فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

هوشیارى یك عالم دین و فقیه بزرگوار

مقام معظم رهبرى فرمودند: تبلیغ با توجه به اوضاع و احوال سیاسى و اوضاع كلى جهان است. حتى مسئله وضو و غسل را هم كه مى گوییم، یعنى داریم مسلمان مخاطب خودمان را با تعالیم آن اسلامى آشنا مى كنیم؟ اگر چنانچه آن اسلام را كسى و جامعه اى داشته باشد همه آن حمله جهانى در مقابل او بى اثر است.
این آن چیزى است كه بین روحانى امروز و روحانى 100 سال، 200 سال و 500 سال پیش فرق مى گذارد. اگر چه بنده معتقدم همین صد سال و دویست سال پیش هم اگر چنانچه بعضى از علماى ما به این نكات توجه داشتند وضع بهتر از این مى شد كه الان است. من نگاه كردم بین دو نفر از علماى معاصر زمان فتحعلى شاه و یك مقایسه اى به ذهنم آمد. یكى از این دو بزرگوار یك عالم ملاى قوى فقیه نام آور بزرگوارى است كه از لحاظ علمى و از لحاظ تقوایى هیچ كس درباره او حرفى ندارد. این بزرگوار اول كتاب خود را با تعریف از فتحعلى شاه شروع مى كند و در اواسط كتاب به مناسبتهاى مختلف اسم فتحعلى شاه را مى آورد. یك جا هم در كتاب جهاد به فتحعلى شاه وكالت مى دهد مثل اینكه ما مى گوییم فلان آقا در فلان شهر از طرف ما نماینده است كه وجوهات را بگیرند و چه و چه بكنند. ایشان در كتاب فقهى خودشان فتحعلى شاه را نماینده خودش معرفى مى كند، كه چون این سلطان شریف كذا و كذا حالا دارد با روسها مى جنگد، پس ایشان را من از طرف خودم وكیل كردم و بر همه مردم واجب است از او اطاعت كنند. و اكنون كه من و شما كه امروز به تاریخ نگاه مى كنیم، مى فهمیم كه فتحعلى شاه چه موجود پلید و چه انسان نجسى بوده است، از شهوترانیها و قساوت قلبش گرفته، تا بى عرضگى اش در، از دست دادن 17 شهر قفقاز و عهدنامه ننگین تركمنچاى در زمان او، این آقاى فتحعلى شاه است. آن وقت این عالم بزرگ -كه عرض كردم و در علم و تقواى او احدى حرف ندارد و بزرگان ما در مقابل اسم او خاضعند و كتاب او از معروفترین كتب فقهى 150 سال، 200 سال اخیر است- براى خاطر اینكه به اوضاع و احوال و به حقیقت حال توجه نداشته كه العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس؛ ایشان عالم به زمان نبوده، فتحعلى شاه را نماینده خودش قرار مى دهد، آن وقت همزمان با همین عالم، یك ملاى بزرگ دیگرى داریم كه او محقق قمى و میرزاى قمى و صاحب جامع الشتاه است. در كتاب جهاد جامع الشتاه سؤالهایى از او مى شود كه اگر كسى نگاه كند مى فهمد این سؤالها را دربار فتحعلى شاه از او كرده است. سؤال مى كنند كه آقا چون شما نایب امام زمان هستید، اجازه مى دهید كسى به نیابت از شما این جنگ را اداره بكند؟ از این قبیل سؤالها مكرّر در مكرّر از ایشان شده است و این مرد هوشیار زمان شناس و آگاه به تمام اوضاع و احوال یك ذره و یك لحظه فریب نمى خورد و جوابهاى رندانه اى او به نظر من از نشانه هاى هوشیارى یك عالم دین و یك فقیه بزرگوار است. خود میرزاى قمى در جواب یكى از سؤالها مى گوید: تهیه كننده این سؤال پیداست كه اهل علم است. یعنى این دولتیهاى بى سواد اطراف فتحعلى شاه عقلشان نمى رسد كه از این حیله استفاده كنند و بخواهند براى فتحعلى شاه از میرزاى قمى وكالت بگیرند. بعد مى گوید این شوخى هم قرض شما باشد و بنا مى كند به جواب دادن و از زیر بار وكالت دادن شانه خالى مى كند و آگاهانه حكم شرعى را بیان مى كند. داستان علاقه فتحعلى شاه به اینكه پسر میرزاى قمى داماد فتحعلى شاه بشود و آن دعایى كه میرزاى قمى كرد معروف است و ماجراى مفصلى دارد. من مى گویم اگر همه علماى ما در زمان خودشان مثل میرزاى قمى بودند حداقل در این 200 سال اخیر، شاید وضع ما الان بهتر بود. به هر حال آن زمانها گذشته و ما به وضع آنها كارى نداریم، بلكه باید امروز به وضع خودمان برسیم.
بنابراین، آقایان باید توجه كنند و زمان را بشناسند و آن چنانكه امروز تلقى جهانى از دین هست و درست است آن را ترویج كنند و اسلام را آن گونه كه به عنوان یك مكتب حیاتبخش بشریت مطرح است تبلیغ كنند. ضمناً بفهمانید كه امروز پیروى از راه ائمه(صلى الله علیه و آله) این است كه همه تلاش كنند تا اسلام و مكتب اهل بیت را زنده كنند. اینها همان چیزهایى است كه افراد یك ملت را مثل پولاد آبداده مى كند و مانع نفوذ دشمن بین آنها مى شود. مردم را قوى كنید و اعمال شرعى مثل زكات و خمس و عبادات را به آنها یاد بدهید. این وظیفه ماست و باید در این راه تلاش كنیم.(2013)

