شبهه ها

نویسنده : حضرت آیت الله مصباح یزدی «مدظله»

مقدمه:

دانستن نیاز اساسی انسان و سوال کلید رسیدن به بسیاری از دانسته هاست.
آنگاه که ذهن با موضوعی مواجه می شود و در اطراف آن بررسی می کند در مورد زوایای مجهول آن پرسشهایی تولید خواهد کرد که با تحقیق و جستجو به پاسخهای آن خواهد رسید.
اما اگر مسأله ای معلوم و یا حتی بدیهی و مبرهن به گونه ای به ذهن القاء شد که در اثر آمیخته شدن به امور دور از عقل و بدیهی البطلان و یا ثابت نشده و ... بداهت و روشنی اش را از دست داد آنگاه ذهن دچار تحیر و سرگردانی شده شبهه ها تولد خواهند یافت.
هر چند در زمینه امور دینی جای سوالهای بسیاری هست و عقل و شرع میدان را برای طرح پرسشها بازگذارده و حتی تشویق به پرسش و تحقیق نیز می کنند لیکن در مواردی نیز دستهی جاهل یا مغرض شبهاتی مطرح می کنند که ابتداء اذهان را به تشویش می کشاند در حالیکه پس از ارائه پاسخها معلوم می شود که مطلب از ابتدا بسیار ساده و قابل درک بوده است.
آنچه در مجموعه حاضر مطالعه خواهید کرد تعدادی از شبهات رایج در زمان کنونی است که توسط حضرت آیت الله مصباح یزدی مدظله پاسخ داده شده و در کتاب «در پرتو آذرخش» به چاپ رسیده است که با توجه به اهمیت آن، مطالب کتاب مزبور در معاونت جامعه و مردم تلخیص و به علاقمندان عرضه گردیده است، بدان امید که مورد استفاده اذهان جستجوگر به ویژه قشر جوان قرار گیرد.
و السلام
معاونت جامعه و مردم
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

عوامل گمراهی و راه مقابله با آن

عوامل گمراهی در دو دسته خلاصه می شوند:
الف) یک دسته عواملی که به شناخت حقیقت مربوط می شود. افرادی که در این زمینه از معرفت ضعیفی برخوردار هستند و دلایل کافی برای اعتقاد خود ندارند، تحت تأثیر شبهات شیاطین واقع شده و ایمان خود را از دست می دهند؛ هر چند این افراد سالیانی دراز در محیطی سالم و نورانی زندگی کرده باشند، ممکن است در اواخر عمر تحت تأثیر شبهات شیطانی قرار گرفته و گمراه شوند.
ب) دسته دیگری از عوامل مربوط به خواسته ها، تمایلات، عواطف و احساسات انسان می شود. حتی ممکن است راه حق را شناخته باشند و بتوانند آن را اثبات کرده و شبهات را هم به خوبی جواب دهند، ولی در مقام عمل به خاطر اینکه خواسته های نفسانی در جان آنها ریشه دوانده است، کاری از پیش نبرند. توجه و عمل به نصایح سید الشهداء علیه السلام ما را در برابر این گونه آفات مصونیت می بخشد.
امام حسین علیه السلام اصحاب و هم چنین دشمنان خود را اینگونه نصیحت می کند که فریب دنیا را نخورند، خود را در مقابل زرق و برق دنیا نبازند و تعلق به لذتهای دنیا آنچنان برایشان مسلط نشود که موجب آلوده شدن آنها به گناه شود زیرا هنگامی که به گناه مبتلا شدند؛ به تدریج آلودگی در جان آنها رسوخ کرده، از گناه صغیره به کبیره روی می آورند، به تدریج گناه برای آنها عادت شده و در نهایت به کفر منتهی می شود.
اگر بخواهیم از این آفتها مصونیت پیدا کنیم، باید در قدم اول تقوا پیشه کنیم، از گناهان اجتناب کنیم و قدم به قدم در این راه جلو برویم تا اینکه ملکه تقوا برای ما حاصل شود و بتوانیم در مقابل عوامل شیطانی مقاومت کنیم.
در برابر آفتهایی که مربوط به شناخت، عقیده و فکر است باید بکوشیم عقاید خود را با دلایل روشن و منطقی اثبات کنیم و به عقاید تقلیدی که از پدر و مادر یا از محیط فرا گرفته ایم، اکتفا نکنیم و به خصوص در این روزگار، پاسخ شبهاتی را که در زمینه مسائل اعتقادی و معرفتی مطرح می شود، یاد بگیریم. یکی از اوجب واجبات، به خصوص برای نسل جوان ما، این است که سعی کنند عقاید دینی خود را تقویت کرده و پاسخ شبهه ها را یاد بگیرند. پدر و مادر ها، مربیان و کسانی که دلسوز جوانان هستند و برای آینده انقلاب نگران هستند، باید بدانند یکی از بزرگترین وظایف آنها این است که زمینه تقویت عقاید نوجوان و جوانان ر ا فراهم کنند.
برای اینکه در برابر انحرافات فکری و عقیدتی مصونیت پیدا کنیم، باید بر خود لازم کنیم که مطالعاتی در زمینه عقاید داشته و در پی یافتن پاسخ برای شبهاتی که مطرح می شود، باشیم.
جدی نگرفتن عقاید با ضعف عقیده، انحراف تدریجی، سقوط در وادی کفر و ضلالت مساوی است. این وظیفه زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که ما متوجه شویم که افرادی در صدد تضعیف عقاید ما هستند.
دستهای مرموزی در کار است تا عقاید دینی مردم را تضعیف کنند. البته این امر تازگی ندارد. این کاری است که شیطان قسم خورده است که آن را به عهده بگیرد و تا پایان زندگی بشر بر روی زمین، آن را ادامه دهد.
هر روز هم بر تجربیاتش افزوده شده راههای بهتری را برای گمراه کردن مردم پیدا می کند و شبهه های جدیدتر، جذابتر و گمراه کننده تری مطرح می کند. این ما هستیم که باید در برابر شبهه ها مصونیت پیدا کنیم.

