اربعین حسینی؛ امکان حضور در تاریخی دیگر

نویسنده : اصغر طاهرزاده

بر روی همین شهادت‌ها باید حساب باز کرد

سؤال: با توجه به آنچه از صحبت‌های شما احساس کردیم اولاً: وظیفه‌ی ما به تفصیل و تبیین‌کشیدن اجمال حرکت مردم است با نظرانداختن به استکبارستیزی این حرکت تا آن‌چه در ذهن مردم است به بهترین شکل در این تاریخ به صحنه بیاید. ثانیاً: تذکر به این نکته است که پیاده‌روی اربعین در راستای تمدن مهدوی است و این مورد نیز باید مدّ نظر باشد که نخواهیم به عنوان قیّم مردم کارها را در دست بگیریم و از شکوفایی بومی و طبیعی آن حرکت که در هر ملتی شکل خاص خود را دارد، جلوگیری نماییم.
جواب: این برداشت درستی است که حرکت اربعینی در زیر سایه امام حسین(ع) در تاریخِ طلوع انقلاب اسلامی، حرکتی ضد استکباری است و با هویت خاصی که دارد تلاش می‌کند تا به جای سیطره‌ی فرهنگ سکولاریته، معنویت و کیفیت اصالت پیدا کند و به اهدافی که شریعت الهی در مقابل بشر قرار داده توجه شود و از این جهت کمّیت‌ستیز است و قرار است در جهان کیفیت حاکم شود.
بهترین نگاه نه‌تنها به کربلا بلکه به عالم، نگاه جابربن‌عبدالله(ره) است و این نگاه است که فرهنگ اربعینی را شکل می‌دهد. لذا در اوج سیطره‌ی ظاهری کمّیت‌ها و شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) و شهادت اصحاب حضرت، متوجه است که باید بر روی همین شهادت‌ها حساب باز کرد. زیرا همیشه باید بر روی حضور کیفیت‌ها در تاریخ حساب باز کنیم و همین نگاه است که به شما می‌گوید امیدوار باشید که مردم مظلوم یمن و بحرین و فلسطین حتماً پیروز می‌شوند، زیرا همیشه در فضای سیطره‌ی کمّیت‌ها اگر حرکتی مرعوب سیطره‌ی کمّیت‌ها نشود، ضعف کمّیت‌ها و قوّت کیفیت‌ها ظهور می‌کند. اساساً جهت تاریخ در جهت همان فتح تاریخی شهدای کربلا در اربعین است. هر مظلومی که ذیل فرهنگ امام حسین(ع) در مقابل غلبه‌ی استکبارِ فکری فرهنگی قرار گیرد، پیروز می‌‌شود. شما در این زمانه ملاحظه کردید چطور مردم غزّه در مقابل سیل غلبه اسلحه‌های اسراییل پیروز شدند ولی کرانه باختری به جهت غفلت از مقابله با استکبار، سال‌هاست که مزّه‌ی پیروزی را نچشیده و هر سال شکستی بر شکست‌های گذشته‌شان اضافه می‌شود. حماس و جهاد اسلامی مقابله با اسرائیل را با فرهنگ حسینی شکل دادند و با این که عموماً سنی مذهب‌اند، با صراحت گفتند ما به حسین(ع) اقتدا کردیم، به این معنا که در فضای مقابله با دشمن و در فضای به‌کارگیری اسلحه‌ها، به چیزی ماورای اسلحه‌ها امید بستند. این‌که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند کرانه‌ی باختری هم باید مسلح شود، به جهت آن است که در دل به‌کارگیری اسلحه‌‌ها ایثار حسینی ظهور می‌کند. امام حسین(ع) خود را تسلیم دشمن نکردند و تا آخرین نفس شمشیر زدند و مبارزه کردند ولی نشان دادند اسلحه‌ها ماورائی دارد که ما می‌توانیم به آن ماوراء امیدوار باشیم. در حالی‌که در حال حاضر کرانه باختری به هیچ چیزی امیدوار نیست، مبارزان غزه امیدوارند که در متن مبارزه با استکبار، مدد الهی ظهور کند و این امید نظر بر افقی است که اربعین مدّ نظر آن‌ها قرار داده است.
در نگاه عرفانی گفته می‌شود خداوند اسلحه به دست پیامبران داد تا آن‌ها را متوجه کند که ماورای اسلحه‌ها باید به خدا توکل کنند. در عرفان در باب توکل داریم که ما باید کیفیت‌را نگذاریم از افق‌ها برود و در فرهنگِ پاس‌داشتِ اربعین بزرگترین معجزه‌ای که می‌بینید همین نقش‌آفرینی کیفیت‌ها است.

