یاد ایام (2) (رویداد های قمری)

نویسنده : معاونت فرهنگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

شهادت حضرت فاطمه ـ ع ـ

یک یاز عوامل موثر که می توان جوامع اسلامی را در برابر هجوم فکری و فرهنگی غرب توانایی و مقاومت ببخشد، داشتن چهره های بسیار ممتاز و شخصیت های نمونه و متعالی در تاریخ است و خوشبختانه اسلان از این نظر بسیار غنی و قوی است؛ چرا که در اسلام مردان و زنان نمونه و برجسته ای وجود دارند مه اسوه های بشریتند و در راس همه این الگوهای متعالی، در میان بانوان، فاطمه(سلام الله علیها) است. از این رو بجاست که در سالروز وفات این بانوی نمونه جهان، قسمت هایی از سیره حسنه و پسندیده آن حضرت را مرور کنیم:
روش همسرداری
فاطمه وقتی از خانه پدر به خانه شوهر آمد، در این پایگاه تازه وظیفه سنگین تری بر دوش احساس کرد و رسما دارای مسولیت جدیدی شد. امام باقر علیه السلام درباره شیوه زندگی و روش همسر داری حضرت زهرا (سلام الله علیها) می فرماید:
فاطمه علیه السلام کار داخل خانه و ساختن خمیر تهیه نان و نظافت منزل را بر عهده گرفت و علی علیه السلام امور مربوط به خارج خانه از قبیل آوردن هیزم و مواد خوراکی را متفکل گردید. روزی علی علیه السلام از فاطمه پرسید: آیا در خانه چیزی هست؟
فاطمه علیه السلام جواب داد: سوگند به آن که حقت را عظیم گردانید، سه روز است که در خانه چیزی نیست تا بتوانم از شما پذیرایی نمایم.
علی علیه السلام، چرا به من اطلاع ندادی؟
فاطمه علیه السلام پاسخ گفت:
«کان رسول الله صلی الله علیه و اله نهانی ان اسالک شیئا، فقال: لاتسکین ابن عمک شیئا ان جاءک بشیء عفو و الا فلا تسالیه»(79)
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا منع نموده که از شما چیز ی درخواست نمایم و فرمود: از پسر عمویت چیزی نخواه، اگر بدون درخواست، چیزی برایت آورد، پبذیر وگرنه از او درخواستی نکن.
خدمت به همسر
امیر المومنان علیه السلام درباره زحمت ها و رنج های همسر با وفایش به مردی از قبیله بنی سعد می فرماید:
«... و انها استقت بالقریه حتی اثر فی صدرها و طحنت بالرحی حتی مجلت یداها و کسحت حتی اغبرت ثیابها و او قدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید...»(80)
فاطمه علیه السلام چندان با مشک، آب به خانه آورد که اثر آن در سینه اش نمایان گردید و انقدر گندم ارد نمود که دستانش پینه بست و از جارو زدن خانه و افروختن آتش زیر دیگ، جامعه اش غبار آلود و دوداندوه گردیده و از این همه زحمت آسیب سختی به او وارد شد.
دعای نیمه شب
امام مجتبی علیه السلام که شب جمعه ی شاهد عبادت مادر بزرگوارش بوده، می فرماید:
«رایت امی فاطمه علیه السلام قامت فی محرابها لیله جمعتها فلم تزل راکعه ساجده حتی اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمومنین و المومنات و تسمیهم و تکثر الدعاء لهم و ا تدعو لنفسها بشیء فقلت لها: یا اماه لم لا تدعین لنفسک کما تدعین لغیرک فقالت یا بنی! الجار ثم الدار».(81)
در شب جمعه ای، مادرم فاطمه علیه السلام، را در محراب دیدم عبادت می کند که تا دمیدن فجر به سجده و رکوع مشغول بود و پیوسته با ذکر نام مرد و زن مومن، دعای فراوان برایشان می نمود ولی برای خود دعایی نکرد، گفتم: مدر! چرا همانگونه که برای دیگران دعا میکنی، برای خویشتن دعا نمیکنی؟ فرمود: پسرم! نخست، همسایه ها و سپس خویشتن.
وضعیت جامعه و خانه حضرت
هنگامی که آیات 43 و 44 سوره «حجر» درباره جهنم نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله گریه شدیدی نمود و همچنان می گریست، سلمان فارسی به خانه حضرت زهرا علیه السلام شتافت تا با آوردن ایشان پیش پدر، پیامبر تسکین یابد. سلمان جریان را با زهرا علیه السلام در میان گذاشت.
حضرت گریست و سپس از جا بلند شد و خود را با چادری کوتاه و کهنه پوشانید که دوازده جای آن با برگ درخت خرما دوخته شده بود. سلمان با دیدن آن گریست و با حسرت و اندوه گفت: دختران زمامداران روم و ایران با جامعه دیبا و حریرند و دختر محمد صلی الله علیه و اله با چنین چادری!
فاطمه خدمت پیامبر رسید و گفت:
«یا رسول الله، ان سلمان تعجب من لباسی فو الذی بعثک بالحق مالی و لعلی منذ خمس سنین الا مسک کبش نعلف علیها بالنهار بعیر نا فاذا کان اللیل الفترشناه و ان مرفقتنا لمن ادم حشو ها لیف».
ای پیامبر خدا! سلمان از جامعه ام تعجب نمود، سوگند به خدایی که تو را به حق برانگیخته است، مدت پنج سال است که من و علی علیه السلام را جز پوست گوسفندی نیست که روز، شترمان را بر آن علف می دهیم و شب زیرانداز ماست و متکای ما از پوستی است که با لیف خرما پر شده است.
«فقال النبی صلی الله علیه و آله: یا سلمان ان ابنتی فاطمه لفی الخیل السوابق».(82)
سلمان! دخترم فاطمه در گروه پیشروان به سوی بهشت است.
