فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

لطیفه

چك در تابوت!

مردى در حال مرگ بود. فرستاد پزشك و حسابدار و وكیلش را آوردند. به هر كدام پاكتى داد حاوى صد هزار دلار و گفت این اندوخته تمام عمر من است و مى خواهم با خودم ببرم به آن دنیا. من به شماها اعتماد دارم موقع خاكسپارى این پاكت ها را بگذارید داخل تابوت من و درش را ببندید. سه ماه از این قضیه گذشت و شبى پزشك و حسابدار و وكیل در یك پارك نشسته بودند و كمى سرشان گرم شده بود. پزشك گفت: رفقا من وجدانم ناراحت است. من از آن پاكت 30000 دلار برداشته ام. حسابدار گفت: والا دروغ چرا، من هم 50000 هزار دلار برداشتم. وكیل گفت: شماها عجب ناكس هایى هستید چطور دلتان مى آید پول مرده را بخورید. من همه پول را گذاشتم داخل تابوت. البته چون اسكناس لازم داشتم صد هزار دلار را برداشتم ولى در عوضش یك چك كامل به مبلغ 100 هزار دلار نوشتم و داخل آن پاكت گذاشتم.

ورزش