «ما نیرویی داریم که از بمب به مراتب کارسازتر است و آن نیروی مردمی است».
لذا امام با قدرت به شاه خطاب کرد و فرمود:
«کاری نکن که بگویم این مردم تو را از مملکت بیرون کنند».
امام و توصیه به وحدت اسلامی
«یک میلیارد جمعیت مسلم، اگر منسجم شوند، چه کسی میتواند درهم بشکند».21/10/60
«ای مسلمانان جهان که به حقیقت اسلام ایمان دارید، پا خیزید و در زیر پرچم توحید و در سایه تعلیمات اسلام مجتمع شوید و دست خیانت ابرقدرتان را از ممالک خود و خزاین سرشار ان کوتاه کنید و مجد اسلام را اعاده کنید و دست از اختلافات و هواهای نفسانی بردارید که شما دارای همه چیز هستید».21/6/59
«در خطبه ها و مراسم دینی، مسلمین را به وحدت کلمه و اتحاد مسیر دعوت نمایید».16/5/61
«مسلمین به حکم اسلام، باید یه واحده باشند که بتوانند دست اجانب و مستعمرین را از جانب دخالت در کشور خود قطع کنند».4ذیقعده 1391
توصیه امام به سران کشور های اسلامی
«کرارا دولت های اسلامی را دعوت به اتحاد و برادری نموده ام در مقابل اجانب و ایادی آنها که می خواهند با ایجاد نفاق در بین مسلمین و دولتهای اسلامی، ممالک عزیز ما را در تحت اسارت و ذل استعمار نگهدارند و از مخازن معنوی و مادی آنها استفاده کنند». 29 صفر 1387
«اگر سران کشورهای اسلامی از اختلافات داخلی دست برندارد و با اهداف عالیه اسلام آشنا شوند و به سوی اسلام گرایش پیدا کنند، این گونه اسیر و ذلیل استعمار نمی شوند». 1ذیحجه 1390
امام آینده انقلاب
حضرت امام بابیان این نکته که اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است و آنچه که در این حکومت مطرح است، اسلام و احکام مترقی آن است؛ این گونه به ملت شریف ایران و سایر ملل اسلام وصیت می فرماید:
«بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی، همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می داند و نسلهای آینده در تاریخ خواهد خواند که دو رکن اصلی آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه، برای همان انگیزه و مقصد...».
«این جانب به همه نسلهای حاضر و آینده وصیت می کنم که اگر بخواهیم اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است، از دست ندهید و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی و بقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است. بی جهت نیست که بوقهای تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده های بومی آنان، تمام توان خود را صرف شایعه ها و دروغها تفرقه افکن نموده اند و میلیارد ها دلار برای آن صرف می کنند».
امام و سیاست خارجی
سیاست خارجی در اسلام برپایه نفی سلطه و رعایت موازین انسانی استوار است. امام معمار نهضت بزرگ اسلامی در قرن حاضر، نظام جمهوری اسلامی را بر همین اصل استوار نموده است و می فرماید:
«سیاست نه شرقی نه غربی را در تمام زمینه های داخلی و روابط خارجی حفظ کنید و کسی را که خدای نخواسته به شرق و یا غرب گرایش دارد، هدایت کنید و اگر نپذیرفت او را منزوی نماید و اگر در وزارتخانه و نهاد های دیگر کشور، چنین گرایشی باشد که مخالف مسیر اسلام و ملت است، اول هدایت و در صورت تخلف، استیضاح نمایید که وجود چنین عناصر توطئه گر در راس امور یا در قطبهای حساس، موجب تباهی کشور خواهد شد».7/3/58
«اگر از این مستقیم رفتیم که نه شرقی و نه غربی، نه یمین،نه شمال که مستقیم حرکت کنیم، از اینجا بی نهایت سعادت مندیم و ملتی را سعادتمند کرده ایم و اگر چنانچه خدای نخواسته انحراف به چپ و انحراف به راست، انحراف به یمین و یا انحراف به یسار باشد،منحرف هستیم...»24/6/58
امام و سیاست داخلی
آنچه که به یک حکومت قوام و استحکام می بخشد، جلب اعتماد و رضابت مردم است.