زیارت قبول شهدا
«عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان فاطمه علیه السلام کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غذاه سبت فتاتی قبر حمزه و تترحم علیه و تستغفرله».(83)
امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه علیه السلام در هر بامداد شنبه به زیارت قبور شهیدان می آمد و سپس بر سر مزار حمزه حاضر می شد و برای او از خداوند طلب رحمت و درخواست آمرزش می نمود.
در جنگ احد
فاطمه علیه السلام در جنگ احد به همراه پدر بزرگوارش شرکت داشت تا در کنار دیگر بانوان شرکت کننده در جهاد در پشت جبهه، رزمندگان را یاری رساند، رسول خدا صلی الله علیه و آله در جریان جنگ مجروح شد؛« و لما جرح سول الله صلی الله علیه و آله جعل علی علیه السلام ینقل له الماء فی درقته من المهراس و یغسله فلم ینقطع الدم، فاتت فاطمه علیه السلام و جعلت تعانه و تبکی و احرقت حصیرا و جعلت غلی الجرح من رماده فانقطع الدم».(84)
پس از مجروح شدن پیامبر صلی الله علیه و آله امیر المومنین علی علیه السلام در کنار کوه احد با سپر خویش آب می آورد و جراحت بدن مبارک پیامبر را شستشو میداد ولی خونریزی قطع نمیشد. حضرت زهرا علیه السلام نزد پدر شتافته و با وسائلی که در اختیار داشت جلوی خونریزی را گرفت.
و بدین ترتیب فاطمه در صحنه جنگ نیز الگویی شایسته برای همه بانوان مسلمان بود.
فاطمه علیه السلام و تربیت فرزند
یکی از وظایف سنگین فاطمه علیه السلام به وجود آوردن محیطی مناسب در خانه برای ترتیب کودکان خویش بود گرچه این، یک جمله کوتاهی بیش نیست؛ ولی از معنای بسیار وسیع برخوردار است. شاید بعضی خیال کنند که اداره خانه این است که پدر، لوازم زندگی فرزندانش را فراهم سازد و مادر، در تهیه غذا و شستن لباسهایشان کوشش کند و هیچ مسوولیت دیگری در قبال فرزندانش ندارند، اما اسلام به این حد اکتفا نمی کند و می خواهد محیط خانه یه یک کلاس تربیتی تبدیل شود.
این بود که یک کلاس عالی و نمونه تربیت کودک در خانه زهرا علیه السلام تاسیس شد و بهترین برنامه های تربیتی اجرا شد و برجسته ترین افراد را تربیت نمود.
فاطمه علیه السلام می دانست باید فرزندی مانند امام حسین تربیت کند که هیچگاه احتیاج اسلام، جان خود و عزیزانش را در راه دفاع از دین و مبارزه با بیدادگری فدا سازد و به وسیله خون عزیزانش، درخت اسلام را سیراب گرداند. و میدانست که باید دخترانی مانند زینب و ام کلثوم پرورش دهد تا به وسیله ایراد خطبه ها و سخن رانیهای شور انگیز، دستگاه ظلم و ستم بنی امیه را رسوا و مفتضح سازند، و جلو مقاصد شور انان را بگیرند. فاطمه علیه السلام در خانه به زینب درس فداکاری و شجاعت داد تا مرعوب دستگاه بیدادگر یزید نگردد و به وسیله سخنرانیها آتیش خویش، مظلومیت برادرش را اعلام و بیدادگری بنی امیه را فاش کند. او میدانست که باید فرزندی بردبار همچون امام حسن مجتبی تربیت کند تا در مواقع حساس برای حفاظ منافع اسلام و فراهم ساختن زمینه انقلابی حقیقتی با معاویه صلح نماید و بدان وسیله عوام فریبی و ظاهر سازی و حقه بازی معاویه را آشکار سازد.
نمونه های خارق العاده ای که از آن مکتب اعجاز آمیز بیرون آمد، بخوبی می تواند روح پرعظمت و نیروی فوق العاده حضرت زهرا نشان داد.
فاطمه در بستر بیماری
بیماری زهرا علیه السلام حدود چهل روز طول کشید و روز به روز حالش سخت تر و کسالتش شدت می یافت. روزی به علی بن ابی طالب علیه السلام گفت: پسر عمو! آثار و علائم مرگ را در خودم مشاهده می کنم، گمان می کنم که به زودی به پدرم ملحق گردم، می خواهم وصیت کنم. علی علیه السلام در کنار بستر فاطمه نشست و فرمود: ای دختر پیغمبر! هرچه می خواهی وصیت کن و یقین داشته باش که به وصیت تو عمل خواهم کرد و انجام وصایای تو را بر کارهای شخصی خودم مقدم می دارم. علی علیه السلام به چهره پژمرده و چشمای فرو رفته همسرش نگاه می کرد و اشک می ریخت، فاطمه علیه السلام نگاهی به صورت غمگین علی علیه السلام انداخت و گفت: پسر عمو! تا کنون در خانه ات دروغ نگفته ام، هیچگاه از اوامر و دستورا تت تخلف نکرده ام. علی علیه السلام فرمود: مقام خداشناسی و پرهیز کاری تو بالاتر آن است که احتمال خلاف درباره ات شود. علامه مجلسی می نویسد: فاطمه اطهر، بین مغرب و عشا از دنیا رفت. آنگاه که به حال احتضار رسید فرمود:
«السلام علی جبرئیل، السلام علی رسول الله، اللهم مع رسولک، اللهم فی رضوانک و جوارک و دارک دارالسلام».(85)
و سپس روح مطهرش به ملکوت اعلی پیوست.

تاریخ شهادت
تردیدی نیست که زهرا علیه السلام در سال یازدهم هجری وفات نموده است؛ زیرا پیغمبر اکرم در سال دهم هجری به سفر حج (حجه الوداع) رفت و در اوائل سال یازدهم هجری وفات نمود. تاریخ نویسان اتفاق نظر دارند که فاطمه علیه السلام بعد پدرش، کمتر از یکسال زندگی کرد. در تعیین روز و ماه و او، حدود سیزه قول وجود دارد که بعضی از آنها مستند به روایت اهل بیت و بعضی مربوط به اقوال مورخین و دیگران است.
