اربعین حسینی؛ امکان حضور در تاریخی دیگر

نویسنده : اصغر طاهرزاده

معنای حماسه‌ی میلیونی پیاده‌روی اربعین حسینی

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
از آن‌جایی که دشمنان اسلام همیشه تلاش داشته و دارند که اربعین را به‌عنوان یک فکر و فرهنگ، محو کنند؛ تأکید ائمه(ع) آن است که اربعین زنده بماند، چون اربعین یعنی ادامه‌ی امام حسین(ع) و شیعه در این راستا وظیفه دارد بیشترین نگاه را جهت بقای اسلام، به اربعین بیندازد تا نسبت به مهم‌ترین عامل بقای اسلام کور نباشد.
حرکت حضرت سیدالشهداء(ع) یک تذکر بود به همه‌ی تاریخ که چگونه از ظلمات زمانه می‌توان خود را رها کرد و در سال‌های اخیر مردم در حماسه‌ی اربعینی خود ذیل تذکر حضرت سیدالشهداء(ع)، به روحی منوّرند که آن‌ها را از ظلمات فرهنگ اُمویِ جهان استکبار رهایی می‌بخشد و این است معنای حماسه‌ی میلیونی پیاده‌روی اربعین حسینی.
حماسه‌ی اربعین چیزی نیست که از ما شروع شده باشد، همه‌ی امامان ما در بزرگداشت اربعین اصرار می‌ورزیدند تا معلوم شود حرکتی که حضرت سیدالشهداء(ع) شروع فرمودند یک حرکت عقیم نیست. در این رابطه حضرت امام عسکری(ع) می‌فرمایند: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ؛ صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ». علامت‌های مؤمن پنج چیز است: «پنجاه و یک رکعت نماز» و «زیارت اربعین» و «انگشتر در دست راست‌کردن» و «پیشانی بر خاک‌نهادن» و « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» را بلندگفتن».(1)
جابربن عبداللّه انصاری یکی از صاحبان اسرار آل‌محمد(ع) است، او به خوبی می‌داند که چگونه با زیارت امام حسین(ع) در اربعین، نشان ‌دهد آن حرکت، حرکتی نبود که در خود عقیم شود. جابر با این‌که در آن زمان نابینا است و با این‌که مسافرت در آن شرایط و با آن وضع از مدینه تا کربلا سخت طاقت‌فرسا است، متوجه است زیارت امام حسین(ع) در اولین اربعین بعد از شهادت آن حضرت، یک زیارت معمولی نیست که تنها همراه باشد با ثواب‌های فردی؛ بلکه یک حضور و رسالت تاریخی است، رسالت در تاریخی که امام حسین(ع) شروع کردند و آن حضوری است در راستای تقابل با حاکمیت استکباری امویان.
حماسه‌ی اربعین حسینی، حضور میلیونی انسان‌های وفادار به آرمان‌های قدسی امام حسین(ع) است. در این حماسه، میلیون‌ها انسان‌ مصمّم حضور پیدا کرده‌اند برای پشت‌کردن به فرهنگ یزیدی استکبار جهانی. این حضور حماسی، خبر از آن می‌دهد که برای شیعه هویتی دیگر در حال شکوفائی است و شیعه از این طریق می‌خواهد به بهترین شکل با فرهنگِ حضور مردم در صحنه‌ها، از حیطه‌ی جهان استکباری عبور نماید. این حضور حماسی مردمی، مسلّماً آثار بسیار عمیقی در وجود تک‌تک انسان‌های حاضر در این اقیانوس انسانی خواهد گذاشت به طوری که هرکس خود را یک اقیانوس انسانِ تمدن‌ساز احساس می‌کند.
