یاد ایام (2) (رویداد های قمری)

نویسنده : معاونت فرهنگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

ولادت زینب کبری ـ ع ـ و روز پرستار

پنجم جمادی الاول مصادف است با سالروز ولادت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) پدر بزرگوارش علی بن ابی طالب علیه السلام دومین شخصیت بزرگ اسلام و خلیفه و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و مادر گرامی اش حضرت فاطمه زهرا علیه السلام میباشد. هنگامی که زینب کبری متولد شد رسول اکرم صلی الله علیه و آله آن بانو را خواست و او را بوسید و فرمود: به همه حاضرین و غائبین امت خود توصیه می کنم که اگر دختر را محترم بدارند، این دختر به خدیجه کبری شباهت دارد.
ازدواج
وقتی زینب کبری به حد بلوغ رسید، بزرگان عرب خدمن امیر المومنین علیه السلام می آمدند و از حضرت زینب خواستگاری می کردند.
از جمله خواستگاران، یکی از پادشاهان کنده بود.
عبدالله بن جعفر نیز در خانه علی آمد و رفت میکرد ولی از اظهار این موضوع خجالت می کشید.
یکی از صحابه به حضرت امیر المومنین گفت:«ای علی! بهتر این است در این باره به توصیه پیغمبر خدا عمل شود. زیرا وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله نظری به فرزندان شما و جعفر کرد، فرمود: «بنتنا لبنیا و بنونا لبناتنا»؛ «یعنی دختران ما از آن پسرانمان و پسرانمان از آن دخترانمان هستند». بنابراین خوب است که زینب را برای عموزاده اش که عبدالله بن جعفر باشد تزویج نمایی و صداق او را به قدر صداق مادرش فاطمه تعیین کنی. امیر المومنین علیه السلام این پیشنهاد را پذیرفته؛ عبدالله بن جعفر را خواستند و زینب کبری علیه السلام را به او تزویج نمودند.
فرزندان زینب
حضرت زینب از عبدالله بن جعفر چهار پسر و یک دختر داشت که نام آنان عبارت است از 1ـ علی، 2ـ عون، 3ـ محمد، 4ـ عباس، 5ـ ام کلثوم.
درباره علت عدم شرکت عبدالله بن جعفر با امام حسین در کربلا، نوشته اند که وی در آن هنگام مریض بود، لذا فرزندان خود را که عون و محمد باشند با امام به کربلا فرستاد و سفارش کرد که از حضرت جدا نشوند و از جانبازی در راه آن بزرگوار دریغ ننمایند.
برخورد زینب علیه السلام با مشکلات
زینب کبری علیه السلام در دوران زندگی خویش، با مصیبتها ومشکلات متعددی مواجه گشت و در کوران این حوادث به بانویی نستوه و تسلیم ناپذیر تبدیل گشت. مصیبت اول او، رحلت جد بزرگوارش رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که برتمام خاندان رسالت تاثیر عمیق گذاشت، چنانکه پدرش امیر المومنین علی علیه السلام در این باره می فرماید: «فنزل بی من وفاه رسول الله صلی الله علیه و آله مالم اکن اظن الجبال لو حملته عنوه کانت تنهض به فرایت الناس من اهل بیتی ما بین جازع لا یملک جزعه و لا یضبط نفسه، و لا یقوی علی حمل فادح ما نزل به، قد اذهب الجزع صبره و اذهل عقله».(75)
در اثر درگذشت رسول خداصلی الله علیه و آله آنچنان غم و انئوهی بر من مستولی گشت که کوهها توان تحمل آن را نداشتند و میدیدم که افراد خاندانم از بی تابی و جزع، قدرت خویش تن داری را از دست داده و توان تحمل آن مصیبت وارده را نداشته، ناراحتی و اضطراب شکیبایی آنان را ربوده و عقلشان را مدهوش ساخته بود.