این اختلافها از اینجا سرچشمه می گیرد که معلوم نیست حضرت زهرا علیه السلام بعد پدرش چند ماه زنده ماند. چنانکه کلینی در کتاب کافی، ج1،ص241 آورده است که فاطمه علیه السلام هفتاد و پنج روز بعد از رسول خدا زندگی کرد و سید مرتضی در عیون المعجزات همین قول را اختیار نموده است. مدرک این قول روایتی است از امام صادق علیه السلام که « فاطمه علیه السلام هفتادو پنج روز بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله زندگی کرد».
از سوی دیگر مولف کتاب دلائل الامامه و کفعمی در مصباح و سید در اقبال و محدث قمی در منتهی الامال قول نود و پنج روز را انتخاب کرده اند. از امام محمد باقر علیه السلام روایت است که فرمود: « فاطمه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله نود و پنج روز زنده بود».
بنابراین، وفات آن حضرت به روایتی سیزدهم جمادی الاول و به استناد روایت دیگر سوم جمادی الثانی می باشد؛ ولی بر اهل تحقیق پوشیده نیست که روایت و آرای ائمه اطهار در این باره بر اقوال دیگران تقدم دارد.

رویداد های جمادی الثانی

ولادت حضرت فاطمه ـ ع ـ، روز زن و روز مادر

حضرت زهرا علیه السلام بنا به قولی بیستم جمادی الثانی سال دوم بعثت و به قولی سال پنجم آن در مدینه ولادت یافت، یونس بن ظبیان از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت را نه نام می باشد که به ترتیب عبارتند از: «فاطمه»،«صدیقه»،«زیکیه»،«راضیه»،«مرضیه»،«محدثه»،«زهرا». و نیز در روایتی «بتول» به عنوان یکی دیگر از نامهای ایشان ذکر شده است. همسر آن حضرت امیر المومنین علی علیه السلام بزرگترین شخصیت اسلام پس از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است و اولاد ایشان: حسن و حسین علیه السلام محسن، زینب کبری، زینب صغری (ام کلثوم)ـ سلام الله علیهاـ می باشد.
این مولود مبارک که نویدش را جبرئیل به رسول خدا صلی الله علیها و آله داده بود، زمانی متولد شد که خانه کعبه آکنده از بتهای مشرکین شده و فضای شهر مقدس مکه به ستم آلوده بود. پدر بزرگوارش حضرت ختمی مرتب صلی الله علیها و آله پنج سال پیش از آن، به پیامبری مبعوث گشته بود و مادر گرامی اش چشم از مال و ثروت های دنیایی خویش پوشیده و همه را برای ترویج دین خدا، در اختیار پیامبر صلی الله علیها و آله قرار داده بود.
حضرت فاطمه علیه السلام دوران کودکی اش را در دامان مادر بزرگوارش حضرت خدیجه (س) پرورش یافت هنوز خردسال بود که از این دامان پرمهر جدا شد.
پیامبر خدا صلی الله علیها و آله به فرزند گرامی اش زهرا بسیار محبت می کرد و می فرمود: «فاطمه پاره تن من است، هرکه او را بیازارده است و هرکه او را خشنود کند، مرا خشنود کرده است، او عزیزترین فرد برای من است».
کودکی زهرا (س) در حمایت مهر آمیز از پدرش، که مورد آزار مشرکان بود، سپری می شد و همچون مادری دلسوز از پیامبر پرستاری می کرد. از همین رو پیغمبر صلی الله علیها و آله او را «ام ابیها»؛ یعنی مادر پدر، خطاب می فرمود و بدینسان از محبت های فرزندش قدردانی می نمود.
زهرا (س) نمونه فرزندی تربیت شده، مطیع، مهربان، قدرشناس و صالح برای والدین است. ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیها و آله می گفت:«پیامبر خدا صلی الله علیها و آله با من ازدواج نمود و رسیدگی امور دخترش فاطمه «س» را به من سپرد، من خواستم او را رشد و پرورش دهم ولی به خدا قسم او از من رشد یافته تر و به همه چیز داناتر بود».
ازدواج حضرت فاطمه علیه السلام
ازدواج حضرت زهرا(س) نمونه یک ازدواج اسلامی است و خوب است که ابعاد مختلف این ازدواج مورد توجه مسلمانی که مایلند شیوه ائمه معصومین علیه السلام را در همه جهات زندگی رعایت کنند، قرار گیرد.
فاطمه زهرا علیه السلام دختر پیغمبر اکرم و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. جمال ظاهری و کمالات معنوی و اخلاقی را از پدر و مادر شریفش به ارث برده بود و از این رو به عالی ترین کمالات انسانی آراسته بود. از آنجا که شخصیت و عظمت پدر بزرگوارش روزبه روز در انظار مردم بالا می رفت، و قدرت و شوکت او زیاد تر می شد، به همین علت، دختر عزیزش زهرا علیه السلام همواره مورد توجه بزرگان قریش و رجال با شخصیت و ثروت مند قرار داشت و گاه و بیگاه از او خواستگاری می کردند. اما پیغمبر خدا صلی الله علیها و آله هیچ گاه خوش نداشت که کسی در این باره سخن بگوید. او با خواستگاران به گونه ای رفتار می کرد که می پنداشتند مورد غضب پیغمبر قرار گرفته اند. رسول خدا فاطمه را برای علیه السلام در نظرگرفته بود و دوست داشت از جانب او پیشنهاد شود. پیامبر از جانب خدا مامور بود که با نور کاببین ببندد.