در حماسه‌ی اربعین حسینی رفتارهایی از تمدن‌سازی شیعه ظهور می‌کند که هرگز به چشم فرهنگ غربی نمی‌آید. از مردان و زنان محترمی که با پای پیاده خود را به ساده‌ترین شکل در انبوه جمعیت غرق کرده‌اند تا از اَنانیّت خود هیچ‌چیز باقی نگذارند، تا خادمان زوّار حسین(ع) که با اندک بضاعت خود، در خدمت زوّار قرار می‌گیرند؛ همه در حالِ نشان‌دادن اهدافی برای زندگی دینی هستند. زوّار و خدمه می‌خواهند در راستای اهداف بزرگ خود صورت ایثار امام حسین(ع) را در این صحنه‌ها به ظهور برسانند و با از خودگذشتگیِ خود به امام حسین(ع) نزدیک شوند و نقش حسینی خود را در این تاریخ به فعلیت آورند.
انبوه زائران اربعین حسینی و خدمه‌ها‌ی زوّار، همه و همه به‌خوبی می‌دانند در چه تاریخی قرار دارند و چه تمدنی از طریق آن‌ها در حال وقوع است. اینان به دنبال دستور خداوند به رسولش هستند که فرمود: «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَك » خودت و همراهانت در راستای رسالتی که دارید پایداری و مقاومت کنید و استکبار جهانی را در موضع متهم قرار دهید و روشن نمایید که باید عقیده‌ی توحیدی در تاریخ به صورت فعّال و نقش‌آفرین حضور داشته باشد.
در روایت از امام صادق(ع) خطاب به یکی از یاران‌شان داریم که می‌فرمایند: «زُرِ الْحُسَیْنَ وَ لَا تَدَعْهُ. قَالَ: قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ؟ قَالَ: مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً. فَإِذَا أَتَاهُ، وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَكَیْنِ یَكْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَكْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَیْرَ ذَلِكَ. فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا: یَا وَلِیَّ اللَّهِ مَغْفُوراً لَكَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِه، وَ اللَّهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَیْنِكَ أَبَداً وَ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَطْعَمُكَ أَبَداً». حسین(ع) را زیارت كن و آن را ترك مكن. می‌گوید: عرض كردم: ثواب كسى كه آن حضرت را زیارت كند چیست؟ حضرت فرمودند: كسى كه پیاده زیارت كند آن حضرت را، خداوند به هر قدمى كه برمى دارد، یك حسنه برایش نوشته، و یك گناه از او محو مى‌ فرماید و یك درجه مرتبه اش را بالا مى‌ برد. و وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موكّل او مى ‌فرمایدكه آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آنچه شرّ و بد مى ‌باشد را ننویسند. و وقتى برگشت با او وداع كرده و به وى مى ‌گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد. و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیتِ رسولش مى‌ باشی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه‌ی خود نخواهد نمود.(2)
عنایت داشته باشید حضرت صادق(ع) چگونه روشن می‌کنند وقتی انبوه شیعیان با نظر به زیارت امام حسین(ع) مسافت‌های طولانی را پیاده طی می‌کنند به چه برکاتی نایل می‌شوند و با انس ملائکةُ اللّه با آن‌ها چه انسان‌های فرهیخته‌ای که حاصل آن زیارت و آن پیاده‌روی است، به جامعه برمی‌گردند. ملائکه به او خطاب می‌کنند: «یا وَلِیَّ اللّه» آیا کسانی که شایسته‌ی چنین خطابی می‌شوند و با غفرانی که نصیب آن‌ها می‌شود و یک نحوه عصمت در شخصیت آن‌ها پدید می‌آید، دیگر انسان‌های معمولی خواهند بود؟ یا انسانی هستند با مسئولیتِ ساختن جهانی سراسر پاکی و ایمان؟
توجه داشته باشید که سؤال‌کننده از ثواب زیارت امام حسین(ع) می‌پرسد و حضرت موضوعِ زیارت به صورت پیاده را به میان می‌آورند و می‌فرمایند: «مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً» تا روشن شود حضرت، به زیارت‌کردن به صورت پیاده نظر دارند. و اساس این نگاه از طریق پیامبر(ص) در رابطه با پیاده‌رفتن به حجّ بیت اللّه الحرام مطرح شده است و امام سجاد(ع) در همین رابطه می‌فرمایند: «مَا تَقَرَّبَ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَی‌ءٍ أَحَبَّ إِلَیهِ مِنَ الْمَشْی إِلَى بَیتِهِ الْحَرَامِ عَلَى الْقَدَمَینِ، وَ أَنَّ الْحَجَّةَ الْوَاحِدَةَ تَعْدِلُ سَبْعِینَ حَجَّةً. وَ مَنْ مَشَى عَنْ جَمَلِهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَوَابَ مَا بَینَ مَشْیهِ وَ رُکُوبِهِ. وَ الْحَاجُّ إِذَا انْقَطَعَ شِسْعُ نَعْلِهِ، کَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَوَابَ مَا بَینَ مَشْیهِ حَافِیاً إِلَى مُنْتَعِلٍ»(3) عبد به سمت خدا نزدیک نمی‌شود به چیزی دوست داشتنی‌تر از پای پیاده به خانه‌ی‌خدارفتن، و یک حج او ثواب هفتاد حج را دارد. و کسی که گاهی از شترش پیاده شود و در کنارش راه رود ثواب بین آن مقداری که پیاده رفته تا زمانی که سوار شده را به او جدا می‌دهند، و حاجی اگر بند کفشش باز شود (یعنی کفشش از پایش دربیاید و مجبور شود پا برهنه برود) ثواب آن مقداری که پا برهنه رفته تا جایی که کفش پوشیده را جدا به او می‌دهند.