مردم که رکن اصلی هر جامعه هستند، اگر انصاف و عدالت را رعایت و ارزش های والای انسانی را مشاهده کنند و از زمامداران، تقوا و صلاح را ببینند با همه سختیها دست و پنجه نرم کرده، از حکومت خویش دفاع می نمایند وگرنه، خود جزو اولین گروهی خواهند بود که در جهت محو ظلم و بی عدالتی به پا می خیزند.
علی علیه السلام در نامه اش به مالک اشتر توصیه های فراوانی نسبت به رعیت دارد. امام امت نیز که شاگرد مکتب علی بن ابی طالب علیه السلام است و پس از 14 قرن نمونه ای از حکومت عدل علی علیه السلام را مستقر ساخته، مطالبی همچون مولایش امیر المومنین علیه السلام دارد و می فرماید:
«خدا نیاورد ان روزی را که سیاست ما و سیاست مسوولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دار گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیا و امیر المومنین و ائمه معصومین علیه السلام سازگار نیست.
دامن حرمت و پاک روحانیت از آن منزه است و تا ابد هم باید منزه باشد و این از افتخارات و برکات کشور ما و انقلاب و روحانیت ماست که به حمایت از پابرهنگان برخاسته اند و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده کرده اند.
در تقدم ملاکها هیچ ارزش و ملاکی مهم تر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزش الهی باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسولیتها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود».
امام و نقش زنان
یکی از مسائل مورد بحث در جهان امروز و در مکاتب و مذاهب مختلف، نقش زن در اجتماع است. بعضی را اعتقاد بر آن است که زن تحت هیچ شرایطی نباید از خانه خارج شود، و برخی اعتقاد دارند که زن بدون محدودیت ( حتی در پوشش و ارتباط با مردها و اشتغال به مشاغل و ...) باید در صحنه اجتماع حضور یابد.
اسلام که در این رابطه دیدگاه مناسب با شخصیت زن را ارایه کرده (در متون اسلامی ما وظیفه این بخش عظیم از افراد جامعه مشخص گردیده است) سوگمندانه دستخوش افراط و تفریط دو دسته قبل قرار گرفته و هر یک به گونه ای دیدگاه اسلامی را معرفی کرده بودند.
امام خمینی که احیا کننده اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله در قرن اخیر بود، دیدگاه واقعی اسلام را در این خصوص بیان نمود و زنان جامعه اسلامی را به وظایف خویش آشنا کرد، که ما شاهد حضور ایثارگرانه این پرورش یافتگان مکتب فاطمه و زینب علیه السلام در پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس و دوران سازندگی بوده هستیم.
امام راحل در این رابطه می فرماید:
«ما متخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان، در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی، حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان، در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند و آنان که توان جنگ دارند، در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت و از محرومیت های که توطئه دشمنان و ناشنایی دوستان از احکام اسلام و قران بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوند های بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده اند و آنان که توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه ـ به نحوه ارزشمندی که دل ملت را از شوق و ضعف به لرزه در می آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می لرزاند ـ اشتغال دارند و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه ـ علیه السلام ـ فریاد می زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر و می دانند آنچه به دست آورده اند، بالاتر از جنات نعییم است، چه رسد به متاع ناچیز دنیا».
امام و مراکز تعلیم و تربیت
دانشگاهها به عنوان خاستگاه مردان آینده ساز کشور، پیوسته مورد توجه و نظر امام عزیز بوده و ایشان کرارا اهمیت مراکز تعلیم و تربیت و توطئه های دشمن، در ارتباط با انحراف نسل آینده، را متذکر می شدند و در این باره، در وصیتنامه خود آورده اند:
«... اکنون که دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است، بر همه ما لازم است به متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف کشیده شود و هر جا انحرافی به چشم خورد، با اقدام سریع به رفع آن کوشیم و این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف، نجات کشور و ملت است و این جانب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اول و پدر و مادران و دوستان آنها در مرحله دوم و به دولتمردان و روشنفکران دلسوز برای کشور در مرحله بعد وصیت می کنم که در این امر مهم که کشورتان را از آسیب نگه می دارد، با جان و دل کوشش کنید و دانشگاهها را به نسل بعد بسپرید و به همه نسلهای مسلسل توصیه می کنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلام آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرق زدگی حفظ و پاسداری کنید و با این عمل انسانی ـ اسلامی خود، دست قدرتهای بزرگ را از کشور قطع و آنان را ناامید نمایید. خدایتان پشتیبان و نگهدار باد».