و زینب کبری که یکی از افراد خاندان علی علیه السلام بود در این غم جانکاه به همان گونه که پدر بزرگوارش فرموده شریک و سهیم بود. پس از مدتی کوتاه، به مصیبت وفات مادر گرامی اش فاطمه علیه السلام دچار گردید و سپس شهادت پدرش علی علیه السلام و برادرش امام حسن علیه السلام را نظاره گر بود که هر یک به نوبه خود باری بزرگ از اندوه و ماتم بر قلب مهربان او گذاشتند، و سرآمد همه این مصیبت ها شهادت برادر عزیزش، سیدالشهدا برادر عزیزش، سیدالشهدا و فرزندان و یاران او در کربلا و حوادث از آن بود.
مساله مهمی که در جریان تمام مشکلات قابل توجه است. برخورد خردمندانه زینب کبری علیه السلام با آنهاست، و همین طرز برخورد است که او را از دیگر بانوان جهان ممتاز می سازد، برای نمونه در نیمه شب یازدهم محرم، حتی نماز شب او را ترک نمی شود و این خود حکایت از روح بلند و نستوهی دارد تنها در میان این خاندان می توان سراغ گفت.
روز پرستار
صفات و ویژگی های شاخص حیات زینب کبری علیه السلام برای همه امت اسلامی، خصوصا بانوان مسلمان، ارزنده و مبارک است و می تواند زمینه ساز تحول روحی در همه بویژه در قشر زحمتکش و شریف پرستار باشد.
پرستاری صرف مراقبت از جسم نیست؛ بلکه پرستاری باید از روح و جسم باشد. ممکن است تحت بهترین شرایط با پیشرفته ترین تکنیک خدمت پرستاری را ارایه دهیم؛ ولی وقتی از نظر اخلاق و برخورداری که بایستی از پرستار بزرگ کربلا حضرت زینب سرچشمه بگیرد، خبری نباشد، لطف و اثری نخواهد داشت. آیا فکر می کنید یه جسم رسیدن و روح را رها کردن صحصح است؟!
زینب در جریان کربلا، پرستار تنها جسم نبود؛ بلکه به مراقبت روح نیز توجه داشت. امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: « در روز عاشورا وقتی پدرم امام حسین را کشته و به خون آغشته دیدم، و دیدن که فرزندان آن حضرت با برادران و عموهای خود به شهادت رسیده اند و از سوی دیگر زنان و خواهران را مانند اسیران روم و ترک مشاهده کردم، فوق العاده نگران و ناراحت شدم، سینه ام تنگی کرد و نزدیک بود که روح از بدنم جدا شود. همین که عمه ام زینب مرا بدین حال دید، گفت:
«مالی اراک تجود بنفسک؟ یا بقیه جدی و ابی و اخوتی!»(76)
ای یادگار جد و پدر و برادرانم! چه شده است؟! میبینم که میخواهد روح از بدنت جدا شود؟!
در جوابش گفتم: چگونه بی تابی نکنم، در صورتی که پدر، برادران، عموها، عموزادگان و اهل بیت خود را غرقه به خون، برهنه، عریان، بدون کفن و دفن می بینم؟ کسی بر ایشان مهربانی نمیکند و نزدیکانشان نمیرود! گویا این مردم آنان را از قوم دیلم می دانند»!
زینب کبری علیه السلام گفت: « از مشاهده این منظره دلخراش بی تابی منمای، به خدا سوگند این شهات عهدی است که خدا با جد و پدرت کرده است. خدا از مردمی که ستمکاران آنان را نمی شناسند ولی در آسمانها معروفند تعهد گرفته که ایشان این اعضای پاره پاره و جسد های غرقه به خون را به خاک بسپارند».
«و ینصبون لهذا الطف علما لقبر ابیک سید الشهدا لایدرس اثره،و...»؛(77)
در این سرزمین برای قبر پدرت بیرقی نصب می کنند که اثر آن از بین نخواهد رفت، و به آمد و رفت شب و روزها محو نخواهد شد.