در روایتی دیگر حضرت صادق(ع) روشن می‌کنند وقتی زائر امام حسین(ع) پیاده به زیارت حضرت می‌رود، قبل از رسیدن به کربلا با پاک‌شدن از گناهانش و افزون‌شدن حسناتش، در مقام اُنس با خدا قرار می‌گیرد و چون به حائر و حواشی قبر مبارک حضرت رسید، به مقام مصلحینِ برگزیده می‌رسد که دغدغه‌ی اصلاح جوامع بشری را دارند و چون زیارت او به اتمام رسید، به مقام فائزین و پیروزمندان صحنه‌ی تمدن‌سازی نایل می‌شود و حرکات او حتماً به نتیجه‌ی لازمِ خود می‌رسد تا آن‌جایی که رسول خدا(ص) از طریق ملائکة اللّه به او سلام می‌رسانند که تمام موانع تو در رابطه با انس با خدا برطرف شده. راستی انسان تا کجا باید صعود کند که رسول خدا(ص) یعنی انسانی که در فتح تاریخ جاهلیت تا آن اندازه پیروز شد، به او سلام برساند و او را از خودش بداند. آری حماسه‌ی اربعین حسینی ادامه‌ی همان فتح تاریخی است که رسول خدا(ص) پایه‌گذاری فرمودند: اصل روایت چنین است: «عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): یَا حُسَیْنُ! مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ(ع) إِنْ كَانَ مَاشِیاً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَةً حَتَّى إِذَا صَارَ فِی الْحَائِرِ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِینَ الْمُنْتَجَبِینَ حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِكَهُ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِینَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) یُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَكَ: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَامَضَى». عنایت دارید که در این روایت باز حضرت می‌فرمایند: «إِنْ كَانَ مَاشِیاً» اگر پیاده به زیارت رود آن برکات خاص را نصیب خود می‌کند.