پیشنهاد خواستگاری
اصحاب رسول خدا احساس کرده بودند که پیغمبر اکرم میل دارد فاطمه علیه السلام را با علی کابین ببندد، از این رو فارسی می گوید:« عمر، ابوبکر و سعد ابن معاذ بن قصد طرح این مطلب با علی، از مسجد خارج شدند ولی حضرت را در منزلش نیافتند. با پرس و جو اطلاع پیدا کردند که در نخلستان یک یاز انصار، با شتر آبکشی می کند و نخل های خرما را آب می دهد. پس به جانب آن حضرت شتافتند، علی علیه السلام فرمود: از کجا می آیید و به چه منظور اینجا آمده اید؟ ابوبکر گفت: ای علی! تو در تمام کمالات بر دیگران برتری داری و از موقعیت خودت و علاقه ای که رسول خدا به تو دارد کاملا آگاهی و می دانی که اشراف و بزرگان قریش برای خواستگاری فاطمه علیه السلام آمده اند ولی پیغمبر صلی الله علیها و آله دست رد به سینه همه آنها زده و تعیین همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان می کنم خدا و رسول، فاطمه را برای تو در نظر گرفته اند و شخص دیگری قابلیت این افتخار را ندارد. نمی دانم، به چه علت شما در این اقدام کوتاهی می کنید؟!
علی بن ابی طالب علیه السلام هنگامی که سخن ابوبکر را شنید، اشک در چشمان مبارکش حلقه زد و فرمود:« ای ابابکر! به خدا سوگند! همه خواستار فاطمه اند، من هم بدین موضوع علاقه دارم».
آری، علی در خانه پیامبر بزرگ شده و فاطمه علیه السلام را بخوبی می شناسد و به روحیات و اخلاق او کاملا آشناست.
از این رو بی درنگ شترش را از کار باز گرفته به منزل آمد، بدنش را شستشو داد، عبای تمیزی به تن کرد، کفشایش را پوشید و به خدمت رسول خدا شتافت. پیغمبر صلی الله علیها و آله در خانه ام سلمه است. علی علیه السلام به منزل ام سلمه رفته و در زد، پیامبر خطاب به ام سلمه فرمود:«در را باز کن، کوبنده در شخصی است که خدا و رسول او را دوست دارند، او هم خدا و رسول را دوست دارد».
عرض کرد:« ای رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت، کیست که ندیده درباره اش چنین قضاوت می کنی؟» فرمود:« ام سلمه! ساکت باش! مردی دلاور و شجاع است، برادر و پسر عمویم و محبوب ترین مردم نزد من است». ام سلمه در را باز کرد. علی عله السلام اخل شد، سلام داد و در حضور پیغمبر نشست، و از خجالت سرش را به زیر انداخت، و نتوانست تقاضای خویش را عرضه بدارد. ساعتی طول کشید که هر دو ساکت بودند. سرانجام پیغمبر صلی الله علیها و آله سکوت را شکسته فرمود:
«ای علی! گویا برای حاجتی نزد من آمده ای که اظهار آن خجالت می کشی، بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمینان داشته باش که تمام خواسته هایت قبول می شود».
عرض کرد:« ای رسول خدا، پدر و مادرم فدای تو باد، من در خانه شما بزرگ شده ام و از الطاف شما برخوردار گشته ام، بهتر از پدر و مادرم در تربیت و تادیب من کوشش نموده ای و به برکت وجودت هدایت یافته ام. ای رسول خدا! به خا سوگند اندوخته دنیا و آخرت من تویی. اکنون موقع است که برای خود همسری انتخاب کنم و تشکیل خانواده دهم تا با وی مانوس گردم و از ناراحتیهای خویش بکاهم. اگر صلاح بدانی و دخترت فاطمه را به عقدم درآوری، سعادت بزرگی نصیبم شده است».
چهره رسول خدا که در انتظار چنین پیشنهادی بود، از سرور و شادمانی برافروخته شد و فرمود:« صبر کن تا از فاطمه اجازه بگیرم». نزد فاطمه آمد، خطاب به او فرمود: دخترم! علی را خوب میشناسی، و برای خواستگاری ات آمده است، آیا اجازه می دهی تورا به عقدش درآورم؟
فاطمه از خجالت سکوت کرد و چیزی نگفت. پیغمبر صلی الله علیها و آله سکوت او را علامت رضایت دانست، آنگاه نزد علی آمد و با لبی خندان پرسید: آیا برای عروسی چیزی پس انداز نموده ای پاسخ داد:«ای رسول خدا! پدر و مادرم به قربانت، از وضع من بخوبی آگاهی، تمام ثروت من عبارت است از یک شمشیر، یک زره و یک شتر!» فرمود:«تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمیتوانی، شمشیر از لوازم و نیاز های اولیه تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی ات محسوب می شود، باید به وسیله آن آب کشی و وضع اقتصادی خود و خانواده ات را تامین کنی و برای اهل و عیالت کسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل کنی. تنها چیزی که می توانی از آن صرف نظر کنی، همان زره است. من هم به تو سخت نمیگیرم و به همان زره اکتفا می کنم».
خطبه عقد
پیغمبر صلی الله علیها و آله فرمود: « ای علی! تو زودتر به مسجد برو، من نیز در پی تو می آیم تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار کنیم و خطبه بخوانیم». علی علیه السلام مسرور و خوشحال راهی مسجد شد. ابوبکر و عمر را در بین راه ملاقات کرد، آن دو از جریان کار جویا شدند. علی علیه السلام فرمود:« رسول خدا دخترش را به من تزویج کرد، هم اکنون به مسجد می آید تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد».
پیغمبر صلی الله علیها و آله صلی الله علیها و آله در حالی که صورتش از سرور و شادمانی می درخشید، به بلال فرمود: «مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن». هنگامی که مردم جکع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود:« ای مردم! آگاه باشید که جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد که مراسم عقد و ازدواج علی و فاطمه در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داد که در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه گیرم». سپس نشست و به علی علیه السلام فرمود:« خطبه عقد را بخوان». علی علیه السلام برخاست و خطبه عقد را خواند.
پس از تمام حضار دست به دعا برداشته و گفتند:«خداوند این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در میانتان دوستی و محبت افکند». پس از ختم جلسه، پیغمبر صلی الله علیها و آله به خانه برگشت و به زنان دستور داد برای فاطمه مراسم جشن و شادی فراهم کنید.