عشق به اهل بیت علیه السلام
عشق و علاقه وحب به مقام ولایت کبری و اهل بیت علیه السلام در حضرتش به اندازه ای قوی بود که در هر مجلس سوگواری، به محض ذکر مصایب ائمه و بویژه ابی عبدالله علیه السلام اشک از دیدگانشان جاری می شد و شانه های مبارکش بشدت تکان می خورد. عمق ولایت و عشق و علاقه امام را می توان از زیارت های مکرر عاشورا، امین الله، زیارت امیر المومنین علیه السلام، جامعه کبیره و ... ( در سالیانی که در نجف اشرف بودند و همه روزه بعد از نماز مغرب و عشا به حرم مشرف می شدند) دریافت.
عشق و علاقه و عمق معرفت آن یکتای زمانه را، در خصوص ولایت و محبت اهل بیت علیه السلام در آغاز وصیتنامه اش مشاهده می کنیم که فرمود:
«... ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا موسس آن به امر خداوند تعالی بوده و امیر المومنین، علی بن ابی طالب، این بنده رها شده از تمام قیود، مامور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگی هاست. ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن، بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ماست. ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی بن ابی طالب گرفته تا منجی بشر، حضرت مهدی صاحب زمان ـ علیهم آلاف التحیات و السلام ـ که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند. ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را قرآن صاعد می خوانند، از ائمه معصومین ماست».
امام و اقتصاد اسلامی
سمت و جهت اقتصاد اسلامی ایجاد قسط و عدل، فقر زدایی و رفع محرومیت ها، جلوگیری از تکاثر، استقلال اقتصادی (نه به معنای نفی هرگونه رابطه تجاری و بازرگانی با جهان، بلکه به معنای نفی سلطه و استثمار جامعه اسلامی)و... می باشد. این واقعیت را از صدها آیه و حدیث به وضوح می توان دریافت. حضرت امام خمینی که آرمانش تحقق احکام الهی و دستورات معصومین علیه السلام بود، با استفاده از مبانی فقهی غنی اسلام می فرماید:
«یکی از مسائل بسیار مهمی که به عهده علما و فقها و روحانیت است مقابله جدی با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادی شرق و غرب و مبارزه با سیاست های اقتصاد سرمایه داری و اشتراکی در جامعه است. هر چند که این بلیه دامنگیر همه ملتهای جهان گردیده است و عملا بردگی جدیدی بر همه ملتها تحمیل شده و اکثریت جوامع بشری در زندگی روزمره خود، به اربابان زر و زور پیوند خورده اند و حق تصمیم گیری در مسایل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و علی رغم ودایع سرشار طبیعی و سرزمین های حاصلخیز جهان و آبها و دریاها و جنگها و ذخایر، به فقر و درماندگی گرفتار آمده اند و کمونیستها و زراندوزان و سرمایه داران با ایجاد روابط گرم با جهانخواران، حق حیات و ابتکار عمل را از عامه مردم سلب کرده اند و با ایجاد مراکز انحصاری و چند ملیتی، عملا نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راههای صدور و استخراج و توزیع و عرضه و تقاضا و حتی نرخ گذاری و بانکداری را به خود منتهی نموده اند و با القای تفکرات و تحقیقات خودساخته، به توده های محروم باورانده اند که باید تحت نفوذ ما زندگی کرده والا راهی بر ادامه حیات پابرهنه ها جز تن دادن به فقر باقی نمانده است و این مقتضای خلقت و جامعه انسانی است که اکثریت قریب به اتفاق گرسنگان در حسرت یک لقمه نان بسوزند و بمیرند و گروهی اندک هم از پرخوری و اسراف و عیشان جانشان به لب آید. البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و به خصوص برنامه های اقتصادی آن و مبارزه با بیمار سرمایه داری غرب و اشتراکی شرق، بدون حاکمیت همه جانبه اسلام، میسر نیست و ریشه کن شدن آثار سوء مخرب آن، چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حکومت اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران نیازمند به زمان باشد ولی اراوه طرحها و اصولا تبیین جهت گیری اقتصاد اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلام هیچ امتیاز و برتری از این جهت بر فقرا ندارد و ابدا اولویتی به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلم راه شکوفایی و پرورش استعداد های خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم می کند.