پیشوایان و رهبران کفر و تا بعیین گمراه درباره از بین بردن آن قبر فعالیت ها می کنند؛ ولی این جد و جدها، جز عظمت و برافراشتگی آن قبر نخواهد افزود».
بنابراین، پرستار باید ویژگی نظیر پیشوای خود زینب داشته باشد. ایثار، فنا شدن در راه حق، گوش کردن به درد و دل بیمار و تسکین درد و آلام روحی او و روحیه بخشیدن و آرامش خاطر دادن به او. آری، پرستار باید خلق و خوی زینبی و روحیه و شهامت و از خودگذشتگی داشته باشد تا بتواند همدم و همراز و مداواگر و وسیله درمان بیمار بشود.
بیانات امام امت در رابطه با پرستاران
«من یک کلمه راجع به این اطبا و بهیاران و پرستاران و کارمندان بهداری در سرتاسر کشور عرض دارم و یک کلمه هم راجع به این نهاد ها در خوزستان و در غرب کشور عرض دارم.» آنچه که نسبت به این آقایان و این خانم ها در سرتاسر کشور عرض دارم، این است که طبابت و پرستاری و خدمت به این بیمارانی که در این بیمارستانها خوابیده اند، یک خدمت بسیار مشکل لکن بسیار ارزنده است. پرستاری مریض بسیار مشکل است، و پرستاری خوب، بسیار ارزشمند و همین طور طبابت و بالای سر مریضها و مجروحین و معلولین رفتن و با آنها سر و کار داشتن مشکل است، لکن صحیح عمل کردن ارزشمند است، در ادارت باید همه کار صحیح انجام بدهند و کار صحیح همه ارزش دارد، لکن در بیمارستانها یک ویژگی خاصی دارد.
سروکار با یک عده دارید شما و خصوصا پرستارها که اینها بیمارند، دل شکسته اند، محتاج به پرستاری روحی دارند، محتاج به آرامش روحی دارند [هستند] شما با این مریض ها، با این بیمارها هرچه محبت بکنید و هرچه پرستاری مادرانه و خواهرانه و برادرانه و پدرانه بکنید، این در روحیه بیمار موثر است و بر خوب شدن و سرعت خوب شدن بیماران نیز موثر است و در بارگاه خدای تبارک و تعالی خدمت به این جمعیت، خدمت به این بندگان خدا بسیار ارزشمند است.(78)

شهادت حضرت فاطمه ـ ع ـ

یک یاز عوامل موثر که می توان جوامع اسلامی را در برابر هجوم فکری و فرهنگی غرب توانایی و مقاومت ببخشد، داشتن چهره های بسیار ممتاز و شخصیت های نمونه و متعالی در تاریخ است و خوشبختانه اسلان از این نظر بسیار غنی و قوی است؛ چرا که در اسلام مردان و زنان نمونه و برجسته ای وجود دارند مه اسوه های بشریتند و در راس همه این الگوهای متعالی، در میان بانوان، فاطمه(سلام الله علیها) است. از این رو بجاست که در سالروز وفات این بانوی نمونه جهان، قسمت هایی از سیره حسنه و پسندیده آن حضرت را مرور کنیم:
روش همسرداری
فاطمه وقتی از خانه پدر به خانه شوهر آمد، در این پایگاه تازه وظیفه سنگین تری بر دوش احساس کرد و رسما دارای مسولیت جدیدی شد. امام باقر علیه السلام درباره شیوه زندگی و روش همسر داری حضرت زهرا (سلام الله علیها) می فرماید:
فاطمه علیه السلام کار داخل خانه و ساختن خمیر تهیه نان و نظافت منزل را بر عهده گرفت و علی علیه السلام امور مربوط به خارج خانه از قبیل آوردن هیزم و مواد خوراکی را متفکل گردید. روزی علی علیه السلام از فاطمه پرسید: آیا در خانه چیزی هست؟
فاطمه علیه السلام جواب داد: سوگند به آن که حقت را عظیم گردانید، سه روز است که در خانه چیزی نیست تا بتوانم از شما پذیرایی نمایم.