مجلسی می نویسد:«عقد ازدواج فاطمه و علی علیه السلام در ماه رمضان سال دوم یا سوم هجری واقع شد.
مهریه حضرت زهرا علیه السلام
1ـ یک زره که به مبلغ چهار صد یا چهارصدو هشتاد یا پانصد درهم ارزش داشت.
2ـ یک دست لباس کتان یمنی.
3ـ یک پوست گوسفند دباغی نشده.
جهیزیه زهرا علیه السلام
رسول خدا به علی فرمود:«هم اکنون برخیز زره ای که صداق زهرا کردی بفروش و بهایش را نزد من حاضر کن تا برای شما اسباب خانه تهیه نمایم». علی ابن ابی طالب علیه السلام زره را به بازار برد و فروخت. در روایت مختلف، بهای آن، بین چهارصد یا چهارصدو هشتاد یا پانصد درهم تعیین شده است. ناگفته نماند بنا بر بعضی از روایات، زره را عثمان خریداری کرد و بعدا به علی اهدا نمود.
علی علیه السلام پول زره را گرفته، خدمت پیغمبر صلی الله علیها و آله تقدیم نمود. رسول خدا ابوبکر و سلمان فارسی و بلال را احضار فرمود. مقداری پول را به آنان داده فرمود:« به مقدار این پول ها اسباب و لوازم زندگی برای فاطمه علیه السلام خریداری کنید». قدری از آن هم به اسما داده و فرمود:«برای دخترم عطر و بوی خوش تهیه کن».و بقیه را به ام سلمه سپرد.
ابوبکر گوید:«وقتی پول ها را شمردم، دیدم شصد و سه درهم است و به وسیله آن اسباب و لوازم زیر را خریداری کردم:
1ـ یک پیراهن سفید
2ـ یک روسری بزرگ
3ـ یک حوله سیاه خیبری
4ـ یک تخت خوابی که از پوست خرما بافته شده بود.
5ـ دو عدد تشک کتانی که یکی از پشم گوسفندی و دیگر از لیف خرما پر شده بود.
6ـ چهر عدد بالش از پوست میش که از گیاهی به نام اذخر پرشده بود.
7ـ یک قطعه حصیر هجری
8ـ یک عدد آسیاب دستی
9ـ یک کاسه مسی
10ـ یک مشک چرمی برای آب کشی.
11ـیک طشت لباسشویی.
12ـ یک عدد کاسه برای شیر
13ـ یک ظرف آبخوری
14ـ یک پرده پشمی
15ـ یک آفتابه.
16ـ یک سبوی گلی.
17ـ دو کوزه سفالین
18ـ یک عدد پوست برای فرش.
19ـ یک عبا.
هنگامی که جهاز زهرا را خدمت پیغمبر آوردند، اشکش جاری شد و سرش را به جانب آسمان بلند کرد و گفت:« خدایا! این عروسی را برای کسانی را که اکثر ظرفهایشان گلی است مبارک گردان».
اثاث خانه علی علیه السلام
علی بن ابی طالب علیه السلام نیز اثبات زیر را برای حجله عروسی تهیه کرد:
1ـ یک چوب برای آنکه لباسهایشان را روی آن بیندازند و مشک آب را بر آن آویزان کنند.
2ـ یک عدد پوست گوسفند
3ـ یک عدد متکا.
4ـ یک عدد مشک برای آب.
5ـ یک عدد غربال آردبیزی.
علی علیه السلام شایسته ترین همسر برای زهرا علیه السلام بود و اگر علی علیه السلام نبود هیچ هیچ همتایی برای زهرا علیه السلام نبود. ازدواج این دو انسان نمونه و برگزیده خداوند، در کمال سادگی و به دور از تشریفات زاید و تجملات اسراف گونه بود. مهریه زهرا (س) چهار صد درهم (بهای زره علی علیه السلام) بود و جهیزیه ایشان نیز اندک بود.
علی و فاطمه علیه السلام زندگی خود را با سادگی و بی تکلیفی آغاز کردند و تا آخر نیز همین سادگی و بی تکلیفی را حفظ نمودند. خانه ای که زندگی خود را در آن شروع کردند. اثاثیه ساده این زوج جوان در پرتو ایمان و تقوای الهی زینت می یافت و بهترین درس زندگی برای مردم بود.
دختر و داماد پیامبر می توانستند از امکانات سرشار زندگی بهره مند شده و زندگی با رفاهی برای خود ترتیب دهند. علی علیه السلام می توانست با نیروی بازوی فراوانی که داشت و با کار و تلاش بی وقفه ای که انجام می داد، از دسترنج خویش، زندگی خوب و حتی راحتی برای خود و همسر و فرزندانش فراهم آورد ولی این کار را انجام نمی داد و برای خانواده خود به حداقل معیشت اکتفا نموده و باقی را به مستمندان و محرومین می بخشید. قدرت کاری علی علیه السلام به حدی بود که هیچکس به آن نمی رسید. در گرمای تابستان کار می کرد و عرق می ریخت. نخلستان ها به وجود می آورد. قناتهایی آب حفر می کرد و هنگامی که به بهره وری می رسید، آن را به محتاجان می بخشید. این نحوه زندگی مورد رضایت زهرا (س) نیز بود و او در مکتب پیامبر صلی الله علیها و آله رشد یافته بود، جز این نحوه زندگی نمی پسندیدند و فرزندان گرامی خود را نیز چنین می پرورید.
ماجرای سه روز، روزه پیاپی این خانواده که افطار هر سه روز خود را به فقیری که از ایشان تقاضای غذا کرده بود، بخشیدند، از همین باب است.
زهرا (س) لباس عروسی خود را که برای هر دختری مورد اهمیت و علاقه است، در همان شب عروسی به نیازمندی که از او تقاضای کمک کرد. او هرگز مجذوب مال دنیا و رفاه زندگی نشد و رضای خدا را بر رضای نفس ترجیح داد.