و تذکر این مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشور اسلامی نفوذ کنند و مال و ثروت خود را بهانه فخر فروشی و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان افکار و خواسته های خود را تحمیل کنند. این خود بزرگترین عامل دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان به اخلاق کریمه و ارزشهای متعالی و فرار از تملق گوییها می گردد، و حتی بعضی ثروتمندان را از اینکه تصور کنند که مال و امکاناتشان دلیل اعتبار آنان در پیشگاه خداست، متنبه می کند.
خلاصه کلام اینکه بیان این واقعیت که در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزون تر، از آن کسی است که تقوا داشته باشد نه ثروت و مال و قدرت، و همه مدیران و کارگذاران و رهبران و روحانیان نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پا برهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین، و در کنار مستمندان و پا برهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگی است که نصیب اولیا شده و عملا به القائات و شبهات منحرفین خاتمه می دهد».
مبارزات سیاسی
همانگونه که از پیامبر چهل سال پیش از حضرت امام بر می آید، موضع گیری سیاسی و مبارزات ایشان تازگی نداشته و به صورت ناگهانی شروع نشده است بلکه از قدیم در جریان مسائل سیاسی و مبارزاتی بوده اند و کتاب کشفالاسرار یکی از دلایل بارز و روشن بر این معناست.
در مهرماه سال 1341 شمسی مساله انجمن های ایالتی و ولایتی مطرح شد، امام با دستگاه جبار پهلوی به مبارزه پرداخت. اوج این مرحله از نهضت، یورش رژیم در فروردین 42 به مدرسه فیضیه و ضرب و شتم و کشتار طلاب و فضلای حوزه علمیه قم و به دنبال آن دستگیری و زندانی کردن حضرت امام و ماجرای خونین 15 خرداد 1342 بود که پس از آن به تبعید حضرت امام در 13 آبان 1343 شمسی به ترکیه و عراق انجامید.
نیرو سازی
امام پس از تبعید به ترکیه و نجف، مدت پانزده سال، کار آماده سازی و تبیین حقایق را دنبال کرد و با سخنرانیها، پیامها و اعلامیه ها در بیداری اقشار مختلف ملت تلاش بسیار نمود. مبارزه ای احتیاج به نیرو دارد و باید برای کاری بزرگ، نیرو و توانی مناسب آن فراهم آورد.


اوج مبارزه و سقوط رژیم 2500 ساله شاهانشاهی
پس از آماده سازی و ایجاد تحول برای ملت، زمان خروش عظیم علیه طاغوت، به رهبری امام عظیم الشان فرا رسید. لطف خفیه الهی در عسرت فقدان امید آینده اسلام ( حضرت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی) رخ نمود و جرقه انقلاب اسلامی زده شد تا سرانجام خون پاکان امت اسلامی، بنیان 2500 ساله ستمشهای را ریشه کن ساخت و به دنبال آن جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. از آن پس ملت قهرمان ایران تحت رهبریهای پیامبر گونه آن امام راحل در برابر تمام توطئه ای شرق و غرب، استقامت و ایستادگی نمود.
امام و پیش بینیهای حکیمانه
در این بخش به قسمت هایی از پیش بینی های حضرت امام در مورد حوادث آینده اشاره می شود:
1ـ در دوم فروردین ماه سال 1342 رژیم سفاک پهلوی در فیضیه قم فاجعه آفرید. امام امت عکس العمل این عمل وحشیانه را این چنین بیان فرمودند:
«... ناراحت و نگران نشوید، مضطرب نگردید، ترس و هراس را از خود دور کنید...