علی علیه السلام، چرا به من اطلاع ندادی؟
فاطمه علیه السلام پاسخ گفت:
«کان رسول الله صلی الله علیه و اله نهانی ان اسالک شیئا، فقال: لاتسکین ابن عمک شیئا ان جاءک بشیء عفو و الا فلا تسالیه»(79)
رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا منع نموده که از شما چیز ی درخواست نمایم و فرمود: از پسر عمویت چیزی نخواه، اگر بدون درخواست، چیزی برایت آورد، پبذیر وگرنه از او درخواستی نکن.
خدمت به همسر
امیر المومنان علیه السلام درباره زحمت ها و رنج های همسر با وفایش به مردی از قبیله بنی سعد می فرماید:
«... و انها استقت بالقریه حتی اثر فی صدرها و طحنت بالرحی حتی مجلت یداها و کسحت حتی اغبرت ثیابها و او قدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید...»(80)
فاطمه علیه السلام چندان با مشک، آب به خانه آورد که اثر آن در سینه اش نمایان گردید و انقدر گندم ارد نمود که دستانش پینه بست و از جارو زدن خانه و افروختن آتش زیر دیگ، جامعه اش غبار آلود و دوداندوه گردیده و از این همه زحمت آسیب سختی به او وارد شد.
دعای نیمه شب
امام مجتبی علیه السلام که شب جمعه ی شاهد عبادت مادر بزرگوارش بوده، می فرماید:
«رایت امی فاطمه علیه السلام قامت فی محرابها لیله جمعتها فلم تزل راکعه ساجده حتی اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمومنین و المومنات و تسمیهم و تکثر الدعاء لهم و ا تدعو لنفسها بشیء فقلت لها: یا اماه لم لا تدعین لنفسک کما تدعین لغیرک فقالت یا بنی! الجار ثم الدار».(81)
در شب جمعه ای، مادرم فاطمه علیه السلام، را در محراب دیدم عبادت می کند که تا دمیدن فجر به سجده و رکوع مشغول بود و پیوسته با ذکر نام مرد و زن مومن، دعای فراوان برایشان می نمود ولی برای خود دعایی نکرد، گفتم: مدر! چرا همانگونه که برای دیگران دعا میکنی، برای خویشتن دعا نمیکنی؟ فرمود: پسرم! نخست، همسایه ها و سپس خویشتن.
وضعیت جامعه و خانه حضرت
هنگامی که آیات 43 و 44 سوره «حجر» درباره جهنم نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله گریه شدیدی نمود و همچنان می گریست، سلمان فارسی به خانه حضرت زهرا علیه السلام شتافت تا با آوردن ایشان پیش پدر، پیامبر تسکین یابد. سلمان جریان را با زهرا علیه السلام در میان گذاشت.
حضرت گریست و سپس از جا بلند شد و خود را با چادری کوتاه و کهنه پوشانید که دوازده جای آن با برگ درخت خرما دوخته شده بود. سلمان با دیدن آن گریست و با حسرت و اندوه گفت: دختران زمامداران روم و ایران با جامعه دیبا و حریرند و دختر محمد صلی الله علیه و اله با چنین چادری!
فاطمه خدمت پیامبر رسید و گفت:
«یا رسول الله، ان سلمان تعجب من لباسی فو الذی بعثک بالحق مالی و لعلی منذ خمس سنین الا مسک کبش نعلف علیها بالنهار بعیر نا فاذا کان اللیل الفترشناه و ان مرفقتنا لمن ادم حشو ها لیف».
ای پیامبر خدا! سلمان از جامعه ام تعجب نمود، سوگند به خدایی که تو را به حق برانگیخته است، مدت پنج سال است که من و علی علیه السلام را جز پوست گوسفندی نیست که روز، شترمان را بر آن علف می دهیم و شب زیرانداز ماست و متکای ما از پوستی است که با لیف خرما پر شده است.