عقلِ فهم اربعین

با عقل پوزیتیویستی و کمّیت‌گرا؛ این حرکات که شما در پیاده‌روی اربعین دارید، خرافه محسوب می‌شود. شما از دور ضریح اباعبدالله(ع) را می‌بینید و به حضرت سلام می‌دهید و همان لحظه به نوری از انوار اهل البیت(ع) منکشف می‌شوید. نمی‌دانید این نور کجا بود که با نظر به ضریحی که منسوب است به ولیّ‌ای از اولیای الهی پیش آمد، ولی در نگاه کمّیت گرا این حالت یک احساسِ توهّمی است و خرافه‌ای بیش نیست زیرا موضوع با عقلِ کمّیت‌گرا تحلیل می‌شود بدون این‌که متوجه باشد چیزی بالاتر از کمّیّات در عالم هست، خرافات یعنی اموری که پشتوانه‌ی عقلانی ندارند ، نه آن‌که هر چه کمّی و مادی نیست خرافه است؛ زیرا نفس ناطقه‌ی انسانی به عنوان موجودی مجرد، وسعت حضور در همه‌ی عوالم معنوی را دارد و نمادهای منسوب به اولیای الهی - مثل ضریح آن‌ها- قدرت توجه و اتحاد با آن عوالم معنوی را در نفس ناطقه انسان ایجاد می‌کند و انسان به خوبی آن عوالم را عین واقعیت احساس می‌نماید و از طریق اشک، روح را آماده می‌کنند تا جلوتر و جلوتر برود و به کشف برتری برسد. این کجا یک امر خرافی است؟ در حالی‌که ما را به حقایقی ماورای کمّیّات منتقل می‌کند.
عقلی که شیعه از طریق اربعین به آن رسیده و به وسیله‌ی آن اربعین را فهم کرده، عقلِ کیفیت گراست و تنها از این عقل است که ماورای سیطره‌ی کمّیت‌ها، کار می‌آید و نه‌تنها خرافه نیست بلکه به جدّی‌ترین و واقعی‌ترین واقعیات نظر دارد، واقعیاتی که روح فرهنگ کمّیت‌گرای یزیدی از دیدن و درک آن محروم است. سوبژکتیویته که سراسر غرب را فرا گرفته است مردم غرب را به خرافی‌ترین ملت‌ها در طول تاریخ تبدیل کرده و امروز مردم غرب با فرهنگ تجدد در حال گذران عمر در این خرافات‌اند. سوبژکتیویته می‌گوید آنچه انسان به حکم ذهن خود واقعی می‌داند، واقعی است، زیرا انسان هرگز به حقیقت دست نمی‌یابد پس آنچه را که تصور می‌کند که واقعی است به عنوان واقعیت باید پذیرفت. تحت تأپیر این نگاه به چیزهایی باور دارند که آن چیزها هیچ حضور کیفی در عالم ندارند و به هیچ حقیقتی، ماورای عالم ماده اشاره نمی‌کنند. حرکت اربعینی شیعه در این تاریخ، حرکتی است برای عبور از این پندارها و از این خرافه‌ها و نظر به کیفی‌ترین تمدن که همان تمدن مهدوی(عج) است. این حرکت، حرکتی است که ریشه در روح انسان‌ها دارد و باید اجازه دهیم ظهور کند، نه آن‌که با تصدّی‌گری و قیّم‌مآبی بخواهیم در کنترل ما در آید. خداوند در راستای به صحنه‌آوردنِ مردم در حیات دینی، به رسول خود(ص) می‌فرماید: «فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّر، لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ»(غاشیه، 21 و 22) ای پیامبر! به مردم تذکر بده، روح آن‌ها آن تذکرات را می‌شناسد، بنا نیست تو بر آن‌ها سیطره پیدا کنی.