مقام فقهاء دین

یكى از طلاب و محصلین حوزه علمیه قم از اهالى آذربایجان به نام آقاى عنایت الله جوادى براى نویسنده گفت: من در روستاى محل اصلى خودم بودم. پس از انجام نماز صبح خوابیده بودم در عالم رؤیا دیدم بهشت را زینت و آرایش مى دهند. سؤال كردم براى چه بهشت را تزیین مى كنید؟ گفتند: یكى از بزرگان تشریف مى آورد، در همان لحظه یكى از همسایگان به نام اسمعلى دربندى با صداى بلند مرا صدا كرده مى گفت: آقاى جوادى، آقاى جوادى! من به صداى ایشان بیدار شدم گفتم: چه كار دارى؟ گفت: الان رادیو خبر داد كه آیت الله نجفى مرعشى رحلت فرمودند. من بلند شده رفتم در مسجد ترحیم و سوگوارى تشكیل داد و به چند روستاى دیگر نیز رفتم و مجلس ترحیم برقرار كردم و پس از مدتى، یك شب بار دیگر آیت الله نجفى را در خواب دیدم كه فرمودند: آقاى جوادى آن خواب را كه دیدى برو در قم به فرزندم حاج آقا محمود مرعشى نقل كن. آقاى عنایت الله جوادى سپس گفت: وقتى به قم رفتم دخترم كه در قم ساكن است گفت: در شب وفات آیت الله نجفى مرعشى در خواب دیدم عمامه از سر شما به زمین افتاد. چون بیدار شدم خیلى ناراحت شدم و فكر كردم براى شما پیش آمدى شده ولى صبح رادیو ناگهان خبر داد كه آیت الله نجفى مرعشى به رحمت خدا رفت. یكى از بزرگان نقل كرد كه آیت الله نجفى مرعشى(قدس سره) مى فرمود: «من از خداوند متعال همیشه مسئلت مى كنم كه پیش از مرگ مرا اسیر بستر نكند و در بستر بیمارى زیاد ناراحتى نكشم.» اتفاقاً این خواسته ایشان عملى شد، چنانچه آن بزرگوار شب آخر عمرش نماز مغرب و عشا را در صحن مطهر حضرت معصومه(علیها السلام) با جماعت خواندند و رفتند و صبح همان شب ساعت هفت بوسیله رادیو ایران خبر رحلت ایشان منتشر شد و پس از یك عمر خدمت به اسلام و تشیع و تدریس در حوزه علمیه قم و تأسیس مدارس و كتابخانه و تربیت طلاب و دستگیرى از مستمندان روحش به ملكوت اعلى پیوست.(2014)

همراهى موسى(علیه السلام)

در روایات آمده كه شخصى از بنى اسرائیل بیشتر وقتهاى همراه حضرت موسى(علیه السلام) بود و احكام فقه و مسائل تورات را از ایشان فرا مى گرفت و به دیگران مى رساند و تبلیغ مى كرد.
مدتى گذشت و حضرت موسى او را ندید. روزى جبرئیل نزد موسى بود كه ناگاه میمونى (صورت برزخى آن همراه موسى(علیه السلام) ) از پیش ایشان گذشت.
جبرئیل گفت: آیا او را شناختى؟ فرمود: نه، جبرئیل گفت: «این همان شخص است كه احكام تورات را از تو یاد مى گرفت؛ این صورت ملكوتى و باطنى اوست در عالم آخرت.»
حضرت موسى(علیه السلام) تعجب كرد و پرسید: «چرا به این شكل درآمده؟» جبرئیل گفت: «چون كه هدف و نیت او از تعلیم و تعلّم احكام تورات این بود كه مرد او را به عنوان فقیه و دانشمند به حساب آورند، نیت خدا نبود و اخلاص نداشت، به همین دلیل شكل او در عالم آخرت مانند میمون خواهد بود.»(2015)