یک عمل آموزنده
اسلام، قرار دادن مهره های سنگین را به صلاح ملت نمی داند و سفارش می کند که اگر دین و اخلاق داماد را پسندیدید دربار مهر، سخت گیری نکنید و به کم قناعت نمایید.
پیغمبر اکرم صلی الله علیها و آله می فرماید:« بهترین زنان امت من کسانی هستند که زیبا و کم مهریه باشند».
امام صادق علیه السلام فرمود:« بدی زن در این است که مهرش سنگین باشد».
اسلام عقیده دارد که مسابقه در ازدیاد مهر، زندگی را بر مردم سخت می کند و مشکلات بزرگی برای ملت به وجود می آورد. باید به واسطه تسهیل در امر ازدواج، جوانان را به تشکیل خانواده متمایل نمود تا از هزاران مفاسد اجتماعی و امراض روحی جلوگیری شود. مهرهای سنگین، بنیان اقتصادی داماد را در آغاز زندگی نوین متزلزل و سست می کند، به محبت و صفای زن و شوهر لطمه می زند، جوانان را به ازدواج بی رغبت می کند. رسول گرامی اسلام برای اینکه عملا به مردم بفهماند که مهرهای سنگین به صلاح واقعی ملت نیست، دختر عزیزش را با مهر ناچیز به عقد علی بن ابی طالب علیه السلام در آورد. حتی به عنوان دین هم چیزی بر ذمه او قرار نداد.
درسی به مسلمانان
عروسی علی و فاطمه علیه السلام یکی از حساس ترین و مهم ترین نمونه از ازدواج های اسلامی بود؛ زیرا پدر دختر، بزرگترین شخصیت جزیره العرب بلکه جهان اسلام و پیغمبر برگزیده خداست. دختر، بهترین، عاقل ترین، با تربیت ترین و با کمال ترین زنان عالم و یکی از چهار زن بزرگ بشریت شمرده می شود و داماد از حیث اصل و نسب از شریف زادگان عرب و از جهت علم و کمال و شجاعت بر تمام رجال اسلام برتری دارد؛ جانشین رسمی و وزیر و مشاور رسول خداست. او دلاور اسلام و سپهسالار سپاه مسلمین است. چنین ازدواجی می بایست با شوکت و تشریفات خاصی برگذار شود؛ اما در کمال سادگی انجام گرفت.جهاز بانوی نمونه اسلام آن بود که دیدید. پیغمبر می توانست ولو به قرض کردن هم باشد جهاز آبرومندی، مطابق معمول روز، برای یگانه دختر عزیزش تهیه کند و بگوید: من پیغمبر خدا هستم، و باید مراعات شوون خودم را بکنم. دخترم از بهترین زنان جهان است و باید احترام و آبروی او را مراعات نموده و اسباب خوشحالی اش را فراهم ساخت. و از آن سوی، دامادم از رجال نامی اسلام و خدمات و مجاهداتش برکسی پوشیده نیست. برای احترام و قدردانی از زحمات او باید وسائل آبرومندی برایش تهیه کنم و... .
اما او پیامبر است و ضرر ها و مفاسد مسابقه در از دیاد جهاز و مهر را می داند و خبر دارد که اگر مسلمانان بدین بلیه گرفتار شود، به فقر عمومی، ورشکستگی اقتصادی، کثرت طلاق، خودداری جوانان از تشکیل خانواده، ازدیار روزافزون جوانان بی زن و دختران بی شوهر، کثرت جرائم و جنایات و بروز انواع فحشا و ازدیار امراض عصبی، گرفتار خواهند شد. از این جهت، در آن ازدواج نمونه که متصدیان امرش شخص اول و دوم جهان اسلام بودند، کمال سادگی به عمل آمد تا برای ملت مسلمان و زمامداران مسلمانان، درس آموزنده ای باشد.
علی بن ابی طالب علیه السلام همانند جوانان کوتاه فکری نیست که برای تهیه مال و ثروت و به منظور جهاز مفصل، ازدواج کند و اگر جهاز عروسی نقصان داشت، هر روز اسباب ناراحتی همسر بی گناهش را فراهم سازد و با سرزنش ها و ایراد های بی جا، بنیان زناشویی را متزلزل نماید و کاشانه گرم و با صفای زناشویی را با بهانه های بچه گانه و بی جا، سرد و بی صفا کند و خانه انس و محبت را به زندان اختیاری تبدیل سازد. علی علیه السلام امام و پیشوای آینده ملت است و میخواهد با اینگونه افکار غلط مبارزه کند. مال و ثروت دنیا در نظرش هیچ ارزش ندارد.
انتخاب داماد
اسلام به مسلمانان می گوید اگر جوانی برای خواستگاری دختر شما آمد، باید قبل از هر چیز جنبه های دینی ئ اخلاقی او را بررسی کنید. اگر با ایمان و پاکدامن و خوش اخلاق بود با وی ثروت تنها، انسان را خوشبخت نمی کند. فضائل اخلاقی و کمالات نفسانی و علاقه دینی داماد بر مال و ثروت برتری دارد؛ زیرا داماد با ایمان و خوش رفتار، گرچه تهیدست باشد، بهتر است از ثروتمند عیاش و هوسران و لاابالی که اسباب آسایش خانواده اش را فراهم می سازد.
پیغمبر اسلام صلی الله علیها و آله فرمود:« هرگاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد، اگر اخلاق و دینش را پسندید با وی وصلت کنید و جواب رد به او ندهید». اگر برنامه ازدواج شما بر خلاف این دستور شد، مفاسد بزرگ و گرفتاری های زیادی برایتان تولید خواهد شد.
پیامبر نه تنها این مطلب را به مردم یاد می داد که خود نیز بدان عمل می کرد. به همین جهت، دین و پرهیز کاری و فضائل اخلاقی و کمالات نفسانی علی علیه السلام را بر ثروت هنگفت دیگر خواستگاران متمکن زهرا علیه السلام ترجیح داد و تهیدستی او را یکی از عیوب ندانست.
امید است مسلمانان از این عمل آموزنده درس گرفته و از سیره حسنه پیشوایان بزرگ خویش پیروی نمایند.