حسین ‌بن‌ثُویر می‌گوید: امام‌صادق(ع) فرمودند: اى حسین! كسى كه از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین ابن على(ع) باشد. اگر پیاده رود، خداوند منّان به هر قدمى كه برمى دارد یك حسنه برایش نوشته و یك گناه از او محو مى ‌فرماید. تا زمانى كه به حائر برسد و پس از رسیدن به آن مكان شریف، حضرت حق تبارك و تعالى او را از رستگاران قرار مى ‌دهد. تا وقتى‌ مراسم و اعمال زیارت را به پایان برساند، در این هنگام او را از فائزین محسوب مى ‌فرماید، تا زمانى كه اراده‌ی مراجعت نماید، در این وقت فرشته ‌اى نزد او آمده و مى ‌گوید: رسول خدا(ص) به تو سلام می‌رساند و به خطاب به تو مى‌فرماید: از ابتداء عمل را شروع كن، تمام گناهان گذشته‌ ات آمرزیده شد.(4)
حضرت صادق(ع) یعنی پایه‌گذار هویت تشیع در روایتی دیگر روشن می‌کنند که چگونه قدم‌هایی که انسان به سوی زیارت امام حسین(ع) برمی‌دارد به او قدرت تصرف در کلّ جهان را می‌دهد و خداوند تمام تقاضای او را برآورده می‌کند. می‌فرمایند: «إِنَّ الرَّجُلَ لَیَخْرُجُ إِلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ(ع) فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ مَغْفِرَةُ ذُنُوبِهِ، ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُقَدَّسُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّى یَأْتِیَهُ فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللَّهُ تَعَالَى فَقَالَ: عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِكَ؛ اُدْعُنِی أُجِبْكَ؛ اُطْلُبْ مِنِّی أُعْطِكَ، سَلْنِی حَاجَةً أقضیها لَكَ قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ(ع): وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُعْطِیَ مَا بَذَلَ».(5) شخصى كه به زیارت قبر حضرت حسین بن على(ع) مى ‌رود، زمانى كه از اهلش جدا شد با اولین گامى كه بر مى ‌دارد تمام گناهانش آمرزیده مى شود. سپس با هر قدمى كه برمى ‌دارد پیوسته تقدیس و تنزیه شده تا به قبر برسد. و هنگامى كه به آن‌جا رسید حق تعالى او را خوانده و با وى مناجات نموده و مى‌ فرماید: بنده من! از من بخواه تا به تو عطا نمایم، من را بخوان تا اجابتت نمایم، از من طلب كن تا به تو بدهم، حاجتت را از من بخواه تا برایت روا سازم. راوى مى ‌گوید، امام(ع) فرمودند: و بر خداوند متعال حق و ثابت است آنچه را كه بذل نموده عطا فرماید.
تفاوت درجه‌ی زائر امام حسین(ع) در روایات فوق، به تفاوت شدت عزم و تصمیمی بستگی دارد که زائران در جان خود پرورانده‌اند.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

حماسه‌ی اربعین؛ سنتی در حال شکوفایی

بسم الله الرحمن الرحیم
انسانی بس عظیم و بزرگ که در مقام عصمت و طهارت قرار داشت به نام حضرت حسین بن علی(ع) در کربلا حقایقی را در آینه‌ی تاریخ به نمایش گذارد که بس عظیم بود. حقایقی را که تنها انسان‌های معصومی مثل امام صادق(ع) توانِ دیدن آن را داشتند. ائمه در زیارت‌نامه‌هایشان نگاه به حرکت امام حسین(ع) را عرضه نمودند و ما در عملِ امام حسین(ع) و نگاه امامان به حرکت آن حضرت می‌توانیم به حقیقت کار حضرت سیدالشهداء(ع) نظر نماییم و محتوای زیارت اربعین را تصدیق کنیم و این‌جاست که باید خدا را شکر کرد.
چه بگویم که چگونه ما در زیارت اربعینِ حضرت سیدالشهداء(ع) با سنتی عظیم و فرهنگی خاص روبرو هستیم که درک آن به آسانی میسر نیست.
همه‌ی آن‌هایی که دغدغه‌ی عبور از فرهنگ ظلمانی دوران را دارند و می‌خواهند با عقلی غیر از عقل غربی با سایر انسان‌ها مأنوس شوند، باید به فرهنگ اربعین نظر کنند.
اربعین نشان داد که در حكمت حسینى، شكست معنى ندارد و پایدارى و بقاء، عنصر اصلى این حكمت است. حتّى در دربار یزید، آثار زنده ماندن كربلا نمایان شد.(6) حال از آن به بعد در تاریخ، با نمونه اى بسیار متعالى و روشن و پر از رمز و راز؛ یعنى اربعینِ شهداى كربلا روبه رو هستیم.
انسان به واقع از حیرت نزدیك است قالب تهى كند كه چگونه هنوز چهل روز از آن قلع و قمع ها نگذشته بود و هنوز صداى شادى پیروزى بر حسین(ع) از در و دیوار كوفه و شام به گوش مى رسیدكه اربعینِ شهداى كربلا به پا مى گردد و پس از چهل روز بانگ بلند حسین(ع) در روز عاشورا در تمام شهرهاى اسلامى، انسان‌ها را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.
