فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

دیدن خداوند هنگام عبادت

كلینى در كافى به اسنادش از امام صادق(علیه السلام) نقل مى كند: حبرى (عالم یهودى) خدمت امیر مؤمنان رسید و پرسید: اى امیر مؤمنان! آیا هنگام عبادت، پروردگارت را دیدى؟
حضرت فرمود: واى بر تو! چشمان با مشاهده دیدگان او را نمى بینند؛ ولى قلبها با حقایق ایمان او را مى بینند.(1774)

جانشین

علّامه حسن زاده آملى در كتاب هزار و یك نكته مى نویسد: در شب پنج شنبه 21 ماه رجب 1387 ه ق به استاد «حضرت علّامه طباطبایى» صاحب (تفسیر) المیزان عرض كرده ام: جناب آقا! دستورالعملى كه براى بین الطلوعین فرموده اید، گاهى مقدّسى من گُل مى كند، روزه مى گیرم، علاوه این كه ماه مبارك رمضان در پیش است و انسان وقتى كه سحر خورده دیگر در بین الطلوعین حالى براى خلوت و ذكر ندارد، آیا مى شود كه در این صورت دستور را در وقت دیگر انجام دهم؟ فرمودند: آقا! من هم این سؤال را از مرحوم قاضى (=جناب آیت اللَّه حاج سید على قاضى تبریزى رضوان اللَّه علیه) كرده ام در جواب فرمود: آرى، مى توانى به وقت دیگر افكنى و این آیه سوره مباركه فرقان را (به عنوان شاهد) قرائت كرد: «و هو الّذى جعل اللَّیلَ و النَّهارَ خِلفَةً لِمَن اَرادَ اَنْ یَذَّكَّرَ اَو اَرادَ شُكوراً(1775)؛ و او همان كسى است كه شب و روز را جانشین یكدیگر قرار داد براى كسى كه بخواهد متذكّر شود یا شكرگزارى كند (و آنچه را كه در روز كوتاهى كرده و در شب انجام دهد و به عكس).»
علامه حسن زاده در ادامه مى نویسد: در این (آیه) كریمه، «خِلفَة» (1776) و «یَذَّكَّر»(1777) و «شُكور»(1778) خیلى لطیف و یا مقام نیك مناسب است.(1779)

مرغْ تسبیح گوى و من خاموش!

سعدى علیه الرحمه در گلستان چنین حكایت نموده: یاد دارم كه شبى در كاروانى همه شب رفته بودم و سحر در كنار بیشه اى خفته. شوریده اى كه در آن سفر همراه ما بود، نعره اى برآورد و راه بیابان گرفت و یك نَفَس آرام نیافت. چون روز شد، گفتمش: آن چه حالت بود؟ گفت: بلبلان را دیدم كه به نالش در آمده بودند از درخت، و كبكان از كوه، و غوكان (=قورباغه ها) در آب، و بهایم از بیشه. اندیشه كردم مروّت نباشد همه در تسبیح و من بغفلت خفته.
دوش مرغى بصبح مى نالید
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یكى از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسید بگوش
گفت باور نداشتم كه تو را
بانگ مرغى چنین كند مدهوش
گفتم این شرط آدمیّت نیست
مرغ تسبیح گوى و من خاموش(1780)
نكته: این حكایت ظریف سعدى، تلمیحى لطیف است به آیاتى چند از قرآن مجید كه به چند مورد بارز آن اشاره مى كنیم:
الف: «تُسَبِّحُ له السَّماواتُ السَّبْعُ و الارضُ و مَن فیهنَّ و اِنْ مِنْ شى ءٍ اِلّا یُسَبِّحُ بِحمده ولكن لا تَفقَهونَ تَسبیحَهم(1781)؛ آسمانهاى هفت گانه و زمین و كسانى كه در آنها هستند همه تسبیحِ او مى گویند و هر موجودى تسبیح و حمد او مى گوید ولى شما تسبیح آنها را نمى فهمید.»
ب: «اَلَم تَرَ اَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ له مَن فى السَّمواتِ و الارضِ و الطَّیرُ صافّاتٍ كُلٌّ قد عَلَمَ صلاتَهُ و تَسبیحَه(1782)؛ آیا ندیدى تمام آنها كه در آسمانها و زمینند براى خدا تسبیح مى كنند و همچنین پرندگان به هنگامى كه بر فراز آسمان بال گسترده اند؟! هر یك از آنها نماز و تسبیح خود را مى داند.»
ج: «یُسَبِّحُ للَّهِ ما فى السَّمواتِ و ما فى الارضِ(1783)؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همواره تسبیح خدا مى گویند.»
د: «و سَخَّرْنا مع داوودَ الجِبالَ یُسَبِّحنَ و الطَّیرَ(1784)؛ و كوهها و پرندگان را با داوود مسخّر ساختیم كه (همراه او) تسبیح (خدا) مى گفتند.»