اربعین حسینی؛ امکان حضور در تاریخی دیگر

نویسنده : اصغر طاهرزاده

حرکتی در اولین مرحله

سؤال: آیا به همان صورتی که استکبار سعی دارد به انقلاب اسلامی ضربه بزند و فکر انقلابی را در حجاب ببرد، امکان این کار برای حرکتی که در اربعین شکل گرفته است وجود دارد؟
جواب: مسلّم وجود دارد، زیرا هویت فرهنگ مدرنیته ضد معنویت است و با هر حرکتی که در فرهنگ غربی نگنجد مقابله می‌کند. ولی ما با روحیه‌ای که دائماً سعی داریم حرکات خود را بازخوانی کنیم و ضعف‌های آن را تقلیل دهیم، می‌توانیم از فتنه‌های غربی عبور کنیم، به همان معنایی که انقلاب اسلامی دائماً از طریق رهنمودهای مقام معظم رهبری «حفظه‌الله» نسبت به اهدافش بازخوانی می‌شود. اگر برای متعالی کردن این حرکت، برنامه‌داشته باشیم و اهداف معنوی آن را مدّ نظرها قرار دهیم، در حال حاضر در شرایطی هستیم که دشمن نمی‌تواند در این مرحله نقش چندانی در ضربه زدن به این حرکت را داشته باشد.
انقلاب اسلامی دارای سه مرحله بود. مرحله‌ی اول انقلاب، طوری بود که دشمن اصلاً نمی‌توانست آن را ببیند. در مرحله‌ی دوم که یک مرتبه انقلاب صورت عملیاتی به خود گرفت، انقلاب خیلی جلوتر از آنچه دشمنان فکر می‌کردند جلو رفت، آنچنان با سرعت جلو می‌رفت که تا دشمن می‌خواست قدم دیروز را بررسی کند، انقلاب چند قدم جلوتر رفته بود. در مرحله‌ی سومِ انقلاب بود که دشمن توانست به خود آید و انواع فتنه‌ها و کودتاها و جنگ هشت‌ساله را به انقلاب تحمیل نماید که البته ملاحظه کردید چون انقلاب در زمین دشمن بازی نمی‌کرد توانست از نقشه‌های دشمن جان به‌در برد. در مورد حرکت اربعین در مقایسه با انقلاب اسلامی، ما در مرحله‌ی اول هستیم و دشمن هنوز نمی‌فهمد معنای این حرکت چیست. از این مرحله که گذشت و حرکتِ جهانی شیعه معنی‌دار شد، حتماً تقابل شروع می‌شود. تفاوت قضیه آن است که بحمدالله دشمن در فهم حرکت کیفی اربعین، فوق‌العاده ضعیف شده است و به یک معنا ما با مرحله‌ی انحطاط مدرنیته روبه‌رو هستیم تا آن حدّ که برای مقابله با این جریان دست به دامن آل سعود و تکفیری‌ها می‌شود که البته با شکست آل سعود، به عنوان دفع یکی از موانع حرکت معنوی جهان اسلام، کار ما سرعت بیشتری به خود می‌گیرد.

کار بزرگی در حال وقوع است

سؤال: مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در سخنرانی مورخ 2/2/92، آفت‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی را یکی از واجب‌ترین کارها می‌دانند، در آفت‌شناسی، نیاز به شناخت ملاک داریم تا آن آفت‌هایی که دامن‌گیرِ انقلاب اسلامی شد برای حرکت اربعین پیش نیاید. چه ملاک‌هایی برای شناخت آفت‌های حرکتِ اربعین باید مدّ نظر داشته باشیم؟
جواب: چند چیز را باید مدّ نظر داشت، یکی این‌که مواظب باشیم در زمین دشمن که همان فرهنگ مدرنیته است با ملاک‌های آن فرهنگ، بازی نکنیم، به این معنا که دقت داشته باشیم با نگاه غربی همدیگر را و حرکات این مردم را نگاه نکنیم و نخواهیم همه چیز مطابق ارزش‌های غربی جلو رود. دیگر این که سعی کنیم تعریف درستی از این حرکت داشته باشیم. در مورد اربعین دو تعریف، مقابل ما وجود دارد؛ یکی این‌که حرکت اربعین را صرفاً یک عبادتِ فردی تعریف کنیم، دیگر آن‌که آن را در عین قدسی و معنوی‌بودن، حرکتی اجتماعی سیاسی بدانیم برای آن‌که از آن طریق دستورات دین به جامعه برگردد و از آن به بعد فرهنگ سکولاریته مناسبات اجتماعی تربیتی ما را مدیریت نکند. تلاش بنده در این چند سال دقیقاً روی نکته‌ی دوم متمرکز است تا تعریفی که باید از حرکت اربعین بشود تعریف درستی باشد. اگر تعریف این حرکت درست شد افق آینده‌ی آن روشن می‌شود و معلوم می‌گردد کجا باید برویم و فعلاً کجا هستیم و در حال حاضر چه انتظاری باید از این حرکت داشته باشیم و چگونه باید در متن این حرکت به حضور در تاریخی دیگر فکر کرد و روشن‌کننده‌ی آن راهی که راه حضور در تاریخ دیگر است، چیست؟ اگر این حرکت درست تعریف شود می‌توانیم به دگرگونی معنای سیاست امیدوار باشیم، چیزی که با انقلاب اسلامی شروع شده است. با تعریف درست این حرکت تلقی تازه‌ای از زندگی پدید می‌آید، زیرا هیچ اصلاحی ممکن نیست جز با آمادگی روحی و اخلاقی مشترک مردمان و داشتن طرحی برای آینده، و این در حرکت اربعینی مردم به چشم می‌خورد، هرچند فعلاً در ابتدای این حرکت هستیم.
از آن‌جایی که سکولاریسم یک رأی و نظر نیست بلکه دگرگونی در معنای زندگی و دگرگونی در نسبت آدمی با خود و با غیر است، در حرکت اربعینی مردم، این تعریف در حال دگرگونی است و نسبت آدمیان با خود و با دیگران در حال تغییر است. عبور از سکولاریسم در این زمان، از ماندن در حدّ تئوری به عمل نقل مکان داده و حرکات مردم، حکایت‌گرِ این عبور است. اگر در تعریف این حرکت جای مسائل کوچک و بزرگ را عوض نکنیم، متوجه می‌شویم کار بزرگی در حال وقوع است.