داستان آمدن «جابربن عبدالله انصارى» و «عطیّه» به كربلا یك حادثه نیست، یك فرهنگ است كه تاریخ، قصّه این دو بزرگوار را به عنوان نمونه ذكر كرده است.
اربعین؛ سنّت شیعیان بیداردلى است كه گذشت زمان، وفادارى آن ها را نسبت به امام حسین(ع) از بین نمى برد. لذا كسى كه به حق، مؤمن است، نمى تواند به حقیقتِ مجسّم، یعنى اباعبدالله(ع) مؤمن نباشد و كسى كه همواره به یاد حق است، همواره به یاد حقیقتِ مجسّم است، هرچند غوغاى زمانه چیزى غیر از حق را بخواهد. غوغاى زمانه و تبلیغات یزیدى تلاش كرد كه اباعبدالله(ع) را از صحنه‌ی ذهن ها و خاطره ها پاك كند و آن‌همه تهمت و تلاش براى این بود كه ذهن ها از یاد اباعبدالله(ع) پاك شود. ولى اربعین كه از نشانه هاى مؤمن شمرده مى شود،(7) نشان داد كه در زیر این آسمان كسانى هستند كه غوغاى زمانه نمى تواند آن ها را از وفادارى به حقیقتِ مجسم یعنى امام معصوم، غافل كند و سنّت اربعین سنّت انسان هایى است كه اسیر حكومت یزیدى نشدند و تحت تأثیر تبلیغات نظام كفر، از تعهّدى كه با حق داشتند دست نكشیدند.

اربعین؛ تجسم ادامه‌ی عهد مؤمنین

امام حسین(ع) به عنوان قطب دل هاى سالم و جان‌های متوجه حق و حقیقت، كهنگى بردار نیست و شامل مرور زمان نمى شود. كسانى كه مى خواستند رنگ حسینى را بى رنگ كنند وآن هایى كه امام حسین(ع) را از یاد بردند، هیچ كدام مؤمن نیستند. این‌كه حضرت امام عسکری(ع) فرموده‌اند: «زیارت اربعین، یكى از نشانه هاى ایمان است» یعنى اربعین؛ ادامه‌ی عهد مؤمن است با امام حسین(ع) كه تجسّم اسلام است و قطب دل هر انسانى كه مى خواهد دلى فعّال و زنده داشته باشد امام حسین(ع) است، هر چند حاكمان ستمگر تلاش كنند تا این عهد و وفادارى و میثاق با امام را، از بین ببرند. چراكه مؤمن در عالمى از ایمان و حالى از معنویت به سر مى برد كه هیچ شرایطى نمى تواند آن حال را از او بگیرد، و در واقع اربعین و زیارت اربعین استحكام آن حال ایمانى است.
این یك قاعده کلی است كه همیشه ستمگران وقتى حق و حقیقتِ اسلام و دین را تحمل نكردند، سعى مى كنند مظاهر اصلى دین را محو و نابود كنند. آنان سعى مى كنند با تبلیغات و غوغاسالارى و كشتار و تهمت زدن، حق را از صحنه‌ی جامعه و خاطره ها پاك كنند. و این تنها شیعه‌ی اربعین شناس است كه تحت تأثیر این غوغاسالارى ها قرار نمى گیرد. این‌كه شخصیت جابربن عبدالله انصارى براى ما بسیار ارزشمند است و با توجّه به او سنّت اربعین را عزیز مى داریم، به جهت كار بزرگى است كه او كرده است و از طریق این سنت همیشه شیعیان از بركات اربعین بهره مند شده اند.