«فقال النبی صلی الله علیه و آله: یا سلمان ان ابنتی فاطمه لفی الخیل السوابق».(82)
سلمان! دخترم فاطمه در گروه پیشروان به سوی بهشت است.
زیارت قبول شهدا
«عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان فاطمه علیه السلام کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غذاه سبت فتاتی قبر حمزه و تترحم علیه و تستغفرله».(83)
امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه علیه السلام در هر بامداد شنبه به زیارت قبور شهیدان می آمد و سپس بر سر مزار حمزه حاضر می شد و برای او از خداوند طلب رحمت و درخواست آمرزش می نمود.
در جنگ احد
فاطمه علیه السلام در جنگ احد به همراه پدر بزرگوارش شرکت داشت تا در کنار دیگر بانوان شرکت کننده در جهاد در پشت جبهه، رزمندگان را یاری رساند، رسول خدا صلی الله علیه و آله در جریان جنگ مجروح شد؛« و لما جرح سول الله صلی الله علیه و آله جعل علی علیه السلام ینقل له الماء فی درقته من المهراس و یغسله فلم ینقطع الدم، فاتت فاطمه علیه السلام و جعلت تعانه و تبکی و احرقت حصیرا و جعلت غلی الجرح من رماده فانقطع الدم».(84)
پس از مجروح شدن پیامبر صلی الله علیه و آله امیر المومنین علی علیه السلام در کنار کوه احد با سپر خویش آب می آورد و جراحت بدن مبارک پیامبر را شستشو میداد ولی خونریزی قطع نمیشد. حضرت زهرا علیه السلام نزد پدر شتافته و با وسائلی که در اختیار داشت جلوی خونریزی را گرفت.
و بدین ترتیب فاطمه در صحنه جنگ نیز الگویی شایسته برای همه بانوان مسلمان بود.
فاطمه علیه السلام و تربیت فرزند
یکی از وظایف سنگین فاطمه علیه السلام به وجود آوردن محیطی مناسب در خانه برای ترتیب کودکان خویش بود گرچه این، یک جمله کوتاهی بیش نیست؛ ولی از معنای بسیار وسیع برخوردار است. شاید بعضی خیال کنند که اداره خانه این است که پدر، لوازم زندگی فرزندانش را فراهم سازد و مادر، در تهیه غذا و شستن لباسهایشان کوشش کند و هیچ مسوولیت دیگری در قبال فرزندانش ندارند، اما اسلام به این حد اکتفا نمی کند و می خواهد محیط خانه یه یک کلاس تربیتی تبدیل شود.
این بود که یک کلاس عالی و نمونه تربیت کودک در خانه زهرا علیه السلام تاسیس شد و بهترین برنامه های تربیتی اجرا شد و برجسته ترین افراد را تربیت نمود.
فاطمه علیه السلام می دانست باید فرزندی مانند امام حسین تربیت کند که هیچگاه احتیاج اسلام، جان خود و عزیزانش را در راه دفاع از دین و مبارزه با بیدادگری فدا سازد و به وسیله خون عزیزانش، درخت اسلام را سیراب گرداند. و میدانست که باید دخترانی مانند زینب و ام کلثوم پرورش دهد تا به وسیله ایراد خطبه ها و سخن رانیهای شور انگیز، دستگاه ظلم و ستم بنی امیه را رسوا و مفتضح سازند، و جلو مقاصد شور انان را بگیرند. فاطمه علیه السلام در خانه به زینب درس فداکاری و شجاعت داد تا مرعوب دستگاه بیدادگر یزید نگردد و به وسیله سخنرانیها آتیش خویش، مظلومیت برادرش را اعلام و بیدادگری بنی امیه را فاش کند. او میدانست که باید فرزندی بردبار همچون امام حسن مجتبی تربیت کند تا در مواقع حساس برای حفاظ منافع اسلام و فراهم ساختن زمینه انقلابی حقیقتی با معاویه صلح نماید و بدان وسیله عوام فریبی و ظاهر سازی و حقه بازی معاویه را آشکار سازد.