ایثار و گذشت
حضرت زهرا علیه السلام یک انسان است. نفس او نیز همچون انسان دیگری مایل به استفاده از لذت های دنیایی و رفاه و آسایش زندگی است، اما آنچه زهرا علیه السلام را به بی اعتنایی به لذات دنیا پشت پا زدن به نفس خود وا میدارد، توجه به انسانیت است. او می بیند که بیشتر مردم پیرامونش، از زندگی با رفاه و آسایش محرومند. کسانی هستند که به خداقل لباس و غذا و معیشت زندگی نیازمندند و او نمی توانست چشم بر روی نیاز های همنوعان خود ببندد و زندگی خود را در رفاه بگذراند. داستان زیر نمونه ای از رفتار انسانی زهرا علیه السلام و گذشت از نعمت های دنیا برای رضای خالق است.
رسول خداصلی الله علیها و آله رسم بر این داشت که هرگاه از جنگ باز می گشت، ابتدا سری به خانه زهرا علیه السلام می زد و با دیدار او نشاط و شادمانی می یافت. یکبار که از جنگ بازگشته و طبق معمول به خانه دخترش شتافته بود، مشاهده فرمود که زهرا علیه السلام دست بند نقره ای بر دست دارد و پرده ای نو بر در خانه آویخته است! چهره اش در هم رفت و مغموم و خاموش از خانه دخترش خارج شد و یکسر به مسجد رفت. زهرا علیه السلام فورا دریافت که ناراحتی پیامبر صلی الله علیها و آله به خاطر دستبند و پرده است. بلافاصله آنها را به خدمت پیامبر (ص) فرستاد و پیغام داد پدر جان! اینها را خدمت شما فرستادم تا هرگونه که مایلید بین نیازمندان تقسیم کنید. با شنیدن این موضوع، چهره پیامبر از شادی درخشید و فرمود:پدرش به فدای او باد! آنچه باید بکند کرد. به خدا اگر مال دنیا به اندازه بال و پشه ای نزد خدا ارزش داشت، هیچ کافری را شربتی آب نمیداد». سپس اموال را تقسیم کرده، به خانه دخترش شتافت. پیامبر خطاب به دخترش فرمود: «دخترم! مال دنیا را برای اهلش واگذار، دنیا برای محمد و آل محمد نیست».
اهمیت این گذشت در این است که انسان امکان استفاده از لذات دنیا را داشته و میل به آن نیز در وجود او او باشد ولی به خاطر رضای خدا، ایثار و گذشت کند، و این چنین بود که خانه محقر فاطمه(س) جایگاه پرورش انسانهای والایی بود که هر یک نقشی موثر در تاریخ اسلام داشتند و با قیام و شهادت سعی نمودند تا دین جدشان را از انحراف حفظ نمایند.
زهرا (س) نمونه زنی اندیشمند، والا، با تقوا و آگاه و در یک کلمه مسلمان بود. زنی که اندیشه عمیق او ژرف تر از مسائل سطحی و جزئی زندگی بود و تقوا و کمال معنوی او فراتر از انسانهای دیگر بود.
او در مقام همسری، زنی بردبار، مهربان و دلسوز برای شوهر است و پیش از آنکه به نیاز های معیشتی خویش بیندیشد، به فکر توان و خواست همسر خود می باشد. او شریک غم و شادی علی در زندگی است.
در مقام مادری نیز نادری است آگاه و با تقوا. او فرزندانی را در دامن پاک خود پرورید که سالار و سرور اهل دو عالم گشتند.
زهرا (س) فراتر از انسانهای معمولی است. او کسی است که جبرئیل امین به امر خداوند نزدش می آید و با او سخن می گوید و از اخبار و از آینده او را با خبر می کند تا اندوه او را در فراق پدر تسکین دهد. و این کاری است که برای هیچ زن غیر از او انجام نگرفته است. او نمونه کامل زن مسلمان، آراسته به فضلیت و خوی انسانی است و مصداق کامل انسانهایی که برتری را در بزرگی روح می دانند نه در پروردن تن؛ از این رو، سالروز ولادتش به عنوان روز زن نامگذاری گردید.
جایگاه زن در آستانه طلوع اسلام
زن در جاهلیت قبل اسلام، هرگز در حد یک انسان مطرح نبود و با او معامله یک کالا و یا حداکثر یک حیوان می شد. در نظر رومیان، زن مظهر تام شیطان و انواع ارواح موذیه بود. زنان در شمار اشخاص نبودند بلکه در ردیف کالا ها و اشیا قرار داشتند و بدین جهت پس از مرگ سرپرست خانواده به وراث منتقل می شدند و بدین ترتیب همیشه «ارث» بودند نه «وارث»! در چین، اگر دختری به دنیا می آمد خویشاوندان با تاسف و ترحم فوق العاده، پدر طفل و کسان او را تسلیت می گفتند. دختر بودن مولود را نوعی خشم از طرف نیاکان و اجداد مرده تلقی می کردند و در جلب محبت و لطف ارواح کوشش بیشتری می نمودند.
در چنین روزگاری تاریک، آفتاب عالم افروز اسلام از افق کعبه طلوع کرد و شخصیت ضربه دیده زن را احیا کرد و او را در جایگاه شایسته انسانی قرار داد.
پیامبر بزرگوار اسلام برای مبارزه با تحقیر شخصیت زنان، تکریم فوقالعاده از آنان به عمل آورد.
در روایتی آمده است که به پیامبر صلی الله علیها و آله خبر دادند، خدا به او دختری داده است، حضرت دید اثار ناخشنودی در چهره بعضی از یارانش ظاهر شد(گویی هنوز رسوبات افکار جاهلی از مغز آنها برچیده نشده بود) پیامبر صلی الله علیها و آله فرمود:
«مالکم ریحانه اشمها و رزقها علی الله عزوجل».(86)
این چه حالتی است که در شما میبینم! خداوند گلی به من داده که او را میبویم و اگر غم روزی او را می خورید روزی اش با خداست».