دستگاه حاکمه با ارتکاب این جنایت خود را رسوا و مفتضح ساخت و ماهیت چنگیزی خو را به خوبی نشان داد. دستگاه جبار با دست زدن به این فاجعه شکست و نابودی خود را حتمی ساخت، ما پیروز شدیم. ما از خدا می خواستیم که این دستگاه ماهیت خود را بروز دهد و خود را رسوا کند...»
2ـ توطئه به شهادت رسانیدن شهید آیه الله مصطفی خمینی (ره) از ناحیه استکبار جهانی، با هدف خاموش نمودن طنین ندای توحید در حنجره ابراهیمیان زمان صورت گرفت. براستی کسی نمیتوانست عاقبت کار را به درستی بفهمد و فقط حضرت امام خمینی بود که حوادث آینده را با درایت کامل میدید. ایشان آن را از الطاف خفیه الهی شمرد و چنانکه شاهد بودیم شهادت مظلومانه آن شهید بزرگوار، حرکت های مردمی بود که امام راحل آینده این قیام را چنین پیش گویی فرمود:
«این شورش ها مقدمه انفجار عظیمی است که نتایجش غیر قابل محاسبه است».
و دیری نپایید که پیش بینی حکیمانه آن بزرگوار به تحقق پیوست و در بهت و حیرت جهانیان، شجره طیبه انقلاب اسلامی به بار نشست.
3ـ با اشغال لانه جاسوسی آمریکا در ایران توسط دانشجویان پیرو خط امام و پشتیبانی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و امت مسلمان از این اقدام شجاعان، شیطان بزرگ خود را با بحرانی جدی روبه رو می دید. از اینرو با هدف اعاده حیثیت برباد رفته خود تمهیدات گوناگونی را اندیشید، ولی امام امت با قلبی مطمئن در برابر تهدیدات آمریکا فرمود:«آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند».
پس از شکست مفتضحانه آمریکا در صحرای طبس که از جمله تمهیدات مزبور بود، حضرت امام آینده سیاسی کارتر را چنین پیش بینی فرمودند:
«کارتر باید بداند که با این اعمال بسیار ناشیانه، حیثیت سیاسی خود را به صفر رساند و از ریاست جمهوری باید قطع امید کند».
امام در برهنه از زمان این پیش بینی را فرمودند که هایات حاکمانه وقت آمریکا امید های فراوانی به پیروزی در انتخابات دور بعد ریاست جمهوری داشت و برای این منظور تلاشهای چشمگیری را نیز انجام داده بود. سرانجام با برگزاریانتخابات و اعلام نتایج، شخن حکیمانه امام خمینی به اثبات رسید.
4ـ در نیمه اول سال 1358، شرق متجاوز لشکر کشی به کشور افغانستان را آغاز کرد. سفیر شوروی خبر اقدام اشغال خاک افغانستان توسط قوای نظامی شوروی را به اطلاع حضرت امام رساند. امام با حالتی عصبی و متحکم روبه سفیر شوروی کرده و گفتتند:
«شما کار اشتباهی کردید. شما در این کار هیچ موفیتی به دست نمی آورید و بی تردید روزی به اشتباه خود اقرار خواهید کرد». و همه دیدیم که چگونه شوروی در رسیدن به اهداف خویش ناکام شد.
در طول سالهای دفاع مقدس حضرت امام خمینی ـ نورالله مضجعه ـ بارها به سران کشور های مرتجع عرب و شیوخ منطقه هشدار دادند که از حمایت همه جانبه خود از صدام دست بردترند و پیش بینی فرمودند که آنها بالاخره سزای خیانت به اسلام و مسلمین و همکاری و مساعدت با رژیم بعث عراق و صدام جنایتکار را خواهند دید.
هنگامی که صدام حسین به کویت حمله کرد ملت های مسلمان به علت هشدار های مکرر امام پی بردند.