نمونه های خارق العاده ای که از آن مکتب اعجاز آمیز بیرون آمد، بخوبی می تواند روح پرعظمت و نیروی فوق العاده حضرت زهرا نشان داد.
فاطمه در بستر بیماری
بیماری زهرا علیه السلام حدود چهل روز طول کشید و روز به روز حالش سخت تر و کسالتش شدت می یافت. روزی به علی بن ابی طالب علیه السلام گفت: پسر عمو! آثار و علائم مرگ را در خودم مشاهده می کنم، گمان می کنم که به زودی به پدرم ملحق گردم، می خواهم وصیت کنم. علی علیه السلام در کنار بستر فاطمه نشست و فرمود: ای دختر پیغمبر! هرچه می خواهی وصیت کن و یقین داشته باش که به وصیت تو عمل خواهم کرد و انجام وصایای تو را بر کارهای شخصی خودم مقدم می دارم. علی علیه السلام به چهره پژمرده و چشمای فرو رفته همسرش نگاه می کرد و اشک می ریخت، فاطمه علیه السلام نگاهی به صورت غمگین علی علیه السلام انداخت و گفت: پسر عمو! تا کنون در خانه ات دروغ نگفته ام، هیچگاه از اوامر و دستورا تت تخلف نکرده ام. علی علیه السلام فرمود: مقام خداشناسی و پرهیز کاری تو بالاتر آن است که احتمال خلاف درباره ات شود. علامه مجلسی می نویسد: فاطمه اطهر، بین مغرب و عشا از دنیا رفت. آنگاه که به حال احتضار رسید فرمود:
«السلام علی جبرئیل، السلام علی رسول الله، اللهم مع رسولک، اللهم فی رضوانک و جوارک و دارک دارالسلام».(85)
و سپس روح مطهرش به ملکوت اعلی پیوست.

تاریخ شهادت
تردیدی نیست که زهرا علیه السلام در سال یازدهم هجری وفات نموده است؛ زیرا پیغمبر اکرم در سال دهم هجری به سفر حج (حجه الوداع) رفت و در اوائل سال یازدهم هجری وفات نمود. تاریخ نویسان اتفاق نظر دارند که فاطمه علیه السلام بعد پدرش، کمتر از یکسال زندگی کرد. در تعیین روز و ماه و او، حدود سیزه قول وجود دارد که بعضی از آنها مستند به روایت اهل بیت و بعضی مربوط به اقوال مورخین و دیگران است.
این اختلافها از اینجا سرچشمه می گیرد که معلوم نیست حضرت زهرا علیه السلام بعد پدرش چند ماه زنده ماند. چنانکه کلینی در کتاب کافی، ج1،ص241 آورده است که فاطمه علیه السلام هفتاد و پنج روز بعد از رسول خدا زندگی کرد و سید مرتضی در عیون المعجزات همین قول را اختیار نموده است. مدرک این قول روایتی است از امام صادق علیه السلام که « فاطمه علیه السلام هفتادو پنج روز بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله زندگی کرد».
از سوی دیگر مولف کتاب دلائل الامامه و کفعمی در مصباح و سید در اقبال و محدث قمی در منتهی الامال قول نود و پنج روز را انتخاب کرده اند. از امام محمد باقر علیه السلام روایت است که فرمود: « فاطمه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله نود و پنج روز زنده بود».
بنابراین، وفات آن حضرت به روایتی سیزدهم جمادی الاول و به استناد روایت دیگر سوم جمادی الثانی می باشد؛ ولی بر اهل تحقیق پوشیده نیست که روایت و آرای ائمه اطهار در این باره بر اقوال دیگران تقدم دارد.

رویداد های جمادی الثانی