فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

نكات

«عزیزان من! رابطه خودتان را با خدا، هر چه مى توانید مستحكم تر كنید؛ بخصوص در این ماه هاى مبارك؛ ماه رجب و ماه شعبان. در این ماه ها كه ماه دعا و استغاثه، ماه رابطه گرفتن با خدا و ماه راز و نیاز كردن با معشوق حقیقى هر انسان است، دعا و توبه شما، ذكر خدا در دل هاى پاك و نورانى شما جوانان عزیز، معجزه ها و كارها مى كند! مخصوص این ایام (جوانى) نیست. در تمام عمرتان این رابطه با خدا در شما صفا و اخلاص را تقویت مى كنند و صفا و اخلاص، گره گشاى همه كارهاست».(1794) خداوند متعال، از جهات مختلف قابل عبادت است و ما باید حمد و سپاس او را بجا آوریم. به خاطر كمال ذات و صفات او كه «الله» است، به خاطر احسان و تربیت او كه «رَبِّ الْعالَمِینَ» است و به خاطر امید و انتظار رحم و لطف او كه «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» است و به خاطر قدرت و هیبت او كه «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» است. پاداش اهل تقوى كه به غیب ایمان دارند و اهل نماز و انفاق و یقین به آخرت هستند، رستگارى و فلاح است. رستگارى، بلندترین قلّه سعادت است. زیرا خداوند هستى را براى بشر آفریده و بشر را براى عبادت و عبادت را براى رسیدن به تقوى و تقوى را براى رسیدن به فلاح و رستگارى. «یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(1795)؛ اى مردم! پروردگارتان كه شما و پیشینیان شما را آفرید، پرستش كنید تا اهل تقوا شوید. سؤال: چرا خدا را عبادت كنیم؟ پاسخ: در چند جاى قرآن پاسخ این پرسش چنین آمده است: چون خداوند خالق و مربّى شماست. «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُمْ». چون تأمین كننده رزق و روزى و امنیّت شماست. «فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ الَّذِى أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»(1796). چون معبودى جز او نیست. «لا اِلهَ اِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِى»(1797). عبادت انسان، هدف آفرینش انسان است نه هدف آفریننده. او نیازى به عبادت ما ندارد، اگر همه مردم زمین كافر شوند او بى نیاز است: «اِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِیعاً فَاِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ»(1798) چنان كه اگر همه مردم رو به خورشید خانه بسازند یا پشت به خورشید، در خورشید اثرى ندارد. «و ما خَلَقْتُ الجنّ و الانس اِلّا لیعبدون»(1799)؛ عبادت نهایت كمال انسان و جن است. با اینكه عبادت خدا بر ما واجب است، چون خالق و رازق و مربّى ماست، ولى باز هم در برابر این اداى تكلیف، پاداش مى دهد و این نهایت لطف اوست. آنچه انسان را وادار به عبادت مى كند امورى است، از جمله: 1- توجّه به نعمت هاى او كه خالق و رازق و مربّى ماست. 2- توجّه به فقر و نیاز خود. 3- توجّه به آثار و بركات عبادت. 4- توجّه به آثار سوء ترك عبادت. 5- توجّه به اینكه همه هستى، مطیع او و در حال تسبیح او هستند، چرا ما وصله ناهمرنگ هستى باشیم. 6- توجّه به اینكه عشق و پرستش، در روح ماست و به چه كسى برتر از او عشق بورزیم. سؤال: در قرآن آمده است: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى یَأْتِیَكَ الْیَقِینُ»(1800) یعنى عبادت كن تا به یقین برسى. پس آیا اگر كسى به یقین رسید، نمازش را ترك كند؟! پاسخ: اگر گفتیم: نردبان بگذار تا دستت به شاخه بالاى درخت برسد، معنایش این نیست كه هر گاه دستت به شاخه رسید، نردبان را بردار، چون سقوط مى كنى. كسى كه از عبادت جدا شد، مثل كسى است كه از آسمان سقوط كند «فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ» به علاوه كسانى كه به یقین رسیده اند مانند: رسول خدا(صلى الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهم السلام)، لحظه اى از عبادت دست برنداشتند. بنابراین مراد آیه، بیان آثار عبادت است نه تعیین محدوده عبادت. آیات و روایات، براى عبادت، شیوه ها و شرایطى را بیان نموده است كه در جاى خود بحث خواهد شد، ولى چون این آیه، اوّلین فرمان الهى خطاب به انسان در قرآن است، سرفصل هایى را بیان مى كنیم تا مشخّص شود عبادت باید چگونه باشد: 1- عبادت مأمورانه، یعنى طبق دستور او بدون خرافات. 2- عبادت آگاهانه، تا بدانیم مخاطب و معبود ما كیست. «حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ». 3- عبادت خالصانه. «وَ لا یُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً». 4- عبادت خاشعانه. «فِى صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ». 5- عبادت مخفیانه. پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرمودند: «اعظم العبادة اجراً اخفاها». 6-عبادت عاشقانه. پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرمودند: «افضل الناس مَن عَشق العبادة». براى عبادت سه نوع شرط است: الف: شرط صحّت، نظیر طهارت و قبله. ب: شرط قبولى، نظیر تقوى. ج: شرط كمال، نظیر اینكه عبادت باید آگاهانه، خاشعانه، مخفیانه و عاشقانه باشد كه اینها همه شرط كمال است.

لطیفه

عبادت اینجورى!

پروین كوچولو دستش را به سوى آسمان بلند كرده بود و مى گفت: خدایا! كارى كن كه «پاریس» پایتخت روسیه شود. مادرش كه حرف هاى او را مى شنید، با تعجب پرسید: دخترم، این چه جور دعایى است كه مى كنى؟! پروین گفت: مى خواهم جوابى را كه در ورقه امتحانى نوشته ام، درست از آب دربیاید!