چیستی حرکت اربعینیِ این تاریخ

سؤال: شما در تعریفی که برای انقلاب اسلامی دارید، حقیقت انقلاب را برمی‌گردانید به شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی(رض) به آن معنا که چون انقلاب اسلامی به قلب امام خمینی اشراق شده، سیره‌ی ایشان محل تفصیل انقلاب اسلامی است. حال سؤال این جا است که آیا می‌توانیم حرکت اربعین را به سیره‌ی امام حسین(ع) برگردانیم یا موضوع را باید به شکل دیگری تفسیر کرد؟
جواب: همین‌طور که می‌دانید ما ذات و گوهر انقلاب اسلامی را - به همان معنایی که بر قلب امام خمینی(رض) اشراق شده- بر می‌گردانیم به اراده‌ی الهی در این تاریخ، برای عبور از فرهنگ مادی این دوران. در حرکت اربعین هم همان اراده‌ی الهی است که در این زمان به صحنه آمده است، تا بعد از چهارصد سال که از رنسانس غربی گذشته است، بشر متوجه فتحی تاریخی بشود. به همان معنایی که در زیارت امام حسین(ع) به آن حضرت اظهار می‌دارید «بِکُم فَتَحَ اللهُ وَ بِکُم یَختِم» یعنی خداوند از طریق شما راهی را می‌گشاید و راه دیگری را می‌بندد. منتها همان‌طور که انقلاب اسلامی ذیل حرکت امام حسین(ع) انجام شد و در پانزده خرداد سال 1342 حضرت امام خمینی(رض) بحث پیروزی خون بر شمشیر را مطرح کردند، در این زمان نیز این ایده‌ی حضرت امام حسین(ع) است که در حرکت اربعینی مردم ظهور کرده تا راهی که انقلاب اسلامی در مقابل بشرِ این دوران گشود، به صورتی وسیع‌تر در جهان شیعی به ظهور برسد و نفی کلّی استکبار را رقم بزند و پیرو آن، حکّام دست‌نشانده‌ی استکبار نیز از میان برداشته شوند.
پس از گذشتِ چهارصد سال از رنسانس - به عنوان یک حرکت برای زندگی برتر به روش سکولار- معلوم شد آن روش نمی‌تواند جواب نیازهای اصلی بشر را بدهد و در تاریخی که با حرکت اربعین در حال ظهور است، این پیام به گوش می‌رسد که در چهارصد سال گذشته هیچ نفعی عاید بشر نشد و این حضوری که شما در حرکت اربعینی مردم ملاحظه می‌کنید نشانه‌ای است از این‌که مردم می‌خواهند بیرون از فرهنگ غرب، زندگی خود را معنا ببخشند. به این جهت است که ما در تعریف اربعین باید خیلی تلاش کنیم و از آن جهت که یک اراده‌ی عمومی در میان است موضوع را مدّ نظر قرار دهیم و آن را به مدیریت گروهی خاص محدود نکنیم. وقتی امام(رض) در رابطه با تحقق انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «اگر من هم برگردم ملت اسلام برنمى گردد. اشتباه نكنید، اگر خمینى هم با شما سازش كند ملت اسلام با شما سازش نمى كند»،(19) ما را متوجه اراده‌ی عمومی مردم می‌کنند، به این معنا که انقلاب اسلامی یک حقیقتی است که به قلب ملت اشراق شده و حضرت امام متذکر مردم هستند که از آن حقیقت غفلت نکنند به همان معنایی که قرآن به رسول خدا(ص) می‌فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ»(نحل/44) ای پیامبر! ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا آن‌چه بر مردم نازل شده است را تبیین کنی. به همین جهت است که مردم سریعاً تذکرات و رهنمودهای حضرت امام(رض) را تصدیق می‌کردند. زیرا حرف امام، حرف مردم بود. خداوند در سوره‌ی آل‌عمران می‌فرماید: ای پیغمبر! بگو؛ «آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَیْنا»(آل عمران/ 84) ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده ایمان آوردیم. نمی‌گوید به آنچه بر من نازل شد ایمان آوردم. یعنی نور وحی الهی بر قلب سلمان و ابوذرها هم به صورت اجمال نازل شده است. ولی صاحب این حقیقت به صورت تفصیلی حضرت پیامبر(ص) است. در حال حاضر هم نوری بر قلب شیعه‌ی اربعینی نازل شده و چیستی این حرکت را باید در این فکر و فرهنگ معنا کرد. آفت مهم این حرکت آن است که حقیقت این حرکت را نبینیم و آفت دیگر آن است که این حرکت معنوی را صرفاً کمّی نگاه کنیم. نباید اجازه داد موضوعی به این بزرگی تفسیر کمّی بشود و در حدّ یک حرکت سیاسی تقلیل یابد که در آن صورت حقیقت آن در حجاب می‌رود، همان‌طور که اگر در حدّ یک حرکت معنوی فردی تقلیل یابد حقیقت آن در حجاب می‌رود.