شما فراموش نكنید كه پس از واقعه‌ی عاشورا در كنار آن تبلیغاتى كه امام(ع) را به‌عنوان یك خارجى معرفى كردند، چنان ارعابى در كشور حاكم نمودند که كسى جرأت یاد امام حسین(ع) را هم نداشت تا از این طریق براى همیشه سنّت حسین(ع) و سنّت محمّد(ص) از صحنه‌ی خاطره ها و سینه ها محو شود و یزیدیان به راحتى بتوانند خود را تبلیغ كنند. در این صورت است که معلوم مى شود در چنین شرایطى، احیای اربعین حسین(ع) چقدر كارساز بوده است. در واقع با اربعین، همه‌ی طمع دشمن خنثى و بى نتیجه شد. همچنان‌که در این تاریخ پس از چهارصدسال حاکمیتِ تفکر سکولاریته، شیعیان با به صحنه‌آوردنِ اربعین، در حال خنثی‌کردنِ حیله‌ی ستمگران این دوران‌اند.
نباید حرکتی را که در این تاریخ در اربعین ظهور کرده است با یک نگاه محدود تعریف کرد و در همین رابطه باید گفت؛ این حرکت در عین آن‌که یک حرکتِ خودجوشِ اجتماعی است، حرکتی است که خداوند آن را بر قلب مردم إشراق نموده و هرکس به اندازه‌ای که بخواهد در این تاریخ، خود را با اراده‌ی الهی تطبیق دهد در ذیل آن قرار می‌گیرد.
زمینه‌ی تاریخی ظهور اربعین در این تاریخ این‌گونه است که عرض شد. زیرا در متن سنت اربعینی که در روایات ما آمده، چنین ظرفیتی نهفته است و نقشِ تاریخ‌سازی آن پیش‌بینی شده است که بنده در ادامه، بیشتر در تبیین آن سخن خواهم گفت. آن‌چه فعلاً باید بر آن تأکید کرد؛ فهم درست سنت اربعین است و شرط ادامه‌ی آن در راستای تحقق تمدن اسلامی. وگرنه به‌عنوان یک حرکت عبادیِ فردی، بدون نظر به حضور تاریخی جهان اسلام در این دوران و در معادلات جهانی، خروش و نشاط آن حرکت فرو می‌نشیند.
آن‌چه از ظواهر پیداست هر دو ملت ایران و عراق در عمق جان‌شان متوجه شده‌اند می‌توانند در راستای حرکت اربعین، نقش‌آفرینی کنند به طوری‌که بعضی از خودِ مردم عراق فرموده بودند ملت عراق در اربعین، ملت خاصّی هستند یعنی گویا متوجه‌اند در این شرایط چه نقش مهمی می‌توانند ایفاء کنند. آن‌ها به عنوان یک جریان الهی و یک رسالت تاریخی به موضوع نگاه می‌کنند.
جریانی که با اربعین شروع شده طوری است که زمینه ساز حضور شیعه در معادلات جهانی می‌شود و تا تحقق تمدن اسلامی و عبور از فرهنگ استکباری توان پیشرفت دارد. جهان اسلام پس از چهارصدسال که از رنسانس گذشته به خود آمده که دیگر برای ادامه‌ی حیات خود نمی‌تواند به پروژه‌های فرهنگ مدرنیته امید ببندد و لذا با شعارهای اسلامی به صحنه آمد و این علی‌رغم فشارهای جهان استکباری و ارتجاعی ادامه می‌یابد تا به نتیجه برسد.