اربعین؛ حرکتی پایدار و رو به جلو

سؤال: شما انقلاب را به سه مرحله تقسیم کردید و فرمودید در مرحله‌ی سوم، غرب نسبت به انقلاب به خود آمد و دست به انواع فتنه‌ها زد و ما با غرب وارد تقابل فرهنگی شدیم، غرب، فرهنگ الهی انقلاب ما را نشانه گرفت و ما عبور از فرهنگ سکولار غرب را و هر اندازه بتوانیم با اصالت‌دادن به کیفیت‌ها از غرب عبور کنیم، چهره‌های متعالی انقلاب را ظاهر می‌کنیم. حال در حرکت اربعینی هم باید بر روی همین کیفیت تأکید کرد تا گرفتار حجاب‌ها و آفات این حرکت نشویم و یا گزینه‌های دیگری هم برای به ظهور آمدن چهره‌های متعالی این حرکت وجود دارد؟
جواب: باب خوبی را جهت تفکر در این مورد باز کردید که برمی‌گردد به تجربه ما نسبت به انقلاب اسلامی و راز ریزش‌هایی که پیش آمد. آن‌هایی که نسبت‌شان را با انقلاب اسلامی غلط تعریف کرده بودند بدون استثناء ریزش کردند و عملاً امید دشمن را جهت سیطره بر انقلاب اسلامی زیاد نمودند. آن‌ها تعریفی که از انقلاب اسلامی برای خود داشتند چیزی نبود جز زندگی در زیر سایه‌ی استکبار، در عین دیانت فردی. در رابطه با حرکت اربعین هم این آفت هست، به همین جهت هرچه تعریف خود را نسبت به این حرکت دقیق‌تر کنیم، این حرکت با ریزش کم‌تری جلو می‌رود. ما تجربه‌ای را که در حرکت اربعین داریم، در انقلاب اسلامی نداشتیم لذا در حال حاضر حرکات استکبار را دقیق‌تر و خوب‌تر می‌توانیم رصدکرده و پیش‌بینی کنیم. مسلّم امریکا به عنوان نماینده‌ی روح استکبار در این تاریخ، به انحطاط رسیده و هر تمدنی که به انحطاط برسد سقوط خواهد کرد. عرض شد نمونه‌ی انحطاط آمریکا این که به جایی رسیده که برای رسیدن به اهداف خود به ارتجاعی‌ترین جریان‌های موجودِ منطقه تکیه کرده است و بنده امید دارم حرکت اربعینی شیعه به بهترین شکل نشان بدهد آمریکا چه اندازه ناتوان است. ابرقدرت‌ها با هیبت زنده هستند، اگر هیبت‌شان بشکند همچون آبی بخار می‌گردند و از آن‌جایی که هیبت آمریکا در این منطقه بیشتر ظهور دارد، در این‌جا است که بهتر می‌شکند و ما با تبیین قدسی حرکت اربعینی با ریزش‌های چشم‌گیری روبه‌رو نخواهیم بود. زیرا از یک طرف کسانی که انگیزه‌های سکولار دارند وارد این نوع حرکات نمی‌شوند تا بعد از مدتی بخواهند بروند و از طرف دیگر استکبار جهانی گرفتار انحطاط شده و جذابیت سابق خود را از دست داده است. از این جهت می‌توان گفت حرکت اربعینی که در حال حاضر شروع شده، حرکتی است پایدار و رو به جلو.
مشکل‌ترین قسمت کار به میان آوردن زبانی است که این فکر را تبیین کند و روشن نمایدکه اراده‌ی الهی، ماورای اراده‌ی استکبار، به صحنه‌ی این تاریخ آمده است تا بشریت از این طریق راه اُنس با خدا را در همه مناسبات فردی و اجتماعی بیابد و گمان نکند سیاست از دیانت جدا است. به محض آن که می‌خواهید روح استکبارستیزی حرکت اربعین را مدّ نظرها قرار دهید طرف مقابل، این واژه‌ها را سیاسی صِرف می‌شناسد و عملاً روح این حرکت درست تبیین نمی‌شود مگر آن که زبانی ظهور کند که مخاطَبِ ما را متوجه کند چگونه می‌توان در حرکات استکبارستیزی نظر به عالم قدس و معنا داشت. سال‌ها مولوی فکر کرد که با چه زبانی آنچه در ضمیر داشت را با الفاظ مناسب اظهار کند و حاصل تأمل و تفکر او آن شد که با زبان شعر به آن صورت که مثنوی ظهور کرد، آن معانی به میدان آمد. مثل مناجات شعبانیه که کشف امیر المومنین(ع) است با زبانی فوق‌العاده توانا جهت اظهار آن معانی و لذا آن مناجات، مناجاتی می‌شود که همه‌ی ائمه(ع) به آن اهتمام داشتند. مگر می‌شود به روشی بالاتر از این الفاظ و جملات کسی با خدا حرف بزند؟ این است معجزه‌ی ظهورِ زبانی که در لایه‌ی باطنی شعور تاریخی افراد نهفته است. اگر سلوکی واقع بشود و زبان تبیین حرکت اربعینی ظهور کند ما به نتیجه‌ی فوق العاده‌ای در جهان اسلام، به‌خصوص در بین شیعیان می‌رسیم.