5ـ هتک حرمت عتبات مقدسه، به گلوله بستن مردم بی گناه و بی دفاع عراق، توهین و جسارت به مقام شامخ روحانیت و حوزه مقدس نجف اشرف، آواره ساختن صدها هزار نفر از مردم استانهای شمالی عراق و تحت تعقیب قرار دادن و کشتار آنان، تهدید جدی محیط زیست با به اتش کشیدن چاه های نفت و استفاده از جنگ افزار های شیمیایی و از بین بردن حرث و نسل در عراق و منطقه و خلاصه نقض همه قوانین بین المللی و زیر پا گذاشتن شرافت و انسانیت چیزی است که در کارنامه سیاه حزب بعث عراق و شخص صدام بوضوح به چشم می خورد؛ و این همه را حضرت امام خمینی پیش بینی فرموده بودند:
«باید ملت عراق بدانند که این آدم، ادم خطرناکی است برای ملت عراق و خطرش بر ملت عراق زیاد است والا به ملت ما او که نمیتواند صدمه ای بزند».
6ـ آیه شریفه« و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله»(98)
زینت بخش پیام برائت و منشور انقلاب امام خمینی در سال 1366،خطاب به زائرین بیت الله الحرام شده بود، امام مناسبت آن با ایام حج و پیام آن حضرت را کسی نمی دانست، تا آنکه راهپیمایی بزرگ برائت از مشرکان پس از قرائت آن پیام حیاتبخش آغاز شد و این راهپیمایی به دست حکام حجاز به خاک و خون کشیده شد.
با وقوع آن حادثه غم انگیز، سر ذکر آیه شریفه «و من یخرج من بیته» در طلیعه پیام، بر همگان آشکار گشت.
7ـ پیامبر بسیار مهم رهبر گران قدر و کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ـ اعلی الله کلمته ـ درباره پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران در مرداد ماه سال 1367 با آیه 27 از سوره مبارکه فتح آغاز می گردد.«لقد صدق الله رسوله الرویا بالحق لتد خلن المسجد الحرام ان شاءالله آمین».
و در این زمینه نیز پیش بینی ان امام راحل (ره) به واقعیت پیوست و رژیم سعودی با عقب نشینی از مواضع خصمانه خویش پذیرای حجاج محترم ایرانی در کمال امنیت گردید.
8ـ حضرت امام خمینی در نامه ای خطاب به آقای گورپاچف فرمودند:
«جناب اقای گورپاچف! برای همه روشن است که از پس کمونیسم را باید در موزه ای تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد...».
در آن هنگام که امام خمینی این پیش بینی بزرگ را فرمودند، دنیای غرب و تحلیلگران سیاسی جهان، با شک و تردید تحولات دنیای کمونیسم و بلوک شرق را ـ که به تازگی رخ نموده بود ـ تعقیب می کردند و کسی قادر نبود تا قاطعانه در برابر این تحولات اضهار نظر نمیاد. پیش بینی آنان حداکثر این بود که کشور های کمونیستی و خصوصا مهد آنان شوروی، دست به اصلاحاتی زده اند که نتیجه آن حفظ ماهیت مکتب کمونیسم سرمایه داری و کاپیتالیسم توسط این کشور خواهد بود و بیش از این چیزی به مخیله ایشان خطور نمیکرد.
امام از دیدگاه یاران و ارادتمندان
ترسیم ابعاد مختلف شخصیت ممتاز امام خمینی و شناساندن هرچه بیشتر شخصیت و رسالت این پیشوای یگانه قرن به جهانیان امروز و فردا، ضرورتی است که چون دین الهی، بردوش همرزمان و یاران و نزدیکان و نیز پیروان آن امام بزرگ، سنگینی می کند و دیر یا زود، باید تا حد امکان و تا آنجا که کلام را توان بازگویی و نمایاندن است، به این مهم همت گماردند. اما ادای این وظیفه و دین به حق کاری است سترگ که زمان می طلبد و به یقین، کتابها می خواهد.
در این میان سخنان و اضهار نظرهای یاران و نزدیکان و ارادتمندان آن بزرگوار، و نیز دیدگاههای شخصیت های برجسته ایران و جهان، در بیان و تعریف گوشه هایی از شخصیت امام راحلمان، می تواند فتح بابی بر رویت این دریای بی کرانه باشد.

مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای
در نخستین روز های ارتحال جانسوز امام خمینی حضرت آیت الله خامنه ای در ترسیم ابعاد شخصیت والای رهبر کبیر انقلاب اسلامی چنین می گویند:
«گرچه حکمت، درایت، قدرت عقلانی، بینش و آینده نگری امام در حد اعلا بود، اما آنچه باعث شد این کار بزرگ انجام شود، اخلاص و صفای امام بین خود و خدایش بود. امام کار را برای خداوند انجام می داد و این، آن چیزی بود که مارا عاشق امام می کرد».
و در جای دیگر می رفرمایند:
«آن شخصیت متعالی و استثنایی، رهبر ما بود که ما را زنده کرد. رهبری او بود که ملت ایران را در این راه و با این قدرت و قوت به حرکت در آورد».
حجت السلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی
«... امام امت عمر بسیار پربرکتی داشته اند و تا آنجا که تاریخ می تواند ما را راهنمایی کند، شخصیتی را نمیبینم که منشا این همه خیر و برکت و تحول در جهان باشد.با همت امام امت، کارهایی که در باور نمی گنجد و از دایره محاسبات عادی خارج است، به مرحله انجام رسید. به گونه ای که ناظران جهانی در تحلیل آن درمانده اند».


آیه الله العضمی اراکی
«کارهای این مرد فقط و فقط برای خداست. این مرد از آن کسانی است که اگر روز عاشورا بود، هفتادو دوتن، هفتاد و سه تن می شد، میرفت جنگ و سینه اش را سپر میکرد. یک همچو شخصیتی است که جانش را، حیثیاتش را فرزند و عیالش را هرچه داشت فدای اسلام کرده و از هیچ چیز باک ندارد، همچون کسی است که نه از آمریکا می ترسد نه از روس میترسد و نه از بالاتر از این ها میترسد یک همچین قلبی خدا به او داده است.
ما در مدت پنجاه سال که با این شخص بزرگ آشنایی پیدا کرده ایم، جز تقوا و دیانت و سخاوت و شجاعت و شهامت و بزرگی نفس و بزرگی قلب و کثرت و دیانت و جدیت در علوم نقلی و عقلی و مقامات عالی در او نیافتیم و ندیدیم .
او مردانه قد علم کرد و در مقابل کفر ایستادگی کرد و ید غیبی هم با او همراهی کردبه طوری که محیر العقول بود».

شهید آیت الله مطهری «ره»
«امام خمینی به مردم شخصیت داد، خود واقعی و هویت اسلامی آنها را به آنان بازگردند. ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعمال تاریخ و ژرفای روح این ملت برمیخاست. امام خمینی برای خدا قیام کرده و خدای متعال هم قلبی قوی به او عنایت کرده است که اصلا تزلزل و ترس در آن راه ندارد».
شهید مظلوم آیه الله بهشتی (ره)
«همه شیفتگان حق و عدل در جهان، امام را امام خود می دانند. سخن امام این بود که ولو سرکوب کند همه مارا، بگیرند بکشند و نابود کنند، ما میمیریم، اما آرمانمان زنده خواهد بود. امام در میان فقهای گران قدر عالم تشیع یکی از ویژگی هایش همین چند بعدی بودن است. از نظر وسعت نظر، امام هم فلسفه، هم عرفان، هم فقه، هم اصول، هم حدیث و هم قران را داشت؛ با همه اینها در دوران خودسازی خود را ساخته و پرداخته و چند رشته از اینها را سالها در قم تدریس فرمود، مثل، فلسفه، عرفان، اخلاق، فقه و اصول. به همین دلیل خیلی باز و وسیع می نگرد. امام در نظرهای اسلامی اش معیار های در تنظیم روابط میان رهبر و امت، آن وسعت نظر و آن همه سونگری و اینکه باید راهی بروی که حتی الامکان جذب کنیم و در حد ضرورت دفع کنیم. دافعه در حد ضرورت، جاذبه در حد اعلای امکان، این از ویژگی خط امام است. خیلی هم دشوار است که آدم در این خط بیفتد و سازشکار عقیدتی نشود».