روایت دیگری است از پیامبر اکرمصلی الله علیها و آله که:«خیر اولاد کم البنات»(87)«فرزندان دختر، بهترین اولاد شمایند».
آری، این از افتخارات اسلام عزیز است که شخصیت انسانی زن را به او بازگردانید و او را از لجن زار جاهلیت به گلستان معطر اسلام هدایت کرد و آورنده اسلام عزیز پیامبر بزرگ اسلام، این همه تجلیل و تکریم از مقام شایسته او نموده است.
احترام فوق العاده پیامبر به فاطمه علیه السلام
پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله احترام فراوانی نسبت به فاطمه علیه السلام مبذول میداشت. هرگاه به سفر می رفت آخرین کسی که با او وداع می کرد، زهرا علیه السلام بود هنگامی که از سفر باز میگشت، نخستین کسی که به دیدنش می شتافت، همانا فاطمه بود.
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله، از میان مردان محبوبتر از علی و از بین زنان، محبوبتر از فاطمه نبود.
در سخنی کوتاه می فرماید:
«فاطمه اعز الناس علی».(88)
فاطمه عزیزترین مردم نزد من است.
هنگامی که فاطمه نزد او می آمد از جا بر می خواست، او را دربر می گرفت، می بوسید و در جای خود می نشاند و به هنگامی که از فلسفه این عمل پرسش می کردند، می فرمود:«هرگاه مشتاق بهشت می شوم، فاطمه را می بوسم»(فاطمه بوی بهشت می دهد). درباره این احترام بی حد رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت فاطمه دو نکته گفتنی است:
1ـ شکی نیست که این احترام به فاطمه، تنها جنبه عاطفی نداشت بلکه این احترام فوق العاده، از زیر بنای الهی برخوردار بود ناشی از تبلور ارزشهای الهی در وجود فاطمه علیه السلام بود.
2ـ پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله با تجلیل از فاطمه علیه السلام علاوه بر تکریم شخص او، می خواست شخصیت خرد شده زن را نیز احیا کند. می خواست به مردم تفهیم کند که زن از شخصیت انسانی برخوردار می باشد، همانند مرد دوست داشتنی است نه زنده بگور کردنی.
دختر نیز نعمتی است از نعمت های پروردگار، موهبتی است الهی که می تواند مانند پسر مدارج کمال را طی کند و به حریم قرب خدا راه یابد. پیامبر، به این ترتیب شخصیت در هم شکسته زن را در محیط تاریک، احیا کرد.

روز مادر
روز میلاد پر برکت حضرت زهرا علیه السلام به عنوان «روز مادر» نام گذاری گردیده است؛ چرا که آن حضرت مادری نمونه بود. او فرزندانی نمونه امام مجتبی، حضرت سید الشهدا و زینب کبری علیه السلام در دامان خویش تربیت نمود؛ از این رو شایسته است که تمام مادران، حضرت فاطمه علیه السلام را الگو و اسوه خویش قرار دهند.
احترام مادر در اسلام
گرچه عواطف انسانی و مساله حق شناسی، به تنهایی برای رعایت احترام مادر کافی است، ولی از آنجا که اسلام حتی در مسائلی که عقل و عاطفه هر دو در آن استقلال کامل دارند، سکوت روا نمی دارد، بلکه به عنوان تاکید در این گونه موارد نیز دستورات لازم را صادر می کند، در مورد احترام مادر آنقدر تاکید کرده است که این تاکید در کمتر مساله دیده می شود، به عنوان نمونه چند قسمت اشاره می کنیم:
در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد من جوان با نشاط و ورزیده ای هستم و جهاد را دوست دارم؛ ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت میشود، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
«ارجع فکن مع والدتک فوالذی بعثتی بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد فی سبیل الله سنه».(89)
برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدایی که مرا به حق مبعوث ساخته است، یک شب که مادر با تو مانوس گردد، از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است.
البته هنگامی که جهاد، جنبه«وجوب عینی» پیدا کند و کشور اسلامی در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذری پذیرفته نیست، حتی نارضایتی پدر و مادر.
در مورد واجبات کفایی و همچنین مستحبات، مساله همانگونه است که در مورد جهاد گفته شود.
سید قطب در تفسیر «فی ظلال» حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند که: مردی مشغول طواف بود مادرش را بر دوش گرفته طواف می داد پیامبر صلی الله علیه و آله را در همان حال مشاهده کرد،
عرض کرد:« آیا حق مادرم را با این کار انجام داده». فرمود:«نه! حتی جبران یکی از ناله های او را (به هنگام وضع حمل) نکرده ای».
اگر بخواهیم درباره حق مادر سخن بگوییم مطلب به درازا می کشد. اما با صراحت باید گفت هر قدر در این زمینه گفته شود باز هم کم است؛ چرا که مادر حق حیات بر انسان دارد.
در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم:« شخصی خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد: به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت، دوباره سوال کرد: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت.(90)
و در چهارمین بار توصیه پدر و سپس سایر بستگان را به ترتیب نزدیکی آنها، بیان داشت».(91)
در حدیث دیگری که در بسیاری از کتب آمده است پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «الجنه تحت اقدام الامهات»؛«بهشت زیر پای مادران است».(و تنها از طریق خضوع و همچون خاک راه بودن در برابر آنها می توان به بهشت برین راه یافت).(92)
بدین ترتیب می بینیم حق مادر در قرآن و حدیث از جایگاه مخصوصی برخوردار می باشد. لذا در سوره لقمان، آیه 14، در آغاز، درباره هر توصیه فرموده و سپس به هنگام بیان خدمات بی دریغ مادر نسبت به فرزند، تکیه روزی زحمات او نماید، تا انسان را متوجه ایثارگریها و حق عظیم مادر بنماید.
امید است مادران به نقش عظیم خویش در رشد و پرورش فرزندان، توجه بیشتری نموده و فرزندان نیز به مسولیت و وظیفه خود نسبت به آنان عمل نمایند.