ارزش ها و اعتقادات دینی چگونه کنار زده می شوند؟

در هر محیط انسانی باورها و ارزشهایی مطرح است که از طرف مردم پذیرفته شده و مورد احترام قرار گرفته است. به عنوان مثال، اگر کسی محیط کشور اسلامی ما را بررسی کند، می بیند که مردم خدا، پیغمبر صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام معتقدند؛ به سیدالشهداء علیه السلام علاقه دارند، به قرآن احترام می گذارند، احکام قرآن را احکام خدا، مقدس و واحب الاطاعه می دانند و هم چنین باورهای دیگری که بر اساس آنها ارزشهایی مطرح می شوند.
مردم یک جامعه بر اساس باورهای خود، اموری را خوب و در مقابل، امور دیگری را بد می دانند، کارهایی را گناه، زشت و پلید می دانند و بر خلاف آنها، کارهای دیگری را مقدس و محترم می شمارند.
به عبارت دیگر، در هر جامعه ای این مسائل وجود دارد که اموری به عنوان ارزشها و اموری دیگر به عنوان ضد ارزشها مطرح هستند.
ممکن است کسانی در صدد بر آیند که در باورها و ارزشهای پذیرفته شده مسلمانان تغییر ایجاد کنند. یعنی سعی کنند باورهای مردم را از بین ببرند.
در مورد ارزشهایی که در جامعه مطرح است، در خوب و بدها تصرف کنند و خوبی بعضی از خوبیها را کم رنگ و در مقابل هم بدی بعضی از بدیها را کمرنگ کنند تا به تدریج خوب و بد هم مرز شوند و چندان تفاوتی نکنند. به دو دلیل؛ یکی این که اساساً اعتقاد ندارند، تصور می کنند مردمی که به این دین اعتقاد دارند، گمراه هستند، به همین جهت، حتی گاهی به عنوان خدمت به جامعه، از بین بردن دین مردم بر می آیند.
دسته ای دیگر هستند که بی دین و ایمان نیستند، ولی تضادی بین پذیرفتن باورها و ارزشها از یک سو و پذیرفتن فرهنگ الحادی حاکم بر دنیا از سوی دیگر احساس کرده اند.
البته این مسأله خیلی هم عجیب نیست هنگامی که کسی با مردم این جوامع معاشرت داشته باشد بخصوص مدتی در آن کشورها زندگی کند، رفتار آنها را ببیند و به خصوص بعضی از اموری که جاذبه و لذتبخش باشد ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد.
بعضی از مراسم و مجالس برای انسان جاذبه دارد و هوسها و غرایز او را ارضا می کند. کسی که تحت تأثیر آن فرهنگ قرار گرفته، می گوید اینها چیزهای خوبی است و نمی توان از آنها چشم پوشید.
بعضی افراد قصد دارند بین این دو حالت آشتی بر قرار کنند و می گویند باید کاری کنیم که شخص بتواند با وجود این که اعتقاد به خدا و دین دارد، به سید الشهداء علیه السلام هم احترام می گذارد و شب عاشورا هم عزاداری می کند، در عین حال از شرایط زندگی غربی هم استفاده کند و از آن زرق و برقها هم لذتی ببرد و بی بهره نباشد.
آنها به تحریف در دین و تغییر باورها، ارزشها و احکام دینی دست می زنند تا شاید بین دین و زندگی غربی و نحوی آشتی برقرار کنند به گونه ای که دین مانع همه لذت طلبی ها و هوا پرستیها نشود.