شهید محراب آیه الله مدنی«ره»
«این بزرگوار، این امام امت، جوانان مارا به قرآن و تقوا کشاند. با شنیدن صدای رهبر انقلاب آگاهی و بیداری در جمعیت پیدا شد که در اثر آن بیداری، طاغوت را سرنگون و دشمنان دین را نابود کرد. رعب و هیبت ایشان حتی قصر های واشنگتون و مسکو را پر کرده و آنها را بیچاره کرده است».

غروب خورشید
ضایعه فقدان آن عارف و سیاستمدار فرزانه در شامگاه 13 خرداد سال 1368 ثلمه عظیم و جبران ناپذیری برای جهان اسلام، و بخصوص مردم شهید پرور ایران اسلام بود. اما چه باید کرد که به فرموده قرآن کریم« کل نفس ذائقه الموت» و هیچ کس حتی پیامبران بزرگ در دنیا باقی نمانده اند.
اما در عین حال گرچه جسم پاک و مطهر امام راحلمان هم اینک در میان ما نیست لیکن روح بلند و افکار انسان ساز او همچنان در میان ما جاودانه خواهد ماند.
رحلت جانسوز حضرت امام بازتاب عظیمی در سرتاسر جهان داشت که به چند نمونه از آن اشاره میکنیم:
نشریه الدیار: مردی که از عظیم ترین رجال قرن حاضر محسوب می شد، چشم از جهان فرو بست. مردی که با ساده ترین زندگی، دنیا را به لرزه در آورد و انقابی عظیم در ارکان جهان ایجاد نمود که صدای آن همچنان در اذهان تاریخ باقی خواهد ماند.
تلوزیون اسپانیا طی گزارشی از مراسم تشییع پیکر امام امت اعلام کرد: پیش از 10 ملیون نفر در تشییع امام خمینی در ایران شرکت کردند. در این گزارش که در بخش خبری تلوزیون اسپانیا همراه فیلمی از شرکت میلیونها مردم عزادار در مراسم تشییع پخش شد، تاکید شد ازدحام و هیجان بیش از حد، مراسم تشییع را از حالت عادی خارج کرد.
نشریه ال پائیس: جمعیت حتی بیش از زمانی بود که از امام خمینی در سال 1979 در بازگشت به ایران استقبال کردند. اندوه و هیجان غیر ارادی ملتی وفادار در آخرین دیدار با مردی که توانست غرور آنها را احیا کند، مراسم را ساعتها به تاخیر انداخت.
فرستاده ویژه این روزنامه با تشریح عظمت اندوه مردم ایران نوشت: آنچه انسان را به اعجاب وا می دارد جمعیتی عظیمی از مردان سیاهپوش و زنان چادر به سر است که بر سر و سینه خود می زنند و گاهی هیجانات زیاد ناشی از غم و اندوه و فشار روحی سبب بیهوشی سوگواران می شود. بر اساس این گزارش، تنها ظرف 5دقیقه از مراسم سوگواری 8تن به زمین افتادند. و مردم فریاد میزدند:«امام! مارا تنها نگذار!»
خبرگذاری فرانسه: مردم از تمام نقاط جهان اسلام خواهند آمد. اینجا مانند مشهد یا شهر مقدس قم یاز زیارت گاههای بزرگ خواهد شد. آنان در فردای تشییع عطیم پیکرامام خمینی، هنویک ز هم هزار هزار گرد آرامگاه امام در گورستان بهشت زهرا تجمع کرده و از حالا متقاعد شده اند که این محل به یکی از اماکن والا مقام اسلام تبدیل خواهد شد.
رادیو مسکو: انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی به قیام دعوت کرد و به حکومت شاهان خاتمه داد. فعالیت وی موجب تحولات و دگرگونی های بی نظیری در حیات اقتصادی، سیاسی و معنوی جامعه ایران شده است.
دیلی تلگراف: آرامگاه آیه الله خمینی به تازه ترین زیارتگاه دهها هزار ایرانی تبدیل شده است که برای دعا خواندن، گریه کردن و سوگواری به سوی آن می شتابند. آیه الله خمینی با اتکا به ارزشهای اسلامی و رد نفوذ سیاسی غرب، بخصوص نفوذ آمریکا، به این مقام رسید.

رویداد های رجب