ملت‌ها در این تاریخ در حال بازخوانی و تجدید نظر نسبت به رجوعشان به فرهنگ مدرنیته‌اند، فرهنگی که به عالم و آدم نگاه سکولاریته دارد. در چنین شرایطی «اربعین» یک تذکر تاریخی به همه‌ی ملت‌ها است تا در این شرایط، نسبت خود را با خداوند و مسیر انبیای الهی شکل دهند. ایجاد و بقای انقلاب اسلامى هم از بركات سنّت اربعین است. در شب پانزده خرداد سال 42 وقتى امام خمینى(رض) را دستگیر كرده و به زندان بردند، فرداى آن روز مردم به خیابان ها آمدند و بدون هیچ ترسى فریاد اعتراض‌شان بلند شد. ارتشبد «فردوست» در خاطراتش مى نویسد: «در آن روز آن قدر آدم آمده بود و آن قدر ما آن ها را كشتیم كه خودمان ترسیدیم». تاریخ مى گوید ارتشیان‌پایه‌های مسلسل ها را در صحن حضرت معصومه( گذاشتند و بسیارى از مردم را كشتند. شاه حساب كرده بود وقتى امام خمینى(رض) را تبعید كرد و مردمِ وفادار به امام را هم كشت، بقیه‌ی این ملّت براى همیشه وفادارى خود را نسبت به امام و انقلاب پس مى گیرند و لذا آنچه به گمان خود باید بكند، انجام داد؛ امام خمینى(رض) را بعد از چهل روز آزاد كردند و به روستایى در حاشیه‌ی شهر تهران به نام «داودیّه» بردند كه در واقع ایشان را به آن‌جا تبعید كنند. مورّخین مى گویند مردم آن قدر به دیدار امام(رض) رفتند كه جادّه داودیّه پر از ماشین سواری شده بود.(8) این چه سنّتى و چه شعورى است كه مردم بعد از این‌همه كشته‌دادن، به دیدار امام« خمینى(رض) مى روند. حضور حماسى مردم وفادار به امام و آزاد از رعب نظام شاهنشاهى، همه‌ی حیله های رژیم را خنثى كرد. بعداً امام را به قیطریه آوردند و از آن جا هم به قم برگرداندند. اگر به نهضت كربلا و نهضت امام خمینى(رض) نگاه دقیق و عمیقى بكنید شباهت هاى بسیارى بین این دو نهضت مى بینید. یعنى با همان فرهنگ و حكمت حسینى، انقلاب اسلامى شكل گرفته است و با همان فرهنگ جلو می‌رود و به بن‌بستی برخورد نمی‌کند که مانع ادامه‌ی آن در این تاریخ باشد.
شاید سیزدهم محرم بود كه خبر شهادت امام حسین(ع) به مدینه رسید، امویان تمام خانه هاى بنى هاشم را در مدینه خراب كرده بودند. یعنى بنى هاشم دیگر باید از صحنه تاریخ پاك شود. «جابربن عبدالله انصارى» به همراه «عطیّه» بدون آن كه مرعوب جوّ پلیسى نظام یزیدى شوند، به سوى كربلا حركت مى كنند تا ثابت كنند كه روح ایمانى و وفادارى به امام حسین(ع) جوّ پلیسى را به چیزى نمى گیرد و شامل مرور زمان هم نمى شود، چیزى كه یزیدیان نمى فهمیدند. وفادارى به امام و دین، تجددّ و روشنفكرى هم برنمى دارد، همیشه باید حق و حقیقت براى قلب مؤمن، حىّ و حاضر باشد. این است كه جابر، سنّت اربعین را بنا بر آموزه‌های دینی، پایه گذارى كرد و براى همیشه فرهنگ كربلا با سنّت اربعین، جهان را تغذیه خواهد كرد و عهد حسینى بر خلاف جوّ پلیسى و رعب و وحشت، جاى خود را باز مى كند و راه خود را ادامه مى دهد.
دشمنان این‌همه تلاش كردند تا وفادارى به امام حسین(ع) از بین برود، وگرنه كشتن امام به وسیله‌ی آن‌همه لشكر كه عمرسعد جمع كرده بود، هنر نیست. آن ها مى خواستند این وفادارى كه جابر و امثال او نشان دادند براى همیشه نابود شود، آن وفادارىِ عاشقانه اى كه امام و اصحاب آن حضرت را نماد دینداری در همه‌ی تاریخ مى كند. در واقع عهد حسینى با اربعین حفظ شد و امروز هم من و شما سنّت اربعین را تكرار مى كنیم، یعنى اى حسین، شما همیشه حق هستید و ما بنا داریم ارتباط‌مان را با حق یگانه كنیم و وفادارى به حق را هیچ گاه از دست ندهیم، و مرور زمان و غوغاى زمانه و تبلیغات یزیدى نمى تواند ارتباط ما را با شما قطع كند. هر سال اربعین‌گرفتن آن گونه كه امام صادق(ع) در زیارت اربعین به ما آموختند و در آن زیارت با امام حسین(ع) سخن‌گفتن، گوهرى گرانقدر و ارتباطی بزرگ است در تاریخی که مدرنیته گسستگی روح‌ها را به میان آورده است.